نظرات بیان شده در این وبلاگ منعکس کننده نظرات «مردمک» نیست.
این وبلاگ به صورت گروهی توسط نویسندگان و برخی از خوانندگان «مردمک» اداره می شود.
در صورتی که تمایل داشته باشید میتوانید نوشتههای خود را برای انتشار در وبلاگ «مردمک» به اینجا ارسال کنید.
• سال نوی میلادی با یاد دخترک کبریت فروش
• سپاه و مسابقه پرتاب کفش در نماز جمعه
• اگر من در بم بودم، حالا چی شده بود
• «آخرین شب یلدا با احمدینژاد»!!! واقعا؟
• این عکس رو گذاشتین سر در سایت!!!
• شکایت یکی از خوانندگان از دست پلیس!
• خاکسپاری بدون کارت ملی ممنوع!
• خیابان ظفر «خلیج فارس» باید گردد
• من درد مشترکم، مرا فریاد کن
• لغو لغو امتیاز «دنیای تصویر» لغو شد
• تصویرسال؛ عکسهای امسال پخش شد
• سالگرد سقوط هواپیمای خبرنگاران
• ورقهای گم شده تاریخ کجاست؟
• چشم دل آقا!
• چرا باید همه گروگانهای جندالله کشته شوند؟
• اپرای عاشورا در تهران به روی صحنه میرود
• بحران غزه و نامه فاش نشده متکی به مصر
• علی مطهری: احمدینژاد هیچ یک از گزینهها نیست
• ورود مواد مخدر به ایران در بستههای صابون
• آغاز فشار بر اصلاحطلبان در ایران
• پخش مستند «اربعین» ناصر تقوایی از صداوسیما
• «خلیج فارس» در تقویم هنری 2009 آمریکا
| صفحه اول | |
دراین هفته، وب سایت فرارو اطلاع داد که اداره کل رسانه های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از ورود شماره آکوست نشنال جئوگرافیک به ایران، جلوگیری به عمل آورده است. ظاهرا متقاضیان این نشریه در تماس خود با موسسه نشرآوران که از توزیع کنندگان این مجله در ایران است نتوانسته اند به این شماره مجله دست پیدا کنند.این مساله می تواند به دلیل آن بوده باشد که مجله نشنال جئوگرافیک در شماره آگوست خود، بخش ویژه ای را به ایران اختصاص داده است. روی جلد این مجله تصویری از دیواره های تخت جمشید نقش بسته است وعنوان «روح باستانی ایران: شکوهی که الهام بخش دوران معاصر است» در زیر آن به چشم می خورد. این گزارش را خانم مارگریت گودیس تهیه کرده و عکسهای آن را نیز نیوشا توکلیان گرفته است.
مارگریت گودیس سابقا برای چندین نشریه معتبر آمریکایی از قبیل نیویورک تایمز مطلب می نویسد و همچنین در دانشگاه تدریس می کند. گودیس در گزارش چاپ شده خود در این شماره نشنال جئوگرافیک به بررسی تاریخ و هویت ایرانی می پردازد و سعی می کند تا رد پای آنرا تا دوران معاصر دنبال کند. او برای تهیه این گزارش دوبار به ایران مسافرت کرده و با ایرانیان زیادی در همه سطوح مصاحبه نموده است.او همچنین در بخشهایی از این گزارش به نقد دولت پرداخته و این سوال را مطرح می کند که: «جمهوری اسلامی اولین دین سالاری منطبق بر قانون اساسی در جهان است و تجربه ای كلان: آیا یك كشور می تواند به طور مؤثر توسط روحانیونی اداره شود كه قانون مجازات خداوند را برای مردمی اعمال می كنند كه در چنین گذشه ی پارسی غنی ای جذب شده اند؟»
در جای دیگر او از تقابل فرهنگ پارسی با فرهنگ اسلامی/عربی یاد می کند و از زبان چندین ایرانی بیان می کند که دلیل بحرانهای هویتی جامعه معاصر این تقابلی است که همواره پس از حمله اعراب در 1400 سال پیش بین این دو فرهنگ وجود داشته است. گودیس از تاکید ایرانیان برای آنکه از اعراب متمایز شوند می گوید: «حقيقت اولين چيزي كه همه كساني كه با آنها ديدار داشتم و وقتي از آنها پرسيدم كه چه چيزي را مي خواهند جهان در باره آنها بداند، گفتند می خواهیم بدانند كه :ما عرب نيستيم! بلافاصله نيز مي گفتند: ما تروریست نیستیم!» به نظر گودیس در این بیانات نوعی نژادپرستی فارسی نهفته است. در عین حال گودیس به نقل همین تجربه برای خواننده بسنده نکرده و دلایل این تقابل را با شواهد و دلالیل تاریخی مختلف توضیح می دهد. ولی او در جای دیگر از ترکیب شگفت آور اسلام و ایران نام می برد و می گوید: «ايرانيان به ويژه افتخار مي كنند كه ظرفيت تفاهم پيدا كردن با ديگران را از طريق جذب جنبه هاي سازگار از فرهنگ مهاجم در تمدن خود قبل از آن كه دیگران بتوانند آنها را در خود جذب كنند ، دارند. این يك انعطاف فرهنگي است كه در قلب هويت پارسي آنها وجود دارد.»
در این جستجو، او بیان می کند که بسیاری از آداب و رسوم و آرزوها و حرکتهای اجتماعی ایرانیان فعلی، برخواسته از فرهنگ کهن آنان است. گودیس در توصیف امپراتوری ایران می گوید: «شما در حكاكی های تخت جمشید، می توانید اعضای ملیت های مختلف را مشاهده كنید كه ملیت آنها با لباس های مختلف آنها مشخص شده، و دور هم جمع شده اند تا به عنوان یك ملت واحد جشن بگیرند. این پادشاهی در اوج قدرت خود از دریای مدیترانه تا رود ایندوس گسترش داشت و این اولین و آخرین بار در تاریخ بود كه تمامی حكومتهای جهان شناخته شده، تحت حكومت یك پادشاه در می آمدند. بنابراین شاید پارسی ها اولین ابر قدرت جهان بودند.»
گودیس ایران متمدن را کشوری وصف می کند که "حدود 2600 سال قدمت دارد ونیمه اول آن تاریخ پارسی و نیمه دوم آن اسلامی است كه امروز به جمهوری اسلامی ایران منتهی گردیده است." او به دنبال کشف هویت ایرانی از ترکیب ظاهرا متناقض عناصر تشکیل دهنده هویت ایرانی با شگفتی یاد کرده و به عنوان نمونه به تجربه دیدار خود از تخت جمشید را چنین اشاره می کند: "شاید كه هویت پارسی چیزی نباشد كه بتوانید آن را به عنوان یك چیز از چیز دیگر جدا كنید؛ بخشی از هویت ایران، پارسی، بخشی اسلامی، و بخشی غربی است و تناقض ها دركنار یكدیگر وجود دارند. همان گونه كه صدای اذان از بلندگوها در تخت جمشید به گوش می رسد و برای بازدیدكنندگان اشاره بر آن دارد آنها در یك قلمرو اسلامی و نه ایرانی هستند. ... آیا بقایای طبیعت پارسی كه عشق به زندگی ( شراب، عشق، شعر و آواز) دارد، به طور عجیبی در ساختار پرهیزكاری، عبادت، و تسلیم در برابر رنجهای دنیوی مرتبط با اسلام ـ مانند یك برنامه رایانه ای سری كه بدون سر و صدا در متن اجرا می شود- یافته شده است؟"
گودیس در نتیجه گیری خود تمایل ایرانیان برای داشتن انرژی هسته ای را از آرزو و نوستالژی دیرین آنها برای ابرقدرت بودن می شمارد و از قول سعید لیلاز نقل می کند :" دل ما برای این كه دوباره یك ابرقدرت باشیم، تنگ شده است، و جاه طلبی های هسته ای كشور به طور مستقیم در ارتباط با این آرزو می باشد."
در عین حال او از ایرانیان به عنوان اولین ملتی ملتی یاد می کند که حقوق بشر را به رسمیت شمرده اند و برای این منظور باز از تخت جمشید مثال می زند: " به نظر می رسد در دورانی كه وحشی گری و بی رحمی متداول بوده، تخت جمشید یك جایگاه بین المللی –یک سازمان ملل اولیه- بوده است و برای بسیاری از ایرانیان امروز، ویرانه های آن یادآور با شكوهی است از این كه پیشینیان پارسی آنها كه بودند و چه می كردند."
در مجموع توصیف خانم گودیس از فرهنگ و تاریخ ایران مثبت است. او شخصیتهایی نظیر فردوسی و کوروش و تاثیر آنها بر اسطوره هایی ایرانی را می کاود وتصویری نسبتا غنی از فرهنگ ایرانی به خواننده ارایه می دهد. اوحتی ریشه رسم پیچیده و گاهی کلافه کننده تعارف را می شکافد و به تحلیل آن می پردازد ولی در مجموع از تجربه مهمان بودن در ایران راضی است. گودیس در مورد واکنشها به مقاله اش می گوید: "من واکنشهای مثبت وقدرشناسانه بسیاری از داخل و خارج از ایران داشته ام زیرا که آنهایی که از این مقاله استقبال کردند آنرا تلاشی در جهت درک بهتر از فرهنگ ایرانی و انعکاس انسانیت مردمان آن دنیا دیدند".
