
جشنوارهای که هنوز داوران آن مشخص نشده کار خود را شروع میکند، جشنوارهای که آنقدر شایعه و حواشی با خود به همراه داشته است که مسئولانش برای فرار از هرگونه پاسخگویی روشنی کار امروز را به فرا میاندازند و فردا که میرسد از اساس میزنند زیر قوانین طبیعی برگزاریاش و ثانیه نود شانه از زیر بار مسئولیت خالی میکنند که مبادا بیش از پیش ناکارآمدی و کمبود توانایی مدیراناش بر همگان عیان شود باید هم افتتاحیهای چنین عاری از هر نشانی از سینمای توانای ایران داشته باشد.
افتتاحیه بیست و هشتمین دوره جشنواره بینالملی فیلم فجر در شکل و شمایلی نچسب به سینمای ایران برگزار شد، افتتاحیهای در اندازه یک جشنواره تازه پای محلی تا یک جشنواره بینالمللی که حتی امید به تبلیغات دولتی در آن هم چندان برآورده نمیشود.
امسال در نبود بسیاری از نامداران سینمای ایران که نامشان در هیچ گوشهای از این جشنواره به چشم نمیخورند از داریوش ارجمند، امیر قویدل، اسحاق خانزادی، رضا برجی و محمدتقی پاکسیما تقدیر شد.
محمدتقی پاکسیما مدیر فیلمبرداری تنها تقدیرشوندهای بود که ترجیح داد سکوت کند و وقتی قدم بر سن گذاشت چشمش آن میکروفون دولتی را نگرفت تا بلندگوی مدیریتی باشد که بزرگان را به کناری میزند.
جشنواره هنری تولد دوباره است و جشنوارههای هنری از اساس پایهگذاری شدند تا ایدههای ناب و استعدادهای پنهان را شناسایی کنند و دیگران را در لذت این شناسایی شریک کنند.
جشنواره هنری اساسا قرار است پر از امید و شور باشد و شوق بیپایانی که در آن مهلت ابراز پیدا میکند و جای تعجب نیست وقتی بزرگان و استعدادها و شیفتگانش آن را پس میزنند دیگر نامی نماند که صدایش بزنی بر روی سن بیاید و مردم در خانههایشان هم دست بزنند.
علیرضا خمسه که به همراه سران سینمای دولتی ایران، احمد میرعلایی و علیرضا سجادپور بر روی سن رفت تا از علی کسمایی پدر دوبله ایران تقدیر کند دیگر مثل همیشه کلامش به دل نمینشست و سخنرانی طولانی و پیچیده وزیر ارشاد که حاضران در برنامه را هم به صدا درآورد.
وزیر ارشاد دولت جدید که مانند وزیر پیشین سیاستهای متناقضی را در سینمای ایران در پیش گرفته است سعی کرد با تسلط بسیار متن آماده شدهای را که پر بود از کلمات شعرگونه و البته گاهی بسیار مبهم و پیچیده برای حاضران روخوانی کند.
در طول این سخنرانی بار دیگر مشخص شد که این نظام برای بشریت نسخه نجات دارد و سینما داروخانه بیماران خود خواسته جهان است.
همینطور مشخص شد که غالب مردم دنیا معتادان افیون انحرافند و سوداگران مرگ روح و روان و دلهای فرصتطلب در صدد تبلیغ برای کالای شیطانی خویشند.
وزیر ارشاد به روشنی توضیح داد که شخصیتهای علمی ما ظرفیت جهانی شدن را دارند بیش از آنچه «گالیله» را دستمایه میکنند و شخصیتهای هنری ما ظرفیت جهانی شدن را دارند بیش از آنچه «میکل آنژ» را دستمایه میکنند.
وزیر ارشاد اما توضیح نداد که در این همه ظرفیتی که در سینمای ایران نهفته است سینماگران کجایند و چگونه است که خود را جهانی میخوانیم اما هر که از ما جهانی شود ممنوع میشود از ادامه فعالیتاش، ادامه سفرهایش و ادامه مسیری که در جهان برایش گشودهاند.
از تیزر تبلیغاتی بیکیفیت جشنواره فیلم فجر که بیشتر در قالب تیزرهای تبلیغاتی برنامههای دست چندم تلویزیونی ساخته شده بود بگذریم، از تقدیرها و تقدیرنامهها و جوایزی که در نهایت بینظمی با سکوتهای پیاپی اعلام شدند و به دست صاحبانش رسیدند و از جوایزی که از سال پیش هنوز به دست صاحبانش نرسیدند بگذریم.
از میکروفون سیاری که در میان جمعیت گم شده بود و از تریبون سینمای ایران در مراسم افتتاحیه جشنواره بینالمللی فیلم فجر به دنبالش میگشتند و از اجرای بسیار ضعیف مجری برنامه که گویی مسابقهای تلویزیونی را اجرا میکند و هر قدر هم سعی میکند بذلهگو و بامزه باشد نمیشود هم میگذریم.
از همه اینها که بگذریم از فریاد ناگهانی یاحسین میرحسین در میان سخنان وزیر ارشاد که در پخش زنده برنامه افتتاحیه هم به وضوح قابل شنیدن بود نمیشود گذشت و از تصویر سالنی که میرفت خالی و خالیتر شود و اینهم حتما از دست دوربینهای پوششدهنده مراسم در رفته است.
چیزی نگذشت که وبلاگنویسان دست به کار شدند و نوشتند: ساعتی پیش در مراسم افتتاحیه بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر به محض این که وزیر شروع به سخنرانی کرد، چند نفری یا حسین میر حسین گفتند و به دنبال آن شصت در صد حاضرین سالن را ترک کردند.
اما از این هم که بگذریم از چرخ بزرگی که روی سن برنامه و درست در جلوی تریبون مجری برنامه به عنوان بخشی از دکور مراسم خودنمایی میکرد نمیشود گذشت.
به قول یکی از حاضران در مراسم افتتاحیه جشنواره «این چرخ، چرخ مملکته و تازه اسپرت هم هست».
برای این که نام کسی از قلم نیافتاده باشد از داوران بخش مواد تبلیغاتی جشنواره هم یادی میکنم که آقایان حسین زندباف، احمد ناطقی، ساعد نیکزاد، مرتضی حیدری و سید محمود شجاعی طباطبایی این مسئولیت را بر عهده داشتند.
.jpg)
تا چرخ گردون چطوری واسه اینا بچرحخه!!!
جشنوارشون بخوره تو سرشون با اون فجرشون.
http://picsyy.blogspot.com
عدم پرداخت قبـــــــــوض (آب برق تلفن و...) و خالي کردن بانــــــــــکها از پولـــــــهايمان در بهمن ماه چاره کاره!
عنوان جالبی انتخاب، و به تشابه روشنی بین اوضاع مملکت و نحوه برگزاری جشنواره فیلم اشاره کردید. البته ظاهراً این بندگان درمانده خدا (بر گذار کنندهها رو میگم) قصد داشته اند که از نماد فیلم و فیلم سازی به عنوان دکور استفاده کنن، حلقه فیلم (Movie Reel). در هر حال چرخ اسپرت بی تایر یا حلقه فیلم خالی، سالن برگزاری بدون بیننده و جشنواره بدون نام آوران همه حکایت از یک شکست بزرگ میکنه.