مردمک گزارش میدهددر انتخاب شرکت کنیم یا نه؟؛ آنچه شهروندان میگویند |
خلاصه:
فضای اینترنت نیز این روزها مکانی است برای بحثهای داغ انتخاباتی و سخن از چرایی شرکت یا عدم شرکت در انتخابات. |
مردمک
در کنار فعالان سیاسی و کارشناسان امور سیاسی،بحث شرکت و یا عدم شرکت در انتخابات نیز به موضوعات داغ امروز فضای وبلاگها و وبسایتهای غیر رسمی کشیده شده است.
نظرات مختلفی از هر طیف و دیدگاه فکری در حال ارائه استدلالها و دلایل برای حضور در مهمترین رویداد سیاسی، یعنی انتخابات 24 اسفند برای برگزیدن نمانیدگان هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، سال جاری هستند.
مکالمات ذهنی یکی از وبلاگ نویسان،موافق شرکت در انتخابات است، او در آخرین نوشتهاش سعی میکند به خوانندگانش این پیام را برساند که برای رسیدن به دموکراسی باید آهسته آهسته به سمت آن حرکت کرد. او میپرسد:
«30 سال پیش که همه چیز را ویران کردیم، درستتر و بهتر از قبل ساختیم که این دفعه این کار را بکنیم؟» و ادامه میدهد «یک دلیلی که خیلیها بخاطر آن انتخابات را تحریم میکنند زیر سؤال بردن مشروعیت نظام است. فرض کنید که اصلا هشتاد درصد مردم رأی ندهند. فکر کنم هر کسی قبول داشته باشد که دیگر بیست درصد پای ثابت کار هستند. بعد چه میشود؟ آیا این ادا و اصول و ژست فردای انتخابات و اخبار حماسهسازی مردم است که زور به فشار شما میآورد؟ دوست دارید که اصلا بساط همین رأی نصف و نیمه هر برچیده شود و حکومت بدون تعارف بگوید که اصلا رأی هم خواستیم. »
نویسنده وبلاگ ماهمه خوبیم، نیز حق برخورداری از زندگی بهتر را مهمترین دلیلش برای شرکت در انتخابات میداند و با تیتر من طرفدار اصلاح طلبها نیستم پس رای میدهم، می نویسد:
«من مدیونم به خودم .من حق زندگی کردن در شرایط بهتری را دارم و برای رسیدن به این حق تلاش خواهم کرد و فقط حرف نمیزنم.حتی اگر شکست را نزدیک تر از رگ گردن به خود حس کنم.من مدیونم به 100 سال مبارزه برای جمهوریت و آزادی.نمی توانم با سکوت در نابود شدن آن همه تلاش شریک شوم.من قسمتی از نقشه ی شوم استبداد نخواهم بود.من برای ماندن جمهوریت تلاشم را می کنم هرچند شکست به من پوزخند بزند.»
اما مخالفان شرکت در انتخابات نیز آرام ننشته اند و از فضای اینترنت برای ابزار عقیدهشان سود جستهاند.
آذرشب با انتخاب جمله اما گلدمن، فمینیست و آنارشیست معروف که میگوید «اگه انتخابات چیزی رو عوض میکرد تا حالا غیر قانونیاش کرده بودند» ، حضور در انتخابات را بیفایده می داند و مینویسد:
«واقعاً بهترین شرایط در انتخابات پیش رو چیست ؟چیزی شبیه به خرداد 76 یا مجلس پنجم یا شاید هم ششم به فرض محال همان اتفاق بیافتد، چه تغییری حاصل میشود ؟هیچ ، فقط فرصتی برای قویتر شدن سلطه قشری که مردمی در آن وجود ندارد.از نظر من رای ما ، انتخاب بین بد و بدتر نیست حتی انتخاب بین بدتر و افتضاح هم نیست بلکه انتخاب بین منفی یک میلیون و منفی یک میلیون و یکصد هزار است ، شاید از نظر جبری ارزش داشته باشد ولی … شاید در اینحالت مصداقی نبینیم»
ولی با گرگها میرقصم، نمیخواهد رایش مشروعیتی باشد برای جمهوری اسلامی. او با خطاب قرار دادن شعار ائتلاف اصلاحطلبان ، در مطلبی با تیتر «همراه نظام نمیشوم عزیز» از دلیل عدم علاقهاش به انتخابات میگوید:
« در انتخابات شركت نخواهم كرد و اجازه نخواهم داد نظام با حتي يك راي من هم عليه خودم استفاده كند و فرداي روز انتخابات تحقيرم كند. همان كاري كه پس از انتخابات با حزب مشاركت خواهند كرد كه به گمانم خيانتي است به ملت ايران. مشاركت با اعلام رسمي شركت در انتخابات آتي عملا نشان داد كه تنها به فكر قدرتطلبي ست و بس، و اعتقاد و احترامي براي خواستههاي اكثريت جامعه قائل نيست و رفتارهايي كه در اين چند روزه هم از خود نشان دادهاند گوياي همين مدعاست.»
اتیقه هم نمیخواهد در انتخابات شرکت کند و برای این تصمیمش 17 دلیل دارد ، اوبه گفته خودش با اینکه اصلا طلب است در انتخابات شرکت نمیکند زیرا:
«هیچکس در لیست حضور ندارد که بتواند حس یک اصلاح طلب را به من القاء کند... چون بارها و بارها گفته اند و گفته ایم و شنیده ایم و شنیده اید که ما فقط در یک انتخابات آزاد و رقابتی شرکت می کنیم. این انتخابات نه آزاد است و نه رقابتی... چون اگر اعضای اعتماد ملی اصلاح طلبند من ترجیح می دهم اصلاح طلبان اصلا به مجلس نروند... چون اگر قرار بود رأی بدهیم عارف و اشراقی انصراف نمی دادند ... و آخر اینکه چون اشتباهاتمان در شورای شهر که سه نفر دارای پتانسیل ریاست جمهوری را فرستادیم کنار چمران و بیادی که در مورد سرویسهای بهداشتی تصمیم بگیرند کافی است. بی برنامگی کافی است. تا زمانی که این بی برنامگی باشد من فقط یک اصلاح طلبم. طرفدار جبهه اصلاحات نیست»
35 درجه ولی فکر میکند که باید در انتخابات شرکت کرد و برای اثبات این نظرش، 6 دلیل را برشمرده است. یکی از دلایلش این است که:
«راي ميدهم چون معتقدم اين مردم هنوز فاصلهي زيادي دارند تا جايي كه بتوانند دموكراسي واقعي را "تحمل" كنند. دموكراسي تنها مدينهايست كه براي رسيدن به آن هيچ راه ميانبري وجود ندارد. من طليعهي تحقق دموكراسي را تكرار مجلسي مانند مجلس ششم
مي دانم، همان جايي كه اولين بار زمزمهي رفراندم در آن شنيده شد.»
تلخ نوشتههای یک مشهدی به دلیل ناامیدیها و سرخوردگیهایش از انتخاباتهای قبلی نمیخواهد در انتخابات شرکت کند تا بار دیگر مرگ خواستههایش را نبیند:
«باز دوباره یه انتخابات دیگه …. ! نشون دادن مردم شناسنامه به دست توی صف های طویل …! باز دوباره تمدید ساعت رای دادن بخاطر صف های انچنانی مردم که هنوز موفق نشدن رای بدن … ! دوباره کم اوردن برگه های رای در چند استان کشور ….! دوباره استقبال بی نظیر …! اهنگ های حماسی و خلق حماسه ای دیگر…! دوباره مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی و دوباره چهار سال دیگه بدبختی ! دیگه برای من فرقی نمیکنه کی انتخاب بشه و کی نشه … ! از این تنور یخ کرده انتخابات هیچ نان گرمی بیرون نمیاد ! دیگه خسته شدم از اینهمه دروغ ! از اینهمه تکرار …!دلم هوای تازه میخواد ! دارم خفه میشم بخدا !»
ولی روز رهایی هنوز امیدوار است و سعی میکند با دلایلی را برای حضورش در انتخابات شرح دهد و بگوید چرا نمیخوهد منتظر مرگ بنشیند:
«درست است که خاتمی بی عرضه بود و بعضی جاها کم آورد ،ولی به دلیل ساختار بن بست مانند سیاست در ایران ، می توان گفت ما در یک کوچه بن بست به سر می بریم . با شرکت نکردن و رای ندادن به کسانی که بهتر از گروه دیگرند ، در واقع در همان کوچه توقف کرده ایم و هیچ حرکتی نداریم ، و باید منتظر مرگ باشیم ، و با شرکت در انتخابات با اینکه حرکتی لاکپشتی است ، ولی در هر حال حرکت میباشد هر چند که کند است .»