
دو روز پیش یعنی روز اول ماه تیر یک سمت جدید به سفارش آقای احمدینژاد در وزارت ارشاد شکل گرفت و از این پس هر شخصی که در این پست دولتی مشغول به کار شود به نام «قائممقام شعر و ادب» شناخته خواهد شد.
اما «قائم مقام شعر» چه کسی است و چه وظایفی دارد؟
آقای یحیی طالبیان که دو روز پیش به عنوان اولین قائممقام وزیر فرهنگ و ارشاد در «امور شعر و ادب» معرفی شد میگوید همه بخشهای پراکندهای که در دل وزارت فرهنگ و ارشاد در زمینه زبان، شعر و ادب فارسی فعالیت میکنند تحت یک مدیریت واحد جمع خواهند شد و قرار است در این رویکرد جدید به شعر که در گذشته شان و جایگاه خودش را نداشته، توجه بیشتری شود.
ماجرا از اینجا رسانهای میشود که همایش بزرگی به نام «نخستین همایش بینالمللی شاعران ایران و جهان» در فروردین ماهی که گذشت برگزار میشود، آقای احمدینژاد در روز افتتاحیه به تالار وحدت میرود تا در مراسم سخنرانی کند. مجری این مراسم که عباس سجادی نام دارد قبل از آنکه آقای احمدینژاد را دعوت به سخنرانی کند از اینکه شعر در وزارت ارشاد برای خودش یک معاونت ندارد و مسایلش هر روز باید به یک معاونت مربوط شود انتقاد میکند و میگوید ما شاعران از شما میخواهیم حداقل برای شناسنامه ایرانی (شعر و ادبیات) یک اداره کل در وزارت ارشاد در نظر بگیرید.
میگویند آقای سجادی بعد از دادن این پیشنهاد مورد تشویق حاضران قرار میگیرد و آقای احمدینژاد هم به وزیر فرهنگ و ارشاد دستور میدهد تا یک قائم مقام اختصاصی در امور شعر و ادب برای خود برگزیند. آقای سید محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد هم تنها دو ماه بعد قائم مقام خود را برگزیده است، قائم مقامی که پستهای مدیریتیاش در وزارت علوم و عضویت در شوراهای هیات امنای دانشگاه، هیات ممیزه دانشگاه، شورای نشر و چاپ و هیات منصفه مطبوعات از آشنایی او با سیستم مدیریتی دولت خبر میدهد هر چند ردپایی از «شعر و ادب» در این پستهای مدیریتی دیده نمیشود.
اگر وزارت فرهنگ و ارشاد و سیاستهایش در چند سال گذشته توانسته بود اعتمادی نزد هنرمندان برای خود دست و پا کند میشد امیدوار بود که تشکیل یک معاونت اختصاصی برای شعر و ادب کشور به سر و سامان دادن وضعیت چاپ و نشر وبه قول آقای قائم مقام توجه بیشتر به شعر و ادب بیانجامد. چه بسا که شاعران و ادیبان نسلهای مختلف با نگاهها و آثار متفاوت میتوانستند به حمایتهای دولت از شعر و ادب دل ببندند و در کنار هم فصل تازهای را برای شعر و ادب فارسی رقم زنند، فصلی تازه در ارزش نهادن به مفهوم کلمات، به شعر و به ادبیات. فصلی که ضعفهای مدیریتی، نگاههای سلیقهای و سانسورهای دولتی و خودسانسوریهای فردیاش رنگ باخته باشد.
اخبار «نخستین همایش بینالمللی شاعران ایران و جهان» را دنبال میکردم. همایشی که دولت با بودجه دولتی برگزار میکند، 50 شاعر از 40 کشور جهان به ایران دعوت میشوند، برای بالا بردن ارزش برگزاری این همایش از کلمه «بینالمللی» در معرفی آن استفاده میشود و رسانههای دولتی بیداد میکنند تا به شعری که در لغتنامه دولتی شعر «ارزشی» نامگذاری شده است توجه بیشتری شود.
شاعرانی که به نظر میرسد چندان هم چهرههای جهانی ندارند به ایران میآیند تا در بخشی از این سفر با شعر فارسی و شاعران ایرانی هم آشنا شوند، اما نام شاعرانی که آثارشان قرار است نماینده شعر و ادب فارسی باشد فاش نمیشود و آنچه مشخص است تنها آن است که هیچ شاعر معاصری که امروز در قید حیات به سر میبرد و اگر قرار باشد از شعر فارسی بگویی حتما از او یاد میکنی در این همایش بزرگ بینالمللی حضور ندارد و در نهایت برندگان جوایز کتاب سال و جشنواره شعر فجر در الویت شرکت در این همایش قرار میگیرند.
برگزاری چنین همایشی با وجود ضعفهای اجرایی که دارد به خودی خود آنقدر انتقادبرانگیز نیست که ارزشگذاریهای دولتی، خودی و غیرخودی کردنها، ایجاد فاصله میان تفکرهای مختلف و در نهایت عدهای را با نگاههای سلیقهای از پشت میز ممیزی نادیده گرفتن، برگزاری چنین مراسمی را از اساس توخالی مینمایاند.
تشکیل معاونت شعر و ادب در وزارت فرهنگ و ارشادی که بیش از آنکه به «فرهنگ» وفادار باشد بر «ارشاد» اصرار میورزد همانقدر که میتواند هنرمندان را به بهبود اوضاع امیدوار کند میتواند در بسته جدیدی در وزارت ارشاد باشد که اگر شعر «ارزشی» با تعریف دولتی نگفته باشی باید پشت آن بایستی تا بلکه روزی سلیقهای یا قانونی یا شاید هم معجزهای آن را به رویت بگشاید.
خانم امیر ابراهیمی سلام:
فکر کردم که در کار خبررسانی جدّی هستید, ولی ظاهراً این انتظار بالایی از شماست. نمیدانم چرا اقدام به چاپ کامنتم که برای مقاله تان گذاشتم ننمودید. محتاط بودن هم حدّ و اندازه ای دارد و اگر اینطور است پس چرا گام در این وادی پر مسئولیت گذاشتید و چرا ان قدر خود سانسوری؟!!
با سپاس از خانم امیر ابراهیمی و تحلیل جامعشان در باره این موضوع, باید عرض کنم که این اسب سرکش از ترکتازی باند غالب رژیم سرکوبگر در همه زمینه های فرهنگی- اقتصادی- سیاسی, سر باز ایستادن ندارد. شاید مسئله مهمی که از دیدگاه بسیاری از ناظران سیاسی بر مسائل ایران پوشیده شده باشدع این نکته است که از یکسال پیش به این سو جریانی سیستماتیک و هدفمند با هدف برپایی سیستمی کار آمد مانند دوران صفویه که سیستمی منحصر بفرد و مخصوص به خود در آن حکومت مذهبی-سیاسی بوده, مشغول کپی شدن در داخل بدنه این حاکمیت است که البته کاریکاتوری از زمینه های سیاسی- اجتماعی از آن دوران ایران می باشد.. اگر حاکمین فعلی در انجام این طرحشان موفق شوند, شروع تازه ای در حیات سیاسی- فرهنگی این نظام منحوس شکل خواهد گرفت که منجر به انهدام کامل هویت فرهنگی مان و آنچه که ملّت ایران در طول یکصد سال گذشته در زمینه های مدنی و اجتماعی بدانها دست یافت, خواهد شد.