


مردمک
متلاشی شدن چهار باند دختران فراری به کشورهای خلیج فارس، از ادامه این پدیده در کشور خبر میدهد.
رئیس پلیس فرودگاههای کشور اعلام کرد در شش ماه نخست سال جاری چهار باند دختران فراری به کشورهای حاشیه خلیج فارس متلاشی شده و به دستگاه قضایی تحویل داده شدهاند.
محمود بتشکن در نشست خبری هفته ناجا تعداد دختران این باندها و جزئیات مربوط به آن ها را اعلام نکرد.
این خبر نشان میدهد وضعیت قاچاق زنان از ایران به کشورهای خلیجفارس تغییر نکرده و قانون موجود در کشور نتوانسته از تکرار این پدیده قرن بیست و یکمی جلوگیری کند.
خبر متلاشی شدن یک باند قاچاق دختران و دستگیری 15 زن خارجی و 10 مرد ایرانی به عنوان هدایتکنندگان این باند در نوع خود خبر بیسابقهای بود که پلیس شهریور سال پیش اعلام کرد.
به گفته پلیس، سرکردگان این باند ایران را به بارانداز فعالیتهای شبکهای خود تبدیل کرده بودند و در شش ماه نخست سال یکصد زن و دختر از آسیای میانه را برای انجام اعمال غیراخلاقی و فساد به عمان، دوبی، شارجه و قطر منتقل کردند.
در این راستا، خبر حراج دختران ایرانی در امارات متحده عربی نخستین بار در خرداد 1383 و در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی توسط «خبرگزاری سینا» افشا شد.
پس از این افشاگری، خاتمی اعلام کرد شخصا از وزارت اطلاعات خواهان «تحقیق» در مورد حراج دختران و زنان ایرانی در امارات شده است.
این درحالی است که سعید مرتضوی، دادستان کشور این خبر را دروغ خواند و گفت مطبوعات موضوع بیاساسی را مطرح کرده بودند.
اطلاعرسانی ضعیف
حراج دختران ایرانی در هندوستان با درآمد شبی دومیلیون تومان از جمله اخباری است که اطلاعرسانی شفاف درمورد آن صورت نگرفت.
علاوه بر فقر فرهنگی و فقر مالی، برخی دختران از خانوادههای ثروتمند و گاه رده بالای حکومتی در میان دختران تنفروش در هند دیده شده و علت فرار خود از خانواده و سردرآوردن از باندهای فساد را خفقان حاکم بر خانوادههایشان اعلام کردهاند.
برخی کارشناسان اجتماعی با اشاره به پدیده فروش دختران توسط خانواده خود و یا شوهرانشان در شهرهای مختلف مرزی، از ابعاد نگرانکننده این مقوله سخن گفتهاند. این کارشناسان به خاطر امنیت جانی، نام خود را فاش نکردهاند.
به گفته کارشناسان، قربانیان هیچ آگاهی از قاچاق شدن خود نداشتهاند و از آنجا که ازدواج آنها به صورت موقت بوده تنها چند روز پس از ازدواج با اجبار، زور، تهدید و فریب به زاهدان و سپس به پاکستان و افغانستان منتقل میشوند. نکته این است که همه قربانیان از طریق صیغه، ازدواج کرده و عدم ثبت رسمی عقد آنها در این شکل یکی از معضلات اساسی شده است.
براساس یافتههای کارشناسان اجتماعی، در مناطق حاشیهنشین استانهای خراسان، سیستان و بلوچستان که از فقر اقتصادی و فرهنگی رنج میبرند، قاچاق زنان رایج است.
اعلام اینگونه اخبار زنگ خطری را نسبت به وجود جمعیت زیر خط فقر، زنان خیابانی و فحشا به صدا درآورده است.
قانون چه میگوید؟
قانون مبارزه با قاچاق انسان از ابتکارات وزارت امور خارجه است که در دولت خاتمی با هدف قدرت بازدارندگی ارتکاب جرم قاچاق زنان تدوین شد.
لایحه مبارزه با قاچاق انسان از سوی دولت در تاریخ 11/1/1383 به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد و در جلسه 28/4/1383 مجلس، به تصویب رسید.
براساس ماده سه این قانون، مرتکبین قاچاق انسان در صورت احراز جرم تا ده سال حبس و پرداخت جزای نقدی معادل دو برابر وجوه به دست آمده به اضافه اموال حاصل از بزه و و وجوه و اموالی که از طرف بزه دیده یا شخص ثالث وعده پرداخت آن به مرتکب داده شده، محکوم میشوند.
از سوی دیگر، در پنجاه و دومین نشست کمیسیون بررسی وضعیت زنان که 13 اسفند 1386 در نیویورک برگزار شد، ایران از رسیدن به الگوی کارآمد برای ارتقای وضع زنان سخن گفت.
براساس بیانیه جمهور اسلامی ایران، طبق طرحی که محمود احمدينژاد رئیسجمهور برای کمک به رفع نگرانیهای زنان کشور اختصاص داده، 20 درصد از محل اعتبار هزینههای استانی، 25/0 درصد از محل بودجه استانی و دستکم سه درصد از مازاد اعتبارهای استانی به زنان تعلق دارد.
علاوه براین، همیاری به سازمانهای غیردولتی (ان.جی.او) زنان کشور در برنامه کمک به توسعه امور زنان و ارتقا جایگاه آنها در این طرح منظور شده است.
شرکت مقامهای کشور در نشست بررسی جایگاه زنان و حقوق آنها در حالی است که رئیس مرکز امور زنان و خانواده پیوستن ایران به کنوانسیون حقوق زنان را مردود اعلام کرد.
زهره طبیبزادهنوری در اولین نشست مطبوعاتی خود آماری در مورد خشونت علیه زنان و قاچاق آنها در کشور ارائه نداد و از اختصاص بودجه به بسیاری از «ان.جی.او»ها که به گفته او در زمان ریاست قبلی ناکارآمد بوده، انتقاد کرد.
براساس «کنوانسیون رفع انواع تبعیض علیه زنان» که مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1979 تصویب کرد، تمام کشورهای امضاکننده این کنوانسیون متعهد هستند تدابیر مناسبی علیه قاچاق زنان و بهرهبرداری از آنها اتخاذ کنند و گزارشهای ملی از اجرای این تدابیر را هر چهار سال یک بار ارائه دهند.
برخی از همسایگان ایران شامل افغانستان، ترکیه، پاکستان و عراق به این کنوانسیون پیوستهاند.
بهرهکشی مدرن
با تکرار آزار و خشونت زنان در سراسر جهان، سازمان ملل در سال 1993 اعلامیهای را با هدف حذف خشونت علیه زنان صادر کرد.
هرگونه عملی که به آسیب فیزیکی، جنسی یا فکری علیه زنان منجر شود، تهدید زنان و محرومیت از آزادی در زندگی خصوصی و عمومی آنها، خشونت علیه زنان نام دارد.
تجارت زن که آسانتر از تجارت نفت و الماس و کالاهای استراتژیک است و بردهداری مدرن نام گرفته، در جمهوری اسلامی هم باب شده است.
اگرچه آمار دقیقی از سود حاصل از این تجارت در دسترس نیست، اما با توجه به نرخگذاری استفاده جنسی و بهرهکشی کاری از زنان، تجارت پردرآمدی برای صاحبان و دلالان این مقوله است.
زنان ایرانی که در کابارههای برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی برخی شهرهای آمریکا از جمله سانفرانسیسکو به رقاصی شبانه مشغول هستند، بیشتر دختران فراری بودهاند که به خواست خود یا فریب وعدههای باندهای قاچاق در تجارت زن وارد شدهاند.



مردمک
موزه عکسخانه شهر در یکصد و سیزدهمین نمایشگاه خود، عکسهایی از ده عکاس دوره قاجار، آنتوان سوریوگین، خاچاطوریان، صنیع السلطنه، میر سید علی، میرزا حسنخان منشی، ماشااللهخان، روسیخان، عبدالله میرزا قاجار، محمدرحیم عکاسباشی و معیر الممالک را به نمایش گذاشته است.
موزه عکسخانه با هدف شناساندن گوشههایی از تاریخ تصویری ایران و نیز معرفی عکاسان معاصر، نمایشگاههایی از عکسهای قدیمی و معاصر برگزار مینماید.
ايران قديم تصاويری از دوره قاجار، کارتپستالهای تاریخی، عاشورا، بم، انقلاب و خاطره و... عنوان نمایشگاههایی است که توسط این موزه در سالهای اخیر دایر شده است.
موزه عکسخانه شهر وابسته به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در 1374 در فضایی به مساحت 250 متر مربع با برگزاری نمایشگاهی ازعکسهای دوره قاجار افتتاح گردید.
عکسخانه شهر اولین موزه تخصصی کاربردی در ایران و خاورمیانه است.
مجموعه عکسهای موزه عکسخانه شامل عکسهایی از عکاسان متعدد و از زمان ورود دوربین به ایران است.
دوربینهایی با مارکهای مختلف که از سال 1895 وارد ایران شدهاند و دستگاههای چاپ و ظهور عکسهای قدیمی و نمایش اسلاید که تعداد زیادی از آنها از سوی هنرمندان اهدا شده نیز در این موزه گردآوری شدهاند.
نگاتیوهای شیشهای، مجموعهای ازاولین نوع نگاتیوهایی که بر روی شیشهای حساس به نور ایجاد میشدند، بخش دیگری از این مجموعه تاریخی را تشکیل میدهند.
موزه عکسخانه شهر با جمعآوری و عرضه کتابهای منتشر شده در حوزه عکاسی به یکی از مراجع تحقیقی برای عکاسان تبدیل شده است.
یکی دیگر از فعالیتهای مهم این موزه احداث لابراتوار چاپ عکس و ظهور فیلم به منظور استفاده دانشجویان و عکاسان است.
شرایط نامشخص نگهداری عکسهای تاریخی
بهمن جلالی، عکاس که از بانیان راهاندازی موزه عکسخانه است در گفتوگویی با روزنامه اعتماد ملی با اشاره به قدمت تاریخ عکاسی ایران، میگوید: «ما مجموعه عظيمی عکس داريم که قسمت اعظم آن در کاخ گلستان است و قسمت بزرگ ديگری هم دست کلکسيونرهای شخصی است که بعد از انقلاب تعدادی از آنها جمع شد، اما مقدار زيادی از آن در خانهها ماند.»
وی ادامه میدهد: «ما هيچ مرکز تصويری نداريم که عکس را به عنوان يک سند تاريخی حفظ کند. تا به حال چندين عکاسخانه قديمی در تهران تعطيل شده و من نمیدانم شيشههای آنها که ارزش تاريخی داشته چه شده است. يکی از برنامههای ما در عکسخانه شهر اين بود که بتوانيم اينها را حفظ کنيم.»
وی معتقد است موزه عکسخانه با ایجاد گالریهایی برای برگزاری نمایشگاههای گاهبهگاه از هدف خود دور شده است.
جلالی در خصوص وضعیت نگهداری از این آثار تاریخی میگوید: «بخش عظيمی از عکاسی ما از دوران 1315 تا به حال هم به شکل اسفناکی در عکاسخانهها مانده است. تنها بخش عکسهای ما که دارد به خوبی حفظ میشود، عکسهايی است که دارد در موزههای خارج از کشور نگهداری میشود.»
یادی از موزه اتوبوس سیار
در سالهای اولیه راهاندازی موزه عکسخانه شهر که مصادف بود با حضور غلامحسین کرباسچی در مقام شهردار تهران، بهمن جلالی به همراه دوستان دیگری که در احداث موزه سهم داشتند، تصمیم ساخت یک موزه سیار را گرفتند.
در اوراقیهای شهرداری تهران يک اتوبوس دو طبقه پيدا کرده، پشت آن را به صورت تاریکخانهای درآوردند، در هر دو طبقه آن مقدار زيادی دوربين و ادوات فيکس کرده، يک کتابخانه تخصصی عکاسی در طبقه اول و محلی جهت برگزاری نمايشگاه سيار عکس نیز در طبقه بالا آماده کردند.
به نقل از جلالی، اولين نمايشگاه عکسی که در آن برگزار شد از عکسهای تهران قديم آقای واهه بود.
اتوبوس سیار به مدارس رفته و بچهها را سوار میکرد. موزهدار نیز بچهها را با دوربينها و عکسها آشنا میکرده است.
بهمن جلالی سرنوشت این موزه سیار را که توجهات زیادی را به خود جلب کرده بود، اینگونه عنوان میکند: «ما دو سال در عکسخانه بوديم و بعد هم مجادلات با شهرداری در دوره کرباسچی آغاز شد و جريان دادگاهها و محاکمه پيش آمد. ماجرای يورش به فرهنگسراها هم پيش آمد. بعد هم بودجه ما را گرفتند.»


شاپرک شمس
مرغ مهتاب
میخواند.
ابری در اتاقم میگرید.
گلهای چشم پشیمانی میشکفد.
در تابوت پنجرهام پیکر مشرق میلولد.
مغرب جان میکند،
میمیرد.
گیاه نارنجی خورشید
در مرداب اتاقم میروید کم کم
بیدارم
نپندارید در خواب
سایه شاخهای بشکسته
آهسته خوابم کرد.
اکنون دارم میشنوم
آهنگ مرغ مهتاب
و گلهای پشیمانی را پرپر میکنم.
«کاشان تنها جایی است که به من آرامش میدهد و میدانم که سرانجام در آنجا ماندگار خواهم شد...»
این چنین بود که سهراب سپهری، کاشان را برگزید و امروز در آستانه هشتاد سالگی در اردهال کاشان، خانه ابدی خود میزبان دوستداران و شیفتگان کلام و هنر ماندگارش است.
در شناسنامه سهراب تولد او به روز 15 مهر سال 1307 درج شده است، اما سهراب خود میگوید: «مادرم میداند که من روز چهاردهم مهر به دنیا آمدهام. درست سر ساعت 12. مادرم صدای اذان را میشندیده است...»
سهراب از همان جوانی به نقاشی و شعر رو آورد، چنانچه در آثار ادبی او ردپای نقاشی و در نقاشیهایش حضور روح شاعرانهای هویداست.
کلام و نگاه سهراب متعلق به زمان و مکان مشخصی نبود. او در شعرش به زندگی، به انسان و به حقیقت میاندیشد همان سان که نقاشیهایش تنها بازسازی طبیعت بر یک تابلو نبود.
احساس و نگاه اصیل او به زندگی، به انسان، به اشیاء و به طبیعت در نقاشی، ویژگی آثار اوست که انگار دیوان شعری را در خود آمیخته باشد، پس از سالها نگاهت را ساعتها با خود میبرد به آبی آسمان و به سبزی زمین.
نقاشیها و شعرهای سهراب مملو از وارستگی، سادگی و بیتکلفی بیانی است که نه به سادگی حاصل شدهاند و نه آنقدر سادهاند که به نظر میآیند.
سهراب در سرودههایش که رویکرد او به عرفان و هستی را نشان میدهد و کنایهها میزند، کلام روانش را حفظ کرده است و در آن دفترهای شعر که در سالهای آخر زندگیاش سروده شدند، پختگی اشعارش منتقدانش را نیز به واکنشهای نرمتر واداشته است.
مهدی اخوانثالث در مصاحبهای نظرش به سهراب و شعرش را اینگونه تشریح میکند: «او در چهار، پنج شعر اخیرش توانسته است برای خود زبان خاصی پیدا کند. با لطافتی که از عرفان بودایی هند مایه میگیرد و در تصویری که از یک نقاش بر میآید مطالبی را به صورت زیبایی بیان کرده است ، ولی بقیه شعرهایش قابل توجه نیست.
به نظر من فقط تجربهای ناموفق است و اما مرگ زودرس او با توجه به شعرهای اخیرش و مخصوصا نقاشیاش واقعه تاسفانگیزی برای هنر معاصر است.»
سیمین بهبهانی نیز در جایی میگوید: «باید دانست که او یک نقاش بود و در شعرهای اولیهاش، شما با تصاویری سطحی آشنا میشوید که عمقی را در پشت سر خود ندارند. او همانطور که در تابلوهایش اناری، گل و یا بوتهای را نشان میداد در شعرهای اولیهاش هم سعی داشت تا چنین کند، اما در اشعار بعدی این تصاویر بعد دیگری پیدا میکند، بهطوری که شما میتوانید در پشت آن تصاویر پیامهای دیگری را ببینید.»
وی معتقد است اندیشه در شعر سپهری جای خاصی دارد که بیشتر از آنکه مادی باشد، ماورای طبیعی است و از این جهت شاعر خوبی است.
سهراب در سال 1359 و در روز اول ارديبهشت، ساعت شش بعد ازظهر در بيمارستان پارس تهران درگذشت.


سهیل سعیدی
اظهارات وزیرخارجه بحرین درباره تشکیل سازمانی منطقهای با مشارکت کشورهای عربی، ایران، ترکیه و اسرائیل واکنشهای زیادی در داخل و خارج از بحرین به دنبال داشته است.
شيخ خالد بن احمد آل خليفه در گفتگویی با روزنامه الحیات عربستان خواهان تشکیل چنین سازمان منطقهای با مشارکت حکومتهای متخاصم منطقه شده است تا برای حل و فصل بحرانهای خاورمیانه و رسیدن به صلح راه حلی پیدا کنند.
خارج از این بحث که تشکیل چنین سازمان منطقهای تا چه اندازه عملی است، سخنان وزیر خارجه بحرین از چند منظر قابل توجه است.
این سخنان ترس و نگرانی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را از وقوع جنگ میان ایران و آمریکا یا اسرائیل نشان میدهد و به نظر میرسد آنها سعی دارند دریچهای برای عبور از یک برخورد نظامی با ابعاد غیرقابل پیشبینی که امنیت اقتصادی و ثبات داخلی آنها را متاثر خواهد ساخت، ایجاد کنند.
پرهیز از آوردن نام قدرتهای بینالمللی برای مشارکت در چنین منظومهای، از سوی وزیر خارجه کشوری که جایگاه استقرار یکی از مهمترین پایگاههای نظامی منطقهای آمریکا است، نشانهای از تلاش کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس برای بنای روابط مبتنی بر مصالحه با تهران است.
به این معنا این کشورها تکیه بر قدرت سیاسی- نظامی آمریکا را به عنوان تنها محور حمایتی، امری تمام شده تلقی کرده و خود را مجبور به همزیستی با همسایگان غیر عرب خود مانند ایران و ترکیه میبینند.
تا این نقطه ایجاد چنین سازمانی برای افزایش همکاری و همفکری میان کشورهای منطقه بسیار مثبت به نظر میرسد.
اما در رابطه با مشارکت اسرائیل، حتی اگر کشورهایی مانند عربستان یا ایران حاضر به پیوستن به چنین مجموعهای باشند، موفقیت آن برای دستیابی به صلحی فراگیر در منطقه و حل و فصل بحران اعراب- اسرائیل هنوز زیر سوال است.
مساله این است که همیشه نقطه دستیابی به صلح برای اسرائیل و آمریکا از جایی آغاز میشود که امنیت اسرائیل در اولویت قرار میگیرد.
چنین تعریفی از صلح که همسان با حفظ هویت یهودی اسرائیل است، به معنای عدم بازگشت آوارگان فلسطینی از مناطق 1967 و دیگر کشورها به خانههای خود، ادامه سیاست تبعیض در داخل اسرائیل در برابر اقلیت عرب و اشغال مناطقی است که برای حفظ امنیت اسرائیل حیاتی تلقی میشوند.
از این منظر سخنان وزیر خارجه بحرین که تلاشی برای آوردن ایران و اسرائیل به پای میز مذاکره است، تقلیلگرایی نادرستی است که بدون در نظر گرفتن متطق تنشزای ایدئولوژی صهیونیسم و ایجاد یک کشور بر اساس نژاد (یهودیت) در منطقهای که به طور تاریخی ادیان و نژادهای رنگارنگی در آن همزیستی داشتهاند، مذاکره ایران و اسرائیل را پایان دهنده مهمترین بحران خاورمیانه میداند.
با این حال تردیدی وجود ندارد که وزیر خارجه بحرین میداند که نزاع بر سر موجودیت یهودی اسرائیل فراتر از مواضع ایران قرار میگیرد و نمیتوان به صرف به رسمیت شناختن اسرائیل به صلحی پایدار و فراگیر دست یافت.
از این منظر، سخنان وی برای تشکیل چنین سازمان منطقهای میتواند دور تازهای از تلاش برای تقویت محور موسوم به اعتدال برای انزوای ایران تفسیر شود و احتمالا جمهوری اسلامی آن را تلاشی دیگر برای عادیسازی روابط با اسرائیل به قیمت منافع منطقهای خود خواهد دید.



مردمک
برخی شنیدههای غیر رسمی از استعفای علی کردان وزیر کشور خبر میدهند.
در صورت قطعی شدن خروج علی کردان از ترکیب کابینه، وضعیت حقوقی تازهای برای دولت نهم به وجود خواهد آمد که به باور تحلیلگران بر موقعیت انتخاباتی محمود احمدینژاد تاثیر عمیق خواهد گذاشت.
نزدیک شدن به ساعت صفر انتخابات و رسوایی ناشی از جعلی بودن مدرک وزیرکشور، نگرانی برخی اصولگراین را درباره موقعیت انتخاباتی محمود احمدینژاد و احتمال ریزش بیش از حد آرای وی افزایش داده است.
کاسته شدن از شدت فشارها
به گفته ناظران سیاسی، کنار رفتن علی کردان سبب میشود که احمدینژاد از فشار شدید منتقدان به ویژه در مجلس رهایی یافته و از ابعاد این رسوایی در امان بماند.
این در حالی است که در روزهای گذشته رسانههای نزدیک به دولت از احمدینژاد خواسته بودند پیش از آن که دیر شود، علی کردان را از سمت خود برکنار کرده تا بیش از این در معرض «تهمت» و «تخریب» قرار نگیرد.
یک وبسایت حامی دولت راه حل خروج از این بحران را اقدام شخص احمدینژاد به برکناری وزیر کشور دانسته بود.
به نوشته این وبسایت اصولگرا، احمدینژاد با این اقدام خود راه را بر مناقشهای جدید در سال سرنوشت ساز انتخابات میبندد، چراکه حتی اگر خود علی کردان نیز در جعل مدرک بیتقصیر بود، رقیبان احمدینژاد تصویری متقلب از وزیر کشور به عنوان مجری ارشد انتخابات در پیش رو خواهند داشت.
نیاز دوباره دولت به رای اعتماد مجلس
ناظران سیاسی میگویند که لزوم برکناری علی کردان با وجود مدارک کافی مبنی بر دروغگویی وی به مجلس در جریان رای اعتماد و گزارش تکان دهنده درباره سوابق تحصیلی وی تردید ناپذیر است، اما اکنون احمدینژاد با وضعیت حقوقی دشواری در باطه با کابینه خود روبهرو است.
بنا بر اصل 136 قانون اساسی، اگر پس از رای اعتماد نمایندگان مجلس به دولت، نیمی از هیات وزیران تغییر نماید، رییس جمهوری باید دوباره از مجلس شورای اسلامی تقاضای رای اعتماد کند.
حقوقدانان میگویند با برکناری یا استعفای علی کردان از وزرات کشور، کابینه احمدینژاد که شاهد تغییرات فراوانی در سه سال گذشته بوده است، نیازمند گرفتن دوباره رای اعتماد از نمایندگان مجلس خواهد شد و این یک سابقه منفی در کارنامه دولت به شمار خواهد رفت.
از سوی دیگر برخی تحلیلگران بر این باور هستند که امکان مصالحه در این زمینه وجود دارد و در صورت عدم اصرار مجلس شاید رئیس جمهوری بتواند با استفاده از برخی تفسیرها از موضع رای اعتماد دوباره مجلس به دولت عبور نماید.



مردمک
گلشیفته فراهانی به خاطر بازی در فیلم «مجموعه دروغها» به کارگردانی رایدلی اسکات، که قرار است در این هفته در آمریکا اکران شود، روی فرش قرمز این فیلم در نیویورک حاضر شد.
مجموعه عکسهای گلشیفته بدون حجاب در خبرگزاریها منتشر و گفتوگویش به زبان انگلیسی درباره فیلم روی وب سایت یوتیوب قرار گرفت.
فراهانی در این فیلم در کنار بزرگانی چون لئوناردو دیکاپریو و راسل کرو نقش بازی کرد و همین تجربه از وی چهره دیگری در سینمای ایران ثبت کرد.
انتشار عکسهای وی همراه بازیگران آمریکایی در ایران جنجالآفرین بود و حتی شایعه شد که وی توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع الخروج شده است.
نویسنده مقالهای در فاکس نیوز پیشنهاد داده است که نام گلشیفته فراهانی باید به عنوان «گلدی فرهی» که بیشتر هالیوودی است در نظر گرفته شود.
اما نزدیک به یک ماه پیش، خبرگزاریهای داخلی اعلام کردند که برخلاف شایعاتی که از عدم خروج این بازیگر از ایران در یک روزنامه و چند سایت اینترنتی منتشر شد، گلشیفته فراهانی چهارم شهریور از ایران خارج شد. وی پس از سفر به پاریس قرار است به نیویورک سفر کند تا 10 اکتبر (19 مهر) در اکران افتتاحیه «مجموعه دروغها» شرکت کند.
| مشاهده فیلم |
|
| بخشی از مصاحبه گلشیفته فراهانی در یوتیوب |
خبرگزاریهای خارجی نیز چهره گلشیفته فراهانی را «زیبا» خواندند. وی میتواند چهره جدیدی برای سینمای هالیوود باشد و در کنار شهره آغداشلو به عنوان زن ایرانی در این سینما حضور یابد.
به نظر میرسد بازگشت وی به سینمای ایران بر اساس قوانین رایج در کشور برای حضور زن بر پرده سینما، خالی از مشکل نباشد.



مردمک
سخنان رو در روی محمود احمدینژاد و طهماسب مظاهری، رییس سابق بانک مرکزی در جلسه تودیع وی و معارفه محمود بهمنی به عنوان رییس جدید بانک مرکزی اختلاف نظر آنها را بیش از پیش نمایان کرد.
احمدینژاد در این جلسه مدعی شد مظاهری در یک سال اخیر بیش از شش بار به صورت شفاهی و کتبی استعفا کرده بود که سرانجام با این درخواست موافقت شد.
مظاهری در جلسه تودیع، بخشی از گزارش عملکرد یک ساله خود را ارائه داد.
وی در این سخنان گفت: «مدیریت امور اقتصادی بر مبنای علم اقتصاد و بهرهگیری از ابزارهای اقتصادی و بهرهگیری از دانش بشری و دستاوردهای مدیریتی و علمی قابل اجرا است. اگر از این اصل عدول کنیم، ناچار میشویم با ابزار فیزیکی و امنیتی به مدیریت اقتصادی روی آوریم.»
اما احمدینژاد در سخنرانی خود، پس از مظاهری گفت: «ما باید برای نگاه بانکی خود مدلی متناسب با وضعیت کشورمان داشته باشیم. این مناسب نیست که مثلا یک سری مسائل و معادلات را ترجمه کنیم و بخواهیم بدون توجه به وضعیت اقتصادی کشور این معادلات را در کشور جاری کنیم.
اگر بخواهیم این فرمولها و معادلاتی را که در اقتصاد سرمایهداری هست، اجرا کنیم، آخر سرمایهداری همین میشود که اکنون میبینید. آمریکا میگوید من در اقتصاد آخر خطم، دچار چه مشکلات پیچ در پیچی شده و یا دیگر کشورهایی که اقتصاد سرمایهداری را دنبال میکردند، چه مشکلاتی برایشان ایجاد شده؛ آیا ما میخواهیم به این جا برسیم؟ حتما نه.»
رییس سابق بانک ملی در سخنان امروز خود، چنین اشاره کرد: «رهبری مدیریت اقتصادی کشور لوازم و ساز و کارهایی دارد. مسائل کلان اقتصادی باید در اتاقهای فکر و فضاهای کارشناسی تعیین شود و نه در پای تریبونها، نمیتوانیم در کشور به اقتصاددانان و عالمان اقتصادی و کارشناسان خبره توجه لازم را نکنیم و آنان را جدی نگیریم، اما توسعه اقتصادی داشته باشیم.»
در همین حال احمدینژاد نیز خطاب به وی گفت: «صحبتهای ایشان مطالبات بنده از ایشان و سیستم بانکی بود که البته در جلسات مختلف این مباحث را مطرح کرده بودیم و من با بیشتر صحبتهای ایشان موافق هستم، ولی با برخی از آنها مخالفت جدی دارم.»
احمدینژاد گفت: «در این یک سال اخیر تسهیلات بانکها را افزایش دادهایم، ولی بانکها تسهیلات کمتری دادهاند، ولی معوقهها دو برابر شده است، اینها را چه کسانی مدیریت میکنند، غیر از این است که بانک مرکزی باید اینها را مدیریت کند.»
اختلافات احمدینژاد و مظاهری بر سر مسایل اقتصادی کشور که یکی از مهمترین مسایل روز ایران به شمار میرود، یکی از دلایل برکناری مظاهری شمرده میشود.
گفته میشود اختلاف عقیده روسای بانک مرکزی با سیاستهای رییس جمهور از زمان رییس قبلی بانک مرکزی، ابراهیم شیبانی آغاز شد.
مظاهری به عنوان اقتصاددانی محافظهکار شناخته میشود که به کم کردن نقش دولت در فعالیتهای اقتصادی معتقد است. وی تلاش کرد با اتخاذ سیاستهای کنترلی و انقباضی از افزایش نقدینگی بیشتر در بازار جلوگیری کند.