در دفاع از ادعای تقلب و اعلام پیروزی زودهنگام
پنجشنبه, ۰۷ مرداد | ۱۲:۰۳ قبل از ظهر
کاوه لاجوردی در وبلاگش یادداشتی نوشته با عنوان «تدبیر اعتراض (یا اخلاق شکست؟)». کاوه این طور شروع می کند: «به نظرِ من اینکه آقای میرحسین موسوی همان شبِ بیست ودومِ خردادِ هشتادوهشت در کنفرانسی مطبوعاتی گفت که برنده ی قطعی ِ انتخابات است کارِ بسیار بدی بود. آقای موسوی بر پایه کدام اطلاعات این را گفت؟ رأی ها را شمرده بودند؟ ... به نظرِ من هیچ شهروندِ مسؤولیت شناسی چنین نمی کند. یا دست کم وقتی هنوز همه راه های قانونی را امتحان نکرده چنین نمی کند.»
ادامه یادداشت هم توضیح این مسئله است که موسوی با این کارش عملاً حکومت را به این نتیجه رساند که اینها قصد انقلاب مخملی دارند و حکومت هم شروع کرد به سرکوب.
کاوه در ادامه یادداشت باز هم تاکید کرده که موسوی وقتی وارد انتخابات شد عملاً قانون موجود را پذیرفته بود ولی قبل از این که راه های قانونی را امتحان کند، حرف از ابطال زد. کاوه این کار را بد دانسته. من فکر می کنم برای بیش تر انتقادهای کاوه جواب دارم (جواب هایی که در این یک سال و خرده ای هر کدام بارها گفته شده اند)، ولی می دانم اگر نوشته طولانی شود تعداد خیلی کمی خواهند خواندش. برای همین فقط خطهای اصلی استدلال را میگویم و جمع بندی را عموماً میگذارم به عهده شما که این نوشته را میخوانید:
سابقه تقلب
همان طور که کاوه نوشته اصلاح طلبان از ماه ها پیش از انتخابات حرف تقلب میزدند. ولی خب مگر این حرف را روی هوا میزدند؟ سابقه دور اول انتخابات ریاست جمهوری سال 84 جلوی چشم همه بود. تازه آن موقع امور اجرا دست دولت خاتمی بود.
بعد میرسیم به انتخابات مجلس هشتم که دولت نهم برگزار کرد. خاتمی و کروبی در آن انتخابات هم خواهان بازشماری تعداد زیادی از صندوق های تهران شده بودند. حتماً ماجرای خوش چهره را شنیدهاید که در مسجدی که خودش و خانواده اش رای داده بودند، رایش صفر اعلام شده بود. این ها را بگذارید کنار شهرت رئیس دولت نهم و اطرافیانش به دروغ گویی. طبیعی بود که همه به سلامت انتخابات بدگمان باشند.
اتاق تجمیع
رویههای این انتخابات هم با انتخابات قبلی تفاوت داشت و مهم ترین و اصلی ترین تفاوت در ترکیب اتاق تجمیع آرا بود.
اتاق تجمیع جایی است که آرای همه کشور به آن جا فرستاده میشود و در آن جا جمع زده میشود و به تدریج اعلام میشود. همیشه در اتاق تجمیع چندین کارمند و نماینده نامزدها و کلی خبرنگار بودند. یعنی حدود چهل، پنجاه نفر.
امسال در اتاق تجمیع فقط سه نفر بودند: صادق محصولی (وزیر وقت کشور)، کامران دانشجو (رئیس وقت ستاد انتخابات کشور) و یک نفر دیگر که جایی ندیده ام به اسمش اشاره کنند. این سه نفر در اتاق بودند و هر از چندی کامران دانشجو بیرون میآمد و نتیجه را اعلام میکرد. من یک سخنرانی از مصطفی تاج زاده (رئیس اسبق ستاد انتخابات کشور) چند روز قبل از انتخابات دیدهام که مشخصا بر این ماجرای اتاق تجمیع تاکید میکند و میگوید اتفاقاتی که دارد این روزها در وزارت کشور میافتد غیرعادی است.
کمیته صیانت از آرا
خب. موسوی و کروبی که نگران تقلب بودند، آمدند و کمیته صیانت از آرا تشکیل دادند. رئیسش هم شد علی اکیر محتشمیپور که چند سالی وزیر کشور بوده و چند انتخابات برگزار کرده است.
من فکر می کنم حق قانونی شان بوده. برنامه شان هم این بود که همه ناظران این دو نامزد، آرای نهایی صندوقشان را از همان جا به این کمیته بفرستند تا در واقع یک اتاق تجمیع موازی تشکیل شود.
از همان اول هم اعلام کردند که شیوه شان برای فرستادن آرا از سر صندوق به کمیته، «اس.ام.اس» است. چند روز قبل از انتخابات شایعه شد که روز جمعه «اس.ام.اس»ها قطع خواهد شد. محتشمیپور اعتراض کرد و هشدار داد. مخابرات هم اعلام کرد حرف مفت است و قرار نیست «اس.ام.اس» قطع شود. اما «اس.ام.اس»ها از صبح انتخابات قطع شد و تا حدود چهل روز بعدش هم قطع بود.
کمیته صیانت از آرا چند روز قبل از انتخابات دویست خط تلفن ثابت هم فراهم کرد که اگر «اس.ام.اس» قطع شد، ناظرها بتوانند با تلفن آرا را بفرستند. روز انتخابات کل این 200 خط تلفن ثابت هم قطع شد. بگذریم که جمعه شب ریختند و در کمیته را پلمب کردند و هر رایی را هم که با همه این اتفاقات به کمیته رسیده بود، با خودشان بردند.
ستاد قیطریه
ساختمان اصلی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان حامی موسوی در قیطریه بود و همه این جماعت اصلاح طلب روز انتخابات سری هم به آنجا زدهاند. ساعت 5 بعدازظهر جمعه گروهی که مثلاً معلوم نیست کیاند ریختهاند توی ساختمان و گاز اشک آور زدهاند و شیشه شکستهاند و خلاصه می خواستهاند در ستاد را ببندند و همه را ببرند. نیروی انتظامی می رسد و ردشان می کند که بروند. اما در هر صورت ستاد بسته شده.
نظرسنجی های پیش از انتخابات
نظرسنجی وزارت اطلاعات و وزارت کشور (که یک روز قبل از انتخابات دست مقامات رسیده بود) نشان میداد که موسوی رای اول را میآورد، اما رایش خیلی نزدیک 50 درصد است و دقیقاً نمیشود پیش بینی کرد که در مرحله اول میبرد یا انتخابات به مرحله دوم خواهد کشید.
شورای عالی امنیت ملی هم در جلسه روز پنج شنبهاش به این جمع بندی رسید که یا موسوی در دور اول میبرد یا انتخابات به دور دوم می کشد (این را حامیان رئیس دولت گفتهاند و قصدشان از انتشار این خبر این بود که بگویند «حامیان فتنه» حتی در وزارت اطلاعات و وزارت کشور هم نفوذ کرده بودند). نظرسنجی وزارت اطلاعات در روز یکم خرداد 76 هم نشان میداد که خاتمی 66 درصد رای میآورد.
تماس های تبریک به موسوی
این را می دانم که علی اکبر ناطق نوری (رئیس دفتر بازرسی بیت رهبر)، علی لاریجانی (رئیس مجلس) و مصطفی پورمحمدی (رئیس سازمان بازرسی کل کشور) عصر جمعه به موسوی زنگ زدهاند و گفته اند که شما رای آورده ای و تبریک گفتهاند.
با توجه به این که هیچ کدام از این سه نفر از حامیان موسوی نبودند و دو نفر آخر از مخالفان جدیاش هم محسوب می شدند، این تماس ها معنی دارتر است.
سوال معقولی که پیش می آید این است که وقتی رای گیری تمام نشده چطور آنها میدانسته اند که چه کسی برنده میشود؟ من نمی دانم چطور، اما این را در انتخابات قلبی دیدهام که مقامهای اجرایی و نظارتی اواسط روز، برآورد نسبتا دقیقی از اوضاع آرا دارند.
نمی دانم. شاید وزارت اطلاعات مثل خیلی کشورهای دیگر یک جور سیستم نظرپرسی بعد از رای دادن دارد. ضمن این که ناطق نوری در این بین نقش ویژه ای داشته. چند روز پیش از انتخابات که بحث تقلب خیلی جدی شد، رهبر، ناطق نوری را مامور کرد که گروهی برای نظارت بر انتخابات تشکیل دهد تا دهن مخالفان هم بسته شده باشد. یعنی قاعدتا ناطق نوری از نزدیک تر در جریان ماجرای انتخابات و آرا بوده. گرچه این را هم می دانم که حتی ناظران ناطق نوری هم در مرحله رای شماری و تجمیع کاملا کنار گذاشته شدند.
ناظران موسوی وکروبی
کمیته صیانت از آرا شدیدا در مورد نحوه صدور کارت برای ناظران اعتراض کرده بود. روز انتخابات هم گزارشهای نگران کننده بسیار زیادی میرسید. از راه ندادن ناظران به صندوق، تا راه ندادن ناظران محلی فرمانداری به صندوق، تا بیرون کردن ناظران به هر بهانه ای، تا بیرون کردن ناظران هنگام شمارش آرا، تا تهدید و اجبار ناظران به امضا کردن فرمهایی که هنگام شمارشش نبودهاند.
کنفرانس مطبوعاتی موسوی
حالا شرایط روز جمعه را در نظر داشته باشید. ریختهاند ستاد قیطریه. «اس.ام.اس»ها را کلا قطع کرده اند. تلفنهای کمیته را قطع کرده اند. خبرهای تخلفهای پرتعداد و غیرعادی از همه جا میرسد. نیروی انتظامی از ساعت 5 بعدازظهر روز جمعه (وقتی هنوز اساسا اعتراضی شروع نشده) اعلام مانور «اقتدار و امنیت» کرده است.
همه نشانه های بالا به موسوی می گوید که عده ای در حال دزدیدن انتخاباتی هستند که او برندهاش است. همه اینها را بگذارید کنار خبر ساعت 10 شب ایرنا و فارس که احمدی نژاد را با 64 درصد آرا پیروز انتخابات اعلام می کردند.
می شد پیش بینی کرد که ستاد اصلی را هم تا ساعتی دیگر خواهند بست (که بستند) و موسوی عملاً تماسش را با بیرون از دست خواهد داد.
کاری که موسوی کرد این بود که خبرنگاران را جمع کرد و آخرین تیری را که آن روز دستش داشت، پرت کرد. من کار موسوی را از نظر سیاسی کاملاً درست می دانم.
اعلام آرا
من هم مثل خیلی ها آن شب تا صبح پای تلویزیون بودم. تا وقتی که حدود 10 میلیون رای شمرده شده بود و اعلام شد، هیچ رای باطلهای وجود نداشت. یعنی مجموع آرای نامزدها میشد مجموع آرا. این عملاً و عقلاً غیرممکن است. ضمن این که در آرایی که بعدتر اعلام شد، این ایراد برطرف شده بود و آرای باطله را هم در نظر گرفته بودند.
اصولاً تناقض های عددی زیادی در نتایج به تفکیک صندوق که وزارت کشور اعلام کرد وجود داشت که به تدریج (و بخصوص وقتی سبزها رویشان انگشت میگذاشتند) در سایت وزارت کشور تصحیح می شد.
نکات ریز زیادی هم بودند:
1- تعداد زیاد صندوقهایی که صد در صد آرایشان مال احمدی نژاد بود.
2- تعداد زیاد صندوقهایی که تعداد کل آرایشان ضریب 100 بود (که این می تواند ناشی از بستن صندوق در زمان تمام شدن تعرفه ها باشد که البته خود آن هم تخلف است).
3- تعرفههای تا نخورده پرتعداد در عکسهایی که از بازشماری آرا منتشر شد.
4- تعرفههای زیاد با خط یکسان در عکسهایی که از بازشماری آرا منتشر شد.
5- پیدا شدن صندوق های باز نشده در کتابخانهای در شیراز (در صورتی که همه صندوقها باید به وزارت کشور فرستاده شوند) و گزارش های مشابه از شهرهای دیگر.
شورای نگهبان
یک انتقاد دیگر کاوه این است که چرا موسوی منتظر نظر شورای نگهبان نشد و پیش از اعلام نظر آنها خواستار ابطال انتخابات شد؟ مگر او این سیستم انتخاباتی را نپذیرفته بود؟ چرا وقتی برنده نشد، زد زیر میز؟
جواب من این است که شورای نگهبان قانون انتخابات موجود ایران را نقض کرده بود و به همین دلیل صلاحیت داوری در دعوای دو طرف را از دست داده بود. از 12 عضو شورای نگهبان، 7 نفرشان پیش از انتخابات علناً و با ذکر اسم از احمدی نژاد حمایت کرده بودند.
قانون میگوید اعضای این شورا باید بی طرف باشند. من از این موضع موسوی هم کاملاً دفاع میکنم. موسوی گفت، در مورد خواسته ابطال، داوری مراجع را میپذیرد و نه شورای نگهبان را.
به نظر من با همین شواهدی که بالا ذکر کردم (و تعدادی دیگر که ذکر نکردم) تقاضای ابطال انتخابات کاملاً تقاضای معقولی بود.
از نظر من تنها همین یک نکته که در سطح وسیع جلوی کار ناظران نامزدها گرفته شده و از ارتباطشان با کمیته به صورت سیستماتیک جلوگیری شده است، خواست ابطال را موجه میکند.
خلاصه این که قانون انتخابات ایران به کرات و در مقیاسی غیر قابل مقایسه با آنچه قبلا در جمهوری اسلامی دیده بودیم، نقض شده بود و همین موسوی را محق می کرد که نتیجه اعلام شده را نپذیرد و به دلیلی که گفتم داوری شورای نگهبان را هم رد کند.