از دیگر رسانه‌ها / سیاست / ملی
به روز شده در ۲۸ مرداد ۸۸ ساعت ۲۰:۰۶

متن کامل نامه برادر همسر ترانه موسوی خطاب به کروبی

آخرین گزارش‌ها

جام جام آنلاین

 سیدحسین شاهمرادی  برادر همسر ترانه موسوی در نامه ای سرگشاده، از آنچه كه آن را عهدشكنی و تحریف سخنانش از سوی مهدی كروبی دبیركل حزب اعتماد ملی در انتشار اظهارات خصوصی اش خواند، به شدت انتقاد كرد.

 
متن كامل نامه برادر همسر ترانه موسوی را پیش رو دارید: 
 
جناب آقای كروبی
 
با سلام
 
سالیانی است كه دلخوشم به ادامه درس و علم و كارهای خرد فرهنگی، آن هم در حد بضاعت مزجاه، خسته از قیل و قال و دم بسته از هر حرف و حدیث. گرچه در جوانی در حاشیه بوده‌ام لیك موی سپید چنان كرد كه از حاشیه‌نشینی نیز سخت بپرهیزم و بسنده كنم. به رَخت و پَخت خویش. اما این روزگار رنگ‌آمیز نمی‌گذارد و رسانه و بازی‌های رسانه و سودای این سو و آن سو، خلوتِ خلوت گزیدگان را به هم می‌زند.
 
صفحه نخست آخرین شماره روزنامه اعتماد ملی و نوشته‌ای از یار قدیم انقلاب و مبارز نستوه دوران ستم‌شاهی، برای من بهتی دیگر بود. برای من كه خود را شاگرد كوچك بزرگان انقلاب می‌دانم و به تلمذ محضر بزرگان مباهات می‌كردم، برای من كه خود را فرزند انقلاب می‌پندارم و سرباز ولایت.
 
مانده‌ام سخت عجب، كه به كجا می‌رویم؟ برای چه؟ و به چه كار؟ دو ماه دشوار سپری شده و رسانه‌های ایران و جهان با هرگرایش و سلیقه‌ای، هر چه تیر داشته‌اند در چله زبان نهاده‌اند و ذهن مردم صبور و مهربان ایران اسلامی را نشانه گرفته‌اند. از بركت این هجمه و حمله فضای سیاسی امروز ملتهب شده و حرور تابستان را افزون و طاقت‌فرسا كرده است. چنانكه هدف، هر وسیله‌ای را توجیه می‌كند و باكی نیست اگر وسیله خلاف آشكار اصولی باشد كه انقلاب اسلامی بر پایه آن شكل گرفته، بالیده است. راه و روش طلبگی از آغاز راه و قدم اول، آموختن و پافشاری بر مكارم اخلاق است به خداباوری، به راستگویی و راست‌روی و به امانت و برائت، به عدالت و استعانت از خداوند یكتا در پاسداشت حرمت و حریم انسان، لیكن آنچنان منقلب است زمانه كه در كمال ناباوری پاره‌ای از عالمان نیز خواسته و ناخواسته در چنبر عدول از عدل گرفتار آمده‌اند و مردم به ویژه جوانان را مردد ساخته‌اند و طلبگان را رودرروی این پرسش نشانده‌اند كه مبادا عالم بی‌عمل با شیم و نحل بی‌عسل!
 
جناب آقای كروبی!
 
دو ماه از انتخابات دوره دهم می‌گذرد و نتیجه آن معلوم شده و افراداز هر گروه و با هر پسند، حفظ نظام را كه حضرت مرادمان آن را اوجب واجبات خواند به نسیان سپرده‌اند و بر طبل خویش می‌كوبند. سماجت از دو طرف ادامه دارد و هر كس برای بالا نشاندن حرف خود به هر چه دست می‌اندازد و به هر كار توسل می‌جوید حتی اگر طرح موضوعات غیردقیق و صحیح باشد، افكار عمومی را تحریك كند و حیثیت افراد مومن و حرمت حریم شخصی آدمیان نقض شود.
 
در مقدمه این نوشته گفتم و مكرر و موكد می‌كنم كه این فرزند انقلاب و این طلبه كوچك دیرسالی است كه عطای سیاست را به لقایش بخشیده و به كار خود است.
 
نمی‌دانم و نمی‌گویم كه آراء شما چه بوده و دیگری. اما می‌دانم و می‌گویم كه نمی‌شود و نباید برای اثبات رای و نظر خود یا بازگرداندن اعتبار سیاسی هر موضوعی را بازگفت و بانگ برآورد.
 
اینك نیز از جایگاه طلبه و تلمیذ، سوالی دارم و از دانشمندان مجلس و جنابعالی كه سوابق مبارزاتی و همراهی و همدلیتان با انقلاب بر همه آشكار است، كه آیا دوشادوشی دین و سیاست را عاقبت این است؟ هزینه دستیابی به اغراض سیاسی چیست؟ و آیا هدف و نظر امام راحل رحمه‌الله علیه در پایه‌گذاری این نظام و رهبر معظم انقلاب و بزرگان مبارز و رسیدن به جامعه‌ای آرام و آرمانی، متخلق به اخلاق اسلامی و آموزه‌های ناب الهی، با اوضاع این دو ماهه دشوار نسبتی دارد؟ آیا اگر یاران امام و ا نقلاب با همه خدمت و ارادات دامان صبر از كف نهادند می‌توان از دیگران انتظار تاب و طاقت داشت؟ و می‌شود مسائل سنگین سیاسی نظام را چنین ساده انگاشت؟
 
جناب آقای كروبی!
 
در دیداری كه دریافته بودید كه برنامه تلویزیونی خانم ترانه موسوی به طریقی با خانواده ما ارتباطی دارد ماجرا را از بنده جویا شدید و عرض كردم كه بنا به مسائل و مصالحی كه باور داریم این قصه را برای هیچ‌یك از بزرگان نگفته‌ام و نخواهم گفت؛ چرا كه توطئه رسانه‌های بیگانه را می‌دانم. فتنه‌انگیزی دشمنان را دیده‌ام و ناصبوری دوستان را چشیده‌ام. اصرار ورزیدید. خاموش ماندم. قول دادید كه تنها برای اطلاع خود كنجكاوید حتی نه برای نقل‌قول‌های خاص. قول شما و ارادت این كمترین به امام، آن مراد فرزانه‌ای كه لباس عالمان بر تنم پوشاند، قفل سكوتم را نزد شما و تنها شما شكست تا در سینه شما و تنها شما بماند و عرض كردم كه قصدم فقط افشای توطئه دشمنان و خاموش كردن فتنه آنان بوده و شنیدید. لیكن با كمال تعجب و تحیر 26 مردادماه بخشی از عرایض من با آب و تاب در صفحه نخست نسخه الكترونیكی روزنامه جنابعالی و به اسم و امضای شما درج شد. چه دشوار بود برای من باور این عهدشكنی. ناباورانه مطلب را خواندم و تاسف و دریغم علاوه شد آن گاه كه دیدم آنچه گفته‌ام، نگفته‌اید!
 
آبی بود و از جوی برفت، تیری بود و از چله گذشت. لیكن این سوال باقی است كه گفته شما، دوا بود یا درد؟ با این كار، كمكی به انقلاب شد یا جریان‌های سیاسی این سو و آن سو، كام خود از آن گرفتند؟ حریم انسان پاس داشته شد یا اصول اخلاق مراعات گردید؟
 
برای من كه شما را یار و دلسوز نظام می‌دانم هرچند در مواضع شما نبوده و نیستم باور ناكردنی بود و شگفتی‌آور! چه زمانه‌ای است این زمان كه آب و آبرو را بهایی نیست. عالمان از علم درمی‌گذرند و عهدها فراموش می‌شود به آسانی:
 
دستان خسته بر آسمان برمی‌دارم و دم فروبسته می‌گشایم و از درگاه یگانه بخشنده و مهربان برای ایران اسلامی دعا می‌گویم.
 
سید حسین شاهمرادی
برادر همسر ترانه موسوی

محتوای گزارش فوق از منبع اصلی نقل شده است و «مردمک» مسئولیتی در قبال صحت و درستی محتوای این گزارش ندارد. مطالب و نظرات منعکس شده در این خبر بیان‌کننده نظرات و مواضع «مردمک» نیست. این گزارش لزوما از اصول پنجگانه مردمک پیروی نمی‌کند.