از دیگر رسانه‌ها / سیاست / ملی
به روز شده در ۱۰ خرداد ۸۸ ساعت ۰۸:۰۶

نامه سروش به میرحسین موسوی

گزارش‌های مرتبط
<p>آیت‌الله موسوی‌اردبیلی از مراجع تقلید قم/مهر</p>
news feature

  پیشنهاد آیت‌الله موسوی‌اردبیلی

«آقای خامنه‌ای از اطرافیان افراطی فاصله بگیرید»

میرحسین موسوی/ عکس از کلمه
news feature

  در آستانه سالگرد انقلاب

موسوی: 22 بهمن روز جمع و روز جامع است

وبلاگ مخلوق
news feature

  درباره کدام موسوی حرف می‌زنیم؟

تاملی درباره «رئیس‌جمهور موسوی»

تصویری از ناآرامی‌های پس از انتخابات
news feature

  بیانیه فعالان حقوق زنان

«مسایل زنان بخش عمده بحران است»

تصویر صفحه اول وب‌لاگ منبر نت
news feature

  دستور سکوت به رییس شورای امنیت ملی

معضلی به نام احمدی‌نژاد

آخرین گزارش‌ها

مشروطه نیوز

آقای مهندس موسوی کتمان حقیقت چرا؟
قصه انقلاب فرهنگی قصه عبرت آموزی است. بعضی از رسانه‌ها و دستگاه‌های حکومتی، سال‌ها است که برای فرو کوفتن یکی از ناقدان و ناراضیان، یعنی سروش، ماجرای انقلاب فرهنگی را چنان ننگین و سنگین و دروغین کرده‌اند و جمعی بی‌خبر را چنان بازی داده‌اند(کینه‌توزان به جای خود) که اکنون این طناب برگردن خودشان پیچیده است به طوری‌که پیروان خط امام هم از آن برائت می‌جویند و شرمسارانه نقش خود را در آن انکار می‌کنند و از اطلاع‌رسانی درست سر می‌پیچند. آدمی در می‌ماند که این پیروان وفادار، سهم رهبری فقید انقلاب را در انقلاب فرهنگی چقدر برآورد می‌کنند.
 
در خبرها آمده بود که آقای موسوی به دانشجویی که از نقش وی در انقلاب فرهنگی سوال کرده بود، چنین پاسخ داده بود که من در آن هنگام نخست‌وزیر نبودم و نقشی در انقلاب فرهنگی نداشتم و سندی در این مورد وجود ندارد.  پاسخ به آن دانشجو، درحقیقت پاسخ به عبدالکریم سروش بود که درجواب دروغ‌ها و توهین‌ها و تمسخرهای یک نویسنده در محفل حامیان موسوی، انگشت برنقش مهم میرحسین موسوی در ستاد انقلاب فرهنگی نهاده بود و از وی خواسته بود تا این راز ساده را فاش کند و اطلاع درست و دقیق در اختیار پرسشگران قرار دهد. سروش حتی از گواهان این امر یعنی علی شریعتمداری، محمد خاتمی، احمد احمدی، صادق واعظ‌زاده و رضا عارف نام برده بود که در دفتر نخست‌وزیر حاضر می‌شدند و در جلسات مکرر ستاد انقلاب فرهنگی به ریاست میرحسین موسوی شرکت می‌کردند.
 
آقای موسوی اما به جای گفتن این حقیقت ساده، راه ناصوابی را برگزید و پاسخ آن دانشجوی د‌ل‌سوخته را چنان مبهم داد که کس نداند وی در آن ایام چه کاره بوده است.
 
آقای موسوی شما که همه افتخارتان پیروی از امام است، چرا؟ شما که خود منصوب امام بودید و به فرمان او بر صدر جلسات می‌نشستید، چرا خبر درست و دقیقی از آن نمی‌دهید؟ آیا فردا هم اگر به کرسی ریاست‌جمهوری بنشینید، همین‌طور حق دانستن  مردم را محترم می‌شمارید؟
 
گفته‌اید شما در انقلاب فرهنگی نقشی نداشتید، که این‌طور؛ ولی صورت مذاکرات شورای انقلاب چیز دیگر می‌گوید: اعضای شورا به شدت از وضع ناآرام دانشگاه‌ها ناراضی بودند. هاشمی‌رفسنجانی گفت: از طریق حضور تعدادی بچه مسلمان در تهران می‌توان جلو شلوغی دانشگاه را گرفت... از خشونت نمی‌ترسیم. امروز شروع شود بهتر از سه‌ماه دیگر است. میرحسین موسوی تنها کسی بود که از ضرورت انقلاب فرهنگی از طریق حضور توده‌ها در دانشگاه سخن گفت  و چنین بود که دانشجویان این‌جا و آن‌جا ستادهایی تشکیل دادند و مشغول انقلاب فرهنگی  شدند؛ یا به تعبیر میهمان مودب شما: تقلید مضحک شناعت و سخافت. (درتهران: شکوری‌راد، شمقدری و محمود احمدی‌نژاد و هاشمی‌ثمره در شیراز: فلان و فلان...)
 
این در انقلاب فرهنگی. اما در ستاد انقلاب فرهنگی چطور؟ آیا آن‌جا هم بی‌نقش بودید؟ قربان تمکینت شوم. میبین وسربالا مکن. من می‌دانم که حامیان شما، ازجمله آقای مسجدجامعی، در تشکیل آن جلسه و دعوت از آن نویسنده و تحریک او، خطای سیاسی واخلاقی بزرگی مرتکب شدند و جای خالی دروغ  را پر کردند و پویش انتخاباتی شما را به رنگ جفا آلودند. اما شستن آن رنگ با رنگ دیگر میسر نیست. از شما انتظار بزرگ‌منشی بیش‌تری می‌رفت. یکی این‌که آن گفتار و کردار زشت را نکوهش و سرزنش کنید و دوم این‌که شجاعانه از اقدام امامی که افتخار پیروی او را دارید و نیز از نقش خود در انقلاب فرهنگی و ستاد انقلاب فرهنگی بی‌شرمندگی دفاع نمایید و چون یک فرد مطلع و مسوول، زوایای نهفته آن‌را آشکار سازید و نشان دهید که برنامه‌ریزان و مجریان انقلاب فرهنگی چه کسانی بوده‌اند و خود در گشودن پرونده مذاکرات شورای انقلاب در این خصوص پیش قدم شوید و هم‌چنین تصریح کنید که آیین‌نامه‌های انقلابی  برای سانسور کتاب و غیره محصول شورای عالی انقلاب فرهنگی کنونی است که شما هم عضو آن بوده‌اید و هستید. طفره رفتن و سر زیر برف کردن و جواب چند پهلو و سربالا دادن و کتمان حقیقت نمودن و به حمایت توهین‌کنندگان برخاستن و در قبال دروغگویان و درشتگویان سکوت پیشه کردن، شیوه صادقان و کریمان نیست.
 
نقل هر جور که از خلق کریمت کردند
قول صاحب غرضان است تو آن‌ها نکنی
دردمندان بلا زهر هلاهل دارند
قصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی
 
عبدالکریم سروش

محتوای گزارش فوق از منبع اصلی نقل شده است و «مردمک» مسئولیتی در قبال صحت و درستی محتوای این گزارش ندارد. مطالب و نظرات منعکس شده در این خبر بیان‌کننده نظرات و مواضع «مردمک» نیست. این گزارش لزوما از اصول پنجگانه مردمک پیروی نمی‌کند.