
فرق آدمکشی و ترور را بارها شنیدهایم. آدمکشی، صاف و ساده، یعنی «گرفتن جان آدمیزاد»، زیاد هم مهم نیست چرا، چگونه، کجا و…ترور اما دلیل مشخصی دارد: ترساندن.
ترور لزوما به معنی کشتن کسی نیست. البته عملیات تروریستی این روزها به میمنت پریشان روانی نوابغ کشتار آدمیزاد، هر روز ترسناکتر و مهیبتر میشوند. اما ترور یعنی ایجاد دیکتاتوری وحشت و تروریست هم عامل ایجاد چنین سرزمین ترسناکی ست.
هرچند خیلی از تروریستها چه بسا شخصا آدم نکشتهاند، فقط به قول شکسپیر«فریاد زدهاند و گذاشتهاند که سگهای جنگ رها شوند». و البته همه میدانیم آدم کش هم لزوما تروریست نیست.
شنبه، مثل هر روزنامه نگار دیگر، بامداد را با نگاهی این طرف و آن طرف به تازهترین خبرهای روز شروع کردم. یا به قول یکی از رفقا با شمردن آخرین تعداد کشته شدگان جنگ فلان و قحطی بهمان.
صبح شنبه خبرها همه در نروژ بود؛ جایی که از روز گذشته خبرگزاریهای غربی خبر از «عملیات تروریستی» میدادند که در آن دهها کودک و نوجوان قربانی شدهاند. و باز هم پریشانروانی تروریستهای عصر ما، پریشانم کرد که دوباره در خط مقدم کشته شدن، بچهها هستند که گوشهای نشستهاند و بی خبر از هیولاهایی به نام آدمکشهای ایدئولوژیست، مشغول تفریح و بازیاند.
برخی از رسانههای نروژی از همان روز جمعه توپ مرگ را به میدان افراطیون مسلمان انداخته بودند و همه جا پر بود از «تروریسم»، «عملیات تروریستی» و «تروریست های افراطی مسلمان». البته آن قدر از این «شبه برادران افراطی تروریست» این سالها این ور و آن ور دیدهایم که لازم نیست به چنین اخباری شک کنیم. چرا شک کنیم وقتی همزمان طالبان در هلمند کودک هشت سالهای را دار زده بودند.
اما چند ساعتی نگذشت که ورق برگشت؛ این بار معلوم شد شخص پریشانروان کودککش، نه تنها حتی یک موی سیاه بر تن ندارد بلکه جد در جد نروژی است ولی البته مثل القاعده و طالبان به دنبال «اصلاح جامعه» است. این بار «دشمنان»ی که هدف این عملیات تروریستی قرار گرفتهاند، هیپی و مسلمان و یهودی و غیرهاند.
داشتم همچنان خبرهای خبرگزاریهای کشورهای مختلف را به چند زبانی که بر حسب اتفاق در این سالها آموخته ام مرور میکردم که دیدم ای دل غافل الان چند ساعتیست که «عملیات تروریستی» جای خود را به «قتل عام» و «کشتار» داده است و «تروریست» هم تبدیل شده است به «قاتل» و «جانی» و «روانی».
گفتم شاید فقط یکی دو خبرگزاری و رسانه و وب سایت غربی این طوریاند… ولی نه، بیشتر جا ها «ترور» سر صبح تبدیل شده بود به «آدمکشی».
زیر بازی کلمات عکس مادر و پدرها و کودکانی را دیدم، از هر رنگی، که کنار دستههای گل اشک میریختند. و به کودکانی فکر کردم که رفته اند و دیگر این بازی کلمات زندگیشان را بر نخواهد گرداند. و چه حیف. چه حیف.
به هر حال نروژی ایدئولوژیست، دیگر یک «آدم کش روانی» است و دیگر به روایت رسانهها «تروریست» نیست. اسامه بن لادن اما همیشه «تروریست» است و کمتر کسی در رسانهها خوانده است که او در ضمن «آدمکشی روانی» بود.
اما بازی با کلمات حقیقت را سر و ته نمیکند. این هر دو تروریستهای روانپریشیاند که در پریشانی احوال خود تنها یک هدف را جستوجو میکنند: برپا کردن دیکتاتوری وحشت. و من دلم برای کودکان افغان و نروژی که رفته اند به یک اندازه تنگ خواهد شد. و اجازه نمیدهم تا بازی با کلمات از یادم ببرد که هر دو قربانی «تروریسم» هستند.
*توماج طاهباز، دبیر سایت مردمک است