نظرات بیان شده در این وبلاگ منعکس کننده نظرات «مردمک» نیست.
این وبلاگ به صورت گروهی توسط نویسندگان و برخی از خوانندگان «مردمک» اداره می شود.
در صورتی که تمایل داشته باشید میتوانید نوشتههای خود را برای انتشار در وبلاگ «مردمک» به اینجا ارسال کنید.
• سال نوی میلادی با یاد دخترک کبریت فروش
• سپاه و مسابقه پرتاب کفش در نماز جمعه
• اگر من در بم بودم، حالا چی شده بود
• «آخرین شب یلدا با احمدینژاد»!!! واقعا؟
• این عکس رو گذاشتین سر در سایت!!!
• شکایت یکی از خوانندگان از دست پلیس!
• خاکسپاری بدون کارت ملی ممنوع!
• خیابان ظفر «خلیج فارس» باید گردد
• من درد مشترکم، مرا فریاد کن
• لغو لغو امتیاز «دنیای تصویر» لغو شد
• تصویرسال؛ عکسهای امسال پخش شد
• سالگرد سقوط هواپیمای خبرنگاران
• ورقهای گم شده تاریخ کجاست؟
• چشم دل آقا!
• چرا باید همه گروگانهای جندالله کشته شوند؟
• ترکیه محموله کشتی ایرانی به مقصد ونزوئلا را توقیف کرد
• فاتحهای بر آخرین نشانههای زمینی
• هشدار: کشنده قرمز و مرگ آبزیان خلیج فارس
• جناحبندی تازه در آستانه انتخابات
• بحران غزه و نامه فاش نشده متکی به مصر
• اپرای عاشورا در تهران به روی صحنه میرود
• علی مطهری: احمدینژاد هیچ یک از گزینهها نیست
| صفحه اول | |
هدف از نوشتن این متن تنها طرح سوال های ذهن نویسنده پس از خواندن شرحی است که در پی می آید.
چندی قبل جواد شمقدری مشاور هنری رئیس جمهور از مجید مجیدی فیلمساز سرشناس دعوت کرده بود تا فیلم مستندی درباره یکی از سفرهای استانی رئیس جمهور بسازد.
مجید مجیدی در جواب اعلام کرد که فیلمی برای رئیس جمهور نخواهد ساخت و گفت شان هنر بالاتر از اين مسايل است و معتقدم هنرمندان بايد شان خود را حفظ كنند.
جواد شمقدری نیز در گفتوگویی در حالیکه که عنوان کرد خودش نیز معتقد است فرهنگ نبايد بازيچه جريانات سياسی شود به شرح و تفضیل وظایف یک هنرمند در قبال جامعه پرداخت و گفت: عدالت خواهی، ساده زيستی، توجه به محرومان، دوری جستن از اشرافيت جديد، مبارزه با ويژه خواری و سهم خواهی، دفاع از عزت و استقلال ملی مبارزه با زورگويان و زياده خواهان و دفاع از مظلومان و رنجديدگان آرمان های يک هنرمند بايد باشد.
آیا در تعریف آرمان ها، اهداف، نگرش ها و انتخاب وسیله بیان تمام آنها باید و نبایدی برای یک هنرمند تعریف شده است که آقای شمقدری چنین محکم و قانونمند، خط مشی هنرمندان را تعیین می کند؟
آیا اگر دغدغه های ذهن یک هنرمند چیزی جز تمام این نکات که برشمرده شده است، باشد باید بفهمد که هنرمند نیست و خیالات برش داشته است؟
آیا اگر ارزش های دیگر انسانی، ارزش های دیگر فرهنگی و اصلا ضد ارزش های انسانی و فرهنگی، هنرمندی را به ایجاد اثری برانگیزد باید خود را به مصلحان اجتماعی معرفی کند تا تحت درمان قرار گیرد؟
آیا این رقم فیلمی که به نام سینمای ایران تولید می شوند و پیش از آنکه مردم ایران آنها را بر پرده سینماهای مملکت خود ببینند در جشنواره های خارجی افتخار می آفرینند و مدتی بعد هم دی وی دی هایشان در خانه های ایرانی دست به دست می گردند از این دیدگاه، هنرمندانه نبوده اند؟
آیا تمام فیلم هایی که در این دسته قرار دارند در تعریف آقای شمقدری از عملکرد یک هنرمند قرار گرفته اند؟
آیا اگر هنرمندی دغدغه های سیاسی دارد و هنرمندی دغدغه های سیاسی ندارد و بر حسب اتفاق این هنرمند دومی در کارش استادی به نام است، وظیفه مشاور رئیس جمهور این است که در سخنان بسی طولانی خود درس چگونه اندیشیدن را به او دهد؟
آیا فیلم ساختن از فعالیت های یک رئیس جمهور شانسی است که ممکن است به یک فیلمساز تعلق گیرد و امتناع از آن پشت پا زدن به این شانس؟
آیا تمام فیلمسازان و هنرمندان به نام جهان که در قید حیات هستند و نیستند به چیز دیگری جز محرومان و زورگویان نیاندیشیده اند؟
آیا اگر وظیفه مشاور هنری یک رئیس جمهور تبلیغ و حمایت آن رئیس جمهور است، وظیفه چه کسی حمایت از هنرمندان است؟


با سلام به شما :
بسیار عالی ذکر فرموده اید ،احسن . هنر و هنرمند محدود به زمان و مکان نیست و باید گفت در نظام حاکمیت ایران
قداست هنر قربانی قدرت سیاست و منفعت یک سری اشخاص شده است .
