<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
	xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">

    <channel>
	
	<title>مردمک: دیدگاه</title>
	<link>http://www.mardomak.org</link>
	<description>مردمک - دریچه‌ای به سوی شهروندمداری</description>
	<language>fa</language>
	<copyright>© 2012 Mardomak</copyright>
	<category>news</category>
	<generator>Mardomak.org</generator>
	
	<pubDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</pubDate>
	<lastBuildDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</lastBuildDate>
	

	<image>
		<url>http://www.mardomak.orglibrary/images/feeds-logo.jpg</url>
		<title>مردمک: دیدگاه</title>
		<link>http://www.mardomak.org</link>
		<width>144</width>
		<height>144</height>
	</image>

        	        
        
        <item>
        
            <title>قانون هم نمی‌تواند حیوان‌آزاری را متوقف کند</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/71045</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/71045#71045</guid>
                        
            <pubDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Olagh_1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - سام خسروی‌فرد 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>سام خسروی‌فرد، روزنامه‌نگار و پژوهشگر محیط زیست، در این یادداشت به سابقه حیوان‌آزاری در ایران پرداخته و درباره اثربخشی قانون در رفع این خصوصیت، ابراز تردید کرده است.‏</h4>

						<p>
	خلق را خون‌خوارگی اصل خوشی‌ است<br />
	شادی مخلوق از مردم‌کشی است<br />
	کودکان از کشتن موران خوشند<br />
	مردمان از کودکی مردم‌کشند<br />
	- <em>مهدی حمیدی</em></p>
<p>
	آیا تصویب قانون‌ بر روی کاغذ می‌تواند به ساماندهی امور منجر شود؟ به طور مشخص‌تر آیا تصویب قانونی جدید می‌تواند ریشه حیوان‌آزاری را در ایران امروز بخشکاند؟ این پرسش‌های به ظاهر ساده وقتی مطرح می‌شود که بدانیم نایب رییس فراکسیون مجلس شورای اسلامی <a href="http://isna.ir/fa/news/91023118757/%D8%B3%D8%AE%D9%86%DA%AF%D9%88%D9%8A-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%83%D8%B3%D9%8A%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%8A%D8%B7-%D8%B2%D9%8A%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%8A-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7">گفته است</a> باید قانونی برای برخورد با آزار حیوانات اهلی در اولویت‌ کار مجلس نهم قرار گیرد.</p>
<p>
	به گفته انوشیروان محسنی بندپی نماینده مردم چالوس و نوشهر در مجلس شواری اسلامی، چرا اذیت و آزار و از بین بردن حیوانات اهلی كه در زندگی، اقتصاد و كسب و كار كمك حال ما هستند، مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد.</p>
<p>
	سخنان این نماینده مجلس، سوال‌های دیگری نیز در ذهن ایجاد می‌کند: آیا قانون‌هایی که تا کنون تصویب شده نظیر قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا، حفاظت و بهسازی محیط‌زیست، شکار و صید، حفاظت از دریاها و رودخانه‌های قابل كشتیرانی در مقابل آلودگی به مواد نفتی و ...به طور کامل اجرا شده است؟ و اساسا آیا مجری قانون، وقعی به مصوبات مجلس می‌گذارد؟ کافی است سخنان چندی پیش رییس دولت دهم را در ذهن‌مان مرور کنیم که گفته بود: «ناظر نمی‌تواند برداشت خود از قانون را به مجری تحمیل کند، در مقام اجرا این مجری است که باید برداشت خود از قانون را اجرا کند».</p>
<p>
	اما فقط مجری قانون نیست که به آن پایندی ندارد. قوه قضاییه که ناظر بر حسن اجرای قانون است در ارتباط با جرایم زیست‌محیطی قاطعانه عمل نمی‌کند. مدت کوتاهی پس از دستگیری قاتلان سفاک خرس‌ ماده و توله‌اش در سمیرم خبر رسید که آن دشنه به دستان آزاد شده‌اند. ماجرای تساهل و تسامح قاضیان به همین یک مورد ختم نمی‌شود. وقتی محیط‌بانان با هزار و یک سند و مدرک، شکارکشانِ قانون‌شکن را به دادگاه می‌کشانند، قاضی در صدور حکم، رافت اسلامی به خرج می‌دهد. محیط‌بانان در گفت‌وگوهای دوستانه از تلخ‌ترین خاطرات‌شان می‌گویند و آن زمانی است که از قاضی شنیده‌اند چند قوچ و میش و کبک ارزش ندارد که وقت دادگاه صرف‌شان شود. مشابه همین نظر را نایب رییس فراکسیون محیط‌زیست گفته است: «وقتی برای حیوانات وحشی و حیوانات حاضر در حیات وحش مانند "كبك" حد و حدود و حریم و مجازات قائل شده‌ایم باید برای اذیت و آزار و از بین بردن حیوانات اهلی هم حد و حدودی تعیین كنیم، اگرچه قانون مقابله با شكار در حیات وحش هم باید مورد بازنگری قرار گیرد». به عبارت دیگر، وقتی برای یک کبک ناقابل (و لابد بی‌ارزش) قانون داریم، چرا برای چارپایان بزرگ جثه و البته مفید قانون نداشته باشیم. دقت بیشتر در سخنان سخنگوی فراکسیون محیط‌زیست این گمان را تقویت می‌کند که او از قانونی که به آن اشاره کرده خبر درست و دقیقی ندارد چرا که ما قانون «مقابله با شکار در حیات‌وحش» نداریم و آنچه در کتاب قطور قوانین و مقررات محیط‌زیست آمده، «قانون شکار و صید» است، مصوب ۱۳۴۶.</p>
<p>
	شماری از کارشناسان بارها از لزوم فرهنگ‌سازی در حوزه طبیعت و حیات‌وحش گفته‌اند و پس از رسانه‌ای شدن کشتن الاغ با پتک در سمیرم بر ضرورت آن تاکید کرده‌اند. اگر فرض کنیم که فیلم آزار منتهی به مرگ خرس و الاغ دو نمونه از صدها موردی است که از دیده‌ها پنهان می‌ماند، می‌توانیم نتیجه بگیریم که فاجعه عمیق‌تر از تصور ماست و آن که می‌خندد هنوز خبر بد را نشنیده است. نگاهی به رفتارهای کودکان با حیوانات کوچه و خیابان، وضعیت رقت‌بار جانوران و مرگ تدریجی‌ آنها در باغ‌وحش‌های ایران اسلامی، نحوه کشتار حیوانات ولگرد توسط ماموران شهرداری و طرح‌هایی نظیر عقیم کردن گربه‌های شهرها بخش دیگری از ماجرای دردآور حیوان‌آزاری است که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. البته این بی‌توجهی‌ها نباید شگفت‌زده‌مان کند. وقتی قانون‌گذار از قوانین محیط‌‌زیست کم‌اطلاع است، مجری قانون از اجرای آن سر باز می‌زند و ناظر بر حسن اجرای قانون، رسیدگی به جرایم محیط‌زیست و حیات‌وحش را اتلاف وقت می‌داند نمی‌توان انتظار داشت حقوق حیوانات اهلی و وحشی در چنین سرزمینی به درستی رعایت شود. گرچه فرهنگ‌سازی برای حفاظت از داشته‌های طبیعی و حیات‌وحش و نیز حمایت حیوانات اهلی ضروری است، اما به نظر می‌رسد افرادی که با چنین قوانینی سر و کار دارند (شامل نمایندگان مجلس، اعضای دولت و قضات دادگستری) باید پیش&nbsp; و بیش از سایرین آموزش ببیند و با فرهنگ حفاظت از طبیعت و حمایت از حیوانات آشنا شوند. در غیر این صورت چاپ چند تمبر و چند بروشور و چند درس خشک و بی‌روح در کتاب‌های درسی به بهانه فرهنگ‌سازی راه به هیچ دهی نمی‌برد.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>نفت و وارثان دو تمدن باستانی</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/70690</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/70690#70690</guid>
                        
            <pubDate>س, 08 می 2012 12:41:38 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/iranchina1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - موسسه رند 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>موسسه رند در گزارش مفصلی به موضوع رابطه ایران و چین پرداخته است و توضیح می‌دهد که چطور در طی سه دهه و در سایه دشمنی ایران و آمریکا، ایران به چین نزدیک و نزدیک‌تر شده است.</h4>

						<p>
	تحریم‌ها علیه ایران به شدت متکی به بازیگران سیاست بین الملل از جمله چین، روسیه، هند، آلمان، ژاپن، کره جنوبی و ترکیه است که هر کدام‌ روابط عمیق تجاری و مالی با ایران دارند. همکاری چین با ایران بر تلاش‌های آمریکا برای جلوگیری از پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران تاثیر گذاشته است. روابطی که در سه دهه گذشته عمق یافته و باعث شده که این کشور به طور معنی داری در مورد تحریم‌ها علیه ایران موضع بگیرد.</p>
<p>
	همکاری پکن و تهران بر نیاز چین به انرژی و منابع عظیم ایران متمرکز شده است. اما شامل رابطه اقتصادی غیر نفتی مانند فروش اسلحه و همکاری دفاعی و تلاش برای توازن ژئواستراتژیک علیه آمریکا نیز می‌شود.</p>
<p>
	برای حکومت ایران هیچ کشوری همچون چین در جهان چنین تضمین کننده بقای او نیست و برای خروج از فشارهای بین المللی به او کمک نمی‌کند. ایران در حالی که از تلاش برای استقلال از کشورهای خارجی حرف می‌زند از لحاظ اقتصادی، دیپلماتیک و تا حدی نظامی به شدت به چین متکی شده است.</p>
<p>
	چین و ایران وارث دو تمدن باستانی پر غرور هستند. واقعیتی که فعل و انفعالات آن‌ها را شکل می‌دهد و دریافت رهبرانشان را از هویت در جهان امروز رنگ می‌بخشد.</p>
<p>
	روابط دو جانبه چین و ایران تنها بر یک حس مشترک از عظمت فرهنگی تکیه ندارد یک حس مشترک ناشی از قربانی شدن از سوی قدرتهای غربی هم مبنای این رابطه است. هر دو قدرت در اوایل قرن بیستم نیمه مستعمره بوده‌اند. در شرایطی که ایران به دو بخش منطقه نفوذ روسیه و بریتانیا تبدیل شده بود، چینی‌ها چندین شکست دردناک نظامی را از قدرت‌های غربی در قرن نوزدهم تجربه کردند. حکومت کمونیستی چین تقریبا در بیشترین دوره وجودش تحت تحریم‌های بین المللی بوده است.</p>
<p>
	روابط قدرتمند با چین برای ایران اهمیت دارد. اول و مهم‌تر از همه ایران چین را به طور بالقوه مخالف ایالات متحده می‌بیند. مخالفت با «سلطه طلبی» آمریکا یک رکن ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است. این نه تنها بر پروپاگاندای حکومت که بر سیاست خارجی‌اش هم تاثیر می‌گذارد.</p>
<p>
	چین به تلاش‌های ایران برای مدرنیزه کردن سخت افزارهای نظامی و دکترین‌اش کمک کرده است. چین در طول جنگ هشت ساله تامین کننده سخت افزارهای نظامی ضروری ایران بود.</p>
<p>
	برای مدت‌ها روسیه یکی از قدرتمند‌ترین شرکای ایران بود. روسیه به ایران سلاح‌های پیشرفت فروخت و کمک کرد که صنایع هسته‌ای ایش را گسترش بدهد و از ایران در مقابل آسیب‌های سازمان ملل از طریق وتوی تصمیم‌های شورای امنیت حمایت می‌کرد.</p>
<p>
	اما رابطه نزدیک ایران و روسیه بعد از آنکه روسیه به قطعنامه ۱۹۲۹ سازمان ملل رای داد از نفس افتاد. اکنون چین مقبول‌ترین حامی حکومت ایران است و از بسیاری موارد ایده آل ایران است. چین قدرتمند و مرفه است و خواسته‌های کمتری در مقابل از ایران دارد.</p>
<p>
	در طول سال‌های جنگ هشت ساله ایران و عراق، کمک‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی در شرایطی به عراق عرضه می‌شد که ایران از کمک‌های مشابه محروم بود. تجهیزات نظامی چینی که به ایران فروخته می‌شد اغلب به صورت غیر مستقیم از طریق فروشنده ثالث یا از طریق کشورهایی مانند کره شمالی به ایران می‌رسید.</p>
<p>
	چین نه تنها به ایران اسلحه‌های کوچک می‌فروخت که موشک‌های بالستیک و کروزهای ضد کشتی هم برایش فراهم می‌کرد. ایران در ۱۹۸۷ از موشک‌های کرم ابریشم علیه کشتی‌های کویتی استفاده کرد. کاری که باعث تنش جدی بین چین و ایالات متحده شد.</p>
<p>
	چین در ‌‌نهایت با توقف فروش موشک‌های کرم ابریشم و موشک‌های پیچیده‌تر«C 800» به ایران موافقت کرد. اما به جای فروش مستقیم موشک به ایران، چین نقش مهمی در آغاز صنایعی نظامی بومی و نوسازی نظامی ایران بازی کرد. طراحی و فن آوری چینی در بسیاری از مجموعه‌های موشکی ایران دیده می‌شود. از موشک‌های کوتاه برد عقاب و نازعات تا موشک های دوربرد شهاب سه. چین همچنین مین‌های ضد کشتی ایران و قایق‌های تندروی ایرانی را توسعه داد. ارزش کلی این انتقال به آسانی قابل تعیین نیست اما از سوی برخی تحلیلگران دست کم چهار میلیارد دلار و تا حدود ده میلیارد دلار برآورد شده است.</p>
<p>
	چین در برخی موارد مظنون است که تکنولوژی موشک بالستیک را از طریق کره شمالی به ایران عرضه کرده است. حتی این اتهام مطرح است که چینی‌ها و ایرانی‌ها بر سر توسعه برنامه سلاح‌های شیمیایی ایران را به طور مخفیانه همکاری کرده‌اند.</p>
<p>
	چین همچنین به ایران کمک کرده است که برنامه هسته‌ای‌اش را توسعه ببخشد. بیشتر این کمک‌ها جنبه غیرنظامی داشته است. هر چند بیشتر آنچه چین عملا در اختیار ایران قرارداده از جمله کمک به غنی سازی اورانیوم ابعاد نظامی هم می‌تواند داشته باشد.</p>
<p>
	برای مثال از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۶ چین انواع مختلفی از تکنولوژی‌های هسته‌ای و ماشین آلات را در اختیار ایران قرارداده و و به ایران کمک کرده است که از لیزر برای غنی سازی اورانیوم استفاده کند.</p>
<p>
	به طور خاص مهندس‌ها و متخصصان چینی نقش مهمی در آموزش مهندسین ایرانی در مرکز تحقیقات هسته‌ای اصفهان بازی کرده‌اند. چین در سال ۱۹۹۷ پشتیبانی مستقیم از برنامه هسته‌ای ایران را با هدف بهبود روابط با ایالات متحده متوقف کرده است.</p>
<p>
	چین در دهه‌های گذشته از ایران در مقابل تاثیر تحریم‌های بین المللی حمایت کرده است. ایران قدردان این حمایت‌ها بوده است که مانع از انزوای بین المللی‌اش می‌شود. با این حال قانونی که در سال ۲۰۱۱ از سوی کنگره آمریکا تصویب شد و بانک مرکزی ایران را هدف قرارداد بزرگ‌ترین آسیب را بر اقتصاد ایران وارد کرد. بر اساس این قانون هر شرکت خارجی و هر کشوری که در معامله با بانک مرکزی ایران باشد با محدودیت‌های مالی آمریکا مواجه می‌شود. نتیجه این قانون خریداران نفت ایران کاهش یافتند. ژاپن، کره جنوبی، اتحادیه اروپا و حتی شاید چین نفت مورد نیاز خود را از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تامین می‌کنند.</p>
<p>
	تا به امروز ایران توانسته است در برابر تحریم‌ها به خاطر برنامه هسته ای‌اش به عنوان یک سپر به چین تکیه کند. مدت کوتاهی پس از هر قطعنامه سازمان ملل، چین با شتاب بیشتری روابط اقتصادی خود را گسترش می‌دهد. تحلیلگران می‌گویند چین همزمان با کمک به ایران برای مقابله با تحریم‌ها نفوذش را در ایران افزایش می‌دهد.</p>
<p>
	سران هر دو کشور اعلام کرده‌اند که قصد دارند همکاری تجاری دو جانبه خود را از سی تا چهل میلیارد دلار در سال به ۱۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ برسانند. به علاوه چین از بزرگ‌ترین عاملان خارجی در عملیات کشف و استخراج نفت و گاز طبیعی در ایران است. در حال حاضر چین بر توسعه گاز طبیعی و حوزه نفتی آزادگان و یادآوران کار می‌کند.</p>
<p>
	از چشم انداز چینی‌ها کمک به ایران ارزش استراتژیک دارد تا قدرت ایالات متحده در خلیج فارس محدود شود. جایی که نیروی دریایی آمریکا با درخواست کشورهای عربی متحد آمریکا حضور پر رنگ دارد.&nbsp;</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>ایرج قادری، سینماگری که می‌خواست زنده بماند</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/70686</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/70686#70686</guid>
                        
            <pubDate>د, 07 می 2012 15:51:15 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/irajghaderi1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - پرویز جاهد 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>مرگ ایرج قادری در سن ۷۶ سالگی به دلیل بیماری سرطان، پایان کار سینماگری بود که بیش از نیم قرن در سینمای ایران به عنوان بازیگر، تهیه کننده، فیلمنامه نویس و کارگردان فعالیت کرد و نام خود را به عنوان یکی از پرکار‌ترین و موفق‌ترین فیلمسازان سینمای تجاری و عامه پسند ایران تثبیت کرد.</h4>

						<p>
	کارنامه سینمایی ایرج قادری را باید از نظر تاریخی و اجتماعی به دو دوره قبل و بعد از انقلاب تقسیم کرد اگرچه به زعم نگارنده، سینمای بعد از انقلاب قادری، ادامه سینمای قبلی او و به کارگیری الگوهای موفق فیلمفارسی در بافت سیاسی و اجتماعی نظام جدیدی بود که سردمداران آن، انتظار‌ها و درخواست‌های دیگری از سینما و سینماگران داشتند.</p>
<p>
	قادری با فیلم «چهار راه حوادث» ساموئل خاچیکیان به عنوان بازیگر، وارد سینما شد و بعد از بازی در چند فیلم نه چندان مهم، با مهدی می‌رصمدزاده، کارگردانی که در مدرسه سینمایی ایدک فرانسه تحصیل کرده بود و در اوایل دهه چهل به ایران بازگشته بود، به همکاری پرداخت. «تارعنکبوت»، درامی جنایی بود که می‌رصمدزاده آن را بر اساس فیلمنامه‌ای از احمد شاملو، شاعر نامدار ایران (که کارنامه سینمایی‌اش برخلاف اشعارش، به سختی قابل دفاع است) با اقتباس از داستان جیمز هادلی چیس، ساخت و ایرج قادری در آن در کنار هوشنگ کاووسی که نقش یک کارگردان تئا‌تر را بازی می‌کرد، ظاهر شد.</p>
<p>
	درام عاشقانه و جنایی «بن بست»، دومین همکاری قادری به عنوان بازیگر با تیم می‌رصمدزاده و شاملو بود.<br />
	همین شاملو بود که فیلمنامه نخستین فیلم قادری در مقام کارگردان یعنی «داغ ننگ» را نوشت که ملودرامی عاشقانه و پرماجرا به سبک فیلم‌های هندی بود و قادری خود نقش اصلی را در آن بازی می‌کرد.</p>
<p>
	بعد از آن قادری به ساختن فیلم در بستر سینمای فارسی، با تم‌ها و الگوهای پذیرفته شده و رایج در آن ادامه داد و تا مقطع انقلاب اسلامی، بیش از سی فیلم ساخت و در حدود ۷۰ فیلم بازی کرد. او بازیگر و کارگردان پرکاری بود و سالی دو تا سه فیلم ساخت و همزمان در فیلم‌های کارگردان‌های دیگر نیز بازی کرد. تصور اینکه سینماگری، سه فیلم در سال بسازد و همزمان، علاوه بر فیلم‌های خودش در سه فیلم همکارانش بازی کند (کاری که قادری در سال ۱۳۵۰ کرد و علاوه بر کارگردانی و بازیگری در فیلم‌های «جان سخت»، «نقره داغ» و «برای که قلب‌ها می‌تپد»، در سه فیلم دیگر از جمله در «میعادگاه خشم» ساخته سعید مطلبی هم بازی کرد) با استاندارد‌ها و معیارهای متعارف سینمای جهان نمی‌خواند و تنها در محدوده سینمای فارسی و مناسبات خاص آن و سینماهایی از نوع بالیوود، امکان پذیر بوده و هست.</p>
<p>
	سینمایی که جاهل‌ها و رقاصه‌ها، قهرمانان آن بودند و سکس، رقص و آواز، زد و خورد و خشونت، چاشنی اصلی آن و تجاوز به ناموس و انتقام به خاطر آن، جوانمردی و خیانت در رفاقت، شکاف بین دارا و ندار، عشق‌های سطحی و سانتیمانتال و پایبندی به سنت‌ها و تحقیر زندگی مدرن، تم‌های کلیشه‌ای آن بود.</p>
<p>
	با فیلم «کوچه مرد‌ها» ساخته سعید مطلبی (بر اساس فیلمنامه‌ای از فریدون گله) بود که ایرج قادری، توانایی‌های خود در بازیگری را به نمایش گذاشت. تجربه‌ای که در فیلم بعدی سعید مطلبی، یعنی «میعادگاه خشم» که نسخه ایرانی وسترن «آخرین قطار گان هیل» ساخته جان استرجس بود، تکرار شد. اگرچه توانایی‌های قادری در بازیگری، به هیچ وجه قابل مقایسه با بازیگران دیگر هم نسل‌اش مثل بهروز وثوقی، سعید راد و فردین نیست.</p>
<p>
	در این سال‌ها، وسوسه کارگردانی و بازی همزمان در فیلم‌ها، قادری را‌‌ رها نمی‌کند (می‌توان تصور کرد که بعد از انقلاب که وی مدت دو دهه، ممنوع التصویر و از بازی در فیلم‌ها محروم می‌شود، چه حال سختی داشته است) و تنها در یکی دو فیلم از ساخته‌های خود از جمله در فیلم «بت» (با بازی بهروز وثوقی و ناصر ملک مطیعی) و «سکه شانس» (با شرکت فردین و ناصر ملک مطیعی)، موفق می‌شود بر این وسوسه غلبه کند. «بت» نسبت به دیگر فیلم‌های قادری، از فیلمنامه و کارگردانی منسجم تری برخوردار بود.</p>
<p>
	<img alt="" src="/library/uploads/news/inline/irajghaderi2.jpg" style="width: 470px; height: 262px; " /></p>
<p>
	<span style="font-size:10px;">عکس از حسین زهره‌وند، فارس</span></p>
<p>
	صحنه‌هایی از فیلم، هنگام نمایش عمومی آن حذف شد و قادری برخلاف سنت رایج در میان سینماگران فارسی، به علی عباسی، تهیه کننده فیلم اعتراض کرد. در مصاحبه با مطبوعات، جسورانه، ضعف‌ها و اشتباهات خود را در فیلم پذیرفت، اگرچه بخشی از آن‌ها را به گردن جمشید الوندی، فیلمبردار فیلم و واروژان، آهنگساز آن انداخت. در مورد واروژان گفت که «نمی‌تواند موسیقی در مایه‌های ایرانی بسازد» و در مورد بازی ناصر ملک مطیعی در این فیلم گفت که چگونه مجبور بوده، در تمام مدت مواظب حرکات اضافی دست، غبغب و ابروهای او باشد.</p>
<p>
	با وقوع انقلاب اسلامی و اغتشاش حاکم بر سینمای ایران، ایرج قادری نیز همانند بسیاری از همکاران بازیگر و فیلمسازش به جرم کار در «سینمای طاغوت» و ساختن فیلم‌های «فاسد» و «مبتذل»، از ادامه فعالیت در سینما محروم شد.</p>
<p>
	استودیو‌ها، تجهیزات و دارایی‌ها و اموال تهیه کنندگان بزرگ سینمای ایران مثل میثاقیه، پارس فیلم، مولن روژ و آژیر فیلم، ضبط و به نفع دولت مصادره شد و صاحبان آن‌ها متواری شدند.</p>
<p>
	بسیاری از بازیگران و کارگردان‌های سر‌شناس سینمای ایران، از جمله بهروز وثوقی، فرخ غفاری، آربی اوانسیان، پرویز صیاد، هژیر داریوش، پرویز کیمیاوی، رضا بیک ایمانوردی، بهمن مفید، منوچهر وثوق، فرزانه تاییدی و شهره آغداشلو، مهاجرت را بر ماندن در وطن ترجیح دادند و آن‌ها که مثل فردین، سعید راد، ناصر ملک مطیعی، ایرن، پوری بنایی، گوگوش و ایرج قادری در کشور ماندند، مجبور شدند یا همانند قادری، تحقیر شده و توبه نامه بنویسند و از گذشته خود و «ابتذالی» که درگیر آن بودند، اظهار ندامت و نفرت کنند تا نظام جدید آن‌ها را بپذیرد و با ادامه حضور آن‌ها در سینمایی که حالا می‌خواست تماما اسلامی باشد، موافقت کند یا برای همیشه، با سینما وداع کرده و خانه نشین شوند یا به کارهای دیگری بپردازند (مثل ناصر ملک مطیعی که بعد از توقیف تنها فیلم بعد از انقلاب خود یعنی «برزخی‌ها»، به شیرینی فروشی پرداخت).</p>
<p>
	ایرج قادری، با ندامت خود، در چنین فضای متلاطم و پر ابهام ماند و سعی کرد، الگوهای فیلم فارسی را با معیار‌ها و ضوابط سینمایی جدید که حذف سکس، خشونت و رقص و آواز، از اصول مسلم آن بود، تطبیق داده و فیلم‌هایی مثل «دادا»، «برزخی‌ها» و «تاراج» بسازد.</p>
<p>
	«دادا»، درامی روستایی به سبک فیلم‌های ژانر روستایی دهه چهل با محور تضاد بین ارباب و رعیت و تم ضد فئودالی و انتقام از ارباب ظالم بود که متاثر از فضای اجتماعی و سیاسی آن دوره، رنگ انقلابی و اسلامی و قیام دهقانی به خود گرفته بود.</p>
<p>
	در سینمایی که انقلابی بودن و متعهد و مکتبی بودن، از اصول خدشه ناپذیر آن بود، سینماگری مثل قادری، می‌بایست بیش از سینماگران متعلق به جهبه انقلاب، وفاداری و ارادت خود را به نظام جدید و ارزش‌های آن، نشان می‌داد. فیلم «برزخی‌ها» ی قادری با چنین انگیزه‌ای ساخته شد. داستان گروهی مجرم که در روز ۲۲ بهمن از زندان می‌گریزند و در راه فرار از کشور، یک مامور ساواک و یک سرمایه فراری نیز به آن‌ها می‌پیوندند، اما فرار آن‌ها مصادف با آغاز جنگ ایران و عراق و حمله ارتش دشمن به خاک ایران می‌شود و این موضوع، باعث ایجاد تحول در مجرمان فراری شده و آن‌ها تصمیم می‌گیرند به جای فرار، به دفاع از مرزهای کشور بپردازند و در ‌‌نهایت شهید شوند.</p>
<p>
	برزخی‌ها، به خاطر حضور بازیگران مطرح سینمای قبل از انقلاب ایران مثل فردین، ایرج قادری، سعید راد و ناصر ملک مطیعی در کنار هم، مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت و با فروش هشت میلیون تومانی خود در آن زمان، به پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران تا آن زمان تبدیل شد. استقبال مردم از «برزخی‌ها»، نگرانی مسئولان نظام جدید را برانگیخت و برای آن‌ها به مثابه احیای دوباره سینمای «طاغوت» و قهرمانان محبوب آن دوران بود.</p>
<p>
	روزنامه‌های کیهان و جمهوری اسلامی به انتقادهای تند از این فیلم و حضور بازیگران «طاغوتی» در آن پرداختند و یکی از نمایندگان مجلس آن دوره به نام اسماعیل فدایی، خواهان توقیف این فیلم و محاکمه بازیگران آن شد. به گفته فدایی؛ «... بازیگران و فیلمسازان گذشته، واقعا خیانتشان، جنایتشان، کثافت کاری‌هایشان، و فساد کاری‌هایشان در اجتماع بوده و نه تنها نباید روی پرده سینما بیایند بلکه می‌بایست این‌ها را از‌‌ همان روز اول بگیرند و محاکمه کنند.»</p>
<p>
	ایرج قادری در مصاحبه‌ای در دفاع از فیلم خود گفت که هدفش «ایجاد فرصتی برای گذار هنرمندان مطرح گذشته به سینمای پاکیزه و منزه بعد از انقلاب» بوده است.</p>
<p>
	اما اعتراض‌ها و مخالفت‌های عمومی و فردی از جانب برخی گروه‌های تندور و مسئولان نظام، با نمایش فیلم «برزخی‌ها»، بالا گرفت که در ‌‌نهایت نه تنها منجر به متوقف شدن نمایش فیلم شد بلکه محرومیت بازیگران اصلی آن یعنی فردین، ناصرملک مطیعی، ایرج قادری و سعید راد از ادامه فعالیت در سینما را به دنبال داشت.</p>
<p>
	ایرج قادری ممنوع التصویر شد اما به کارگردانی ادامه داد و فیلم «تاراج» را بر اساس فیلمنامه‌ای از علیرضا داوودنژاد ساخت که داستان یک قاچاقچی مواد مخدر به نام زینال بندری بود که در مواجهه با برخی حوادث در زندگی، متحول می‌شد. پس از آن بود که مجوز فعالیت ایرج قادری، چه به عنوان بازیگر و چه در مقام کارگردان، از سوی وزارت ارشاد لغو شد و او به مدت ده سال از حضور در سینما منع شد.</p>
<p>
	اما ایرج قادری، به حذف خود از سینمای ایران راضی نشد و برای بازگشت به این سینما و ادامه فعالیت در آن تلاش کرد و با نامه نگاری و مذاکره با مسئولان فرهنگی و سینمایی کشور از جمله علی لاریجانی، وزیر ارشاد وقت، به دفاع از خود و ندامت از اعمال گذشته خود پرداخت تا اینکه با بازگشت او موافقت شد و او فیلم ملودرام دادگاهی «می‌خواهم زنده بمانم» را بر اساس پرونده واقعی قتل کودکی به نام پدرام تجریشی و اعدام نامادری او به اتهام قتل ساخت که به فروش قابل توجهی دست یافت و بازگشت فاتحانه قادری به سینمای تجاری ایران را رقم زد. نام فیلم به شکل نمادینی، بیانگر وضعیت سینماگری بود که به هر قیمتی، حتی پذیرفتن تحقیر، می‌خواست در فضای سینمای ایران زنده بماند و کار کند.</p>
<p>
	پس از آن قادری، به ساختن ملودرام‌های خانوادگی با تکیه بر مضامین آشنای سینمای فارسی مثل رفاقت، حسادت، عشق و انتقام ادامه داد و فیلم‌های طوطیا، نابخشوده، محاکمه، سام و نرگس و آکواریوم، محصول این دوره از فعالیت‌های این سینماگر است.</p>
<p>
	ایرج قادری، سینماگری بود که مکانیسم سینمای تجاری فارسی را به خوبی می‌شناخت و بر اساس نیازهای گیشه و سلیقه‌های مخاطبان عام این سینما فیلم می‌ساخت. سال‌ها پیش، قبل از انقلاب در مصاحبه‌ای گفته بود: «من سال‌ها رنگ پول را ندیدم چه به محض گرفتن پول از تهیه کننده، طلبکار آن را روی هوا از من می‌قاپیدند. شما اگر بخواهید زندگی مرا تصویر کنید، بهتر از سینمای موج نو از آب درمی آید.»</p>
<p>
	او در حد بضاعت فکری، دانش سینمایی و فنی خود و بر اساس معیار‌ها، الگو‌ها و استانداردهای پذیرفته شده سینمای تجاری فارسی (قبل و بعد از انقلاب) کار کرد و در چهارچوب آن سینما، بسیار موفق بود.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>کاریکاتوریست‌ها و انوار تقدس سیاسیون</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/70661</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/70661#70661</guid>
                        
            <pubDate>ی, 06 می 2012 19:33:33 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/manaarak.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - مانا نیستانی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>محمود شکرایه کاریکاتوریست اراکی به اتهام طراحی کاریکاتوری از نماینده اراک در مجلس، به تحمل ۲۵ ضربه شلاق محکوم شده است. نوشته و طرح مانا نیستانی را در این باره بخوانید و ببینید.</h4>

						<p>
	امروز خبردارشدم که محمود شکرایه کاریکاتوریست اراکی را به جرم ترسیم کاریکاتور نماینده اراک در مجلس شورای اسلامی محکوم به تحمل بیست و پنج ضربه شلاق کرده‌اند. در اینکه حکم شلاق و زدن آدم‌ها به هر جرم که باشد عملی وحشیانه و مذموم است شکی ندارم اما محکوم کردن کاریکاتوریست به ضربات شلاق آن هم به خاطر انجام دادن وظیفه‌اش که ترسیم چهره قدرتمدار و سیاستمدار باشد، دوچندان وحشیانه است و دور از تمدن.</p>
<p>
	حکومت ما همواره سعی داشته تا قدرت و سیاست را در هاله‌ای از تقدس بپیچد یا فی الواقع مخفی کند تا از گزند هر نقد و کنایه در امان بماند و مخالف را به جرم اهانت به مقدسات کیفر دهد. جالب اینکه این پوشش قداست روز به روز رشد می‌کند و تا ریز‌ترین سازوکارهای قدرت را دربرمی گیرد.</p>
<p>
	سی سال پیش روحانیت و رهبر سیاسی-مذهبی ایران خط قرمز اصلی بودند و کسی اجازه شکستن پوسته تقدسشان را نداشت پنج، شش سال پیش جسته گریخته می‌شنیدیم دوستان کاریکاتوریستی که جسارت کرده‌اند چهره احمدی نژاد- آن زمان نورچشمی ولایت- را کاریکاتور کنند مخفیانه احضار و بازخواست و «توجیه» شده‌اند. الان کار به جایی رسیده که باید حسرت دوران مرحوم گل آقا را بخوریم که لااقل روی جلد هر شماره دکتر حبیبی و یکی دو تن از معاونین رئیس جمهور و وزرا را قلقلکی می‌داد که تازه به نظر ما آن هم شل و نیمبند و سوپاپ اطمینان می‌آمد. الان کار به جایی رسیده که انوار تقدس، چهره نمایندگان مجلس را هم منور کرده- البته فقط برای کاریکاتوریست جماعت- و خاموش کردن دکمه چراغ قوه کذایی مستوجب شلاق برای کاریکاتوریست است.</p>
<p>
	کار ندارم که نماینده کذایی وابسته به کدام مسلک و حزب سیاسی است، تمایلات اصلاح طلبانه دارد یا راستی است یا هرچه، معتقدم که بی‌تفاوتی و خاموش ماندن در برابر چنین برخوردی از سمت و سوی هر سیاستمدار از هر جناح که باشد، آینده کاری کاریکاتور ایران را خراب‌تر از این وضع خراب که هست خواهد کرد.</p>
<p>
	من کاریکاتوریست چهره نیستم و قواعد این هنر را نمی‌دانم اساسا کمتر پیش آمده کسی را به چهره بکشم. به نظرم برای کشیدن کاریکاتور چهره یک نفر باید برای طرف و جایگاهش چنان ارزش و اهمیتی قایل بود که دست به قلم برد من کمتر چنین کسانی یافته‌ام.</p>
<p>
	در واقع گله شخصی من به محمود شکرایه این است که اساسا چرا برای فرد کذایی چنان اهمیتی قایل شده که لیاقت‌اش را نداشته است. با این حال تصمیم گرفته‌ام این بار، به جای درگیر‌ها و بر خلاف روش همیشگی کار‌هایم <a href="http://www.mardomak.org/cartoons/full/70660">کاریکاتور چهره نماینده کذایی مجلس</a> یعنی آقای لطفی را بکشم فقط به نشانه همدلی با همکارم و به اعتراض به این تقدس ساختگی که با این حکم برای یک مقام سیاسی قایل شده‌اند. از همه همکارانم می‌خواهم آن‌ها هم بی‌تفاوت نمانند.</p>
<p>
	نیازی به هو و جنجال و افتادن به دام بازی‌های سیاسی نیست. قلمشان را بردارند و‌‌ همان کار محمود شکرایه را انجام دهند: بدون هیچ توهین و تندروی کاریکاتوری از آقای نماینده اراک بکشند و در صفحات و وبلاگ‌‌هایشان منتشر کنند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>رای حلال در سفره کوچک اصولگرایی</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/70583</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/70583#70583</guid>
                        
            <pubDate>پ, 03 می 2012 18:38:57 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Parliament-W_3.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - احسان مهرابی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>احسان مهرابی در این یادداشت نگاهی به دور دوم انتخابات مجلس نهم که فردا جمعه ۱۵ اردیبهشت برگزار می‌شود، انداخته و رقابت‌های اصولگرایان را بر سر صندلی‌های باقی‌مانده، تحلیل کرده است.‏</h4>

						<p>
	پیدا کردن رای حلال درایران گویا مانند پیدا کردن لقمه حلال سخت شده است خصوصا اگر سفره رای نیز مانند سفره نان کوچک شده باشد. شاید از همین رو بود که محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس مناظره با مهدی کوچک‌زاده را نیمه کاره‌‌ رها کرد تا به تعبیر خود به دنبال دو رای حلال برود.</p>
<p>
	کوچک شدن سفره رای البته محدود به اصولگرایان نیست. درهمه انتخابات‌ها مرحله دوم تعداد شرکت کننده کمتری دارد و رای‌های پایه تعیین کننده می‌شود. پس اصولگرایان می‌دانند درمرحله دوم انتخابات تنها باید درسفره اصولگرایی به دنبال رای باشند. رای‌های پایه اصولگرایان دراین انتخابات بین جبهه پایداری و جبهه متحد تقسیم شده، هر چند چهره‌هایی چون علی مطهری هنوز برای خود شانس بالایی قائل هستند و تائید مراجع تقلید را موثر می‌دانند. سن و سال نیز دررای‌های پایه اصولگرایان نقش مهمی دارد. همایش‌های جبهه پایداری عموما از نیروهای جوان اصولگرا شکل می‌گیرد و همایش جبهه متحد با نیروهای می‌انسال و مسن هر چند که این قاعده کلی نیست.</p>
<p>
	سپاه، بسیج و مراکزی مانند مساجد و کمیته امداد نیز که از پایگاه‌های ثابت اصولگرایان هستند، برای انتخابات مجلس هشتم دچار دوگانگی شده‌اند به گونه‌ای که علی سعیدی نماینده ولی فقیه درسپاه گفته است «نمی‌توانستیم یک طرف را به دیگری ترجیح دهیم، لذا سپاه سعی کرد هدایت کلی را داشته باشد و معیار‌ها را بگوید و وارد عرصه شخصی افراد نشود.»</p>
<p>
	هردو گروه اصولگرا البته ازحذف درمرحله دوم احساس خطر جدی می‌کنند و این حذف برایشان حیثیتی شده است. نشانه‌های این ترس را می‌توان درنوع تخریب‌های اصولگرایان یافت چرا که درمرحله دوم انتخابات سطح تخریب‌ها بسیار نازل‌تر از گذشته شده است. درمرحله اول اعضای جبهه پایداری اصولگرایان جبهه متحد را ساکتین فتنه می‌خواندند و انتقاد از اصولگرایان را با طرح مسائل اینچنینی پی می‌گرفتند اما برای مرحله دوم کار به ساعت حضور درمجلس نیز کشیده است. به گونه‌ای که روح الله حسینیان درصحن علنی مجلس به زاکانی ایراد گرفت که سراغ مدرک دکترایش می‌رود و با بهانه‌های الکی از مجلس مرخصی می‌گیرد. او همچنین بابت مصاحبه سایت الف با سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا نیز به احمد توکلی انتقاد کرد.</p>
<p>
	اصولگرایان جبهه متحد نیز درمرحله اول اصولگرایان جبهه پایداری را ساکتین اختلاس می‌خواندند اما اینک مسائل شخصی را نیز درباره آنان مطرح می‌کنند به گونه‌ای که محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس تهدید کرده و گفته «امیدوارم به حدی عصبانی نشوم که چیزهایی که در مورد رسایی اطلاع دارم را بازگو کنم.»</p>
<p>
	شدت درگیری صریح اصولگرایان یک دلیل دیگر نیز می‌تواند داشته باشد و آن هم فقدان رقیب ساختگی است. درمرحله اول انتخابات اصولگرایان از شرکت گسترده اصلاح طلبان درانتخابات مجلس خبر می‌دادند و از ۳۰۰ تا ۶۰۰ کاندیدا برای اصلاح طلبان مطرح می‌کردند. انتخابات دور اول ثابت کرد که اصلاح طلبان درانتخابات حضور موثری نداشته‌اند.</p>
<p>
	رقیب خیالی دیگر اصولگرایان حامیان مشایی یا به تعبیر اصولگرایان جریان انحرافی بود که کاندیداهای این جریان نیز عموما رد صلاحیت شدند. اینک اصولگرایان مجبور به اعتراف شده‌اند که رقیبی به نام جریان انحرافی نیز درانتخابات مرحله دوم حضور ندارد. به گونه‌ای که محمدرضا باهنر گفته است که «تاجایی که من پیگیری کردم در میان ۵ هزار کاندیدایی که صلاحیتشان تایید شد کسی نبود که از این جریان حمایت کند و حتی حمایت علی الاطلاق از دولت داشته باشد.»</p>
<p>
	رقابتهای مرحله دوم انتخابات مجلس نهم وقتی بیشتر حیثیتی می‌شود که موضوع رئیس مجلس نیز به میان کشیده شود. علی لاریجانی درمجلس هشتم با حمایت اصلاح طلبان و حامیان دولت توانست ریاست مجلس را کسب کند. حامیان دولت که دراین انتخابات جبهه پایداری نام گرفته‌اند اما برای رئیس و هیات رئیسه مجلس نهم ساز دیگری می‌زنند و این رجزخوانی‌ها اهمیت مرحله دوم انتخابات را بیشتر می‌کند. چرا که چهره‌هایی چون محمدرضا باهنر امیدوارند با حذف این اصولگرایان همچنان درهیات رئیسه مجلس باقی بمانند.</p>
<p>
	رقابتهای مرحله دوم انتخابات مجلس نهم حتی می‌تواند به حذف جریان بازنده انتخابات از عرصه سیاسی کشور منتهی شود. اگر اصولگرایان پس از حذف در دوم خرداد و انتخابات مجلس ششم درنهادهای انتصابی جای گرفتند اینک باخت درمجلس نهم کار را برای حضور دراین نهاد‌ها نیز مشکل می‌کند. پس شاید اصولگرایان به خود حق می‌دهند به هر قیمتی رای خود را از سفره اصولگرایی برگیرند و درباره حلال بودن آن چندان ذهن خود را مشغول نکنند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>شاهد عینی؛ پرتقال‌خوران روز ارتش</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/70206</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/70206#70206</guid>
                        
            <pubDate>د, 16 آپریل 2012 15:00:57 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - حسن سربخشیان 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>حسن سربخشیان ماجرای عکاسی از مراسم رسمی روز ارتش هشت سال پیش و حاشیه‌ای از رژه نظامیان را روایت کرده است.‏</h4>

						<p>
	<img alt="حسن سربخشیان - روز ارتش" src="/library/uploads/news/inline/Artesh-Sarbakhshian.jpg" style="width: 602px; height: 398px;" /></p>
<p>
	روز ارتش بود، سال ۱۳۸۳. طبق روال همه ساله بایستی صبح زود خود را به محل برپایی مراسم در نزدیکی بهشت زهرا در خارج از تهران می‌رساندم.</p>
<p>
	محل بر پایی رژه ارتش مدت‌هاست در این‌جا و روبه‌روی قبر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آیت‌الله خمینی برگزار می‌شود. پوشش خبری مراسم رژه همه ساله توسط تیم خبرنگاران در محل رژه که معمولا با حضور رئیس جمهور ایران برگزار می‌شود صورت می‌پذیرد و در آن روز نیز مسئولین خبری ریاست جمهوری هماهنگی امور خبری را عهده دار بودند.</p>
<p>
	باران شدیدی در حال باریدن بود و جایگاهی برای خبرنگاران در نظر گرفته نشده بود، چند نفری از خبرنگاران با پناه گرفتن در زیر کفی تریلری که به منظور استفاده آن‌ها در نظر گرفته شده بود مانع از خیس شدن دوربین‌ها و وسایل همراه‌شان بودند.</p>
<p>
	هرچند در طی مراسم دوربین بسیاری از عکاسان از باران لطمه دید. به اعتراض خبرنگاران برای عدم تدارک محلی مسقف برای فعالیتشان نیز توجه نشد و با همه این مسایل رژه شروع شد. با هر بار کوبیده شدن پای سربازانی که رژه می‌رفتند آب باران به ارتفاع یک متر به اطراف پاشیده می‌شد.</p>
<p>
	در حالی که باران سراپای سربازان را خیس کرده بود و چشم‌ها متوجه سربازان خیسی بود که رژه می‌رفتند دوربین من صحنه‌ای دیگر را شکار کرد. برایم پذیرفتنی نبود وقتی دیدم تمامی حاضرین در مراسم که روبروی خبرنگاران نیز نشسته بودند بدون توجه به رژه در حال خوردن میوه‌اند.</p>
<p>
	بدون کمترین تعللی عکسی گرفتم که حاصل آن عکس، منع حضور من در مراسم ارتش به مدت یک سال شد. باید بگویم توبیخ شدم ولی نهایتا ماجرا ختم به خیر شد.</p>
<p>
	سال‌ها گذشت و روزی تلفنم زنگ زد و فردی از آن‌سوی خط به من گفت برای داوری مسابقه عکاسی من و چند نفر از دوستانم انتخاب شده‌ایم. پذیرفتم. وقتی کار داوری مسابقه به پایان رسید، او پیشم آمد و خود را برایم معرفی کرد: من از فامیل های آخوندی هستم که در مراسم روز ارتش پرتقال پوست می‌کند، وقتی عکس شما را دیدم کلی حظ کردم که بالاخره به آنچه شایسته بود رسید.</p>
<p>
	دوست داشتم یک کپی از عکس را به آن آخوند می‌دادم که با پوست کندن پرتقال‌اش باعث شد عکسی متفاوت از مراسم تکراری روز ارتش به ثبت برسانم.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>جادوی فارسی‌وان؛ استقبال مخاطب و هراس حکومت</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/70101</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/70101#70101</guid>
                        
            <pubDate>س, 10 آپریل 2012 13:11:45 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Farsi1-W.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - فروزان جمشید نژاد 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>فروزان جمشیدی‌نژاد، بازیگر تئاتر و تلویزیون و روزنامه‌نگار ایرانی مقیم نروژ است. او در این یادداشت به تحلیل علت جذابیت سریال‌های تلویزیون ماهواره‌ای فارسی‌وان در میان مخاطبان ایرانی پرداخته است.</h4>

						<p>
	چه چیزی در فارسی وان، مادر بزرگ پیر را این گونه شیفته خود کرده که لنگ زنان به هر زحمت که شده خود را از کنجی که تخت‌اش در آن قرار دارد، به اتاق مجاور می‌رساند و از نوه‌اش می‌خواهد صندلی‌اش را تا حد ممکن نزدیک به صفحه تلویزیون بگذارد تا با چشمانی آب مروارید آورده، به تماشای سریال‌های خانوادگی شبکه فارسی وان بنشیند؟ چین و واچین لباس‌های رنگارنگ یا کلاه گیس‌های فانتزی روی سر بازیگران زن یا دکور‌ها و زرق و برق داخلی منزل‌های اعیانی؟ یا مثلا چیزی مثل روابط آزاد با جنس مخالف که آن را به تابوشکنی و عبور از خطوط نامحدود قرمز برای من ایرانی نامگذاری می‌کنند؟ ویا حتی استفاده از رنگ صورتی تند در همسایگی رنگ مشکی که این ترکیب را منحصر به صنعت پورنو می‌پندارند؟</p>
<p>
	من که فکر نمی‌کنم این گونه باشد.</p>
<p>
	حالا از مادربزرگ گذشته، چرا این شبکه، آن زن که من او را خوب می‌شناسم و می‌دانم زمان زیادی نیست که مهر دکترای فلسفه در کاغذهای کارنامه مدارک تحصیلی‌اش خشک شده را این چنین مجذوب خود کرده که شوهرش را که ساعت‌ها در زیرزمین خانه، مشغول تمرین موسیقی بوده از یاد برده آن طور که دست آخر شوهر خود را به اتاق رسانده و می‌گوید من که گلویم خشک شده و از تشنگی مردم، تو پاک مرا فراموش کرده‌ای. این فارسی وان، عاقبت، ما را بر باد خواهد داد.</p>
<p>
	آخر این شبکه از دیپلماسی مشاهیر هم که سهل الوصول‌ترین راه برای جذب مخاطب است بهره‌ای نبرده. پس رمز محبوبیت‌اش در میان این مردم چیست؟ چه چیزی آن را به شبکه محبوب زن و مرد ایرانی بدل کرده؟</p>
<p>
	چگونه وحشت امواج آن، حتی رعشه بر تن دولتمردان بهارستان نشین انداخت تا جایی که این شبکه را ساخته و پرداخته دستگاه‌های صهیونیستی معرفی کردند؟</p>
<p>
	مگر نه اینکه سخنگویان دولت فعلی تا آن زمان که از چیزی به طور جدی احساس خطر نکنند، دم برنمی آورند و مهر سکوت بر لب می‌زنند؟</p>
<p>
	فارسی وان، آرمانشهری ساخته مملو از بناهایی با پی ریزی روایی ساده، به گونه‌ای که به اکثر نیازهای درونی پنهان هر فرد ایرانی از هر قشری از جامعه که باشد، پاسخ می‌دهد و تبدیل به پنجره‌ای شده که رو به خصوصی‌ترین مسائل زندگی زناشویی و پیدا و پنهان آن‌ها، یعنی همه آن چیزهایی که در تلویزیونی که نام ملی بودن را با خود یدک می‌کشد، غایب است، باز شده است.</p>
<p>
	در فارسی وان، نه آخوندی را می‌بینیم که به سوگ کربلایی هزار ساله و هفتاد و دو تن کشته آن نشسته و نوحه می‌خواند و نه زنی که از روی اجبار، پوشیده در مانتو و روسری بر تخت اتاق خوابش دراز کشیده.</p>
<p>
	در عوض فارسی وان، از مردی می‌گوید که طعم تمام زیبایی‌ها را به خوبی می‌چشد و هرگاه اراده کند می‌تواند دوباره به آغوش‌های اولیه بازگردد و صد البته پذیرفته هم می‌شود یا زنی را نشان می‌دهد که در کمال آرامش بر تخت قدرت نشسته وعنان خانواده را در دست گرفته و یا حتی دختر جوانی را که می‌تواند با فراغ بال، فرزند حاصل از رابطه نامشروع خود را به دامان گیرد و نوازش کند.</p>
<p>
	مکانیسم و جادوی واقعی این شبکه، توان درک نیازهای جامعه خفقان زده و خسته ایران و توانایی پاسخگویی به نیاز‌ها و درخواست‌های مخاطبان مشتاق آن است که میان سنت و مدرنیته گیر کرده‌اند. انسان‌های تنبل و راحت طلبی که عمیقا گرفتار تنگناهای سنت‌اند و مدام مدرنیته و پیچیدگی‌هایش را به صورت زیر پوستی در خود پس می‌زنند.</p>
<p>
	استقبال وسیع مخاطبان ایرانی از برنامه‌ها و سریال‌های شبکه فارسی وان، نشان می‌دهد که این شبکه، با شناخت سلیقه مخاطب عام ایرانی و ایجاد فضایی برای لذت بردن و تنفس ذهن او، در میان شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان، موفق‌تر از بقیه عمل کرده است.</p>
<p>
	این شبکه، لقمه روایت را می‌پیچد و چون راحت الحلقوم، به ذهن مخاطب می‌خوراند.</p>
<p>
	سرعت وقوع رویدادهای نمایشی و چرخش‌های داستانی در سریال‌های این شبکه آن قدر تند است که به بیننده مهلت تفکر درباره آن‌ها را نمی‌دهد و او را منفعل در برابر این شبکه می‌نشاند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>چشم‌انداز جهان فردای حمله اسرائیل به ایران</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/69905</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/69905#69905</guid>
                        
            <pubDate>ی, 01 آپریل 2012 09:07:07 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Obama-netanyahu_2.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - گری سیک، سی.ان.ان 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>گری سیک، استاد دانشگاه کلمبیا که روی خاورمیانه و ایران کار می‌کند و در دوران ریاست جمهوری جرالد فورد، جیمی کارتر و رونالد ریگان از اعضای شورای امنیت ملی دولت آمریکا بوده، می‌گوید چشم‌انداز جهان پس از حمله اسرائیل به ایران وضعیت کنونی ما را نسبت به آنچه پس از چنین حمله در انتظارمان است، بسیار جذاب نشان می‌دهد.</h4>

						<p>
	تصور کنید که فردا صبح از خواب بیدار شده‌اید و می‌فهمید که در طول شب گذشته هواپیماهای اسراییلی ایران را بمباران کرده‌اند. دنیای شما چه تغییری خواهد کرد؟</p>
<p>
	جدا از تیترهای پرشور و گزارش‌های نفس گیر تغییرات اولیه چندان قابل توجه نخواهند بود. شما احتمال دنبال این خواهید بود که بدانید واکنش آمریکا چیست؟ آیا ایالات متحده این حمله را تایید می‌کند و به تداوم حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران کمک می‌کند؟ این مسئله در واقع این چندان مهم نیست. فارغ از اینکه واشنگتن چه بگوید، همه در جهان فرض را بر این می‌گذارند که آمریکا در این حمله همدست اسرائیل است.</p>
<p>
	بیایید فرض کنیم که اسرائیل همزمان با پرواز هواپیما‌هایش به دفتر اوباما خبر بدهد تا مطمئن شود که موشک‌ها و هواپیماهای آمریکایی در خلیج فارس با مداخله بمب افکن‌ها و هواپیماهای سوخت گیری مواجه نمی‌شوند. و عبور بمب افکن‌ها از فراز یک یا چند کشور عربی تصویب شده است. اما برای ایران و هر کس دیگری مهم‌ترین مسئله این است که این بمب افکن‌های اسرائیلی در آمریکا ساخته شده‌اند.</p>
<p>
	در چنین صبحی شورای امنیت سازمان ملل جلسه اضطراری تشکیل خواهد داد تا در مورد قطعنامه محکوم کردن حمله اسرائیل به ایران بحث شود. اگر ایالات متحده چنین قطعنامه‌ای را علیه اسرائیل وتو کند هیچ گونه تردیدی در مورد همدستی ایالات متحده با اسرائیل باقی نمی‌ماند.</p>
<p>
	مهم‌تر از این شاید احتمال حمایت اروپا از قطعنامه محکومیت اسرائیل باشد. این علامت فروپاشی ائتلافی است که در مورد تحریم‌ها علیه ایران با تلاش بی‌وقفه در سالهای اخیر شکل گرفته است. هم اروپایی‌ها و هم آمریکایی‌ها بر این باورند که تحریم‌های فلج کننده جایگزین جنگ خواهند بود. با وقوع جنگ چنین ائتلافی دیگر معتبر نخواهد بود.</p>
<p>
	ایران چه خواهد کرد؟ همه برای یک واکنش نظامی گسترده آماده هستند. اما ممکن است شگفت زده شوند.</p>
<p>
	ایران حتما هشدار خواهد داد که ظرف نود روز پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را ترک خواهد کرد و به بازرسی‌های آژانس بین المللی انرژی اتمی پایان خواهد داد. لزوما ایران اعلام نمی‌کند که قصد توسعه سلاح‌های هسته‌ای را دارد اما روشن است که به عنوان یک حکومت غیر مجهز به سلاح هسته‌ای که از سوی یک حکومت دارای تسلیحات هسته‌ای مورد حمله قرار گرفته است این به خودشان بستگی دارد که چه تصمیمی بگیرند.<br />
	همه اورانیوم‌های غنی شده که توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی مهر و موم شده‌اند بیرون می‌آیند و تمام دوربین‌های نظارتی حذف خواهند شد.</p>
<p>
	اگر ایران موفق به ساقط کردن یکی دو هواپیمای اسرائیلی و یا به دست آوردن چند خلبان اسرائیلی شود خطر تنش میان ایران و اسرائیل با ایالات متحده شدید‌تر می‌شود.</p>
<p>
	موضوع مورد اهمیت دیگر این است که صبح حمله اسرائیل، دو میلیون بشکه نفتی که ایران روزانه وارد بازار می‌کند حذف می‌شود و قیمت نفت جهش بزرگی خواهد داشت. رئیس صندوق بین المللی پول گفته است که در چنین شرایطی می‌توان انتظار داشت که با افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی قیمت‌ها مواجه شویم.</p>
<p>
	اما این فقط آغاز ماجرا است. سخت نیست که تصور کنیم دو روز بعد از حمله، به طور ناگهانی و بدون توضیح خط لوله نفت عراق توسط شبه نظامیان طرفدار ایران منفجر شود و این بدان معنا است که یک میلیون بشکه نفت روزانه دیگر نیز از بازار حذف می‌شود.</p>
<p>
	احتمالا خط لوله باکو سیحان هم که از دریای خزر به مدیترانه می‌رسد مورد حمله قرار می‌گیرد.</p>
<p>
	علاوه بر این چیز دیگری که باید انتظارش را داشت اختلال در حمل و بارگیری نفت در بندرهای عربی و کشورهای جنوب خلیج فارس خواهد بود. برخی از این اختلال‌ها به دلیل خرابکاری و برخی به خاطر حمله سایبری بر روی سیستم‌های کنترل اتفاق خواهند افتاد. ایران از این اتفاق با عنوان «دست خدا» یاد خواهد کرد اما اثر عملی آن حذف بخش بسیار قابل توجهی نفت از بازار عرضه جهانی خواهد بود.</p>
<p>
	اگر تلاش‌ها برای جایگزینی نفتی که از خلیج فارس و دریای خزر در بازارهای جهانی حذف شده بیش از چند هفته طول بکشد قیمت نفت و بنزین به سقف بی‌سابقه‌ای خواهد رسید.</p>
<p>
	این موضوع باعث افزایش مالیات در اقتصاد جهانی می‌شود درست در لحظه‌ای که نشانه‌هایی از بهبود بعد از رکود بزرگ به چشم می‌خورد. این مسئله اقتصاد به شدت آسیب پذیر کشورهای جنوب اروپا را به ورشکستگی می‌کشاند و همه کشور‌ها با چالش‌های مهمی در افزایش هزینه‌های حمل و نقل و تولید صنعتی مواجه می‌شوند. این‌‌ همان «سلاح کشتار جمعی» واقعی ایران است.</p>
<p>
	صرف نظر از اینکه ایران تصمیم به تلافی آشکار علیه نیروهای ایالات متحده یا اسرائیل را انتخاب کند، برای آمریکا جلوگیری از ورود به جنگ سوم خاورمیانه دشوار خواهد بود. بسیاری از مقامات عالیرتبه وزارت دفاع آمریکا نسبت به آسیب‌‌های چنین جنگی هشدار داده‌اند. بنابراین احتمال شکل گیری مخالفت در داخل دولت زیاد است. با وجود مخالفت گسترده با ایران، طرح «دفاع از خود» نیز با توجه به اینکه امسال انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار می‌شود، برای دولت آمریکا دشوار خواهد بود.</p>
<p>
	بیشتر کار‌شناسان معتقدند که در ‌‌نهایت برنامه هسته‌ای ایران نمی‌تواند بدون حضور نظامی واقعی و یا تغییر حکومت از بین برود. اما بر چهره مردم آمریکا نشانه‌های واقعی از خستگی جنگ را می‌توان دید. آن هم بعد از دو جنگ زمینی در بیش از یک دهه که با استقبال نظامیان هم روبرو نمی‌شود. جنگی که از لحاظ مالی نسبت به به جنگ عراق و افغانستان هزینه‌هایش نا‌مشخص‌تر و غیرقطعی‌تر است. چنین کاری می‌تواند بحث درباره میزان منافع مشترک آمریکا و اسرائیل را در گفتگوهای عمومی آشکار کند.</p>
<p>
	خطر چنین نتیجه‌ای را وزیر دفاع اسرائیل اهود باراک مورد اشاره قرار داده است وقتی که در سخنرانی‌اش در کنست گفت که «اسرائیل باید حساسیت و آگاهی و نیازهای مبتنی بر واقعیتش را در رابطه با ایالات متحده افزایش دهد و سیاستی را در پیش بگیرد که که باعث گسترش روابط خاص بین دو کشور شود.»</p>
<p>
	تهدید بزرگ روز اول یا حتی هفته اول بعد از حمله اسرائیل به ایران اتفاق نخواهد افتاد. بزرگ‌ترین تهدید یک سال یا بیشتر پس از حمله خواهد بود وقتی که همزمان با رشد بحران اقتصادی، ایران تاسیسات هسته‌ای زیر زمینی‌اش را دور از چشم نظارت جامعه جهانی برای ساخت بمب هسته‌ای توسعه ببخشد.</p>
<p>
	چنین چشم اندازی وضعیت کنونی ما را نسبت به آنچه پس از حمله در انتظارمان است بسیار جذاب نشان می‌دهد.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>حمله به ایران فاجعه‌بار است</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/69884</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/69884#69884</guid>
                        
            <pubDate>ش, 31 مارچ 2012 16:01:21 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Israel_F16_1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - نیکلاس دی. کریستوف / نیویورک تایمز 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>نیکلاس کریستوف در این مقاله، دیدگاه‌ها و دلایل برخی مقامات سیاسی و کارشناسان امنیتی آمریکا در مخالفت با حمله نظامی به ایران را بررسی کرده و آن را «فاجعه‌بار» خوانده است.</h4>

						<p>
	می‌خواهم بدانم که ما اصحاب رسانه‌های خبری، آیا سهوا این بحث واقعی را که در میان کار‌شناسان در مورد حمله نظامی اسرائیل به ایران در سال جاری، جریان دارد، نادیده نمی‌گیریم.</p>
<p>
	این‌ها برخی از حرف‌هایی است که من از این کار‌شناسان شنیده‌ام:</p>
<p>
	آن ماری اسلا‌تر استاد دانشگاه پرینستن و از مقامات رسمی سابق دولت اوباما می‌گوید: «من در این لحظه، هیچ کار‌شناس امنیتی را نمی‌شناسم که حمله نظامی به ایران را توصیه کند.»</p>
<p>
	دبلیو. پاتریک لانگ رئیس سابق امور خاورمیانه در آژانس دفاع اطلاعاتی نیز معتقد است: «یک اجماع قطعی در این مورد وجود دارد و آن این است که این ایده بدی است، مگر اینکه آن قدر طرف نومحافظه کاران باشی که نتوانی واقعیت‌های ژئوپلیتیکی را ببینی.»</p>
<p>
	می‌شل فلورنی که به تازگی به مقام سوم وزارت دفاع آمریکا رسیده، می‌گوید: «بیشتر کار‌شناسان امنیتی اعتقاد دارند که گزینه نظامی، راه حل زودهنگامی است. ما در میانه تحریم‌های فزاینده علیه ایران هستیم. ایران تحت سنگین‌ترین تحریم‌هایی است که تا کنون تجربه کرده و ما اکنون با این تحریم‌ها، داریم فشارهای بیشتری به ایران وارد می‌کنیم که بانک مرکزی و تولیدات نفتی آن‌ها را نیز دربر می‌گیرد.»</p>
<p>
	فلورنی همچنین می‌افزاید: «بنابراین این تحریم‌ها برایشان خیلی بد است و بد‌تر هم خواهد شد. اجماع عمومی این است که باید کمی صبر کنیم تا این تحریم‌ها نتیجه بدهد.»</p>
<p>
	مقام‌های آمریکایی عمیقا نگران برنامه هسته‌ای ایران‌اند، اگرچه این ترس و نگرانی تا آن حد نیست که ایران بخواهد از سلاح‌های هسته‌ای علیه اسرائیل یا جاهای دیگر استفاده کند. ایران در واکنش به حمله‌های شیمیایی عراق در دوران جنگ ایران و عراق، سلاح‌های شیمیایی‌اش را توسعه بخشید و این نشان دهنده خویشتنداری آن‌ها بود. ترس عظیم‌تر این است که اگر ایران دست به آزمایش سلاح‌های هسته‌ای بزند و از آن‌ها استفاده کند، کشورهای دیگر از جمله ترکیه، عربستان سعودی و مصر نیز از آن تبعیت خواهند کرد و این به مثابه آغاز دور تازه‌ای از گسترش سلاح‌های هسته‌ای خواهد بود.</p>
<p>
	مقامات رسمی و کار‌شناسان امنیتی آمریکا، بر اساس دلایل زیادی معتقدند که حمله نظامی به ایران در آینده نزدیک، ایده نادرستی است.</p>
<p>
	نخست اینکه این حمله، برنامه هسته‌ای ایران را صرفا یک تا سه سال عقب می‌اندازد و پس از آن، آن‌ها آن را به شکل مخفیانه اجرا خواهند کرد، ضمن اینکه از حمایت داخلی بیشتری نسبت به قبل برخوردار خواهند شد.</p>
<p>
	دوم اینکه این حمله تنها یک بار نخواهد بود و نیازمند حملات متعدد به مکان‌های مختلف خواهد بود. و کشتن دانشمندان هسته‌ای ایران یکی از اهداف آن خواهد بود که به معنی تلفات انسانی غیرنظامیان خواهد بود.</p>
<p>
	ضمنا باعث خشم روز افزون مسلمانان سراسر جهان نسبت به اسرائیل و آمریکا خواهد شد و ائتلافی که بین کشورهای غربی بر سر تحریم ایران شکل گرفته، احتمالا از بین خواهد رفت.</p>
<p>
	سوم اینکه، نتیجه این حمله می‌تواند، گسترش یک جنگ در منطقه باشد که آمریکا را نیز دربر گیرد. ایران می‌تواند پشتیبان حمله به هدف‌های آمریکایی‌ها در سراسر جهان باشد و می‌تواند از عوامل خود برای تشدید حملات به نیروهای آمریکایی در افغانستان بهره بگیرد.</p>
<p>
	چهارم اینکه ایران می‌تواند توزیع نفت از طریق خلیج فارس را مختل کرده، باعث افزایش قیمت نفت و گاز در جهان شده و به اقتصاد جهانی آسیب وارد کند.</p>
<p>
	پنجم اینکه تحریم‌ها و به کارگیری روش‌های پنهانی مثل کرم‌های کامپیوتری استاکس نت، پیشرفت هسته‌ای ایران را کند کرد. در نتیجه تحریم‌های شدید‌تر و خرابکاری‌های مخفیانه می‌تواند این برنامه را بیشتر به تاخیر انداخته و ریسک کمتری هم داشته باشد.</p>
<p>
	همه آنچه که اینجا گفتم، ممکن است اشتباه باشد. حمله سال ۱۹۸۱ اسرائیل به راکتور اوسیراک در عراق و حمله به پروژه اتمی سوریه در سال ۲۰۰۷، هر دو راحت و بدون تلافی انجام شد.</p>
<p>
	این حملات، برنامه هسته‌ای این کشور‌ها را خیلی بیشتر از آنچه که انتظار می‌رفت، به عقب انداخت. با این حال، بر اساس دلیل محکمی می‌توان گفت که ایران با این کشور‌ها فرق دارد، چرا که مراکز هسته‌ای ایران پراکنده و محافظت شده‌اند.</p>
<p>
	در سطح وسیع‌تر، جنگ ذاتا غیرقابل پیش بینی است و مداخله‌های اسرائیل به طرز وحشتناکی، کوته فکرانه بوده است. دخالت سال ۱۹۸۲ اسرائیل در لبنان منجر به ظهور حزب الله در این کشور شد که حمایت بالفعل آن از حماس در غزه در آن روز‌ها به همه (جز ایران) لطمه وارد کرد.</p>
<p>
	همچنین باید به خاطر داشت که بر طبل جنگ کوبیدن بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، ممکن است باعث توانمند‌تر شدن جنگ طلبان ایرانی شود. آن ماری اسلا‌تر در این مورد می‌گوید: «تهدید مستمر به حمله نظامی، به احتمال زیاد، به جای متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران، آن‌ها را متقاعد خواهد کرد که به کارشان ادامه دهند.»</p>
<p>
	اینکه آیا اسرائیل به مراکز هسته‌ای ایران حمله خواهد کرد یا نه، پرسش حیاتی امسال است و شانس این کار ۵۰-۵۰ است. ما نمی‌دانیم که اقتصاد جهان آیا لطمه خواهد خورد یا نه و آیا جنگی درخواهد گرفت یا نه، و هر کس با اطمینان بگوید که چه اتفاقی خواهد افتاد، یک احمق است.</p>
<p>
	بنابراین بیایید وقتی صحبت‌های مربوط به حمله نظامی به ایران را می‌شنویم، در مورد یک چیز روشن باشیم. خارج از حوزه فکری نتانیاهو، همه متخصصان فکر می‌کنند که حمله نظامی به ایران در شرایط فعلی می‌تواند فاجعه بار باشد. این یک بحث نیست بلکه یک توافق جمعی است.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>سیاست‌هایی برای خانه نشین کردن زنان</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/69889</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/69889#69889</guid>
                        
            <pubDate>پ, 29 مارچ 2012 18:20:47 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Women-Insur-W_2.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - نسرین افضلی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>نسرین افضلی، فعال حقوق زنان و دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی، در این یادداشت به سیاست‌های دولت درباره استخدام زنان پرداخته و آثار آن را بر شمرده است.</h4>

						<p>
	پیشنهاد جدید دولت این است: دو برابر شدن استخدام زنان در سازمان‌های دولتی، در عوض نیمه وقت بودن این استخدام‌ها.</p>
<p>
	پیشنهاد بالا که تقریبا هیچ واکنشی را در میان فعالان مدنی برنیانگیخت با استقبال برخی از روزنامه نگاران اقتصادی روبرو شد. روزنامه دنیای اقتصاد در مقاله‌ای، با اشاره به آمار بالای بیکاری زنان در استان‌های مختلف، از ضرورت طرح‌های اینچنینی برای کاهش نرخ بیکاری زنان صحبت کرده و <a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=293517">می‌نویسد</a>: «در چنین وضعیتی، ارائه طرح‌هایی مانند «تسهیل شرایط دورکاری برای زنان» و یا طرح «استخدام نیمه‌وقت کارکنان زن در دستگاه‌های دولتی»... نشان‌گر درک مناسب مدیران ارشد کشور نسبت به شدت معضل بیکاری زنان است. نوشته دیگری ازآثار مثبت این طرح مانند افزایش کیفیت و کمیت تولید، کاهش ترافیک، در کنار افزایش اشتغال زنان گفته است.</p>
<p>
	پروین پایدار در کتاب خود با نام زنان در فرایند سیاسی قرن بیستم فصلی را به مبحث اشتغال زنان پس از انقلاب اسلامی اختصاص داده است و در آن به موارد گوناگون سیاست‌ها و رویه‌های جاری پس از انقلاب که منجر به افول شدید نرخ اشتغال زنان شد اشاره کرده است. آماری که هنوز پس از سی سال نسبت به آمار اشتغال زنان پیش از انقلاب افزایش چندانی پیدا نکرده است.</p>
<p>
	توصیه به خانه نشینی و بچه داری گرفته تا اخراج تعداد زیادی از زنان به دلیل مخالفت با حجاب اجباری، راندن یا کاهش شدید در استخدام زنان در مشاغلی مانند قضاوت، منع استخدام زنان در وزارت خانه‌هایی مانند وزارت دفاع و راه و ترابری بخشی از سیاست‌های جمهوری اسلامی در این زمینه بوده است.</p>
<p>
	در سال‌های بعد سیاست حذف زنان از عرصه اشتغال با سیاست سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه‌ها و منع تحصیل زنان در رشته‌های به اصطلاح «مردانه» تعقیب شد.</p>
<p>
	با نگاهی به عناوین خبری مرتبط با اشتغال زنان در سال گذشته (۱۳۹۰) متوجه رویکرد منفی سیاستمداران و سیاست گزاران نسبت به اشتغال زنان می‌شویم. عزت الله دهقان به نمایندگی از چهار نماینده​ دیگر درباره اشتغال زنان به استناد آیه «الرجال قوامون علی النساء» <a href="http://khabaronline.ir/detail/202294/society/family">اظهار داشت</a>: مرد می‌​تواند بگوید من تو زن را اختیار کرده​ام، مخلصت هم هستم، اما دوست ندارم منشی فلان شرکت خصوصی باشی! وی افزود: بعد از عروسی حضرت زهرا و امیر المومنین، کارهای داخل خانه مربوط به حضرت زهرا بود و کارهای بیرون مربوط به حضرت علی.</p>
<p>
	خبرگزاری زنان (وفا) در مطلبی که منتشر کرده آورده است «روی آوری زنان به مشاغل بیرون از محیط خانواده که با اختصاصات وجودی او ناسازگار باشد، می‌تواند عوارض زیادی بر جسم و روان او داشته باشد.»</p>
<p>
	در&nbsp; ادامه این نوشته از ناتوانی زنان در فعالیت‌های اجتماعی یا شکست‌هایی که باعث بیماری‌های روانی می‌شود به عنوان عوارض اشتغال اشاره شده است.</p>
<p>
	مسعود عادلی رئیس کمیته امداد امام خمینی جیرفت با تشریح طرح «پالایش زنان مطلقه» <a href="http://www.wafa.ir/ostanha/jonob/10233.html">گفت</a>: «با توجه به مقدس بودن ازدواج... از این پس زنان مطلقه به عنوان مددجو زیر پوشش کمیته امداد قرار نمی‌گیرند. ولی در صورت ازدواج مناسب وام خوداشتغالی به همسران آن‌ها تعلق می‌گیرد.</p>
<p>
	از بازخرید اجباری ۳۰ زن راننده اتوبوس‌های بی‌.آر.تی خبر داده است.</p>
<p>
	حجت الله حافظی رئیس سازمان تامین <a href="http://www.khabaronline.ir/detail/177920/%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%88%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%88%D8%B3-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-/%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87">گفته است</a>: اگر به زنان یک حقوق پایه داده شود، آنان ترجیح می‌دهند در خانه بنشینند و بچه‌شان را تربیت کنند.</p>
<p>
	هاشمی تختی استاندار هرمزگان <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1405997">گفته است</a> که «اعتقادی به اشتغال زنان ندارم... پیشنهاد می‌کنم تا زنان شاغل در محیط خانه و در نقش واقعی خود که همانا همسرداری و تحکیم بنیان خانواده است بپردازند و ماهیانه از دولت حقوقی معادل ۳۰۰ هزار تومان دریافت کنند و مشاغل ایجاد شده در اختیار جوانان بیکار که چرخ اقتصادی خانواده را می‌چرخانند قرار بگیرد.</p>
<p>
	محمود احمدی‌نژاد <a href="http://www.wafa.ir/siasi/dolat/11629.html">گفته است</a> «اگر اشتغال و معیشت به گونه‌ای باشد که اصل خانواده را دچار خلل کند و برای آن مشکل ایجاد کند، به چه درد می‌خورد. ثروت و درآمد باید در خدمت گرمی و استحکام خانواده باشد و اگر در جهت سستی خانواده عمل کند چه فایده‌ای دارد؟... (زن‌ها) علاوه بر کار بیرون، وظایف و کارهای خانه را نیز بر عهده دارند و خانم‌های کارمند خیلی زود‌تر فرسوده می‌شوند؛ چرا باید اینگونه باشد؟</p>
<p>
	از مجموع مطالب بالا و سیاست‌های حکومت ایران به ویژه پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد دو رویکرد کلی در ارتباط با اشتغال زنان دیده می‌شود، نخست تجلیل و تقدیس وظایف خانه داری و بچه داری زنان برای جلوگیری از افزایش تقاضای اشتغال در زنان (چنان که یکی از نمایندگان زن مجلس تقاضا کرده بود که زنان خانه دار هم به عنوان نمونه معرفی شوند تا احساس نکنند چیزی از زنان شاغل کم دارند. نقل به مضمون)؛ و رویکرد دوم تدوین سیاست‌هایی است که به تدریج زنان را از چرخه اشتغال حذف کرده یا دست کم آن‌ها را به حاشیه و مشاغل کم درامد سوق دهد، طرح‌هایی که به ظاهر به نفع زنان است ولی در بلندمدت منجر به کاهش تمایل نسبت به استخدام زنان می‌شود مانند افزایش مرخصی زایمان، دورکاری و بازنشستگی پیش از موعد.</p>
<p>
	طرح جدید نیز با ادعای افزایش اشتغال زنان مطرح می‌شود در حالی که با این ابهام روبروست که چه تضمینی وجود دارد که <a href="http://www.wafa.ir/siasi/dolat/11629.html">گفته </a>معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس‌جمهور، به حقیقت بپیوندند و واقعا به جای استخدام یک زن، در واقع دو زن به صورت نیمه‌وقت استخدام شوند&nbsp; ولی در واقع منجر به سنت شدن استخدام پاره وقت زنان نشود؟</p>
<p>
	این طرح و طرح‌های مشابه دیگر که در دولت محمود احمدی‌نژاد ارائه شده است بیشتر به منظور زمینه سازی و عادی سازی اشتغال نیمه وقت زنان و حذف تدریجی آن‌ها از بازار کار با دو هدف صورت می‌گیرد، نخست حفظ الگوی سنتی زن (وابسته به مرد و خانه نشین)، و دگیر افزایش اشتغال مردان (برای کاهش معضلات شدید ناشی از بیکاری مردان و نیز استحکام الگوی خانواده مردسالار).</p>
<p>
	سیاست‌ها و طرح‌های دولت ایران کاملا با ایدئولوژی آن (استحکام خانواده مردسالار) مطابقت دارد اما آنچه اهمیت دارد نحوه واکنش متخصصان و فعالان حقوق زنان است. از کار‌شناسان اقتصادی انتظار می‌رود که بی‌طرفانه و بدون دیدگاه جنسیتی تحلیل و نظر خود را درباره این گونه طرح‌های اقتصادی دولت ارائه دهند. اما چاشنی کردن دیدگا‌های مردسالارانه در تحلیل‌های اقتصادی این امید را ناامید می‌کند.</p>
<p>
	در مقاله‌ای که در دنیای اقتصاد منتشر شده است نویسنده معتقد است: «برای غلبه پایدار بر این معضل (بیکاری زنان)، لازم است سیاست‌های مناسبی در پیش گرفته شود تا تدریجا ساختار مشاغل به شکلی تغییر کند که ورود زنان به بازار کار را تسهیل نماید و به عبارت دیگر مشاغل مناسب برای زنان (با توجه به ساختار خاص فرهنگی واجتماعی جامعه ایرانی)، سهم بیشتری از کل مشاغل کشور را به خود اختصاص دهند.»</p>
<p>
	و دومی می‌نویسد: «پیش و بیش از هر چیز، این طرح نوعی ارزش‌گذاری و اعلام اهمیت وضعیت زنان و خانواده در جامعه است. زنان به عنوان نیمی از ثروت انسانی، و خانواده به عنوان نهادی که تأمین‌کننده‌ سلامت و ثبات روانی جامعه است، بدون شک جای ارزش‌گذاری و توجه بسی بیش از این طرح‌ها دارد. این قدم می‌تواند امیدبخش برای مراحل بعدی توجه به این مهم باشد.»</p>
<p>
	در هر دو مورد وظایف و جایگاه سنتی زن در خانواده در اولویت قرار داده شده و اهداف شخصی و میل به پیشرفت و کمال زنان نادیده گرفته شده است. زنان در خدمت خانواده و جامعه هستند و از آن‌ها انتظار می‌رود که در مقایسه با مردان علاقه کمتری برای پیشرفت کاری و ارتقای شغلی داشته باشند.</p>
<p>
	اشتغال زنان سالهاست که هدف سیاست‌های تحدید کننده است. زنان ایران با چنگ و دندان سعی در بقا دارند. و این روز‌ها جنبش زنان ایران هم در برابر این حمله‌های پیاپی رمقی ندارد؛ خود را مچاله کرده و هر از گاهی نگاهی می‌اندازد که ببیند ضربه بعدی قرار است به کجا برخورد کند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        

    </channel>
</rss>
