


مردمک
به نقل از فصل نامه برو کینگز، بر اساس مطالعات مرکزپژوهشهای مجلس شورای اسلامی، میزان ثبت نام زنها در دانشگاه ها افزایش یافته است. اما گزارشی که ماه گذشته در این مورد منتشر شد نه تنها تحسین آمیز نبود بلکه هشدار دهنده نیز بود.
ازمیان برداشتن تبعیض جنسیتی در دانشگاهها ، یکی از مهمترین دستاوردهای جمهوری اسلامی به شمار می رود. اما تعداد بیشتر دانشجویان زن در دانشگاه های ایران یک سری نگرانیهایی را ایجاد کرده است. در سال های اخیر، نسبت زنان به مردان در کلاس های درس دانشگاه، 2 به 1 بوده است.
اما بعد از فارغ التحصیلی، تعداد زنانی که وارد بازار کار میشوند یک سوم مردان و حتی کمتر از آن است این نسبت بعد از ازدواج و یا داشتن فرزند به مراتب کمتر می شود.
طبق این گزارش، به منظور ایجاد تعادل در ثبت نام، طی دو سال گذشته بعضی از رشته ها سهمیه بندی شدهاند.
یک هفته بعد از این اتفاق، سایت بی بی سی فارسی به نقل از یکی از مقامات نوشت که 30 درصد از سهمیهها به طور مساوی در رشتههای مورد نظر به مردها و زن ها تعلق می گیرد و تصمیم گیری برای تعداد باقی مانده بر اساس نمرات آنان انجام خواهد شد.
مباحثه ای منطقی در این مورد نه تنها مفید بلکه ضروری است چرا که در مورد این بخش از روابط جنسیتی، دستورات مذهبی ساکت ماندهاند.
به نظر می رسد که دیدگاه جناح محافظه کار در ایران بر اساس سود حاصل از پیشرفت اقتصادی می باشد، به این معنی که اگر مردها از تحصیلات دانشگاهی خود بیشتردر تولیدات استفاده می کنند پس باید دسترسی آن ها به تحصیلات عالی بیشتر باشد.
اما این مساله که آیا امور اجتماعی با درآمد حاصل از «تجارت» پیشرفت می کند یا نه، به راحتی با بررسی تفاوت میان نیروی کار زنان و مردان به دست نمی آید چرا که تمام نفعی که از تحصیل به دست می آید در بازار کار شناخته نخواهد شد.
علاوه بر این، اکثر رشته های دانشگاهی که امروزه زنان بیشتر در آنها حضور دارند، به اندازه کافی برای مردان پر درآمد نیست تا آن ها را به خود جلب کند.
به نوشته این فصل نامه اگر چاره ای نیاندیشیده شود، این مساله به حذف مردان از دانشگاه ها می انجامد. گرایش به سمت «زنانه» شدن تحصیلات عالی، از عواقب پیشرفت اقتصادی است که همیشه یکنواخت نیست.
در ایران، این نسبت 110 زن به 100 مرد است که حتی کمتر از حد متوسط یعنی 116 نفر می باشد. ( البته آمار سال 2006 میزان زنان به مردان در دانشگاههای ایران 127 زن در برابر 100 مرد نشانمیدهد) از هر 4 کشور، 3 کشور، از جمله بسیاری از کشورهای خاور میانه نسبتی بالاتر را نشان می دهند.
در کشورهای در حال توسعه، مانند کره و در تمام کشورهای فقیر، شمار زنان کمتر از مردان است. بنابراین، ایران نباید درخصوص سرمایه گذاری بیش از اندازه درتحصیلات زنان، نگرانی داشته باشد. به نظر می رسد که این جانبداری از مردان فقط به عنوان ایجاد تبعیض علیه زنان به کار می رود و نه افزایش سود ملی از درآمد عمومی حاصل از تحصیلات عالی.
یکی از مهمترین دلایلی بیشتر بودن ارزش تحصیلات دانشگاهی برای زنان نسبت به مردان آن است که در دانشگاه ها، که تنها موسسه تحصیلی مختلط هستند، زنان فرصت برخورد با مردان را پیدا می کنند، آن هم در محیطی که مورد قبول والدین و جامعه است.
اکثر آن ها، انتخاب همسر را از این طریق را بر ازدواج های سنتی ترجیح می دهند. اکنون، اگر نسبت مرد ها در دانشگاه ها به میزان زیادی کاهش یابد، زنان ایرانی کمتری 4 سال از عمر خود را صرف آموختن مهارت هایی می کنند که در بازار کار از آن ها استفاده ای نخواهند کرد.
در سال 2000، هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور سابق ایران، از فشاری که در دوره ریاست او در دهه 1990 به او وارد می شد تا ورود زنان به دانشگاهها را محدود کند با نگرانی گفت: «عده ای سوال می کنند که اگر خانم ها شغلی اختیار نمی کنند چرا باید درس بخوانند. حتی بعضی از نمایندگان مجلس می پرسند که خانم ها که بعد از اتمام تحصیل باید در خانه بمانند و مراقب فرزندان خود باشند چرا دانشگاه ها را اشغال می کنند. پاسخ من به آن ها این است که حتی یک مادر تحصیل کرده بدون شغل درجامعه، تاثیر گذار است چرا که او فرزندانی تحصیل کرده تربیت می کند.»
همانطور که تحصیلات مردان در تولیدات و پیشرفت بازار کار موثر است، تحصیلات زنان هم در تربیت انسانهایی بهتری در هر خانه موثر است.