<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
	xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">

    <channel>
	
	<title>مردمک: کلید واژه » %D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86</title>
	<link>http://www.mardomak.org</link>
	<description>مردمک - دریچه‌ای به سوی شهروندمداری</description>
	<language>fa</language>
	<copyright>© 2012 Mardomak</copyright>
	<category>news</category>
	<generator>Mardomak.org</generator>
	
	<pubDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</pubDate>
	<lastBuildDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</lastBuildDate>
	

	<image>
		<url>http://www.mardomak.orglibrary/images/feeds-logo.jpg</url>
		<title>مردمک: کلید واژه » %D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86</title>
		<link>http://www.mardomak.org</link>
		<width>144</width>
		<height>144</height>
	</image>

        	        
        
        <item>
        
            <title>سر بی‌کلاه اصولگرایان از نمد سوال از رئیس‌جمهور</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/69663</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/69663#69663</guid>
                        
            <pubDate>س, 13 مارچ 2012 01:39:23 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Ahmadinejad-IRNA_2.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - احسان مهرابی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>احسان مهرابی، روزنامه‌نگار حوزه سیاست، با نگاهی به دور دوم انتخابات مجلس نهم معتقد است برگزاری جلسه سوال از رئیس‌جمهوری به ضرر اصولگرایان منتقد دولت تمام می‌شود.</h4>

						<p>
	می‌گویند خودش را بیاور اما اسمش را نیاور. این ضرب المثل مشهور ایرانی امروز به کار برخی از نمایندگان مجلس آمده تا بگویند از رئیس جمهور سئوال کنیم، اما اسمش را بگذاریم گفتگو. البته مشخص نیست چرا این نمایندگان از آوردن اسم «سئوال از رئیس جمهور» هراس دارند. حکایت این نمایندگان شاید شبیه به حکایت فردی است که اسم پسرش را رستم گذاشت و بعد ترسید صدایش کند. حال نمایندگان اصولگرای مجلس دولت اصولگرا را آن قدر پر و بال داده‌اند که اینک از آوردن اسم «سئوال از رئیس جمهور» هراس دارند.</p>
<p>
	در آستانه سئوال از احمدی‌نژاد ۷ نماینده پیشنهاد کرده‌اند، جلسه سئوال از احمدی‌نژاد به جلسه گفتگو با دولتمردان تبدیل شود. احمد توکلی، حسین نجابت، پرویز سروری، الیاس نادران، زهره الهیان، حسین فدایی و علی زاکانی امضا کنندگان این پیشنهاد هستند. درمیان این جمع احمد توکلی و الیاس نادران دو قلوهای منتقدی هستند که از زمان طرح اتهامات مالی علیه محمدرضا رحیمی معاون اول احمدی‌نژاد با یکدیگر همراه بوده‌اند و طرح این پشنهاد با رفتارهای گذشته‌شان تناسب چندانی ندارد.</p>
<p>
	این نمایندگان دلیل درخواست خود را تلخ نشدن کام مردم ذکر کرده‌اند اما برخی را اعتقاد این است که آنان نگران تلخ شدن کام خودشان در مرحله دوم انتخاباتند، چرا که نتیجه سئوال از رئیس جمهور به نفع هر یک از طرفین باشد، به ضرر آنان است، یا حداقل نفعی برایشان ندارد.</p>
<p>
	سئوال از احمدی‌نژاد دو سر دارد. یک سرآن علی مطهری نماینده منتقدی است که از فهرست جبهه متحد پایداری حذف شد. جبهه‌ای که این ۷ نماینده درآن عضو بودند و نقشی تعیین کننده داشتند. اگر علی مطهری پیروز این میدان باشد طبیعتا رای او و معدود همفکرانش درمرحله دوم افزایش خواهد یافت. طرف دیگر ماجرای سئوال احمدی‌نژاد است که اگر او و حامیانش هم پیروز شوند از این نمد کلاهی برای این نمایندگان ساخته نمی‌شود.</p>
<p>
	این شکل بدبینانه ماجرا است اما برخی که نگاه خوشبینانه تری دارند، می‌گویند این نمایندگان با‌شناختی که ازاحمدی‌نژاد دارند می‌خواهند مانع حملات او به مجلس شوند. چرا که اگر مشی احمدی‌نژاد مانند گذشته باشد به جای دفاع از عملکرد خود به مجلس حمله ور خواهد شد و به این ترتیب جایگاه مجلس مجددا زیر سئوال خواهد رفت.</p>
<p>
	این نکته وقتی نمایان‌تر می‌شود که وقت نمایندگان سئوال کننده با وقت احمدی‌نژاد مقایسه شود. براساس آئین نامه مجلس مدت طرح سؤال از طرف نماینده منتخب سؤال‏کنندگان حداکثر پانزده دقیقه و مدت پاسخ رئیس جمهور حداکثر یک ساعت خواهد بود. به این ترتیب نمایندگان سئوال کننده دراین یک ربع هرچه بگویند احمدی‌نژاد برای پاسخگویی و حمله به مجلس یک ساعت وقت دارد. دراین گونه مناظره‌ها نیز معمولا وقت اخر نصیب هر کس شود او برنده است و براساس آئین نامه مجلس احمدی‌نژاد هر چه بگوید نمایندگان مجلس پس ازآن امکان پاسخ گویی نخواهند داشت.</p>
<p>
	درخواست برخی رسانه‌های دولتی برای پخش مستقیم سئوال از احمدی‌نژاد هم این ظن را دربین برخی از نمایندگان مجلس تقویت کرده که احمدی‌نژاد قصد دارد روشی شبیه به مناظره‌های انتخابات را درپیش بگیرد.</p>
<p>
	همزمان با این اعتماد به نفس رسانه‌های دولتی خبرهایی هم از قصد حامیان دولت برای آبستراکسیون درروز طرح سئوال می‌رسد. خبری که برخی نمایندگان حامی دولت آن را تکذیب کرده‌اند. آبستراکسیون البته روشی است که نمایندگان طیف اقلیت هر مجلس آن هم درمواقع خاص به آن متوسل می‌شوند و استفاده از این روش طبعا برای مرتکبان هزینه سیاسی به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر موفقیت این ابستراکسیون جای تردید دارد. براساس آئین نامه داخلی مجلس انعقاد رسمى جلسات و اعتبار اخذ رأى منوط به حضور حداقل دوسوم مجموع نمایندگان است.</p>
<p>
	تا این‌جای کار نمایندگان حامی دولت ممکن است با کمک بی‌نظمی‌های معمول درمجلس موفق شوند اما مشکل کار اینجاست که براى ادامه مذاکراتى که منجر به اتخاذ تصمیم و یا اخذ رأى نمى‏شودحضور حداقل نصف نمایندگان کافى است، و به این ترتیب کار برای حامیان دولت سخت می‌شود.</p>
<p>
	با این تفاسیر شاید ترس ۷ نماینده از آوردن اسم «سئوال از رئیس جمهور» به جا باشد، چرا که گویا این بازی برای پیروزی اصولگرایان طراحی نشده است و این سئوال برنده‌ای دربین آنان ندارد. سئوال کنندگان پیروز شوند یا احمدی‌نژاد، چیزی نصیب اصولگرایان نخواهد شد. جزثبت اولین سئوال از رئیس جمهور به نام یک مجلس و یک دولت اصولگرا. این هم البته درنوع افتخار بزرگی است، اما حداقل فعلا به کار اصولگرایان نمی‌آید.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>جبهه‌ای به نام متحد اما نه برای اتحاد</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/68923</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/68923#68923</guid>
                        
            <pubDate>چ, 15 فوریه 2012 12:42:12 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Osoolgerayan-Front-1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - احسان مهرابی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>جبهه متحد اصولگرایان با چه زمینه‌ای شکل گرفت؟ برای چه شکل گرفت؟ و چه نقشی در انتخابات مجلس نهم دارد؟</h4>

						<p>
	انتخابات مجلس پس از ۹ دوره به جای نخست بازگشته است. چند دوره‌ای است که مدیریت رقابتهای انتخاباتی از دست روحانیت خارج شده و روحانیت می‌خواهد به متن بازگردد، نه اینکه در کنار باشد و نصیحت کند.</p>
<p>
	در مجالس اول و دوم جمهوری اسلامی،&nbsp; مدیریت نیروهای «خط امام» درانتخابات برعهده جامعه روحانیت مبارز بود و پس از تشکیل مجمع روحانیون مبارز مدیریت نیروهای مشهور به راست برعهده این تشکل قرار داشت. درانتخابات مجلس هفتم و هشتم روحانیون سیاسی درمدیریت اصولگرایان به حاشیه رفتند و انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ نیز تیرخلاصی بر جامعه روحانیت مبارز بود.</p>
<p>
	یک سال و نیم پیش از انتخابات مجلس نهم گویا روحانیت مبارز شرایط را برای بازگشت خود مساعد دید و به همراه جامعه مدرسین حوزه علیمه قم که با یکدیگر مشهور به جامعتین می‌شدند نشست‌هایی را برگزار کرد. بعد از این جلسات کمیته‌هایی تشکیل شد و این بار به جای الگوی ۵+۶ جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم گروه ۷+۸ جایگزین شد.</p>
<p>
	دراین نشست‌ها اصولگرایان دیگر نیز همراه شدند تا جبهه متحد اصولگرایی به مدیریت محمدرضا مهدوی کنی شکل گرفت. به پای میثاق نامه جبهه متحد اصولگرایی امضای مهدوی کنی و محمد یزدی نشسته است اما چهره‌های حوزوی دیگری چون حسینی بوشهری رئیس حوزه علمیه قم، عباس کعبی عضوسابق شورای نگهبان، محمد رضا تقوی رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه ومحمد حسن ابوترابی نایب رئیس مجلس نیز از جمله گردانندگان این گروه شدند.</p>
<p>
	چهره‌های اولیه جبهه متحد هم از اصولگرایان سنتی بودند. علی اکبر ولایتی، سخنگوی جبهه متحد اصولگرایان، به مانند برخی از اصولگرایان سنتی دیگر که پس از دولت احمدی‌نژاد چندان حضورموثری درفضای سیاسی کشور نداشت درقامتی جدید وارد مدیریت انتخابات شد. منوچهر متکی دبیر اجرایی جبهه متحد اصولگرایان نیز به مانند ولایتی از چهره‌های اصولگرا درحوزه سیاست خارجی است و زخم خورده از دولت احمدی‌نژاد.</p>
<p>
	جبهه متحد البته چهره‌هایی هم دارد که با اصولگرایان سنتی همخوانی چندانی ندارند. علیرضا زاکانی، رئیس‌ ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرایان، دربسیاری از موارد اختلافات عدیده‌ای با برخی اصولگرایان سنتی نظیر حزب موتلفه اسلامی داشته است. غلامعلی حداد عادل، عضو شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان، هرچند درتقسیم بندی‌ها ممکن است اصولگری سنتی شناخته شود اما درمواضع خود نه سابقه اصولگرایان سنتی را دارد و نه استقلال آنان را. حبیب الله عسگراولادی دبیر کل سابق حزب موتلفه اسلامی و محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین دیگر اعضای این شاخص جبهه متحداند.</p>
<p>
	جبهه متحد اصولگرایی البته به جز اصولگرایان سنتی توانست برخی از گروه‌های دیگر اصولگرا را با خود همراه کند. براساس خبرهایی که درسایتهای اصولگرا منتشر شده دراین جبهه حسین فدایی، به عنوان نماینده جمعیت ایثارگران مهدی خاموشی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و کاظم جلالی به عنوان نمایندگان قالیباف و لاریجانی جای گرفتند. برای حامیان احمدی‌نژاد هم البته دو صندلی خالی گذاشته شد و همچنان خالی است چرا که جبهه پایداری به مدیریت محمدتقی مصباح یزدی ازه‌مان ابتدا راه خود را از این جبهه جدا کرد و مخالفت خود را لاپوشانی هم نمی‌کند، حتی ابایی هم ندارد از بولتن ۸۰ صفحه‌ای علیه مهدوی کنی تلویحا حمایت کند.</p>
<p>
	تا اینجای کار جبهه متحد خود را برآیند مجموعه اصولگرایان به جز جبهه پایداری می‌دانست اما کار که به فهرست کشید ریزش‌ها از شماره خارج شد. فهرست جبهه متحد حکایت از آن داشت که دراین جبهه هم اصولگرایان سنتی به حاشیه رفته‌اند و اصولگرایان افراطی قدرت یافته‌اند به گونه‌ای که سایت بازتاب نزدیک به اصولگریان نوشت که دراین فهرست سهم اصولگرایان سنتی کمتر و سهم اصولگرایان افراطی بیشتر شده است.</p>
<p>
	حذف نام علی مطهری، حمیدرضا کاتوزیان و علی عباسپور نشان داد فرع انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بر اصل چیره شده است خصوصا اینکه مشهور شد بدگویی‌های غلامعلی حداد عادل درجلسه تصمیم گیری بی‌تاثیر درحذف مطهری نبوده است.</p>
<p>
	ساکتین فتنه لقبی بود که جبهه پایداری برای جبهه متحد اصولگرایی ساخته بود و کنایه از رفتار برخی چهره‌های اصولگرا درانتخابات سال ۸۸ داشت. این عنوان اما درخود جبهه متحد هم ابزاری برای حذف اصولگرایانی چون علی مطهری شد.</p>
<p>
	واکنش‌ها به فهرست جبهه متحد تصمیم روحانیت برای حضور درمتن را هم دچار خدشه کرد چرا که روحانیون برای وجهه خود هم که شده بود مسئولیت فهرست را برعهده نگرفتند و محمد حسن ابوترابی به علی مطهری پیغام برد که محمدرضا مهدوی کنی از حذف او متاسف است.</p>
<p>
	فروپاشی مدیریت جبهه متحد که با حذف علی مطهری آغاز شده بود با حذف شهاب الدین صدر نایب رئیس مجلس هشتم، حسین نجابت سخنگوی فراکسیون اصولگرایان مجلس و حسن غفوری فرد تکمیل شد. چرا که پس از حذف این چهره‌ها چندین فهرست اصولگرا سربرآورد.</p>
<p>
	انتخاب سرفهرست جبهه متحد اما حکایتی غریب‌تر داشت. پس ازآنکه برخی سایت‌ها خبر دادند غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس هفتم سرفهرست جبهه متحد است تحلیل سایت‌ها حداد عادل را رئیس مورد حمایت جبهه متحد برای مجلس آینده معرفی کرد. این تحلیل‌ها گویا چندان برای جبهه متحد خوشایند نبود چرا که علی لاریجانی می‌توانست کاندیدای مراجع تقلید و جامعه مدرسین باشد پس در‌‌نهایت این جبهه حداد عادل و ابوترابی‌فرد را به عنوان سرفهرست معرفی کرد.</p>
<p>
	جبهه متحد اصولگرایی هرچند که میانه چندانی با احمدی‌نژاد ندارد اما همچنان حاضر نیست در میدان انتقاد علنی از احمدی‌نژاد وارد شود چرا که شاید همچنان او را مستظهر به حمایت رهبری می‌داند. جبهه متحد هر چند که نزدیکان و حامیان گذشته آیت الله خامنه‌ای را درخود جای داده است اما چهره‌های شاخص آن درفدایی رهبر بودن از یکدیگر سبقت نمی‌گیرند و چهره‌های جوان‌تر در این رقابت میدان دارند.</p>
<p>
	جبهه متحد در غیاب اصلاح‌طلبان، نتوانست مانع از چندپارگی اصولگرایان شود و تجربه بازگشت روحانیت به صحنه مدیریت اصولگرایی نیز گویا فعلا نیمه کاره مانده است چرا که پس از انتشار فهرست جبهه متحد دیگر نشانی از مهدوی کنی و دیگر روحانیون اصولگرا نیست. کار به تبلیغات که بکشد جوانتر‌ها بیشتر میدان دار خواهند بود و شاید این بازگشت نصفه و نیمه روحانیت نیز به بازگشت ناکام تبدیل شود.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>احمد جنتی، برای همه فصول</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/68274</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/68274#68274</guid>
                        
            <pubDate>ش, 21 ژانوبه 2012 14:04:16 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/0h6tglxfwyv0c03qaxzy.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - نیوشا کسایی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>در پیامک‌‌هایی که شهروندان ایرانی به هم می‌فرستند، احمد جنتی جایگاه خاصی پیدا کرده است. در سایت‌هایی که شوخی و طنز منتشر می‌کنند هم عنوان‌هایی شبیه «جوک جنتی» یا «اس ام اس جنتی» افزوده شده است.</h4>

						<p>
	در یکی از این شوخی‌ها سابقه و سن و سال آقای جنتی به زمان آفرینش انسان برمی‌گردد.</p>
<p>
	شوخی‌های حول و حوش مسئله سن و سال رئیس شورای نگهبان چنان جدی شده که گفت‌وگو درباره آن به عرصه سیاسی ایران کشیده است. روزی که محمد موسوی خوئینی ها در وب سایت خود و در پاسخ به یکی از خوانندگانش از او به عنوان «دائم الوجود» نام برد، مدت‌ها بود در میان مردم شوخی‌هایی در این باره رد و بدل می‌شد.</p>
<p>
	آقای موسوی خوئینی ها <a href="http://www.khabaronline.ir/detail/187901">نوشت</a> که «برای انبساط خاطر جناب جنتی ضرب المثل جدیدی شنیده‌ام که خدمت دائم الوجودشان عرض می کنم: دو چیز در این دنیا باقی می‌ماند یکی نام نیک، و دیگر آیت الله جنتی.»</p>
<p>
	مدت‌ها پیش از آن برخی از کاربران شبکه اجتماعی فیس بوک، صفحه‌ای برای «یادآوری احمد جنتی به عزرائیل» به راه انداخته بودند که تا روز اول بهمن، نزدیک به پنجاه هزار نفر این صفحه را پسندیده‌اند.</p>
<p>
	<strong>ملتی جوان، تصمیم‌سازانی پیر</strong></p>
<p>
	هر چه جامعه ایران جوان است، تصمیم سازان سیاسی‌اش کهنسال‌اند. احمد جنتی تنها سیاستمدار کهنسال جمهوری اسلامی نیست. سه اسمی که در انتخابات مجلس در اسفند ماه ۹۰ بیشتر از همه به گوش می‌خورند کسانی هستند که سن و سالی از آنها گذشته است؛ محمدرضا مهدوی کنی، پدر معنوی اصولگرایان، تنها پنج سال از جنتی کوچکتر است و امسال هشتاد ساله می‌شود. محمد تقی مصباح یزدی که پدر معنوی جبهه پایداری است امسال هفتاد و هفت ساله می‌شود.</p>
<p>
	با این حال مصباح یزدی آن قدر احساس جوانی می‌کند که از <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901016000074">لزوم بازنشستگی احمد جنتی</a> سخن بگوید. او چندی پیش درباره آقای جنتی گفت که او با بیش از هشتاد سال سن چندین مسئولیت بزرگ بر عهده دارند در حالی که ۲۰ سال از سن بازنشستگی ایشان گذشته است.»</p>
<p>
	اکنون شوخی‌ها درباره آقای جنتی آن قدر&nbsp; فراوان شده است که هفته نامه پنجره وابسته به علیرضا زاکانی، نماینده اصولگرای مجلس، در این مورد واکنش نشان داده و در یادداشتی انتشار این شوخی‌ها را یک «توطئه انتخاباتی» دانسته است. در این یادداشت آمده است که چرا یک باره طی چند ماه گذشته احمد جنتی این طور آماج جوک‌ها قرار گرفته‌اند؟ آیا می‎خواهند سوابق علمی، مبارزاتی و سیاسی ایشان را آهسته آهسته و بی‎سر و صدا کم‎رنگ کنند؟»</p>
<p>
	نویسنده یادداشت پرسیده است چرا در آستانه انتخابات و در جایی‎که همه رقبا و رفقا چشم به عملکرد شورای نگهبان دوخته‎اند این فضاسازی صورت می‎گیرد؟</p>
<p>
	نویسنده این یادداشت می‌نویسد که طراحان این این موج تبلیغی می‌خواهند هر وقت صحبت از شورای نگهبان و دبیر آن شدی، چیزی غیر از جدیت و دقت و امانت داری و تیزبینی به اذهان متبادر شود.»</p>
<p>
	در این یادداشت آمده است «شاید این‎بار فتنه قبل از وقوع انتخابات رخ دهد؛ شاید بازیگران جدیدی نقش فتنه‎گران را بر عهده بگیرند. شاید همان‎ها از امروز مانع اصلی خود را آیت‎الله جنتی تشخیص داده‎اند و در حال پیاده کردن طرحی برای تخریب جایگاه شورای نگهبان هستند. اگرچه شاید این گمانه‎زنی‎ها بدبینانه به‎نظر برسد، ولی به‎واسطه جفایی که افرادی نظیر آقایان کروبی، موسوی و خاتمی در حق جمهوری اسلامی کردند، دیگر نمی‎توان از کنار این‎گونه امور به آسانی گذشت.»</p>
<p>
	به هر حال شوخی‌ها در مورد رئیس شورای نگهبان، ساز و کاری که آماج بیشترین حملات و انتقادهای معترضان و مخالفان دولت است، چه طنز است چه جدی، یک واقعیت را کسی انکار نمی‌کند؛ احمد جنتی <strong>۸۵</strong> سال سن دارد...</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>اسب‌های زین کرده اصول‌گرایان</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/66076</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/66076#66076</guid>
                        
            <pubDate>ج, 28 اکتبر 2011 08:32:41 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/osoulgarayan1mehr.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - آرش غفوری، روزنامه نگار سیاسی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>آرش غفوری، روزنامه‌نگار در حوزه سیاست می‌گوید که اصولگرایان سنتی ایران هیچ‌گاه در عرصه سیاسی موفق نشده‌اند برنده یک انتخابات باشند و در این دوره هم کورسوی امیدی برای آنها به چشم نمی‌آید.</h4>

						<p>
	حزب اصول گرایان محصول محمود احمدی‌نژاد نیست، اما مدیون او هست. کامدار احمدی‌نژاد نیست، اما وامدار او هست و بالاخره اگرچه احمدی‌نژاد هرچه دارد از اصول گرایی نیست، اما هرچه اصول گرایی دارد از احمد ی‌نژاد است.</p>
<p>
	اصول گرایی پیش از احمدی نژادی یعنی هیچ، یعنی شکست پشت شکست، یعنی فتح سنگر به سنگر قدرت توسط اصلاح طلبان و ضعف و عقب نشینی توسط اصول گرایان یا‌‌ همان عنوان تاریخیشان، محافظه کاران ایرانی.</p>
<p>
	اصول گرایان حتی وقتی قرار شد با دوپینگ شورای نگهبان در انتخابات مجلس هفتم، صندلی‌های پارلمان را اشغال کنند، بیشتر از آنکه خود را اصول گرا بنامند، بر عنوان «آبادگران» تاکید داشتند و شعارشان هم برگرفته از یک برنامه تلویزیونی با عنوان «سیترای هندوستان» بود.</p>
<p>
	در همین انتخابات پیران منتسب به مهم‌ترین تشکل اصول گرایان، افرادی چون حبیب الله عسگراولادی و اسداله بادامچیان در حزب موتلفه اجازه کاندیداشدن پیدا نکردند، تنها با این توجیه که آن‌ها را به صفت قدیمی محافظه کاری، همه می‌شناسند و نامشان در هر لیستی رای شکن است. محمدرضا باهنر رئیس سیاسی و اصلی مجلس هفتم هم، نه از تهران که از کرمان کاندیدا شد. هم او هم به صفت اصول گرایی و محافظه کاری بالفطره، بسیار شناخته شده بود.</p>
<p>
	<strong>حاجی انا شریک </strong></p>
<p>
	انتخابات ریاست جمهوری نهم چله اصول گرایی بود، نه از آن رو که یک اصول گرا – محمود احمدی‌نژاد – رئیس جمهور شد که احمدی‌نژاد نه در برنامه و نه در ذات و نه در شکل اصول گرا نبود؛ بلکه از آن رو که اصول گرایی تمام گذشته تحقیر شده‌اش را در تاریخ جمهوری اسلامی به نام محمود احمدی‌نژاد سند زد. گذشته‌ای که در آن هیچ فتح ظفرمندانه‌ای وجود ندارد. نه در مجلس و نه در دولت.</p>
<p>
	پیروزی‌های اصول گرایانه در انتخابات مجلس هم قبل از مجلس هفتم محدود به مجلس چهارم و با نسبت ضعیفی مجلس پنجم می‌شود که در هر دو مورد دوپینگ شورای نگهبان به کمک آنان آمد. اصول گرایان یا‌‌ همان که به صفت محافظه کاری سال‌ها در صحنه سیاست ایران فعال بودند، در فردای پیروزی احمدی‌نژاد و ریاست جمهوری اول وی، با سر پریدند وسط میدان که «حاجی انا شریک». درحالیکه کاندیدای آنان علی لاریجانی بود و دو میلیون رای هم نیاورد.</p>
<p>
	احمدی‌نژاد اما زرنگ‌تر از آن بود که از روز اول آن‌ها را پس بزند. با آن‌ها بازی می‌کرد. اصول گرایی، عروسک خیمه شب بازی احمدی نژادی شده بود. بیشتر از چهار سال آن‌ها را نادیده می‌گرفت.</p>
<p>
	به بزرگ‌ترین آن‌ها در حزب موتلفه به سختی حتی وقت ملاقات می‌داد و تا پشت اتاق کار رئیس جمهور می‌کشاند، به درون اما راه نمی‌داد. کاندیدای ریاست جمهوری پیشین و رئیس معنوی و سیاسی آن‌ها، یعنی ناطق نوری را در مناظره‌های انتخاباتی به صورت تلویحی «دزد» می‌نامید و در پیوندی به ظاهر ناگسستنی که با سر منشا قدرت و البته در ابتدا به صورت آگاهانه ایجاد کرده بود، دیگران را از دم انکار می‌کرد و البته حق داشت. احمدی‌نژاد به اصول گرایان مدیون نبود و به آن‌ها احتیاجی نداشت. به رای آن‌ها که نیازی نمی‌دید، چون به درستی می‌دانست که در میان مردم اقبالی ندارند، اقتدار سیاسی آن‌ها را نیز به نام خود استفاده می‌کرد. یک امتیاز می‌داد و صد‌ها امتیاز می‌گرفت.</p>
<p>
	به باهنر و توکلی، دو عنصر با نفوذ در مجلس در ابتدا سهمیه وزارت داد، اما این سهمیه را پس از اندکی پس گرفت که هیچ، در جلسات خصوصی آن‌ها را متهم به باج گیری از رئیس جمهور کرد. پورمحمدی و محسنی اژه‌ای، دو عنصر مهم روحانی را با تجربه‌های امنیتی و قضایی وارد هیئت دولت کرد، اما به طرز تحقیرآمیزی هر دو را کنار گذاشت. صفار هرندی، یار غار حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان را به وزارت ارشاد گماشت، اما بعداً از جلسه هیئت دولت بیرون کرد.</p>
<p>
	در کل جریان اصول گرا، تا قبل از جدال با رهبری تنها این حواریون دور و بر او، تیم مشائی، ثمره هاشمی و بقایی، سردار ثروتمند سپاه محصولی، وکیل الدوله مجلس رسایی و محمد تقی مصباح یزدی مانده بودند که با احمدی‌نژاد پیمان اخوت داشتند و البته همه این‌ها را هم تنفر از اصول گرایی سنتی بود که به یکدیگر پیوند می‌داد.</p>
<p>
	<strong>از عشق تا نفرت</strong></p>
<p>
	اصول گرایان تنها پس از علنی شدن جدال احمدی‌نژاد و رهبری بود که زبان به انتقاد گشودند. آن هم نه بدان علت که ذاتاً جراتی داشتند یا مستظهر به پشتیبانی ملت بودند، بلکه به این دلیل که گمان می‌بردند فرصت انتقام فرا رسیده است و آیت الله خامنه‌ای اجازه انتقاد به آن‌ها می‌دهد و کم و بیش هم می‌داد.</p>
<p>
	بهانه هم فراهم بود، سرکشی از دستور رهبری و در این میان برخی چنان در احمدی‌نژاد زدایی از هم پیشی می‌گرفتند که فراموش می‌کردند به یاد آورند زمانی زیاد نمی‌گذرد از آن روزی که نمایندگان مجلس در خانه ملت از لیوان آب احمدی‌نژاد به تبرک نوش جان می‌کردند. همین‌ها اما چند ماهی بعد که احمدی‌نژاد دوباره به مجلس آمد برای او «هو» کشیدند و نه به استقبالش رفتند و نه مشایعتش کردند.</p>
<p>
	پاسخ مجلس اصول گرا را رهبری نظام اما سفت و سخت داد. رئیس مجلس و بزرگان اصول گرا را از هر دو طیف موافق و مخالف احمدی‌نژاد فرا خواند و به سبب بی‌ملاحظگی در برابر رئیس جمهور بر آن‌ها تشر زد. جلسه‌ای که همه ساکت بودند. دم نزدند. پا را از دم خودشان دراز‌تر کرده بودند.</p>
<p>
	<b>موافقانی که مخالف شدند</b></p>
<p>
	در این میان اما، اصول گرایی در درون خود یکی، دو استثنا هم داشت. در مجلس هفتم، عماد افروغ و در مجلس هشتم، مرتضی مطهری. هر دو حامی احمدی‌نژاد و سپس منتقد وی.</p>
<p>
	این دو هرچند در دسته بندی اصول گرایانه واد مجلس شدند اما به سنت اصول گرایی ایرانی که عاری از هرچه اصول است و افرادی چون باهنر و حداد عادل آن را نمایندگی می‌کنند، پایبند نبودند. به همین دلیل هم بود که اعتراض کردند.&nbsp;در عین حال علقه‌های سیاسی - تشکیلاتی افرادی چون توکلی و حتی نادران را هم نداشتند. به همین دلیل بر اعتراض خود پای بند ماندند و البته تحمل نشدند.</p>
<p>
	اولی که رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هم بود، پس از یک بار حضور در پارلمان به کنار گذاشته شد و دومی که پیگیر طرح سئوال از رئیس جمهور بود، سئوال از رئیس جمهور توسط هیئت رئیسه مجلس اعلام وصول نشد، تا درخواست استعفای مطهری وصول شود.</p>
<p>
	<strong>اسب‌های زین کرده</strong></p>
<p>
	اصول گرایی ایرانی، امروز، چند شقه است. جناح سنتی با رهبری موتلفه و جامعه روحانیت مبارز و نقش برجسته افرادی چون مهدوی کنی، محمد یزدی، حبیب الله عسگراولادی، علی لاریجانی و محمدرضا باهنر، امیدوار به انتخابات آینده مجلس اما ناکام در گرد هم آوردن همه اصول گرایان. درست شبیه‌‌ همان نقشی که در سال ۸۴، ناطق نوری بازی کرد و بعد از انتخابات گلایه داشت که بازی خورده و فروخته شده است. برای این جناح، چنین تجربه تاریخی کمیکی چندان دور از تصور نیست. تجربه قبلی که یک تراژدی بالفطره بود.</p>
<p>
	گروه دوم اما شامل طرفداران احمدی‌نژاد، تیم مشائی – بقایی و با نقش پشت پرده ثمره هاشمی است. این‌ها که از اساس اصول گرا نیستند، اما نان اصول گرایی را می‌خورند و نمکدان پیران محافظه کار را می‌شکنند.</p>
<p>
	این گروه اسب خود را برای انتخابات ریاست جمهوری آینده زین کرده است. انتخابات مجلس بهانه است. خودشان می‌گویند ۱۵۰ رای می‌خواهند. هرچند سخت است، اما برای آن‌ها هیچ چیز غیرممکن نیست.</p>
<p>
	این گروه با حمایت محمود احمدی‌نژاد و پول دولت نفتی و تجربه انتخابات ریاست جمهوری، و تسلط بر نهادهای برگزار کننده انتخابات، بدون توجه به تبعات یک عمل می‌تواند دست به هر کاری بزند. تاکید می‌کنم دست به هر کاری، حتی با کم خواندن رای لاریجانی و زیاد کردن آرای آقاتهرانی. برای این کار فقط یک وزیر کشور کاملاً همسو می‌خواهند یا کسی که دست کم انتخابات را او مدیریت کند.</p>
<p>
	این تجربه را دولت احمدی‌نژاد در تمام سه انتخابات گذشته شورا‌ها، مجلس و ریاست جمهوری با افرادی چون هاشمی ثمره و مصلحی – از معتمد‌ترین افراد به احمدی‌نژاد - داشته است.</p>
<p>
	فردای انتخابات که معاونت سیاسی وزارت کشور آرا را می‌خواند، هر اعتراضی از سوی هر اصول گرایی تف سر بالاست و یادآور اعتراضات سبز‌ها، فردای پس از ۲۲ خرداد خواهد بود. دولتی‌ها، انتخابات را اینگونه به گروکشی نظام کشانده‌اند و اگر موفق شود، نظام چاره‌ای جز تمکین نخواهد داشت.<br />
	سومین گروه هم، جبهه موسوم به پایداری است، تجمیعی از وفاداران و حواریون گذشته احمدی‌نژاد که امروز هم البته با او سر و سری دارند، با مدیریت کلان مصباح یزدی.</p>
<p>
	اینان در ظاهر یک تشکل انتخاباتی هستند که برای سهم رای مجلس و شاید رئیس دولت آینده جنگ و جدل می‌کنند، در باطن اما این گروه سوداهای دیگر دارد. به همین دلیل است که مصباح یزدی را برجسته می‌کنند.</p>
<p>
	دو قطبی مهدوی کنی – مصباح یزدی را می‌سازد و به او لقب «علامه» می‌دهند. ظاهر آنان انتخاباتی اما باطنشان همانگونه که خودشان هم می‌گویند گفتمانی است. اما گفتمانی که جمهوریت نظام را نشانه رفته است و نقشه راه، مجلس خبرگان. کاندیدای متصور، مصباح یزدی. همتراز فعلی مهدوی کنی، روحانی سالخورده و رئیس مجلس خبرگان پس از هاشمی رفسنجانی که با ویلچر به صحن این مجلس مختص روحانیت می‌رود.</p>
<p>
	گروه‌های دیگر هم به صورت اقمار جریان اصول گرایی وجود دارند. از جمله منتسبان به فرمانده پیشین سپاه و نامزد ناکام انتخابات ریاست جمهوری، محسن رضایی که به سبب تذبذب ذاتی‌اش، چندان محلی از اعراب در میان اصول گرایان ندارد. همچنین چهره روز اصول گرایی، باقر قالیباف، شهردار محبوب تهران که اگرچه در این طبقه بندی به دلیل همراهی با گروه اول، در میان طیف لاریجانی و باهنر قرار دارد، اما چندان هم با آن‌ها همراه نیست.</p>
<p>
	مسئله قالیباف اما انتخابات مجلس نیست، او خودش را برای ریاست جمهوری آینده آماده می‌کند و امروز اگرچه گوشه چشمی به مجلس دارد اما فعلاً به رصد کردن اوضاغ مشغول است. او وارد بازی پرتنش مجلس نمی‌شود که معلوم هم نیست برایش چندان سودآور باشد.</p>
<p>
	<strong>سرهای بی کلاه</strong></p>
<p>
	اصول گرایی در عین حال، با دو چالش فراگیر مواجه است. در غیاب حضور اصلاح طلبانه برای انتخابات مجلس، اصول گرایان با خودشان وارد رقابت شده‌اند. درحالیکه نقل قولی از رهبری انقلاب وجود دارد که باید یک فهرست داشته باشند. این نقل قول را امروز نه خود اصول گرایان جدی می‌گیرند و نه به نظر می‌رسد که رهبری تمایلی واقعی برای آن داشته باشد.</p>
<p>
	بنابراین نظام، چندپاره اصول گرایی همانند اسب‌های گاری در سربالایی، همدیگر را گاز می‌گیرند. هرچند معلوم هم نیست به بالای قله برسند و چون هر سه گروه اصلی دیدگاه‌های کاملاً متفاوتی دارند هرگز با یکدیگر به اجماع نمی‌رسند. لولوی حضور اصلاح طلبان هم پیش روی آنان نیست که از ترس مرگ اصول گرایی یکپارچه شوند و خودشان هم این را می‌دانند.</p>
<p>
	به همین دلیل است که باهوش ترهای آنان مدام از حضور اصلاح طلبان دم می‌زنند. غافل از اینکه دیر نیست زمانی که اصلاح طلبان با اعلام رسمی عدم شرکت در انتخابات، این بازی آخرین آن‌ها را نیز بهم بزنند.<br />
	چالش دوم اصول گرایانه، زمزمه‌های تبدیل نظام انتخاباتی و تعیین رئیس دولت از ریاستی به پارلمانی است.</p>
<p>
	بدون استثنا، جز گروه اول و برخی اقمار کوچک اصول گرایی، هیچ کدام از وزنه‌های فعلی این جریان با دولت پارلمانی موافقت نخواهد کرد. اولی‌ها هم به این دلیل موافقند که سالهاست آرزوی ریاست دولت دارند و هر بار کم می‌آورند. یا در مقابل رقیب اصلاح طلب و یا در برابر اصول گرایی که اصول گرای واقعی نیست.</p>
<p>
	بقیه گروه‌ها اما برای ریاست جمهوری آینده فعالیت می‌کنند و حتی در شکل جبهه پایداری سودای رهبری دارند و در قامت اطرافیان احمدی‌نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری بعدی برنامه ریزی می‌کنند. در میان گروه اولی‌ها حتی، قالیباف هم چندان موافقتی با رئیس دولت منصوب پارلمان ندارد.</p>
<p>
	تشنگی قدرت، تمام جناح‌های اصول گرا را به سودای رئیس جمهوری مقتدر کشانده است و در این میان فقط سر اصول گرایان سنتی بی‌کلاه می‌ماند که در مدت شش، هفت سال گذشته همه‌اش خرج شده است. بدون آنکه درآمدی داشته باشد.</p>
<p>
	دکتر حسین بشیریه در سلسله کتابهایی که در مورد تاریخ اندیشه‌های سیاسی قرن بیستم و در ذیل عنوان محافظه کاری و لیبرالیسم منتشر کرده بود جملات جالبی را در مورد محافظه کاران یادآوری می‌کند. نقل قولی از جان استورات میل، که حزب محافظه کاران را حزب آدم‌های احمق نام نهاده بود و همچنین در تحقیر ادموند برک، پدر محافظه کاری که گفته می‌شود او مغز محافظه کاری است، اما اساساً به این دلیل که محافظه کاران مغز ندارند.</p>
<p>
	فارغ از معانی ارزشی این گفته‌ها در میان گروه‌های اصول گرای امروز تنها جناح سنتی آن است که تنه به محافظه کاری می‌زند و شاید مصداق این گفته‌ها باشد و این‌‌ همان گروه اصیل راسنت سنتی و اصول گرایی متحجر است.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>سه هزار میلیارد تومان؛ هزینه مرگ و زندگی اصول‌گرایانه</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/65063</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/65063#65063</guid>
                        
            <pubDate>پ, 15 سپتامبر 2011 19:27:46 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Ahmadinejad-Poor-People.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - آرش غفوری، روزنامه‌نگار سیاسی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>آرش غفوری، روزنامه نگار حوزه سیاست، اعتقاد دارد که بندهای ارتباط بین جبهه پایداری و دولت وقت ایران یکی پس از دیگری از هم گسسته می‌شوند و این دلیلی ندارد مگر آنکه خط اختلاف جدی‌تر از آنست که تصور می‌شد</h4>

						<p>
 سه هزار میلیارد تومان یعنی دقیقاً چند میلیارد تومان؟</p>
<p>
 این سئوال شاید در ظاهر پاسخ را در خودش داشته باشد، اما از آنجا که احتمالاً نه من و نه خوانندگان این مقاله تصور دقیقی از این رقم نداریم، وقتی با خبر اختلاس چنین رقمی مواجه می‌شویم باید قبل از هرگونه واکنش، چند تا ضرب و تقسیم ساده بکنیم تا درک درستی از این رقم بدست آوریم.</p>
<p>
 یعنی همین کاری که «علی دهقان» در سرمقاله «روزنامه شرق» <a href="http://sharghnewspaper.ir/News/90/06/15/10300.html">ارائه داده است</a>. به تعبیر او با این مبلغ می‌توان ۶۷ میلیون فقره حقوق ماهانه ۴۵ هزار تومانی به افراد تحت پوشش کمیته امداد پرداخت کرد.</p>
<p>
 می‌توان در یک دوره به ۶۷ میلیون نفر یارانه داد.</p>
<p>
 برای ۳۰ هزار خانوار آپارتمان ۵۰ متری با میانگین رقم ۱۰۰ میلیون تومان خرید و البته ۳۵۳ هزار ماشین پراید تهیه نمود.</p>
<p>
 «سعید لیلاز» کار‌شناس اقتصاد و سردبیر بسیاری از نشریه‌های اقتصادی هم در مصاحبه‌ای با «سایت فرارو» جلوه‌ای دیگر از این تحلیل سه هزار میلیارد تومانی را <a href="http://www.google.com/url?q=http://www.fararu.com/vdcgqz97.ak9yy4prra.html&amp;sa=D&amp;sntz=1&amp;usg=AFQjCNGzmFQK8WlO_vfX-QNh_bSuTMZDoQ">ارائه داده است</a>. به تعبیر او این رقم معادل نصف بودجه دفاعی کشور و همچنین نصف بودجه وزارت نیرو است که هر کدام سالیانه ۶ هزار میلیارد تومان از سهم بودجه کل کشور را دارا هستند. همچنین با این رقم می‌توان کل شبکه حمل و نقل کشور را نوسازی کرد؛ آن هم با مدل‌های سال ۱۳۹۱</p>
<p>
 حالا که اهمیت و بزرگی این رقم تا حدی قابل فهم شد باید گفت که انگشت اتهام در داستان اختلاس سه هزار میلیارد تومانی این روز‌ها به سوی دولت دهم نشانه رفته است.</p>
<p>
 این ادعای اصلاح طلبان، جنبش سبزی‌ها و سایر مخالفان و منتقدان دولت از درون جبهه اصول گرایان نیست. سایت رجانیوز که در تمام سه، چهار سال گذشته به عنوان ارگان جنگ روانی حامیان احمدی‌نژاد علیه مخالفان وی عمل می‌کرد و در عین حال سهم رئیس جمهور را از حلقه یاران انحرافی وی با محوریت مشائی جدا می‌دانست، برای اولین بار به صورت مستقیم رئیس دولت را نشانه گرفت و ادعای او را در مبارزه با فساد به چالش طلبید.</p>
<p>
 احمدی‌نژاد در سفر روز چهارشنبه خود به اردبیل <a href="http://www.google.com/url?q=http://www.rajanews.com/detail.asp?id=101820&amp;sa=D&amp;sntz=1&amp;usg=AFQjCNHbVafU35lCzRDcFPsK9eFOd6PU0Q">مدعی</a> «پاک بودن» دولت خود شده بود و تاکید داشت که از ابتدا این دولت بود که به صورت جدی به این اختلاس پرداخت.</p>
<p>
 سایت رجانیوز این گفته‌های احمدی‌نژاد را «موضع دیرهنگام و فرار به جلو» در قبال اختلاس بی‌سابقه در تاریخ کشور <a href="http://www.google.com/url?q=http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=101856&amp;sa=D&amp;sntz=1&amp;usg=AFQjCNG-_4Fe9ahQV8-SomJpWje3Fdq7Mg">عنوان کرد </a>و به رئیس دولت یادآوری نمود که هیات وزیران به ریاست وی در اردیبهشت ۸۹، سرمایه تشکیل بانک آریا را که منبع اصلی اطلاعاتی و خبری در این اختلاس است، با نصف ارزش اسمی، قابل بررسی دانسته بود و همچنین رئیس دفترش به دستور شخص رئیس جمهور در مهر ماه ۸۹، موافقت وی را با خرید پنجاه و نیم درصد از سهام شرکت فولاد خوزستان توسط مته‌مان اصلی همین پرونده اختلاس به وزرای اقتصاد و راه ابلاغ نموده بود. این نامه را البته روز گذشته سایت مشرق که باز هم از سایت‌های طرفدار دولت احمدی‌نژاد است و توسط جمعی از یاران گذشته وی ارائه می‌شود <a href="http://www.google.com/url?q=http://www.mashreghnews.ir/fa/news/66440/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%81%D9%88%D9&amp;sa=D&amp;sntz=1&amp;usg=AFQjCNHJzmPGwL3UrbdxR-EAZosUWJ52NA">منتشر کرده بود</a>.</p>
<p>
 دولت البته در قبال انتقادات موضع دفاعی و تهاجمی توام دارد.</p>
<p>
 شب گذشته خبرگزاری ایرنا خبری را به نقل از دفتر ارتباطات رئیس جمهوری<a href="http://www.google.com/url?q=http://www.irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30564869&amp;sa=D&amp;sntz=1&amp;usg=AFQjCNHDLhypjdQmVvEspfsbY9P1rgVJPQ"> منتشر</a> و طی آن سایت مشرق را به ضدیت با دولت متهم نمود. احمدی‌نژاد هم در جمع مردم اردبیل در آغاز دور چهارم سفرهای استانی خود، صبر فعلی خود را به دلیل حفظ احترام رهبری عالی نظام عنوان کرد، اما ادامه داد که اگر مجبور شود <a href="http://www.google.com/url?q=http://www.fararu.com/vdccxsq4.2bqop8laa2.html&amp;sa=D&amp;sntz=1&amp;usg=AFQjCNFYxU8mhT18LZZuHKk1WvsSonUkoQ">سکوت خود را خواهد شکست</a>.</p>
<p>
 توضیحات بالا، نمایی از داستان اختلاس سه هزار میلیارد تومانی و انگشت اتهام به سوی دولتی است که اگرچه تا دیروز از سوی اتهام زنندگان به پاک دستی مشهور بود، اما در پایان ماه عسل قدرت، تمام آن رشته‌ها گسسته شده و پرونده‌ها یکی پس از دیگری بیرون می‌آیند.</p>
<p>
 اتهام زنندگان البته ادعای حفاظت از بیت المال را دارند اما از پاسخ دادن به یک سئوال هنوز عاجز هستند و آن اینکه اگر از تمام این تخلفات در طول سال گذشته آگاه بودند، چرا امروز که دعوای رقابت‌های انتخاباتی مجلس نهم جدی شده است، برگ‌های خود را رو می‌کنند.</p>
<p>
 برخی از این اتهامات مربوط به اردیبهشت و مهر سال ۸۹ است. یعنی در طول یک سال تا یک سال و نیم گذشته، و حتماً اگر امری به این واضحی در سال ۹۰ تخلف است، در سال ۸۹ هم تخلف به حساب می‌آمد، اما آن زمان رئیس جمهور مردمی و پاک دست بود و امروز متهم به فرار به جلو می‌شود و ادعای پاک دستی دولت مورد چالش قرار می‌گیرد.</p>
<p>
 مجموعه این اتهامات البته یک وجه دیگر نزاع‌های درونی قدرت درون جناح اصول گرایان را نیز برجسته می‌کند.</p>
<p>
 سایت رجانیوز، امروز ارگان اصلی جبهه پایداری به هدایت معنوی مصباح یزدی و مدیریت گروهی از اخراح شدگان اردوگاه احمدی نژادیون است.</p>
<p>
 پیش از این گفته می‌شد که احمدی‌نژاد و جبهه پایداری می‌توانند بالاخره در جایی به اشتراک برسد، غافل از آنکه این روز‌ها پیوندهای ارتباط یکی پس از دیگری از هم گسسته می‌شوند و این دلیلی ندارد مگر آنکه خط اختلاف جدی‌تر از آنست که تصور می‌شد.</p>
<p>
 سایت رجانیوز در تمام دو سال گذشته که رسانه‌های سبز، محمدرضا رحیمی معاون اول و بقایی معاون اجرایی رئیس دولت را متهم به فساد مالی و بعضاً اخلاقی می‌کردند، ترجیح می‌دادند که سکوت کنند. رجانیوز اما امروز در همین خبری که به نقل از این سایت نقل شد می‌گوید:&nbsp;«آیا اگر آقای رئیس‌جمهور اجازه می‌داد که به پرونده‌های مطرح در مورد آقایان رحیمی و بقایی رسیدگی شود، کلونی‌های فساد به این نتیجه نمی‌رسیدند که نزدیک‌ترین افراد در این دولت نیز مصونیت ویژه ندارند؟»</p>
<p>
 معنای این ادعای سایت رجا آن است که رئیس دولت در تمام دورانی که ادعای عدم مصونیت حتی یک نفر در مبارزه با مفاسد اقتصادی را مطرح می‌کرد و در جاهایی از جیب شلوارش لیست مفسدان اقتصادی را بیرون می‌آورد، وقتی نوبت نردیکان خودش فرا می‌رسید آن شعار‌ها را از یاد می‌برد و ادعای مبارزه با فساد را فراموش می‌نمود.</p>
<p>
 نکته مهم‌تر این دعوای درون گروهی قدرت اما، تهدید احمدی‌نژاد به افشاگری و پایان سکوتی است که خود آن را به تاسی از درخواست رهبری عالی نظام، وحدت بخش، می‌خواند.</p>
<p>
 احمدی‌نژاد البته در تمام شش سال دوران ریاست جمهوری‌اش چه در قامت یک رئیس جمهور و چه در مقام یک کاندیدای ریاست جمهوری، بار‌ها و بار‌ها وعده افشاگری داده است. اما به نظر می‌رسد در هیچ یک از تمام این وعده‌های داده شده تا این حد جدی نبوده یا حدااقل دست پر را نداشته است.</p>
<p>
 اگرچه امروز، احمدی‌نژاد مورد انتقاد جریان‌های مخالف است که از ترس نفوذ اطرافیان او در انتخابات آینده مجلس وارد گود بازی شده‌اند، بااینحال احمدی‌نژاد و مخالفانش در جبهه اصول گرایان، خط پایان بازی را به کمک همدیگر در خرداد ۸۸ و انتخابات ریاست جمهوری دهم تعریف کرده‌اند. به همین دلیل است که اگر قرار باشد سندی علیه یاران احمدی‌نژاد به هر بهانه‌ای رو شود، سندهای مشابه علیه رقبای امروز وی هم در دستان اطرافیان احمدی‌نژاد وجود خواهد داشت که از حد بلوف و آن ادعاهای شعاری یا انتخاباتی فرا‌تر می‌رود.</p>
<p>
 به همین دلیل هم او از اطاعت وحدت بخش از رهبری – احتمالاً برای جنجالی نکردن بیشتر فضا – می‌گوید تا غیرمستقیم از رهبری عالی نظام بخواهد خودش و شخصاً وارد بازی شود و مخالفان احمدی‌نژاد را وادار به سکوت نماید. چه، در غیر اینصورت، افشاگری‌های احمدی نژادی می‌تواند دامان نظام را هم لکه دار کند.</p>
<p>
 به همین دلیل باید منتظر ماند و دید که چه زمانی و چگونه آیت الله خامنه‌ای به صحنه ورود می‌کند؛ هرچند که به نظر هم نمی‌رسد ورود ایشان برای تمام کردن مناقشات در آینده کافی باشد. بازی امروز، صحنه سازی رقابت‌های مجلس و ریاست جمهوری آینده است که برای اردوگاه به ظاهر اصول گرا، بازی مرگ و زندگی است. هر کدام که پیروز شوند، آن دیگری را با خفت بدرقه می‌کنند. لااقل شواهد تجربیات امروز که نشان از این ادعا دارند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>دردسرهای اقتدارگرایان در نبود رقبای اصلاح طلب</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/64142</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/64142#64142</guid>
                        
            <pubDate>ج, 05 آگوست 2011 09:50:56 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/election11.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - مجید محمدی، جامعه شناس 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>پس از جبهه گیری یکپارچه اقتدارگرایان منتقد احمدی‌نژاد علیه دولت، به نظر می‌آمد که مجموعهٔ گروه‌ها و افراد نزدیک به آنان بتوانند با فرمول‌های ائتلافی مثل ۷+۸ بر سر نامزدهای خود در انتخابات مجلس نهم به توافق برسند. اما چنین نشده است.</h4>

						<p>
	علی رغم استعفای برخی مدیران دولتی جهت شرکت در انتخابات و فعال شدن مجتبی ثمرهٔ هاشمی به عنوان <a href="http://www.tabnak.ir/fa/news/179625/رئيس-ستاد-انتخاباتي-دولتي-ها-تغییر-کرد">رئیس ستاد انتخاباتی هواداران دولت</a>، هنوز ائتلاف مشخصی را اعلام نکرده‌اند. مشکلات آن‌ها چیست؟ اقتدارگرایان چگونه به صحنهٔ انتخابات وارد خواهند شد؟ دینامیسم ائتلاف سازی در میان آن‌ها چگونه کار می‌کند؟ هر یک از گروه‌های اقتدرگرا تا چه حد می‌توانند به موفقیت خود امیدوار باشند؟<br />
	<br />
	<strong>بازار جبهه‌های نو</strong><br />
	بر اساس سنت سیاسی جمهوری اسلامی همواره در آستانهٔ انتخابات جبهه‌های نویی شکل می‌گیرند (از کارگزاران تا رایحهٔ خوش خدمت) تا نیروهای پراکنده را متشکل سازند و خلا احزاب گسترده‌تر را پوشش دهند. شکل گیری جبهه‌های تازه‌ای مثل جبههٔ پایداری (متشکل از اعضای اخراجی دولت احمدی‌نژاد و چند تن از اعضای قرارگاه عمار با رهبری معنوی مصباح و خوشوقت) و جبههٔ ایستادگی (متشکل از طیف نزدیک به محسن رضایی و برخی همپیمانان سابق احمدی‌نژاد مثل جمعیت آبادگران که منتقد موتلفه و دولت احمدی‌نژاد، هر دو، هستند) در انتخابات پیش رو بیانگر عدم موفقیت ائتلاف ۷+۸ برای گستردن سایهٔ خود بر همهٔ نیروهای بازمانده در زیر خیمهٔ ولایت فقیه است.</p>
<p>
	به همین جهت احمد سالک، سخنگوی جامعه روحانیت مبارز گفته است که «تشکیل مجموعه‌هایی در درون جریان اصولگرایی کشور با عناوین جبهه پایداری یا جبهه ایستادگی، مقدمه و سرآغاز یک افتراق و شکاف در درون اصولگرایان خواهد بود.»<br />
	<br />
	اما جریان سیاسی نزدیک به احمدی‌نژاد در انتخابات آینده نیازی به جبهه سازی ندارد چون بنا ندارد در شهرهای بزرگ که فعالیت انتخاباتی نیازمند اعلام فهرست است فعال باشد. این جریان در پی فعالیت متمرکز در حوزه‌هایی با یک تا دو نماینده است و می‌خواهد از این طریق اکثریت مجلس آینده (حدود ۱۵۰ تا ۱۷۰ نماینده) را به خود اختصاص دهد.<br />
	<br />
	<strong>دسترس ناپذیری ائتلاف</strong><br />
	نیروهای اقتدارگرا در انتخابات آینده به چهار دلیل نمی‌توانند با ائتلاف‌هایی متشکل از گروه‌های رقیب به صحنه بیایند:</p>
<p>
	<strong>پایان عصر ایدئولوژی. </strong>در دهه‌های شصت و هفتاد علاوه بر منافع اقتصادی و رقابت بر سر قدرت، گروه‌ها و ائتلاف‌های درگیر در انتخابات تا حدی بر اساس ایدئولوژی و سیاست‌هایشان از یکدیگر متمایز می‌شدند. این امر حتی تا انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ نیز ادامه پیدا کرد. اما پس از حذف اصلاح طلبان، مشکل اصلی اردوی اقتدارگرا هویت یابی ایدئولوژیک طرف‌های درگیر است. به دشواری می‌توان از حیث ایدئولوژیک میان جبهه‌های «ایستادگی»، «پایداری» و «پیروان خط امام و رهبری» تمایز‌ها را مشاهده کرد. ظاهرا عصر تمایزات ایدئولوژیک برای اسلامگرایان نیز به پایان رسیده است چرا که خود آن‌ها بر اساس ایدئولوژی خود را از دیگران متمایز نمی‌کنند. بخشی از هواداران دولت حداقل در تاکید بر نوعی موعودگرایی به جای فقه گرایی تا حدی از دیگر اقتدارگرایان تمایز پیدا می‌کنند.<br />
	<br />
	<strong>از کف رفتن دشمن مشترک:</strong> همان طور که اقتدارگرایان تا حدی می‌توانستند موجب ائتلاف اصلاح طلبان شوند، اصلاح طلبان نیز همین کارکرد را برای اقتدارگرایان داشتند. در فقدان اصلاح طلبان، اعضای اردوگاه اقتدارگرایان (مثل جمعیت ایثارگران و حزب موتلفه) دشمن مشترکی برای کنار هم نشستن ندارند.</p>
<p>
	در فقدان نظر سنجی علمی و گروه‌های سازمان یافته و شناخته شده، هریک از این جبهه‌ها و گروه‌های چند یا چند ده نفری تصور می‌کنند که اکثریت رای دهندگان را با خود دارند و نمی‌توانند به فرمولی برای فهرست واحد بر اساس مصالحه برسند. از همین جهت برخی از اقتدارگرایان خواهان حضور اصلاح طلبان در انتخابات هستند. اما هواداران دولت به علت جمع کوچک‌تر صرفا با تمرکز بر دشمن مشترک به وحدت نمی‌رسند.<br />
	<br />
	<strong>ائتلاف‌هایی برای جدی نگرفتن:</strong> گروه‌های مختلف اقتدارگرا بیش از مخاطبان تبلیغاتشان می‌دانند که رای دهندگان در ‌‌نهایت تعیین کنندهٔ نتایج انتخابات نخواهند بود. قدرت و ثروت و دسترسی به این منابع است که افراد را به کرسی‌های مجلس می‌فرستد. از همین جهت، اقتدارگرایان بیش از ائتلاف و اقناع مردم به پشتیبانی نهادهای نظامی و امنیتی و حمایت دستگاه رهبری می‌اندیشند. رقابت بر سر حمایت دستگاه رهبری و نهادهای ذیل وی از هیچ منطق و فرمول خاصی برخوردار نیست و از همین جهت شرایط تا هفته‌های قبل از انتخابات معلق می‌ماند.</p>
<p>
	<strong>فقدان چارچوب برای تقسیم کرسی‌ها: </strong>بخشی از نیروهای اقتدارگرا که به روحانیتِ دارای مناصب قدرت نزدیک‌تر هستند تلاش دارند با توصیه‌های اخلاقی به دیگران سهم کمتری اختصاص دهند، با این توجیه که آن‌ها وزن اجتماعی قابل توجهی ندارند. <a href="http://www.khabaronline.ir/news-159492.aspx">علی عباسپور تهرانی نماینده مجلس می‌گوید</a>: «نباید تشکلی مانند جبهه پیروان خط امام و رهبری را در کنار تشکل‌هایی قرار دهیم که فقط سرو صدا دارند.» همچنین حسین ابراهیمی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، برخی از تلاش‌ها برای تقسیم قدرت را به توطئه برای سهم خواهی <a href="http://www.khabaronline.ir/news-164235.aspx">تفسیر کرده است</a>.<br />
	<br />
	در شرایط فقدان چارچوب جهت سهیم شدن در قدرت، نیروهای سیاسی به سخنان شیوخ و پیرمردان مبنی بر پرهیز از سهم خواهی نیز گوش فرا نخواهند داد. مهدوی کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز، در عکس العمل به این گوش ندادن‌هاست که از تشکیل جبههٔ پایداری <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9004310001">شکایت می‌کند</a>: «جمعیت دیگری در مقابل این جمعیتی که جامعتین جمع کردند تشکیل شده‌است، البته آن‌ها اصولگرا و از برادران ما هستند. ولی من آن‌ها را نهی می‌کنم زیرا که کار ما مورد تایید اصولگرایان و «مقام معظم رهبری» است. بنایراین جدا کردن صف‌‌ همان چیزی است که دشمن می‌خواهد و و دیدیم بلافاصله سایت‌ها و روزنامه‌های دشمن که منتظر بروز انشقاق در اصولگرایان بودند خوشحال شدند... من تعجب می‌کنم در آن اعلامیه گفته شد که دو تن از علمای بزرگوار [مصباح و خوشوقت] که مورد احترام همه ما هستند از آن‌ها دعوت کرده‌اند و در جلسه‌ای بر خلاف این مسیر تشکیل جلسه داده‌اند، بنابراین به آن عزیزان پیغام می‌دهم که این کار‌ها را نکنید خوب نیست. این کار‌ها بر خلاف مصلحت انقلاب است، زیرا با دعوای ما دشمنان برنده میدان خواهند شد.»<br />
	<br />
	این سخنان دیگر نمی‌تواند مبنای تقسیم قدرت قرار گیرد و ائتلاف‌های صوری را کم تاثیر می‌سازد.<br />
	&nbsp;<br />
	از همین جهت در شهرهای بزرگ شاهد فهرست‌هایی متعدد با بر هم افتادگی‌های زیاد و بدون هویت یابی ایدئولوژیک یا تمرکز بر سیاست‌های متمایز نسبت به دیگر فهرست‌ها خواهیم بود.<br />
	<br />
	فهرست‌های شخص محور<br />
	از همین امروز مشخص است که فهرست‌های انتخاباتی برای مجلس آینده فهرست‌های برنامه/سیاست محور نخواهند بود، به سه دلیل:<br />
	<br />
	- مجموعهٔ اقتدارگرایان منتقد دولت در انتخابات آینده تلاش خواهند کرد هرچه بیشتر از دو جریان «فتنه» و «انحرافی» فاصله گرفته و هرچه بیشتر وفاداری و تبعیت خود را به رهبری اعلام کنند. حامیان دولت نیز وعده‌های سحر انگیز همانند وعده‌های پیشین احمدی‌نژاد خواهند داد.<br />
	&nbsp;<br />
	- حامیان قدرتمند نامزد‌ها نیز از آن‌ها برنامه و سیاستگذاری نمی‌خواهند بلکه پی گیری منافع مشترک را طلب می‌کنند.<br />
	<br />
	- مواضع اقتدارگرایان در سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی آن چنان در هم فرو رفته و آشفته و مبهم است که آن‌ها به دشواری می‌توانند برنامه‌هایی قابل تمایز از یکدیگر عرضه کنند.<br />
	<br />
	به همین جهت همهٔ هسته‌های قدرت چه با نام ائتلافی خاص و چه بدون نام بر روی نامزد‌ها و نه برنامه‌ها و سیاست‌ها کار خواهند کرد.</p>
<p>
	در یک بازار سیاسی که دسترسی به منابع کمیاب قدرت و ثروت حرف اول را می‌زند (و نه بودن در فهرست این یا آن گروه) افراد بالاخص در شهرهای کوچک و روستا‌ها تلاشی برای ائتلاف با گروه‌های سیاسی نخواهند کرد و به صورت فردی وارد کارزار خواهند شد. گروه نزدیک به احمدی‌نژاد بیش از منتقدان دولت به این نکته واقف هستند و به صورت شخص محور دارند روی برنامه‌هایشان کار می‌کنند.<br />
	<br />
	<strong>فضای تاریک</strong><br />
	به علت عدم ثبات و ناپایداری شرایط سیاسی، هیچ یک از جبهه‌ها و گروه‌ها نمی‌تواند به موفقیت نسبی ائتلاف‌های اسمی امیدوار باشد. حبیب الله عسگر اولادی&nbsp; <a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=264440">می‌گوید</a>: «فضای سیاسی و فرهنگی کشور یک فضای خیلی دلخواه و مطلوب نیست.»</p>
<p>
	در این فضای تاریک، دست غیب شورای نگهبان (در رد صلاحیت برخی نامزد‌ها و ابطال برخی صندوق‌ها برای تغییر نتیجه)، میزان منابع مالی، لابی در بیت رهبری و ارتباط با افراد موثر در نهادهای حکومتی است که یک نامزد را در موقعیتی بهتر نسبت به دیگر نامزد‌ها قرار خواهد داد.</p>
<p>
	منتقدان دولت به شورای نگهبان و لابی در بیت، و هواداران دولت به منابع مالی و ارتباط با برخی هسته‌های قدرت در قوای قهریه امید دارند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>اصولگرایان در خط فاصله دو کانون قدرت</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/63946</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/63946#63946</guid>
                        
            <pubDate>چ, 03 آگوست 2011 00:31:49 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/paydarimehr1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - آرش غفوری 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>آرش غفوری، روزنامه نگار حوزه سیاست، به بررسی حضور اصول‌گرایان در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی می‌پردازد.</h4>

						<p>
	در حالی که اصلاح‌طلبان در صورت تداوم شرایط فعلی وارد بازی انتخابات آینده مجلس نمی‌شوند و جنبش سبز نیز به نوعی در مقام تحریم انتخابات است، اصول‌گرایان در جدی‌ترین نزاع درون‌گروهی قدرت در یک دهه اخیر قرار دارند.</p>
<p>
	نزاعی که اگرچه یک بازیگر مهم در آن، ‏ اصول‌گرایان سنتی و طیف افرادی چون علی لاریجانی، علی اکبر ولایتی و حبیب الله عسگراولادی هستند، اما در اضلاع دیگری از این جنگ قدرت، دو گروه و نصفه دیگری از اصول گرایان هم وارد شده‌اند. حامیان محمود احمدی‌نژاد و نزدیکان به مشائی در جریان موسوم به انحرافی، که شایعه شده است با هدف قرار دادن ۱۵۰ صندلی مجلس و امکانات فوق العاده دولتی، اسب خود را برای پیروزی در مجلس و ریاست جمهوری آینده زین کرده‌اند، و همچنین طرفداران محسن رضایی، که به دلیل تردید ذاتی فرماند‌هاشان، چندان مورد اعتنای جناح‌های درون اصول‌گرا هم قرار نمی‌گیرند.</p>
<p>
	در این میان اما، گروه دیگری هم وجود دارد که هم با سنتی‌ها اختلاف نظر آشکار دارد و هم تلاش می‌کند خود را از جریان موسوم به انحرافی جدا نگه دارد. به اسامی آن‌ها دقت کنید:</p>
<p>
	غلامحسین الهام، مرد هزارشغله دولت نهم، صادق محصولی، تامین کننده مالی برنامه‌های انتخاباتی احمدی‌نژاد و مجری انتخابات پرحاشیه ریاست جمهوری گذشته.&nbsp;کامران باقری لنکرانی، که زمانی احمدی‌نژاد او را «هلو» نامیده بود.&nbsp;روح الله حسینیان، یار غار سعید امامی و طلبه کفن پوش. حمید رسایی و مهدی کوچک‌زاده، که البته در سطح مردان قبلی نیستند و نقش آن‌ها در حداکثر خود به عنوان جاده صاف‌کن اقتدارگرایان در مجلس قابل تعریف است.&nbsp;به تمام این اسم‌ها اضافه کنید مصباح یزدی و مرتضی آقا تهرانی که اولی پدر معنوی و روحانی احمدی نژادیون و دومی معلم اخلاق کابینه نهم بودند و همه این‌ها در آستانه انتخابات آتی مجلس به تشکیل جبهه‌ای پرداخته‌اند که به «جبهه پایداری انقلاب اسلامی» معروف شده است.</p>
<p>
	<strong>هفت به علاوه هشت</strong></p>
<p>
	جبهه پایداری در وجه رسانه‌ای خود از همراهی سایت «رجانیوز» برخوردار است که در یکی، دو ماه اخیر و پس از تشکیل گروه ۷+۸ توسط اصول گرایان سنتی، بیشترین انتقادات را متوجه آن‌ها ساخته است.</p>
<p>
	به عقیده طرفداران این جبهه، گروه ۷+۸ سهم کافی قدرت را به آن‌ها نداده است و در عین حال افرادی درون این جبهه دارای نماینده‌های ویژه هستند که با به قول آن‌ها در «جریان فتنه» مرزبندی مشخص و کافی نداشته‌اند. منظور از این افراد هم کسانی مانند علی لاریجانی و محمد باقر قالیباف هستند که اولی به دلیل تبریک تلفنی پیروزی میرحسین موسوی در بعد از ظهر انتخابات و دومی به دلیل همراهی با طرفداران موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم همواره مورد انتقاد طرفداران تندروی دولتی قرار داشتند. نمونه‌های زیادی از این انتقادات درون مجلس توسط افرادی چون رسایی و کوچک‌زاده وجود دارد که بار‌ها رئیس مجلس، علی لاریجانی، را حتی در به عهده گرفتن ریاست فراکسیون اصول گرایان مجلس هم به چالش – البته ناکام – طلبیده بودند.</p>
<p>
	در عین حال جبهه پایداری در یک توهم تاریخی خود را وارث رای محمود احمدی‌نژاد در سوم تیر ۸۴ می‌داند و بر این وجه میراث داری هم تاکید دارد تا تقابل خود را با اصول گرایی سنتی به نمایش درآورد. در آن انتخابات کل جریان اصول گرا در وجه سنتی خود پشت علی لاریجانی قرار گرفت تا او را به نام کاندیدای واحد اصول گرایان به ساختمان‌های پاستور نهاد ریاست جمهوری بفرستد، اما به طرز خفت باری شکست خورد و این محمود احمدی‌نژاد بود که بی‌اعتنا به تمام تشکیلات اصول گرایی و بدون اینکه حتی در یکی از جلسات هماهنگی آنها شرکت کند انتخابات را از تمام اصول گرایان آن روز برد.</p>
<p>
	جریان پایداری بر اساس همین سابقه تاریخی‏، اصول گرایی سنتی را فاقد رای می‌داند حتی اگر گروهی منتسب به آنها به نام آبادگران، انتخابات غیر رقابتی مجلس هفتم را با شعار «سیترای هندوستان» که برگرفته از یک سریال پرطرفدار تلویزیونی است برده و اصول گرایان سنتی را به حاشیه و شهرستان‌ها رانده و همین‌ها هم در انتخابات ناسالم مجلس هشتم با طرفداران احمدی‌نژاد حول یک لیست واحد به ائتلاف رسیده باشند.</p>
<p>
	با تمام این پیش زمینه‌هاست که جبهه پایداری اعلام موجودیت می‌کند: در تلفیقی از آبادگری انتخابات دوم شورا‌ها و هفتم مجلس شورای اسلامی به علاوه اصول‌گرایی بنیادگرایانه محمود احمدی‌نژاد در انتخابات هشتم ریاست جمهوری،&nbsp;آنچه که در یک گرته برداری مضحک از دوم خرداد و میراث آن، جریان سوم تیر و نتایج آن نامیده می‌شود.</p>
<p>
	تمام اینها اما درحالی است که جبهه پایداری در مهم‌ترین وجه تشکیلاتی – تبلیغاتی خود با یک سوتفاهم تاریخی رو به روست. اگر آبادگران انتخابات دوم شورا‌ها را بردند و اسلاف – اخلاف- اصول گرایشان در انتخابات غیررقابتی هفتم مجلس شورای به پیروزی رسیدند و احمدی‌نژاد هم سوار بر موج دروغین اصول گرایی، نامزد پیروز انتخابات هشتم ریاست جمهوری بود، همه اینها مرهون رای گیری در یک فضای وهم آلود و خاکستری بود؛ فضایی که در آن نفر اول انتخابات شوراهای دوم به لطف قهر مردم با صندوق‌های رای تنها با ۱۰۰ هزار رای وارد ساختمان شورای شهر تهران شد.</p>
<p>
	در انتخابات مجلس هفتم و پس از آنکه رئیس جمهور و رئیس مجلس وقت طی نامه‌ای اعلام کردند که ۱۹۰ حوزه رای گیری از قبل تعیین شده است، نفر اول لیست آبادگران که از تهران وارد مجلس شد، رایی برابر با نفر آخر راه یافته به مجلس در انتخابات قبل داشت. تازه این در حالی بود که در‌‌ همان زمان نامزدهای شناخته شده جریان اصول‌گرا افرادی مانند حبیب الله عسگراولادی و بادامچیان به دلیل اشتهار به اصول گرایی از لیست تهران کنار گذاشته شدند و فردی مانند محمدرضا باهنر هم نه از تهران که از کرمان وارد مجلس شد. این ناشناخته بودن در اوج توهم اصول گرایی و در حالی که اصلاح طلبان یا رد صلاحیت می‌شدند و یا امکان رقابت برابر نداشتند، و با قهر مردم با صندوق‌های رای، به گروه‌های آبادگر یا اصول گرا این اجازه را داد که صندلی‌های خانه ملت را به نام خود مهر بزنند.</p>
<p>
	<strong>میراث سوم تیر</strong></p>
<p>
	جبهه پایداری تشکیل شده است تا به قول خود میراث دار جریان سوم تیر باشد، غافل از آنکه پیروزی سوم تیر و ماقبل آن، محصول ناشناخته ماندن بود و به محض آنکه امتحان خود را پس داد ناچار شد مدام و پشت سر هم امتیاز بدهد و اتفاقاً قافیه را به اصول گرایی سنتی ببازد. اما جریانی که در آن از یک سو حسین الله کرم، چماق دار پیشین، قرار دارد و در سوی دیگر روح الله حسینیان که علناً به ستایش سعید امامی، متهم اصلی پرونده قتل‌های زنجیره‌های، می‌پردازد و حمید رسایی، طلبه کفن پوش، در آن اعلام موجودیت می‌کند و تمام افراد آن در اصول گرایی احمدی نژادی هم امتحان خود را پس داده‌اند و تمام سیب‌های خود را خیلی پیشتر‌ها در سبدهای اصول گرایی گذاشته و اتفاقاُ امتحان خوبی هم پس نداده‌اند چیز جدیدی برای عرضه ندارند که به امید رای مردم – گیرم‌‌ همان چهار نفری که حاضر می‌شوند به اصول گرایان رای دهند – بمانند.</p>
<p>
	جبهه پایداری در این توهم تاریخی اصول گرایانه ست که با اشتباه محاسباتی وارد این بازی شده است تا به خیال خود در مرزبندی با کسانی که جاده صاف کن جریان فتنه بوده‌اند، انتخابات مجلس را ببرد و از میان خود فردی را برای ریاست جمهوری آینده انتخاب کند. غافل از آنکه اگر قرار باشد یک گروه و فقط یک گروه در خلا انتخاباتی فعلی و خطاهای استراتژیک اصول گرایان در بازی انتخابات پیروز شود، این‌‌ همان گروهی است که به نام جریان انحرافی با چراغ خاموش در انتخابات مجلس و پس از آن ریاست جمهوری شرکت خواهند کرد. جریان موسوم به انحرافی با تلفیقی از تاکتیک‌های انتخاباتی شوراهای دوم و مجلس هفتم وارد بازی شده است و دیر نیست که اصول گرایان که به لطف نظارت استصوابی و درگیری‌های خیابانی، اصلاح طلبان و جنبش سبز را به حاشیه رانده‌اند، در رقابت با جریان انحرافی، فردای پس از انتخابات مدعی تقلب دولتی و دولت سیب زمینی شوند.‌‌ همان که اصلاح طلبان مدتهاست از آن سخن می‌گویند و نظام و کلیت اصول گرای آن گوش شنوایی برای درست شنیدن ندارند.</p>
<p>
	جریان سنتی اصول گرا و تالی تاریخی سوم تیر در جبهه پایداری، درهای بهشت اصول گرایی را خوٕد به روی خود بسته‌اند و غافل از شکست خفت باری که برای آن‌ها متصور است، امروز تنها برای به بهشت نرفتن با یکدیگر مسابقه می‌دهند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>انتقاد مهدوی کنی از تشکل نوپای اصولگرا در آستانه انتخابات</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/63708</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/63708#63708</guid>
                        
            <pubDate>پ, 21 جولای 2011 18:09:43 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/kani_big.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - مردمک 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>محمدرضا مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیر کل جامعه روحانیت مبارز، اعلام موجودیت یک تشکل نوپای اصولگرا را «انشعاب و اختلاف» درمیان اصولگرایان دانسته و از آن انتقاد کرده است.</h4>

						<p>
 آقای مهدوی کنی روز پنجشنبه ۳۰ تیر در همایش «روحانیت تهران» در دانشگاه امام صادق <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1363993">گفت</a>: وحدت و اتحاد امری لازم و ضروری است البته این روزها اخباری مبنی بر اعلام موجودیت جمعیتی منتشر شده است که بنده در همین جا تمامی اصولگرایان را از اختلاف و انشعاب نهی می کنم.</p>
<p>
 اشاره آقای مهدوی کنی به تشکل نوپای اصولگرای «جبهه ایستادگی ایران اسلامی» متشکل از جمعیت‌ها، احزاب و انجمن‌های اصولگرا است که در آستانه انتخابات مجلس نهم اعلام موجودیت کرده است.</p>
<p>
 محمود علوی، عضو خبرگان رهبری، رئیس شورای عالی جبهه ایستادگی ایران اسلامی است. گفته می‌شود اعضای این جبهه از حامیان محسن رضایی هستند.</p>
<p>
 <strong>جبهه ایستادگی ایران اسلامی به محسن رضایی نزدیک است</strong></p>
<p>
 جبهه ایستادگی ایران اسلامی متشکل از 11 تشکل سیاسی اصولگرا است که به گفته اعضای آن، تلاش می‌کند شاخصه‌های اصولگرایی که از سوی آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، اعلام شده را«نهادینه» کند.</p>
<p>
 جمعیت حامیان ولایت، حزب توسعه و عدالت ایران اسلامی، جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی، جمعیت جوانان انقلاب اسلامی، جمعیت پیروان حضرت زینب، حزب سبز، حزب نیک‌اندیشان ایران اسلامی، انجمن بین‌المللی جنبش ضدصهیونیستی، مجمع اسلامی آرمان ملت ایران، خدمتگذاران ایران اسلامی و مجمع عالی نخبگان ایران اعضای جبهه ایستادگی ایران اسلامی را تشکیل می‌دهند.</p>
<p>
 محمود افتخاری، رییس کمیته اطلاع‌رسانی جبهه ایستادگی، گفته است که همه اعضای شورای عالی این جبهه از حامیان محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند.</p>
<p>
 محسن رضایی در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم نامزد شده بود و همراه با دو نامزد اصلاح‌طلب انتخابات به نتیجه آن اعتراض کرد اما سپس از اعتراض خود منصرف شد و بر اصولگرابودن خود تاکید کرد.</p>
<p>
 آقای رضایی در سال ۷۸ نامزدی خود را برای نمایندگی مجلس در تهران اعلام کرد اما موفق نشد آرای لازم را به‌دست بیاورد.</p>
<p>
 عبدالحسین روح‌الامینی، دبیرکل حزب توسعه و عدالت و شهرام گیل‌آبادی که هر دو مشاور محسن رضایی در زمان انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم بودند و هم‌چنین علی رضایی، فرزند محسن رضایی، ازجمله اعضای جبهه ایستادگی ایران اسلامی هستند.</p>
<p>
 علی رضایی در نخستین <a href="http:// http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&query=علی رضایی جبهه ایستادگی &NewsID=1362470">کنفرانس خبری</a> جبهه ایستادگی حاضر نشده درمورد نامزدی در انتخابات مجلس سخن بگوید و تاکید کرده که «فعلا حرفی برای گفتن ندارد.»</p>
<p>
 اکنون رئیس مجلس خبرگان به تشکیل جبهه ایستادگی ایراد گرفته و گفته است که سایت‌های خبری و روزنامه‌ها اعلام موجودیت این تشکل را «اختلاف و دشمنی» در میان اصولگرایان دانسته‌اند.</p>
<p>
 آقای مهدوی کنی درعین حال «پشتیبانی از مسیر اصولگرایی» را وظیفه جامعه روحانیت مبارز در انتخابات مجلس نهم اعلام کرده است.&nbsp;</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>اصول‌گرایان و رئیس جمهوری با «۲۴ میلیون رای»</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/63447</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/63447#63447</guid>
                        
            <pubDate>د, 11 جولای 2011 07:44:14 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/ahmadinejadmajlis1mehr.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - آرش غفوری، روزنامه‌نگار سیاسی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>نقل قولی از محمدرضا باهنر، نایب رئیس فعلی مجلس در مورد محمود احمدی‌نژاد وجود دارد که به هفته نامه حزب محافظه کار موتلفه اسلامی می‌گوید: «احمدی‌نژاد سال ۸۴ با احمدی‌نژاد امروز تفاوتی نکرده است، اطلاعات ما از او بیشتر شده است.»</h4>

						<p>
 باهنر همانند آنچه که پیش از این در مورد پیش بینی ریاست جمهوری احمدی‌نژاد با وزیر کشور دولت محمد خاتمی مطرح کرده بود مزاح نمی‌کند، اما در لفافه به رئیس جمهوری فعلی نظام اسلامی طعنه می‌زند که ماه عسل یک طرفه مجلس اصول گرا با دولتی که امروز نماد جریان موسوم انحرافی نامیده می‌شود رو به پایان است و از مهم‌ترین نشانه‌های آن هم مطرح شدن طرح «سئوال از رئیس جمهور» در مجلس هشتم شورای اسلامی است.</p>
<p>
 در تاریخ جمهوری اسلامی ایران سابقه نداشته است که یک رئیس جمهور تا این حد توسط مجلس مورد حمله قرار گیرد. حتی در مورد ابوالحسن بنی صدر که طرح عدم کفایت سیاسی او در مجلس اول مطرح شد، تا پیش از اجازه مستقیم آیت الله خمینی، مجلس در برخورد با وی تا حد زیادی مماشات می‌کرد و تنها پس از آنکه چراغ سبز بنیانگذار انقلاب را دریافت کرد، در یک ماه آخر، رئیس جمهور وقت را مورد حمله قرار داد. به طریق اولی در مورد محمدعلی رجایی، سید علی خامنه‌ای، اکبر هاشمی رفسنجانی و حتی سید محمد خاتمی که رئیس جمهورهای بعدی نظام پس از بنی صدر بودند، مجلس و دولت با یکدیگر به نزاع می‌پرداختند اما سطح مجادلات این دو رکن اصلی نظام تا این حد گسترده نمی‌شد که رئیس جمهور به صورت علنی تهدید به سئوال و برخورد مستقیم شود.</p>
<p>
 در روزهای اولی که محمد خاتمی به ریاست جمهوری رسیده بود، برخی از بزرگان جناح محافظه کاران مدعی می‌شدند که ریاست جمهوری محمد خاتمی بیشتر از شش ماه دوام نخواهد داشت. این پیش بینی، محقق نشد تا خاتمی برای دو دوره چهار ساله سکان هدایت دولت را در دست داشته باشد؛ با این حال‌‌ همان بزرگان محافظه کار و فرزندان امروزشان که به نام اصول گرایان نامیده می‌شوند، «رئیس جمهور دست ساز» خود را تهدید به سئوال و عدم کفایت می‌کنند. در حالیکه فراموش می‌کنند تا به یاد آورند بخش عظیمی از آنچه اصول گرایی و میراث آن نامیده می‌شود محصول رئیس جمهوری محمود احمدی‌نژاد است. در حالیکه احمدی‌نژاد هیچ‌گاه اصول گرایان و احزاب ریز و درشت جناح راست را به رسمیت نمی‌شناخت و با آن‌ها به مثابه ابزاری برای پیشبرد اهداف خود رفتار می‌نمود.</p>
<p>
 محمدرضا باهنر در همین مصاحبه با هفته نامه حزب موتلفه نکته مهمی را مطرح می‌کند. او می‌گوید: «علی‌رغم اینکه ما اصول‌گرا‌ها در انتخابات نهم ریاست جمهوری همگی دست به دست هم دادیم که شکست بخوریم، اما خدا نخواست و بالاخره یک اصول‌گرا موفق شد و او آقای احمدی‌نژاد بود.»</p>
<p>
 اشاره باهنر به تعدد کاندیداهای اصول گرا در انتخابات نهم ریاست جمهوری است که باعث شده یود روزنامه کیهان یک روز قبل از برگزاری انتخابات در سرمقاله‌ای که به قلم حسین شریعتمداری نوشته شده بود حتی مرثیه شکست بخواند و وسوسه قدرت در برخی اصول گرایان را دلیل این شکست اعلام کند. اما از فردای روزی که احمدی‌نژاد به دور دور انتخابات رفت و پس از آن، هاشمی رفسنجانی را شکست داد، سهم خواهی اصول گرایان از احمدی‌نژاد آغاز شد. در حالیکه احمدی‌نژاد در دیدار با بزرگان آن‌ها می‌گفت هیچ‌گاه، اعتنایی به مدل‌های سنتی مردان محافظه کار در انتخاب کاندیدای اصول گرایان نداشته است و به جای آنکه در کابینه خود از افراد شاخص اصول گرا که به تعبیر او «ژنرال» هستند استفاده کند ترجیح می‌دهد تا «سرباز‌ها» را به خدمت دولت درآورد.</p>
<p>
 در تمام دوران شش ساله رابطه احمدی‌نژاد با مجلس هفتم و هشتم، این رئیس دولت بود که با حمایت‌های رهبری، دست بالا را داشت. در مجلس هفتم که حتی رئیس مجلس وقت، غلامعلی حداد عادل را مورد تهدید و تحقیر قرار می‌داد و اگرچه در مجلس هشتم به دلیل شخصیت قوی‌تر رئیس جدید، علی لاریجانی، همانند گذشته عمل نمی‌کرد اما ابایی نداشت که نظرات مجلس را یا به کار نبندد یا اینکه آنگونه که خود می‌خواهد تحریف کند.</p>
<p>
 مجلسیان هم که نه مشروعیت مردمی برخورد با احمدی‌نژاد را داشتند و نه اقتدار قانونی مخالفت با رئیس دولت در اختیارشان قرار گرفته بود، احمدی‌نژاد را فقط تحمل می‌کردند و در حالیکه در جلوی رسانه‌ها از دولت اصول گرا و مجلس هماهنگ و پشتیبان می‌گفتند، در گفت‌و‌گوهای شخصی بیشترین انتقادات را متوجه دولت می‌کردند.</p>
<p>
 در این میان چند تنی از نمایندگان مجلس به دلایل شخصی همانند احمد توکلی یا به دلایل اعتقادی همانند علی مطهری در میان جمع ۲۹۰ نماینده مجلس استثنا بودند که صدای آن‌ها هم چندان بلند نبود.</p>
<p>
 تیره شده رابطه احمدی‌نژاد با آیت الله خامنه‌ای که از اوایل سال ۹۰ آغاز شد اما، ورق را در ظاهر به نفع مجلس برگرداند. سرپیچی احمدی‌نژاد از یک دستور آیت الله خامنه‌ای که برکناری وزیر اطلاعات را به مصلحت نمی‌دید، مجلس را به بهانه تبعیت از ولایت فقیه به مخالفت با احمدی‌نژاد کشاند تا ولایت پذیری‌اش را به رئیس دولت یادآور شود. از این هنگام به بعد، نمایندگانی که از کاسه لیوان احمدی‌نژاد، تمنای تبرک داشتند و در هر حضور وی در مجلس، در هنگام ورود و خروج صحن علنی پارلمان را به شلوغی استقبال و بدرقه رئیس جمهور تبدیل می‌کردند کار را به جایی رساندند که در آخرین حضور احمدی‌نژاد از مجلس، یکی، دو نماینده‌ای را که به بدرقه رئیس دولت می‌رفتند هو کردند و در میان سخنان محمود احمدی‌نژاد بار‌ها با بیان کلمه «۲» که نماد مخالفت در رای گیری‌های مجلس است، سخنان احمدی‌نژاد را قطع نمودند. غیر از آنکه در گفتارهای غیر رسمی تا حد عدم کفایت رئیس جمهوری هم پیش رفتند. در این مرحله بود که طرح سئوال از احمدی‌نژاد توسط عده‌ای از نمایندگان و با پیگیری نماینده منتقد، علی مطهری، به صورت رسمی مطرح شد.</p>
<p>
 سئوال از رئیس جمهور – فارغ از آنکه در ‌‌نهایت اجرایی بشود با نشود - البته یک ظرفیت قانونی برگرفته از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. ظرفیتی که اقتدار رئیس دولت را مورد سئوال قرار می‌دهد و به صورت عرفی می‌تواند اولین قدم در سلسه برنامه‌هایی باشد که به عدم کفایت رئیس جمهور منجر می‌شود. به همین دلیل هم هست که اهمیت دارد و به همین دلیل هم هست که هیچ یک از روسای جمهور در ایران از دوران شهید رجایی تاکنون با آن مواجه نشدند. حتی اگر همانند مجلس دوم و سوم و آیت الله خامنه‌ای رابطه‌شان چندان خوب نباشد و مانند مجلس هفتم و حجت الاسلام خاتمی همدیگر را فقط تحمل کنند.</p>
<p>
 مجلس هشتم به بهای تحقیر شش ساله پارلمان، امروز از احمدی‌نژاد گروکشی می‌کند. در عین حال می‌خواهد رئیس دولت را تهدید کند که راه برخورد با او را می‌داند و قانون هم دست بازی برایش در نظر گرفته است. به اضافه اینکه مجلس در این بازی قدرت، قصد دارد نقش اطرافیان احمدی‌نژاد را که برای انتخابات آخر امسال برنامه‌های زیادی دارند، کم کند تا مجلس بعدی توسط حامیان رئیس دولت پر نشود. مجلس اما در تمام محاسبات خود یک نکته را در نظر نمی‌گیرد و آن اینکه تمام این‌ها را محمود احمدی‌نژاد خوب می‌داند. علاوه بر این‌ها احمدی‌نژاد چیزهای اضافه‌ای هم می‌داند که مجلسیان در محاسبات خود در نظر نمی‌گیرند.</p>
<p>
 مجلس، مشروعیت مردمی برخورد با احمدی‌نژاد را ندارد، چون دست کم در تعبیر نظام جمهوری اسلامی، احمدی‌نژاد «۲۴ میلیون» رای دارد. مجلس از اقتدار برخورد با احمدی‌نژاد هم برخوردار نیست، چون آیت الله خامنه‌ای این اجازه را به مجلس نمی‌دهد.<br />
 در عین حال احمدی‌نژاد، شش سال تمام، شیر گاو ماده اصول گرایی را نوشیده و چیزی برای آن باقی نگذاشته که مجلسیان امروز به پشتوانه آن با وی برخورد کنند.</p>
<p>
 به تمام این‌ها دو نکته دیگر هم اضافه کنید. احمدی‌نژاد از مخالفت مجلس استقبال می‌کند، چون پیروزی‌اش محصول «ژست مخالفت» است و چه بهتر که مخالف امروز، مجلس فشل هشتم باشد که نه مشروع است و نه مقبول. نکته دوم هم اینکه احمدی‌نژاد محصول مخالفت با نظام است. یک زمان نماد این مخالفت هاشمی رفسنجانی بود. مخالفت‌های امروز مجلس برای احمدی‌نژاد بازتولید‌‌ همان رقابت‌های دیروز است. گیرم که رقیب امروز، هاشمی نباشد. اما نظام که هنوز بی‌سر نشده است، پس احمدی‌نژاد هنوز رقیب دارد.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>ویدئو - هشدار احمدی‌نژاد درباره «دست‌اندازی به کابینه»</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/videos/full/63211</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/videos/full/63211#63211</guid>
                        
            <pubDate>پ, 30 جون 2011 08:08:12 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
							<img src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=http://www.mardomak.org/uploads/videos/2011/06/ahmadi_cabinet_tahdid/ahmadi_cabinet_tahdid.jpg&w=320&h=240&zc=1&q=70" alt="هشدار احمدی‌نژاد درباره «دست‌اندازی به کابینه»" />
							<br>
							<p>
 محمود احمدی‌نژاد دیروز چهارشنبه ۸ تیر هشدار داد که کابینه‌اش خط قرمز اوست و اگر کسی به آن «دست‌‌اندازی» کند، وظیفه «قانونی‌اش» را انجام می‌دهد.</p>
<p>
 او با اشاره به دستگیری بعضی از مقامات دولتی، این اقدام را «سیاسی» و برای «فشار به دولت» دانست.</p>
<p>
 آقای احمدی‌نژاد گفت در دستگیری‌ها، اشکالاتی وجود داشته که به رئیس قوه قضائیه اعلام کرده است.</p>
							
						
						
						
						

						
						
											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        

    </channel>
</rss>
