آیدا شاملو، الهامبخش شاعر بزرگ، احمد شاملو از دیروز در خانه خالی از وسایل و یادگارهای زندگیاش نشسته است.
او پشت تلفن با صدای غمزدهاش وقتی از صحت این اسبابکشی میپرسیم، میگوید: من این کار را نکردم از آن کسی بپرسید که این کار را انجام داده است. او میگوید: چه بگویم.
تصور اینکه او در خانه خالی از یخچال، مبل و صندلی نشسته است، کار سختی نیست. اسبابکشی طبق حکم و در مزایده انجام شده است. سیاوش شاملو حدود ساعت 10 صبح میآید و همه آن وسایلی که در مزایده به قیمت تقریبی 300 میلیون تومان برنده شده است را از خانه پدریاش میبرد؛ وسایلی که بخشی از آنها یادگاری است مانند عینک، جاسیگاری و تابلوهایی که هنرمندان دیگر مانند پرینوش گنجی به او دادهاند و بخش دیگر یادگارهای یک زندگی زناشویی است؛ یادگارهایی از جهیزیه و آنچه آیدا سرکیسیان شاملو به خانه آورده است. وسایل یک عمر زندگی همراه با سختی، دارایی و البته لذت از الهامبخش بودن یک شاعر بزرگ.
هیچکدام از اقداماتی که دوستداران شاملو و آیدا برای پاسداشت و برپایی موزه شاملو انجام دادهاند حتی اعتراض به یونسکو هم به نتیجه نرسیده است. اینک حتی فرشها، مبل و صندلیها هم از خانه برداشته شده و قرار است بخشی دیگر از وسایل، احتمالا روز جمعه تخلیه شود. دوستان شاملو تلاشهای زیاد اما بیثمری برای رخ ندادن این اتفاق انجام دادند.
شاملو تمام وسایل و آثار خود را زبانی و قلمی به آیدا بخشیده بود اما طبق قانون فقط میتوانست یکسوم آن به آیدا برسد. بسیاری از وسایل از آن خود آیدا است. مزایده اموال شاملو یک بار باطل شد اما برای بار دوم بازهم سیاوش شاملو برنده این مزایده شد و همه اموال شاملو را خرید.