<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
	xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">

    <channel>
	
	<title>مردمک: کلید واژه » %D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%20%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%20%D8%A7%D8%B2%20%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1</title>
	<link>http://www.mardomak.org</link>
	<description>مردمک - دریچه‌ای به سوی شهروندمداری</description>
	<language>fa</language>
	<copyright>© 2012 Mardomak</copyright>
	<category>news</category>
	<generator>Mardomak.org</generator>
	
	<pubDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</pubDate>
	<lastBuildDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</lastBuildDate>
	

	<image>
		<url>http://www.mardomak.orglibrary/images/feeds-logo.jpg</url>
		<title>مردمک: کلید واژه » %D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%20%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%20%D8%A7%D8%B2%20%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1</title>
		<link>http://www.mardomak.org</link>
		<width>144</width>
		<height>144</height>
	</image>

        	        
        
        <item>
        
            <title>درباره «شاهان سانست» و تنفر از مورچه‌ها و آدم‌های زشت</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/69690</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/69690#69690</guid>
                        
            <pubDate>س, 13 مارچ 2012 22:26:48 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Shahs-of-Sunset-W_1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - گلاره خوش‌گذران 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>گلاره خوش‌گذران، فارغ التحصیل رشته هنرهای زیبا از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، به مجموعه تلویزیونی «شاهان سانست» پرداخته که با حضور چند ایرانی‌آمریکایی، به‌تازگی پخش آن از یک شبکه تلویزیونی در آمریکا آغاز شده است.</h4>

						<p>
	«تلویزیون واقعیت» ترکیب اضافی جالبی است که به نوعی از برنامه‌های تلویزیون و رادیو اطلاق می‌شود. برنامه‌هایی که بنا است تصویرگر و روایتگر واقعیت زندگی آدم‌ها باشند در حالی که اغلب در پس آن‌ها میلیون‌ها دلار پول، یک تیم چند صد (و‌گاه هزار) نفره و آخرین فناوری‌های تدوین و کارگردانی و میکس وجود دارد. اگر مثلاً به جای عنوان ژانر «مستند» از کلمهٔ «واقعی» استفاده نمی‌کنیم برای آن است که همواره جایی را برای این مرز باریک و غیر قطعی واقعیت و ساختگی قایل می‌شویم: یک اثر مستند هرچند هم که استناد کند و سند نشانمان بدهد باز از واقعیت موضوعی که به آن نزدیک می‌شود فاصله دارد با اذعان اینکه این فاصله هیچ‌گاه از بین نمی‌رود. اما «تلویزیون واقعیت» با انکار این فاصله در عنوانش، از طرفی به زیبایی به ساختگی بودن خود واقعیت اشاره می‌کند.</p>
<p>
	ریالیتی تی وی در آمریکا، از میکروفون یا دوربین مخفی تا انواع معاصر‌تر آن مثل «امریکن آیدل» تاریخچه‌ای حدوداً ۷۰ ساله دارد و رواج و محبوبیتی که در تابستان ۲۰۰۰ با مجموعهٔ «برادر بزرگ» به اوج خود رسید و پس از آن رفته رفته افول کرد. این برنامه‌های تلویزیونی سال‌ها است که زیر تیغ منتقدان تلویزیون و سینمای هالیوود و منتقدان میزان کنترل و القاگری نظام سرمایه داری هستند.</p>
<p>
	تماشای این برنامه‌ها غالباً به تماشای خیالی می‌ماند که از ابتدا ساخته شده تا به فروش و مصرف برسد؛ هم به معنای روحی و روانی و ذهنی آن و هم به معنای مادی و اقتصادی. انواع متأخر‌تر ریالیتی تی وی ساخته شدند تا در فرهنگ ستاره پروری و اختلاف طبقاتی میان میلیاردرهایی که در قصرهای صد میلیون دلاری در آمریکا زندگی می‌کنند و مردم عادی—طبقه‌ای که به لحاظ اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هرگز فرصتی نمی‌یابند تا از آنچه نظام سرمایه داری برایشان تعیین کرده فرا‌تر بروند—این باور را بقبولاند که همین مردم عادی می‌توانند قهرمان بشوند، می‌توانند مشهور و ثروتمند بشوند و شاید روزی در اوج محبوبیت مثل یک ستاره زندگی کنند، درست مثل همین آدم‌های عادی که در این برنامه می‌بینید.</p>
<p>
	اکثر قریب به اتفاق این برنامه‌ها توسط یک شرکت بزرگ تجاری پشتیبانی مالی می‌شوند و برنامه تبدیل به چیزی می‌شود که در ورطهٔ تبلیغات به آن «تعیین کاربری محصول» می‌گویند. یعنی نشان دادن نمایی از زندگی واقعی که بهترین و مناسب‌ترین جایگاه و مورد استفادهٔ محصولی جدید است که به تازگی تولید انبوه شده است.</p>
<p>
	در کلیپ تبلیغاتی برنامهٔ «<a href="http://www.mardomak.org/story/69690">شاهان سانست</a>» از یکی از شخصیت‌های اصلی برنامه می‌شنویم چیزهایی که دوست ندارد «مورچه‌ها و مردم بدقیافه» هستند. در این روزگار تهوع اخبار وطنی و بین المللی، در هیاهوی دائمی صداهای مهیب تیترهایی که روز را با آن آغاز می‌کنیم و حقیقت آن هر لحظه از روز در سر آدمی مراسم ختم برگزار می‌کند، در تلخی روزگاری که بیماری‌های حاصل از فشار روحی و روانی فقط شنیدن و خواندن این اخبار تیتروار آدم را تا لب چشمهٔ جنون می‌کشاند و از آنجا هم تشنه برمی گرداند، مقام شاهی به راستی از آن کسی است که آنچه که در این دنیا دوست ندارد «مورچه‌ها و مردم بدقیافه» هستند.</p>
<p>
	شاهان سانست همانی است که انتظار می‌رفت باشد. ریالیتی تی وی در ابعاد و چهارچوب‌های آن، با‌‌ همان زیبایی‌شناسی شناخته شدهٔ این برنامه‌ها.</p>
<p>
	اما آنچه در این میان در زمینهٔ تفکر و تعمق در فرهنگ و اخلاقیات ایرانی بیشتر قابل توجه است، نه تصویری که این برنامه از ایرانی-آمریکایی‌های لس‌آنجلس نشان می‌دهد بلکه عکس العمل‌های تند و اغراق شدهٔ ایرانیان در مخالفت و ستیز با آن است. اگر با چیستی و چگونگی این نوع برنامه‌های ریالیتی آشنایی داشته باشیم آن‌ها را همانقدر جدی می‌گیریم که باید بگیریم و نه بیش از آن. اگر بخشی از فرهنگ مادی گرا و سطحی مصرفگرایی آمریکایی که نسلی یا قشری از هموطنانمان دچار آن شده‌اند آزارمان می‌دهد، بهتر است به جای پاک کردن صورت مسأله چشم‌هایمان را به روی سوال‌ها باز‌تر کنیم. در جامعه‌ای که بخشی از جوهر فرهنگمان در آب فرهنگ آن دویده است کنجکاو‌تر بشویم و از علت پدیده‌ها جویا بشویم.</p>
<p>
	از چه می‌ترسیم؟ چه چیز آزارمان می‌دهد که این بار چون «هویت ایرانی» به تلویزیون‌های خانه‌های آمریکایی برده می‌شود رگ‌های گردنمان بالا می‌زند و از اینکه نمایندگان فرهنگمان را در فرهنگ عامه و تلویزیون‌های آمریکایی به رسمیت نمی‌شناسیم احساس می‌کنیم فاجعه‌ای رخ داده است، به فرهنگ و تمدنمان و اجدادمان توهین شده، باید اعتراض کنیم، باید بایکوت کنیم، باید کاری بکنیم، باید جلوی چیزی را بگیریم!</p>
<p>
	این موضع دو قطبیتی که ایرانی‌ها در مقابل چنین پدیده‌ای اتخاذ می‌کنند تنها محدود به این برنامه نمی‌شود. ما به موضع گیری «له و علیه» خو گرفته‌ایم. همواره یا پدیده‌ای را رد می‌کنیم یا آن را با آغوش باز می‌پذیریم، گویی نسبیت برایمان هیچ معنایی ندارد. از مثال‌های اخیر آن می‌توان به مسألهٔ عکس‌های برهنهٔ عالیه ماجد المهدی یا به دنبال آن گلشیفته فراهانی اشاره کرد. حتی در برنامه‌های تلویزیونمان از به ظاهر صاحب نظرانمان دعوت می‌کنیم که در دو سوی یک میز مثل تیم موافق و مخالف بنشینند و از ایده‌های متضاد خود دفاع کنند. حال آنکه پدیده‌هایی چنین را چطور می‌توان صرفاً رد یا قبول کرد؟ چرا نمی‌توانیم پدیده‌ها را به تمامی بپذیریم و سپس به ابعاد ظاهراً مثبت یا منفی آن، به عواقب آن، به آسیب‌شناسی و ریشه‌های آن بپردازیم؟</p>
<p>
	چرا نمی‌توانیم یا نمی‌خواهیم به جای در آغوش گرفتن نوستالژی فرهنگی که «روزی بود و دیگر نیست» چشم‌هایمان را به آنچه هستیم—و نه هستم—باز کنیم. مگر جز این است که هر ایرانی که در آمریکای شمالی به ویژه ایالات متحده زندگی می‌کند در فرهنگی ستاره پرور زندگی می‌کند، فرهنگی که در آن از پایین‌ترین مراتب خصلت‌های بشری ستاره ساخته می‌شود و شهرتی میلیارد دلاری؟ شاید وقت آن رسیده باشد که به جای آنکه مواضع تند بی‌اساس نسبت به بدیهیات بگیریم به این بیاندیشیم که در این شرایط و با امکانات موجود و با توجه به واقعیتی که در آن زندگی می‌کنیم چه کاری از دستمان بر می‌آید؟ اگر با کلیشه و استریوتایپ‌ها مشکل داریم چه می‌توانیم بکنیم تا از تولید دوبارهٔ آن‌ها بپرهیزیم بی‌آنکه خودمان ناخواسته بخشی از نظام تولید و مصرف آن‌ها باشیم؟</p>
<p>
	به جای تجزیه طلبی و نگاهی غریبنگرانه شاید وقت آن باشد که عوض روی برگرداندن از آنچه دیدنش آزارمان می‌دهد، بیشتر و دقیق‌تر به آن نگاه کنیم... شاید جایی در گوشهٔ چین لباس‌های گران قیمت، آرایش‌های اغراق شده، خنده‌ها و شوخی‌ها و خریدهای بیمارگونهٔ شاهان سانست بخشی از سرگذشت خودمان را ببینیم، بخشی از حال خودمان را، نگاه‌های از بالا به پایینمان به ملیت‌ها و قومیت‌های دیگر، تبعیض‌ها و تعصب‌های مذهبی، فرهنگی و ملیتی، نژادپرستی ویژهٔ خودمان، سکسیسم و واپسزدگی فراگیر نظام ارزشیمان در قایل شدن جایگاه و مقام اجتماعی افراد، قضاوت‌های بی‌اساس و...</p>
<p>
	آنچه باید بیشتر در آن تأمل کنیم الزاماً نباید در جایی دور یافت شود که شاید همین پیش چشممان باشد؛ وگرنه از رسانه‌های جمعی به ویژه تلویزیون در کشوری مثل آمریکا که به قول نوام چامسکی «در دست میلیاردهای متوهمی است که از فتیش ثروت حمایت می‌کنند تا بتوانند ما را مبتلای ارزش‌های بیمارشان کنند.» ما را جز رنج چه حاصل؟</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>وزارت علوم تکذیب کرد: مدرک دانشگاه‌های بریتانیا بی‌اعتبار نیست</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/68621</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/68621#68621</guid>
                        
            <pubDate>ج, 03 فوریه 2012 11:52:22 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Iran-UK-W_2.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							خبر - مردمک 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>مدیر کل امور دانش آموختگان وزارت علوم خبرهای اخیر درباره بی‌اعتبار شدن مدارک دانشگاه‌های معتبر بریتانیا را تکذیب کرد و گفت که این وزارتخانه به‌تازگی تصمیمی در این باره نگرفته است.</h4>

						<p>
	محمد حسین مجلس روز جمعه ۱۴ بهمن ماه تاکید کرد که وزارت علوم قصد بی‌اعتبار کردن مدارک دانشگاه‌های معتبر بریتانیا را ندارد.</p>
<p>
	او گفت که نباید در حالی که فرزندان بسیاری از خانواده‌ها هم اکنون در دانشگاه‌های بریتانیا مشغول به تحصیل هستند، به جامعه شوک وارد کرد.</p>
<p>
	سه روز پیش محمد حسن غفوری‌فرد، رئیس هیئت نظارت و ارزیابی شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در گفت‌وگو با «خبرآنلاین» مدارک افرادی که انگلیس را برای تحصیل انتخاب می‌کنند، بی‌اعتبار خواند.</p>
<p>
	آقای غفوری‌فرد&nbsp;<a href="http://www.mardomak.ws/story/68554">گفته بود</a>:&nbsp;در حالی که ما با کشور انگلیس هیچ ارتباط و مراوده‌ای نداریم، افرادی برای ادامه تحصیل به این کشور می‌روند؛ این افراد دانشجو محسوب نمی‌شوند و مدارکشان نیز توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ارزیابی نمی‌شود.</p>
<p>
	این نماینده مجلس هشتم، تاکید کرده بود که این افراد قطعا پس از بازگشت به کشور مشکلاتی برای تطبیق مدارک خود خواهند داشت.</p>
<p>
	با این حال خود آقای غفوری‌فرد هم به طور کلی حرف‌های پیشین خود را به کلی رد کرده و گفته است که موضوع بی‌اعتبار شدن مدارک دانشجویانی که به دانشگاه‌های بریتانیا می‌روند، از ابتدا هم در دستور کار نبوده است.</p>
<p>
	او که این‌بار با وبسایت «الف» نزدیک به احمد توکلی از نمایندگان اصولگرای مخالف دولت، گفت‌وگو می‌کرد، <a href="http://alef.ir/vdcdxx0f9yt0of6.2a2y.html?142126">افزود</a>: کسانی که هم اکنون در دانشگاه‌های بریتانیا در هر مقطع تحصیلی دانشجو و مشغول تحصیل هستتند هیچ مشکلی نخواهند داشت و تا پایان درسشان می‌توانند از امتیازاتی که تاکنون دریافت می‌کردند استفاده کنند و در پایان هم مدرک آنها مورد قبول وزارت علوم خواهد بود.</p>
<p>
	یک ماه پیش، حسن مسلمی نائینی، مدیر کل بورس و امور دانشجویان خارجی در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری <a href="http://khabaronline.ir/detail/192209/">گفته بود</a> با قطع رابطه ایران و بریتانیا، دانشجویان با هزینه شخصی می‌توانند در بریتانیا تحصیل کنند.</p>
<p>
	او در عین حال تاکید کرده بود که دانشجویانی که خواهان ادامه تحصیل در خارج از کشور هستند با توجه به سیاست‌های جدید وزارت علوم، از این پس نباید بریتانیا را به عنوان کشور مقصد انتخاب کنند.</p>
<p>
	روابط ایران و بریتانیا از دوماه پیش و به دنبال حمله معترضان به سفارت بریتانیا در مرکز تهران و محل سکونت دیپلمات‌های آن در باغ قلهک تیره شد؛ رسانه‌های رسمی و نیمه رسمی معترضان را «دانشجویان بسیجی» معرفی کردند.</p>
<p>
	این معترضان در حمایت از مصوبه مجلس درمورد کاهش سطح روابط با بریتانیا و اعتراض به حمایت لندن از تشدید تحریم‌های تهران به مجموعه‌های دیپلماتیک بریتانیا در تهران حمله کردند.&nbsp;<br />
	درنتیجه این <a href="http://www.mardomak.org/story/67076">حملات</a>، دولت بریتانیا کارکنان سفارت‌خانه خود از تهران را خارج کرد و به کارکنان سفارت ایران در لندن نیز ۴۸ ساعت فرصت داد تا این کشور را ترک کنند.</p>
<p>
	مجلس ایران نیز روز دوم آذرماه دوفوریت طرح کاهش سطح روابط با بریتانیا را تصویب و از وزارت خارجه خواست که سطح روابط با بریتانیا را از سفیر به کاردار تنزل دهد. شورای نگهبان نیز این مصوبه مجلس را <a href="http://www.mardomak.org/story/67142">تائید کرد</a>.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>‏‌«شاه‌های سانست»؛ ایرانیان لس‌آنجلس در یک شوی تلویزیونی</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/68319</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/68319#68319</guid>
                        
            <pubDate>س, 24 ژانوبه 2012 15:13:39 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Shahs-of-Sunset-W.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - مردمک 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>رایان سیکرست، کارگردانی که معروف است از کیم کارداشیان یک ستاره ساخت، این بار با چند ایرانی مرفه تهرانجلس‌نشین یک «ریالیتی شو» می‌سازد.</h4>

						<p>
	در میانه نزاع سیاسی ایران و آمریکا که به مانورهای نظامی و سخت‌ترین تحریم‌ها علیه این کشور کشیده، جامعه ایرانی‌آمریکایی‌های کالیفرنیا قرار است «ریالیتی شو»ی خود را داشته باشند؛ با ستاره‌هایی که وقتشان را با هم می‌گذارنند، جر و بحث می‌کنند، و نمایشی را بسازند که به نظر می‌رسد پر حاشیه و به اندازه برنامه مشابهی که با حضور کیم کارداشیان و دو خواهرش ساخته شد، سر و صدا کند.</p>
<p>
	برنامه‌های Reality Show نوعی از مجموعه‌های تلویزیونی هستند که در جریان آن، مخاطبان زندگی واقعی شرکت‌کنندگان را در ساعت‌های مختلف و در حین فعالیت‌های متنوع تماشا می‌کنند.‏</p>
<p>
	برنامه «شاه‌های سانست» قرار است از ۱۱ مارس، شش هفته دیگر، روی تلویزیون کابلی براوو پخش شود. در معرفی این برنامه آمده که شش ایرانی‌الاصل پر شور تلاش می‌کنند کار و زندگی خود را بین خانواده و سنت پیش ببرند.</p>
<p>
	عنوان سانست در این برنامه به بلوار سانست در بورلی هیلز اشاره دارد و با معنای «غروب» نیز می‌تواند معنایی کنایی به عنوان این سریال بدهد.</p>
<p>
	رویترز در گزارشی درباره این برنامه، <a href="http://www.reuters.com/article/2012/01/24/us-shahsofsunset-idUSTRE80N00220120124">نوشته است</a> که چهار نفر از این شش شرکت‌کننده، در بورلی‌هیلز، هالیوود هیلز و دیگر مناطق اعیانی لس‌آنجلس در کار بنگاه‌های معاملات املاک هستند. این گزارش می‌گوید از تبلیغات این برنامه این‌طور بر می‌آید که بیشتر این شش شرکت‌کننده، از زندگی‌ای پر ریخت و پاش بهره می‌برند؛ با خودروهای گران‌قیمت، عمارت‌های بزرگ، جواهرات طلا و ول‌خرج.‏</p>
<p>
	تلویزیون براوو همچنین اعلام کرده است یکی از این شش نفر، همجنس‌گراست؛ یکی از معدود مردان علنا همجنس‌گرا در جامعه ایرانی‌آمریکایی جنوب کالیفرنیا.</p>
<p>
	این یکی از اولین برنامه‌های تلویزیونی در ایالات متحده است که زندگی ایرانیان جوانی را به تصویر می‌کشد که والدین آنان ایران را پس از انقلاب اسلامی در سال ۵۷ ترک کرده‌اند یا وقتی بچه بوده‌اند به آمریکا نقل‌مکان کرده‌اند.</p>
<p>
	رویترز نوشته است برآورد می‌شود ۵۰۰ هزار ایرانی‌الاصل فقط در منطقه لس‌آنجلس زندگی می‌کنند و این بزرگ‌ترین جامعه ایرانیان خارج از کشور است. یک‌پنجم از جمعیت ساکنان منطقه اعیانی بورلی‌هیلز، ایرانی‌الاصل هستند.</p>
<p>
	تلویزیون براوو در تبلیغ این برنامه گفته است: از گردش در خیابان رودئو تا جشن‌ها و ضیافت‌های سنتی ایرانی در خانه، این سریال، زندگی منحصر به فرد و خاص گروهی از دوستان را تحسین می‌کند که برای آن‌چه دارند، سخت تلاش کرده‌اند و حالا از به‌رخ‌کشیدن آن ابایی ندارند.</p>
<p>
	تهیه‌کننده «شاه‌های سانست»، رایان سیکرست است که مجری «آمریکن آیدل» بوده و برنامه «همراه با خواهران کارداشیان» را ساخته است؛ یک ریالیتی شو محبوب درباره سه خواهر ارمنی‌الاصل کیم، کلوئی و کورتنی کارداشیان را ساخت.</p>
<p>
	ایرانیان مقیم ایالات متحده پیش از این نیز در سینمای آمریکا به تصویر کشیده شده‌اند. از جمله به فیلم‌های «خانه‌ای از شن و مه» و همین‌طور فیلم «تقاطع». اما یک ریالیتی شو با موضوع شش ایرانی آن هم برای جامعه ایرانی که تاکنون تجربه‌ای از چنین برنامه‌هایی برای فرهنگ خود ندیده است، جدید و بی‌نظیر است.‏</p>
<p>
	با این حال شماری از کاربران ایرانی در واکنش به تیزر تبلیغاتی این سریال، کامنت‌هایی در <a href="http://ryanseacrest.com/2012/01/23/watch-the-first-2-minutes-of-bravos-new-show-shahs-of-sunset-video/">صفحه معرفی</a> این برنامه در وبسایت رایان سیکرست نوشته‌اند که نشان‌دهنده نارضایتی آنان از این ریالیتی‌ شو است.</p>
<p>
	مثلا یک کاربر به نام امیر نوشته است: آشغال است! این اولین‌باری است که جامعه ایرانی&nbsp; در معرض مخاطب عام قرار داده می‌شود و سخنگوی ما یک مرد پر زرق و برق، الکن، و همجنس‌گراست! این خیلی در تضاد با تبار واقعی ایرانی است. شرم‌آور است!</p>
<p>
	در عین حال یک زن هندی‌آمریکایی نیز نوشته است: حیف. یک روی سیاه برای فرهنگی که در واقع زیباست. از سیکرست چه توقع دیگری می‌توان داشت؟</p>
<p>
	شهداد هم نوشته است: دهاتی‌ها! جوادها! شما شبیه صمد هستید. اول احمدی‌نژاد و حالا این... افتضاح است.</p>
<p>
	یک کاربر دیگر با نام سینا نوشته است: هموطنان؛ بیاید خوشحال باشیم که به عنوان تروریست‌های وحشتناک نشان داده نشده‌ایم. من فکر می‌کنم این برنامه، یک پادزهر عالی برای همه آن مزخرفاتی است که رسانه‌های خبری جریان‌اصلی هر روز درباره ایران بلغور می‌کنند. خوشتان بیاید یا نه، این جامعه ایرانی‌آمریکایی‌ها واقعا وجود دارد و در بورلی‌هیلز به رونق رسیده است. این یک گروه ساختگی در ذهن رایان سیکرست نیست. واقعی است.‏</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>«یا با سختی بمان، یا برگرد به خانه اول»‏</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/68290</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/68290#68290</guid>
                        
            <pubDate>ی, 22 ژانوبه 2012 14:53:31 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Malaysia_Iran_1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - نعیمه دوستدار 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>افزایش نرخ ارز در ایران، فقط بر زندگی شهروندان داخل کشور اثر نگذاشته است. دانشجویان ایرانی که از نظر مالی به خانواده‌شان در ایران وابسته‌اند، نگران صعود نرخ ارز هستند؛ از جمله در مالزی.</h4>

						<p>
	مالزی در سال‌های اخیر به یکی از مقصدهای اصلی دانشجویان ایرانی خارج از کشور تبدیل شده است. با افزایش نرخ رینگیت، اغلب این دانشجویان به مخمصه خورده‌اند. دلار ۲۰۰۰ تومان شده است، پوند ۳۰۰۰ تومان، و رینگیت مالزی به ۶۰۰ تومان رسیده است.</p>
<p>
	روزگاری مالزی به عنوان یک کشور با جاذبه‌های گردشگری فراوان، برای ایرانی‌ها جذابیت زیادی داشت. خیلی زود دانشگاه‌های مالزی پر شدند از دانشجوهای ایرانی که هرجور حساب و کتاب می‌کردی، هزینه تحصیل در آن‌ها کمتر از تحصیل در دانشگاه آزاد یا شبانه یا غیر انتفاعی ایران می‌شد.</p>
<p>
	در مدت چند سال، دانشجوهای ایرانی که دنبال ظرفیت‌های بیشتر برای ادامه تحصیل در مقاطع بالا‌تر و امکانات پژوهشی بهتر بودند، تبدیل به اکثریت قابل توجهی در میان دانشجویان خارجی مالزی شدند. در مالزی این فرصت فراهم بود تا در کنار تحصیل ارزان و مقرون به صرفه، زندگی دیگری را هم تجربه کنند و فرصت یادگیری زبان انگلیسی و بهره بردن از آزادی‌های اجتماعی هم برایشان فراهم شود.</p>
<p>
	گرچه آمار دقیقی از تعداد دانشجوهای ایرانی در مالزی در دست نیست، اما گفته شده که دست کم ۱۷هزار دانشجوی ایرانی در مالزی زندگی می‌کنند که از مقطع کار‌شناسی تا دکتری، در دانشگاه‌های دولتی و کالج‌های خصوصی درس می‌خوانند.</p>
<p>
	هرچند آن‌ها آمده بودند تا دور از دغدغه‌های ایران، چند سالی را فقط درس بخوانند، اما زندگیشان دور از ماجراهای سرزمین مادری و تغییر و تحول‌های اقتصادی آن نمانده است. بیشتر از هر چیز، نوسان در قیمت ارز تحصیل آن‌ها و آینده‌اش را تحت تاثیر قرار داده است.</p>
<p>
	مهدی MBA می‌خواند؛ یک رشته پرطرفدار بین ایرانی‌های مالزی. با در نظر گرفتن زمانی که برای گرفتن مدرک زبان انگلیسی در مالزی گذرانده؛ ۲سال است این‌جاست. اما حالا روی دیوار فیس‌بوکش نوشته: «خداحافظ مالزی‌نشین‌ها!»</p>
<p>
	او می‌خواهد تا آخر این ماه میلادی برگردد ایران. می‌گوید: دیگر صرف ندارد بمانم این‌جا. این‌طوری دست‌کم باید ۱۴‌میلیون دیگر خرج کنم تا مدرکم را بگیرم. نه خودم پولش را دارم، نه خانواده‌ام توانش را دارند به من کمک کنند.</p>
<p>
	عماد، وقتی ۴ سال قبل برای تحصیل به مالزی رسید، رینگیت ۲۵۰ تومان معامله می‌شد و این قیمت از همه لحاظ برای او مناسب بود. او تعریف می‌کند: خانه‌ای که با ۲نفر از دوستانم اجاره کرده بودیم، ۳خوابه بود و ماهی ۱۷۰۰رینگیت. می‌شد حدود ۳۰۰ هزار تومان که وقتی بین‌ خودمان تقسیم می‌کردیم سهم هر نفر ۱۰۰هزار تومان می‌شد. هزینه خورد و خوراکمان هم خیلی ارزان بود؛ با ماهی ۵۰۰هزار تومان حتی ولخرجی هم می‌شد کرد.</p>
<p>
	این هزینه‌ها البته جدا از شهریه دانشگاه بود که آن هم بسته به نوع دانشگاه و خصوصی یا دولتی بودنش تفاوت داشت. اما در مجموع، دانشجوهای ایرانی چیزی حدود ۱۵۰۰‌رینگیت برای دانشگاه‌های خصوصی می‌پرداختند. خانواده عماد آن زمان تنها ماهی ۵۰۰‌هزار تومان برایش می‌فرستادند و شهریه دانشگاه را هم خودش قبلا در ایران پس‌انداز کرده بود.</p>
<p>
	<strong>«هزینه‌ها ثابت است. پول ما ارزشی ندارد»</strong></p>
<p>
	از ۳‌سال پیش تا حالا نرخ رینگیت ۲ برابر شده است. ابتدا آرام آرام گران می‌شد، حالا هر روز یک قیمت دارد. تنها در ۵‌ ماه گذشته، نرخ رینگیت از ۴۰۰‌تومان به ۶۰۰‌تومان رسیده و زندگی و آینده خیلی از دانشجو‌ها را دچار بحران کرده است. دانشجوهای ایرانی که تا پیش از این خودشان را مرفه می‌دانستند، حالا باید دست به عصا خرج کنند تا آخر ماه کم نیاورند.</p>
<p>
	در مالزی کار کردن برای دانشجو‌ها آسان نیست. فرصت‌های شغلی معمولا به متقاضیان محلی می‌رسد و دانشجوهای ایرانی تنها امکان انجام کارهایی مثل تدریس خصوصی یا کارهایی که به شکل مستقیم به ایرانیان دیگر مرتبط است پیدا می‌کنند. در این شرایط بیشتر آن‌ها از نظر مالی کاملا وابسته به خانواده‌هایشان هستند.</p>
<p>
	بنفشه، دانشجویی که بعد از دیپلم دبیرستان به مالزی آمده و حالا سال سوم تحصیلش را می‌گذراند، حتی توانسته بود در دومین سال تحصیلش یک ماشین هم بخرد: «آن ماشین را با حدود ۴میلیون تومان خریده بودم؛ اما حالا‌‌ همان ماشین حدود ۸میلیون تومان است.» پدر بنفشه که او را از شیراز به مالزی فرستاده قبلا ماهی ۵۰۰هزار تومان برایش می‌فرستاد که برای زندگی خوابگاهی بنفشه زیاد هم بود. حالا پدر کارمند او دست‌کم باید یک میلیون تومان برایش بفرستد که می‌شود حدود ۱۷۰۰رینگیت.</p>
<p>
	این در حالی است که هزینه‌ها در مالزی تغیری نکرده است. بنفشه می‌گوید: در این ۳ سال فقط یک بار دیدم چیزی گران شده و آن هم قیمت شکر بوده که به دلیل سیاست‌های سلامت خودشان آن را گران کرده بودند. اجاره خانه‌ها را هم به دلیل زیاد شدن تعداد ایرانی‌ها در بعضی مناطق کمی بالا بردند. اما واقعیت این است که این‌جا چیزی عوض نشده؛ تنها ارزش پول ما پایین آمده است.</p>
<p>
	بنفشه خودرویش را فروخته تا شهریه دانشگاهش را بدهد.</p>
<p>
	<strong>صف طولانی در کنسول‌گری برای «ارز دانشجویی</strong>»</p>
<p>
	کنسول‌گری ایران اما این روز‌ها بیشتر از همیشه شلوغ است و در فضای نه چندان بزرگ آن، صف تشکیل می‌شود؛ صف طولانی مراجعانی که آمده‌اند تا از یک امکان خاص برای دریافت ارز دانشجویی با قیمت ارز دولتی استفاده کنند و کمی از هزینه‌هایشان کم شود.</p>
<p>
	از چند ماه قبل، وزارت علوم ایران، سایتی را به نام نشا (سامانه نرم‌افزاری اداره اعزام با هزینه شخصی) راه انداخته تا دانشجویانی که خارج از کشور مشغول به تحصیل هستند یا پذیرش برای ادامه تحصیل در خارج از کشور گرفته‌اند، برای استفاده از خدمات دانشجویی و تسهیلات ارزی وزارت علوم، در این سایت ثبت‌نام کنند.</p>
<p>
	دانشجوهای ایرانی در مالزی، حالا باید ساعت‌ها وقت صرف کنند تا مدارک لازم برای استفاده از این امکان را فراهم کنند. این کار با ثبت‌نام در سایت نشا و تکمیل مدارک آغاز می‌شود. آن‌ها باید از دانشگاه محل تحصیلشان گواهی تحصیلی بگیرند و پرینت شهریه‌های پرداختی ۲ترم گذشته را هم از امور مالی دانشگاه دریافت کنند. بعد باید سفارت ایران در مالزی این مدارک را تایید کند و پس از آن، تصویر همه مدارک را در سایت نشا بارگذاری کنند.</p>
<p>
	پس از انجام همه این مراحل، خود دانشجو یا بستگان درجه یک او می‌‌توانند با مدارک شناسایی و مدارک تایید شده سفارت به وزارت علوم بروند و نامه معرفی به بانک برای گرفتن دلار دولتی را بگیرند. ارز پرداختی، شامل هزینه‌های تحصیل و زندگی به میزان ۱۰۰۰ دلار برای هر ماه است. با وجود دردسرهایی که تهیه مدارک و تاییدشان به همراه دارد، بسیاری از دانشجوهای ایرانی ترجیح می‌دهند در صف کنسول‌گری بایستند.</p>
<p>
	بنفشه هم یکی از همین دانشجوهاست که با توجه به وضعیت خانوادگی و هشدارهای پدرش، تهیه مدارک را آغاز کرده و می‌گوید: من باید هر طور شده این پول را بگیرم. بالاخره هرچه باشد تفاوت ارز دولتی و آزاد به خانواده من فشار می‌آورد. اگر این پول را ندهند مجبورم قید تحصیل را بزنم.</p>
<p>
	<strong>راه آخر؛ برگشت به ایران</strong></p>
<p>
	برخی دانشجویان ایرانی در مالزی به گرفتن ارز دولتی هم چندان خوش‌بین نیستند و معتقدند ممکن است به دلیل سیاست‌های دولت ایران، هر آن این روند متوقف شود. در عین حال، ممکن است تغییرات دیگری هم باعث شود که رینگیت در مقابل ریال و دلار قدرتمند‌تر شود. به این ترتیب، هزار دلاری که دانشجوی ایرانی با قیمت دولتی هم دریافت می‌کند، رینگیت کمتری به او برخواهد گرداند.</p>
<p>
	این گمانه‌زنی‌ها، دانشجویانی مانند عماد را برآن داشته تا دل یک‌دله کنند و به ایران برگردند. عماد می‌گوید: می‌دانم آن‌جا هم چیزی در انتظارم نیست. شرایط هر روز بد‌تر می‌شود اما فکر می‌کنم در این اوضاع، این فوق‌ لیسانس هم چندان به کارم نمی‌آید. نمی‌توانم بیشتر از این به خانواده‌ام فشار بیاورم.</p>
<p>
	بر اساس مصوبه اداره کل دانشجویان داخل وزارت علوم، انتقال دانشجویان خارجی تنها به دانشگاه‌های پیام نور، آزاد و علمی‌کاربردی امکان‌پذیر است. هرچند این آیین‌نامه برای تشویق و تسهیل بازگشت دانشجویان مشغول به تحصیل در خارج از کشور تهیه شده، اما روند ارزیابی و تایید واحدهای گذرانده شده توسط دانشجو در خارج از کشور، دشواری‌هایی دارد که بسیاری از دانشجویان را از صرافت این کار می‌اندازد. کنسول‌گری ایران هم اعلام کرده برای انجام مراحل کار دانشجویان متقاضی بازگشت به ایران، آمادگی دارد، اما در شرایط اخیر، تسهیلات خاص و متفاوتی هم در نظر نگرفته است.</p>
<p>
	عماد هم زمزمه‌هایی درباره امکان تطبیق واحدهای گذرانده در خارج از کشور با واحدهای تحصیلی داخل کشور شنیده و می‌گوید: ممکن است بتوانم مدرکم را داخل ایران بگیرم. اگر هم نشد، اصلا مهم نیست. در هر صورت، شهریه دانشجویان انتقالی ۲برابر شهریه دانشجوهایی است که در ایران پذیرفته شده‌اند. تازه در آن صورت مدرکم را از دانشگاهی می‌گیرم که به اندازه دانشگاه فعلی‌ام در مالزی معتبر نیست.</p>
<p>
	عماد با بلیتی که تخفیف کوچکی برای دانشجو‌ها دارد، به تهران برمی‌گردد. روی دیوار فیس‌بوکش نوشته: خداحافظ رینگیت ۶۰۰ تومانی... اما من تا آخرین روزی که در مالزی هستم همین‌جا می‌مانم. آن‌جا دیگر اینترنت و فیس‌بوک به این راحتی‌ها گیرم نمی‌آید!</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>یک دانشجوی ایرانی در آمریکا به قتل رسید</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/68193</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/68193#68193</guid>
                        
            <pubDate>چ, 18 ژانوبه 2012 09:39:27 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/g_1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							خبر - مردمک 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>گلاره باقرزاده، دانشجوی ۳۰ ساله رشته پزشکی، نیمه شب دوشنبه، ۲۶ دی‌ماه در شهر هیوستون آمریکا به ضرب گلوله به قتل رسید.</h4>

						<p>
	او درحال بازگشت از یک مجتمع در شهر هیوستون به خانه بود که گلوله‌ای از پنجره ماشینش به او اصابت کرد و درگذشت. پلیس جسد او را پشت فرمانش پیدا کرد.</p>
<p>
	پلیس هیوستون در بیانیه‌ای که به همین مناسبت صادر کرده، <a href="http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/iran/9021520/Iranian-activist-shot-dead-in-Texas-killing.html">اعلام کرد </a>که وقتی افسران پلیس رسیدند، اتومبیل خانم باقرزاده به دیوار یک گاراژ برخود کرده بود و هنوز موتور روشن و چرخ‌ها در حال چرخیدن بودند.</p>
<p>
	به گفته مقامات پلیس، هیچ نشانه‌ای از این‌که از او سرقت شده باشد، وجود نداشت. تلفن همراه و کیف او نیز در ماشین پیدا شده است.</p>
<p>
	در بیانیه پلیس آمده که ماموران دایره قتل به محل اعزام شدند و شاهدان به آن‌ها گفتند که صدای چند شلیک، تصادف و سپس بکسوبات یک اتوموبیل را شنیده‌اند.</p>
<p>
	در همین رابطه یک مامور پلیس به خبرنگار شبکه تلویزیونی ای‌.بی.سی‌نیوز <a href="http://abcnews.go.com/US/iranian-student-activist-shot-death-texas/story?id=15380227#.Txajin7PA4V">گفت </a>که آخرین نفری که با خانم باقرزاده حرف زده، دوست نزدیک و دوست‌پسر سابق او بوده که احتمالا هنگام تیراندازی به گلاره باقرزاده، با تلفن همراه با او صحبت می‌کرده است.</p>
<p>
	به گفته این پلیس، دوست‌پسر خانم باقرزاده، صدای شلیک گلوله را به یاد نمی آورد، اما می‌گوید که صدای خفه‌ و بعد صدای ناله را شنیده است.</p>
<p>
	رسانه‌های غربی نوشته‌اند که گلاره باقرزاده در زمینه حمایت از حقوق زنان در ایران فعالیت می‌کرد و در چندین مصاحبه‌ با هیوستون کرونیکل از دولت ایران انتقاد کرده است.</p>
<p>
	مقامات پلیس تگزاس برای اطلاعاتی درباره قتل مرموز این دانشجوی ایرانی، پنج هزار دلار پاداش در نظر گرفته‌اند.</p>
<p>
	عکس‌ها و ویدیویی که در سایت روزنامه هیوستون کرونیکل منتشر شده، نشان می‌دهد که خانم باقرزاده در یک تظاهرات اعتراضی برای درخواست حکومت در ایران در سال ۲۰۱۰ حضور داشت. در عین حال به نوشته این روزنامه، نام او در ویدیو نیامده چرا که او از آزار و اذیت احتمالی می‌ترسیده است.</p>
<p>
	در همین رابطه، ویکتور سنتیز، سخنگوی پلیس هیوستون به ای.‌بی.‌سی‌نیوز گفت که پلیس اعتقاد ندارد او به خاطر نژاد و یا فعالیت‌های مدنی‌اش کشته شده است. با این وجود او، این قتل را «مرموز» توصیف کرده است.</p>
<p>
	خانم باقرزاده در رشته فن‌آوری ژنتیک مولکولی‌ در مرکز مبارزه با سرطان هیوستون تحصیل می‌کرد.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>بحران اقتصادی و امید به سرمایه‌گذاری ایرانیان خارج از کشور</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/67352</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/67352#67352</guid>
                        
            <pubDate>پ, 15 دسامبر 2011 11:53:26 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Invest.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							خبر - مردمک 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>یک عضو کمیسیون عمران مجلس گفته است که سرمایه‌گذاری ایرانیان خارج از کشور، یکی از راه‌های‌ عبور ایران از شرایط بد اقتصادی است.</h4>

						<p>
	محمدعلی رضایی به کارگیری نیروی انسانی متخصص و جذب سرمایه های داخلی را نیز از جمله مهمترین راه‌کارهای برون رفت از شرایط بد اقتصادی می‌داند.</p>
<p>
	به گزارش خبرگزاری مجلس «خانه ملت»، نماینده مردم تربت حیدریه در مجلس <a href="http://www.icana.ir/NewsPage.aspx?NewsID=185379">معتقد است</a> که باید برای جذب سرمایه‌های خصوصی داخلی و ایرانیان خارج از کشور برنامه‌ریزی‌هایی انجام داد.</p>
<p>
	سرمایه‌گذاری خارجی بخشی از سرمایه‌گذاری‌های مورد نیاز برای رشد اقتصادی کشورها را تامین می‌کند، اما ایران در منطقه کمترین سهم را از سرمایه‌گذاری خارجی دارد.</p>
<p>
	بر اساس&nbsp;<a href="http://www.isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1694477">گزارشی</a>&nbsp;که سال گذشته، بانک جهانی از چشم‌انداز اقتصادی کشورهای جهان منتشر کرد، سرمایه‌گذاری خارجی ایران در سال&nbsp; ۲۰۱۰ حدود چهار درصد کاهش داشته است.</p>
<p>
	بر اساس این گزارش، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران در سال ۲۰۱۰ به دو میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار رسیده که ۳٫۸۴ درصد نسبت به سال ۲۰۰۹ -که رقمی معادل سه میلیارد و ۱۶ میلیون دلار بوده- کاهش نشان داده است.</p>
<p>
	جدید‌ترین گزارش کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل <a href="http://www.mehrnews.com/en/newsdetail.aspx?NewsID=1368367">نشان می‌دهد</a> که سرمایه‌گذاری خارجی مستقیم در ایران از ۱.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۸ به ۳.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ رسیده&nbsp;که در <a href="http://www.khabaronline.ir/detail/189013/تجارت-سرمایه-سرمایه-داری-/اقتصاد-کلان/اقتصاد">مقایسه با سایر کشورهای منطقه</a>، اندک است.</p>
<p>
	در همین حال واحد اطلاعات اکونومیست در گزارش ماه نوامبر ۲۰۱۱ خود از کاهش سرمایه‌گذاری خارجی در ایران طی سال جاری <a href="http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1908810&amp;Lang=P">خبر داده است</a>.</p>
<p>
	در این گزارش تصریح شده که سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران در سال ۲۰۱۰ سه میلیارد و ۶۲۰ میلیون دلار بوده است که این شاخص در سال جاری با دو میلیارد و ۲۲۰ میلیون دلار کاهش به یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار خواهد رسید که ۰.۳ درصد تولید ناخالص داخلی است.</p>
<p>
	در سند چشم‌انداز ۲۰ ساله ایران،که مربوط به بازه زمانی سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ خورشیدی است، مبلغ سه هزار و ۷۰۰ میلیارد دلار برای سرمایه‌گذاری پیش‌بینی شده است.</p>
<p>
	بر اساس این سند از این میزان باید دو هزار و ۴۰۰ میلیارد دلار از طریق منابع داخلی و هزار و ۳۰۰ میلیارد دلار از منابع خارجی تأمین شود.</p>
<p>
	با وجود آن‌که ایران از منابع بزرگ نفت و گاز برخودار است و موقعیت خوبی نیز به لحاظ جغرافیایی دارد اما، سهم ایران از سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی همچنان بسیار ناچیز است.</p>
<p>
	در کنار مشکلات داخلی، تحریم‌های بین‌المللی و یک‌جانبه از سوی کشورهایی مانند آمریکا یا اعضای اتحادیه اروپا در جذب سرمایه خارجی در ایران موانعی را ایجاد کرده است.</p>
<p>
	تحریم‌های سازمان ملل و کشورهای اروپایی شامل بخش نفت و گاز ایران نمی‌شود اما فشار کشورهای غربی و آمریکا بر کشورهای دیگر موجب می‌شود که بسیاری از سرمایه‌گذاران نیز تمایلی به بستن قرارداد با بخش نفت و گاز ایران نداشته باشند.</p>
<p>
	با این وجود مقامات عالی جمهوری اسلامی، تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران را در سرمایه‌گذاری خارجی بی‌اثر می‌دانند. از جمله بهروز علیشیری رئیس سازمان سرمایه‌گذاری سال گذشته <a href="http://www.mardomak.org/videos/full/55872">گفته بود</a> با وجود تحریم‌ها، سرمایه‌گذاری خارجی در ایران ۹۰ درصد رشد داشته است.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>کلیشه تهرانجلسی‌ها و بهرام بیضایی</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/66749</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/66749#66749</guid>
                        
            <pubDate>د, 21 نوامبر 2011 19:29:47 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Vaghti_hame_khabim_7_373089.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - گلاره خوشگذران 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>گلاره خوشگذارن، فارغ التحصیل هنرهای زیبا از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، سخنرانی بهرام بیضایی در دانشگاه لوس آنجلس را دستمایه‌ای کرده برای نقد فرهنگ کلیشه‌سازی و نگاه از بالا به پایین نخبگان فرهنگی ایران.</h4>

						<p>
	«ایرونی اِل اِی‌‌یی» اصطلاحی است که همه‌ ما کم و بیش از دلالت‌های ضمنی و عینی آن باخبریم و به خوبی می‌دانیم در کجا و به چه مفاهیمی به کار می‌رود.</p>
<p>
	این اصطلاح، مثل هر کلیشهٔ رفتاری، معیشتی و طبقاتی دیگر، تعریف خود را دارد و از پیشینهٔ قابل توجهی می‌آید که وارد شدن به آن و سخن گفتن از چیستی‌اش، به لحاظ جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی نیازمند مطالعهٔ مبسوط و حتی تجربهٔ زیستی است.</p>
<p>
	آنچه دردناک است این است که پس از گذر سال‌های سال، نخواهیم و نتوانیم از این خواب طولانی کلیشه سازی بیدار شویم. شاید یکی از مشکلات و خطرهای صرف کردن عمری در تحقیق و کنکاش در ادبیات کهن و اسطوره‌شناسی و سر و کار داشتن با داستان‌ها و اتفاقاتی که قرن‌ها پیش شکل گرفته‌اند این باشد که فرد را از توجه به زمان و مکانی که در آن زندگی می‌کند غافل کند، تا جایی که فراموش کند در کدامین قرن زندگی می‌کند و در طی سال‌های اخیر و نه خیلی دور چه اتفاق‌هایی در جامعه و کشور و نسل‌های پس از او افتاده و به کجا رسیده است.</p>
<p>
	سخنرانی «درخت سخنگو» ی بهرام بیضایی را به همراه نمایش فیلم «قالی سخنگو» برای نخستین بار در بهمن ماه ۱۳۸۵ در سالن بتهوون خانهٔ هنرمندان ایران در تهران شنیدم. پس از گذشت پنج سال،‌‌ همان سخنرانی و نمایش فیلم را پس از مهاجرت به آمریکا، در دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس (همان یو سی ال ای معروف) شنیدم و دیدم. پس از اتمام سخنرانی دیشب، تنها یک سوال داشتم که بیش از آنکه تاریخی و ادبی باشد یا در حوزهٔ اسطوره یا حتی سینما بگنجد، به جغرافیا مربوط می‌شد.</p>
<p>
	تا جایی که حافظه‌ام یاری می‌کند، تنها تفاوت بین این دو سخنرانی که در این دو شهر با فاصلهٔ پنج سال شنیده بودم جملاتی بودند که پیش از نمایش فیلم در دانشگاه لوس آنجلس، مدام تکرار می‌شدند؛ جملاتی که‌ گاه مستقیم و‌ گاه ضمنی بیانگر نوع خوانش و درک سخنران از جماعتی بود که در آن روز یکشنبه در سالن نشسته بودند تا به سخنان او گوش بدهند: «فیلم را نمایش می‌دهیم. احتمالاً چیزی از آن نمی‌فهمید.»... «اگر هیچ چیز از آن نفهمیدید، نگران نباشید. خیلی‌ها نمی‌فهمند.»... «من پس از نمایش فیلم توضیح می‌دهم. البته این توضیحات هم شما را بیشتر گیج می‌کند.»... «پس اینجا یکی دو نفر هم شاهنامه را خوانده‌اند» و...</p>
<p>
	ما «لوس آنجلسی‌ها» در سالن نشسته بودیم و استاد نشان می‌دادند و ما نمی‌فهمیدیم و سخنرانی می‌کردند و ما باز نمی‌فهمیدیم و توضیح بیشتر می‌دادند و ما شاهنامه نخواندگان شش و هشتی غفلت زده نمی‌فهمیدیم و نمی‌دانستیم. ایشان با صبر و شکیبایی پدرانه از دستاوردهای تحقیقاتشان برای ما می‌گفتند و از اهمیت مطالعهٔ گذشته و تاریخ و ادبیات کهن و رسوم و چه و چه بدون پرداختن حتی دقیقه‌ای به فیلم که به طور قطع یکی از ضعیف‌ترین آثار سینمایی بود که کارگردانی در سطح و ابعاد بهرام بیضایی قادر به خلق آن باشد.</p>
<p>
	آنچه در مقایسهٔ این دو سخنرانی، یکی در تهران و دیگری در لوس آنجلس، توجه من را جلب می‌کرد، این بود که در سخنرانی تهران خبری از این گزاره‌های پرغیض و پر از پیش‌فرض و قضاوت نبود. با علم به اینکه من که مخاطب هر دوی این سخنرانی‌ها بوده‌ام، تغییری نکرده‌ام، بهرام بیضایی هم تغییری نکرده است و حتی متن سخنرانی و مباحثی که مطرح می‌شد هم در کمال تعجب انگار در این پنج سال فقط تکرار شده بود، تنها چیزی که می‌توانستم انگشت اتهام به سویش دراز کنم نام «لوس آنجلس» بود که ما را این طور نادان و نا‌آگاه و از فرهنگ بی‌خبر در چشم استاد تصویر می‌کرد.</p>
<p>
	این اندیشه من را بر آن داشت که از خود بپرسم به راستی چه تفاوتی است بین امثال بهرام بیضایی که آن قدر مشغول نگاه کردن به گذشته و متون کهن هستند که دور و برشان و پدیده‌های معاصر و گذر زمان و تغییر را فراموش کرده‌اند و لوس آنجلس هنوز برایشان عده‌ای مطرب و رقاص بی‌دانش و آگاهی است که نه از فرهنگ چیزی می‌فهمند و نه استعدادی در فهم آن دارند، با‌‌ همان کلیشهٔ «ایرانی تهران‌جلسی» که محکوم به این است که در خواب غفلت به سر می‌برد و هنوز سودای «اعلی‌‌حضرت همایونی» را در سر دارد و جز تصویری گنگ و واهی از ایرانی که بیش از سی سال پیش ترک کرده، شناخت و درک دیگری از آن ندارد؟</p>
<p>
	در عجب هستم که بهرام بیضایی و امثال او که سنگ فرهنگ ایرانی را این چنین به سینه می‌زنند، حتی به یاد نمی‌آورند که امثال من و دوستانم، که شمارمان در سالن آنقدر‌ها هم کم نبود، دوران نوجوانیمان را با «باشو» و «مسافران» و «کلاغ» سپری کردیم، دست در دست پدر و مادر‌هایمان در صف‌های طولانی جشنواره‌ها ایستادیم تا «هامون» و «بایسیکل‌ران» ببینیم. پس چطور می‌توانیم اینقدر «نفهمیم»؟</p>
<p>
	این کلی گویی و پیش قضاوت‌ها و دسته بندی‌هایی که امثال او راجع به شهری مثل لوس آنجلس هنوز در سر دارند، درست از‌‌ همان نقطه‌ای از مغز آدمی جاری می‌شوند که پندارهای واهی و سطحی نگرانه‌ای همچون اینکه پاریس هنوز پایتخت هنر جهان است یا اروپا مهد تمدن و شعور و فرهنگ است که طبیعتاً لوس آنجلس را در انتهای دیگر، زباله دانی فرهنگ و تمدن ایرانی تعبیر می‌کند.</p>
<p>
	حتی اگر هنوز هم به وجود چنین قالب‌ها و مرزبندی‌هایی قایل باشیم، چنین برخورد‌ها و طرز تفکری نه تنها کمکی به بالا بردن سطح شعور و آگاهی آن دسته نمی‌کند، بلکه تنها به آن دامن می‌زند و این شکاف پرتعصب و کاذب را عمیق‌تر و بزرگ‌تر می‌کند.</p>
<p>
	وجه غم‌انگیزتر ماجرا این است که دوستداران فرهنگ و اعتلای شعور و آگاهی ایرانیان فراموش می‌کنند که برای تحقق این مهم، راه‌های بسیار ساده‌تر و تأثیرگذارتری پیش از تحقیق‌های بسیط بر روی متون کهن هست و آن همین خوانش و درک سخنران از میانگین سطح شعور مخاطبش است، فارغ از اینکه محتوای کلام و سخنرانی اصلاً چه باشد.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>آمار رسمی دولت: تحصیل ۸۰ هزار دانشجوی ایرانی در خارج کشور</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/66651</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/66651#66651</guid>
                        
            <pubDate>ج, 18 نوامبر 2011 09:05:12 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Exam-W_1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							خبر - مردمک 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>مدیرکل بورس و امور دانشجویان خارج وزارت علوم گفته‌ است که حدود ۸۰ هزار دانشجوی ایرانی در دانشگاه‌های خارج از کشور تحصیل می‌کنند و حدود ۷۵ درصد از آن‌ها دانشجوی مقطع کار‌شناسی هستند.</h4>

						<p>
	به <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1462411">گزارش </a>خبرگزاری مهر، حسن مسلمی‌نائینی امروز ۲۷ آبان‌ماه در سومین «همایش هم‌اندیشی موسسات اعزام دانشجو به خارج» گفت که این آمار از رایزن‌های علمی در کشورهای مختلف به دست آمده است.</p>
<p>
	این مقام ارشد وزارت علوم همچنین با انتقاد از تعداد بالای دانشجویان ایرانی مقطع کار‌شناسی خارج از کشور گفت: وقتی در دانشگاه‌های خودمان صندلی خالی وجود دارد نباید از کشور خارج شوند.</p>
<p>
	به گفته او، از تعداد دانشجویانی که پس از تحصیل به ایران بازگشته‌اند، هیچ آمار دقیقی در دست نیست و باید آمار این گروه از دانشجویان زمانی که برای ارزیابی مدارک‌ خود به وزارت علوم می‌روند، گرفته شود.</p>
<p>
	این آمار در مرداد سال گذشته به گفته معاون دانشجویی وزیر علوم <a href="http://www.mardomak.org/story/54486">۶۰ هزار نفر </a>بوده است و محمود ملاباشی گفته بود اگر دانشجویانی که در خارج از کشور تحصیل می‌کنند به ایران بیایند، برای همه آن‌ها جا داریم.</p>
<p>
	خبرگزاری مهر، ماه گذشته نیز بر اساس اطلاعات یک دستگاه رسمی که به نامش اشاره نشده نوشته بود که در هشتاد روز اول امسال، بیش از هزار جوان ایرانی برای ادامه تحصیل از کشور <a href="http://www.mardomak.org/story/65325">خارج شده‌اند</a>.</p>
<p>
	بر اساس این گزارش، نیمی از جوانانی که طی این مدت متقاضی خروج از کشور بوده‌اند، ۲۲ ساله و با هزینه شخصی برای ادامه تحصیل از کشور خارج شده‌اند و سه انتخاب اول آن‌ها کشورهای آمریکا، کانادا و بریتانیا بوده است.</p>
<p>
	خروج جوانان تحصیل‌کرده و نخبگان از ایران که به «فرار مغز‌ها» شهرت دارد، همواره یکی از موارد مورد بحث در این کشور است و افزایش آمار آن در سال‌های گذشته، واکنش مقام‌های ارشد نظام را نیز در پی داشته است.</p>
<p>
	اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مرداد امسال با ابراز <a href="http://www.mardomak.org/story/63997">تاسف </a>از «خروج مغز‌ها»، عملکرد برخی «مسئولان و سیاست‌گذاران» را دلیل این پدیده بر شمرده بود.</p>
<p>
	این در حالی است که محموداحمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری ایران پیش‌تر با تکذیب موضوع «فرار مغز‌ها» گفته بود که این تعبیر «غلط» است و «ما فرار مغز نداریم.»</p>
<p>
	در همین راستا، کامران دانشجو، وزیر علوم نیز با انکار موضوع فرار مغز‌ها، آن را جنجال رسانه‌ای دانست و <a href="http://www.mardomak.org/story/57174">گفت </a>که «جوسازی و بر اساس جهالت یا غرض‌ورزی است».</p>
<p>
	اما به ویژه پس از رویدادهای ریاست‌جمهوری دوره دهم و با بازداشت گسترده دانشجویان، بسیاری از آن‌ها به جرم داشتن فعالیت سیاسی با چند ترم تعلیق یا محرومیت از تحصیل مواجه شدند و فضای دانشگاه‌ها بسته‌تر از گذشته شد.</p>
<p>
	علاوه بر این‌ها، از شهریور سال ۸۸ به دنبال انتقادهای مکرر آقای خامنه‌ای از دانشگاه‌ها، استادان و رشته‌های علوم‌انسانی، «اسلامی‌کردن دانشگاه‌ها» در دستور کار وزارت علوم قرار گرفت.</p>
<p>
	در راستا افزایش فشارها، اول آبان‌ ماه کامران دانشجو <a href="http://www.mardomak.org/story/66014">هشدار داد</a> که بورسیه دانشجویانی که مرتبط با «جریان فتنه» هستند و علیه جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند به سرعت قطع خواهد شد.</p>
<p>
	از طرف دیگر، امروز نماینده کارگروه نظارت بر عملکرد موسسات اعزام دانشجو به خارج <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1462450">گفت</a> که باید به دلیل مشکلاتی که برای دانشجویان مقطع کار‌شناسی به وجود می‌آید، باید اعزام دانشجو تنها در مقاطع تحصیلات تکمیلی صورت گیرد.</p>
<p>
	به گفته محمد اسکویی، دانشجویان برای مقطع کار‌شناسی خارج از کشور می‌روند «بلافاصله بعد از اعزام دچار به‌هم‌ریختگی شدید روحی» و مشکلات زیادی می‌شوند اما دانشجویان کارشناسی‌ارشد و دکتری به بلوغ فکری رسیده و کمتر دچار مشکل می‌شوند.</p>
<p>
	پیش‌تر حسن مسلمی نائینی<a href="http://www.mardomak.org/story/63830"> اعلام کرده بود</a> که دو هزار دانش‌آموز پسر ایرانی قبل از رسیدن به سن سربازی، از کشور خارج شده و در مالزی به تحصیل مشغول‌اند.</p>
<p>
	به گفته او خانواده‌های ایرانی به دلیل «کنکور و سختی‌های آن» و پیش از اینکه پسرانشان به سن سربازی برسند، آن‌ها را برای تحصیل در مقطع متوسطه و دانشگاه به مالزی می‌فرستند.</p>
<p>
	با وجود ابراز نگرانی‌های مقام‌های وزارت علوم و کار‌شناسان آموزشی درباره مهاجرت جوانان ایرانی برای تحصیل، تعداد موسساتی که برای اعزام دانشجو فعالیت می‌کنند با مجوز وزارت علوم، رو به <a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1433365">افزایش است</a>.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>ایرانی‌ها در مالزی؛ گربه کوچک در قلب کوالالامپور</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/66488</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/66488#66488</guid>
                        
            <pubDate>س, 15 نوامبر 2011 17:19:33 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Malaysia_Iran.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - نعیمه دوستدار 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>شمار ایرانیان ساکن مالزی به ده‌هاز هزار نفر می‌رسد. نعیمه دوستدار، روزنامه‌نگار ایرانی مقیم مالزی، در گزارشی به حال و روز ایرانیان مقیم این کشور در جنوب‌شرقی آسیا پرداخته است.</h4>

						<p>
	سی و چند سال قبل وقتی الهه حشمتی - کسی که به عنوان قدیمی‌ترین ایرانی ساکن مالزی شناخته می‌شود - همراه با شوهر مالایی‌اش به این کشور رفت، ایرانی‌های زیادی مالزی و مردمش را نمی‌شناختند. مردم مالزی هم مثل حالا نبودند. این همه برج و بارو و مرکز خرید و زرق و برق نداشتند. با آداب و رسوم خودشان زندگی می‌کردند. روی زمین می‌نشستند و با دست غذا می‌خوردند.</p>
<p>
	حالا الهه حشمتی یکی از ده‌ها هزار ایرانی است که در مالزی زندگی می‌کنند، با این فرق که او و مالایی‌ها در این سال‌ها با هم تغییر کرده‌اند. ایرانی‌های امروز مالزی یک تجربه تازه‌اند؛ هم برای خودشان، هم برای دیگران.</p>
<p>
	مالزی کشور آرامی ‌است. مالایی‌ها اختلاف‌های قومی و مذهبیشان را با لبخند پیش می‌برند. اختلاف قدیمی چینی‌ها و مالایی‌ها، زیرپوست شهر هست اما نه آن‌قدر داغ و حساسیت‌برانگیز که در فضا احساس شود.</p>
<p>
	آزادی مذهبی باعث می‌شود که در یک خیابان، مسجد و معبد هندی و چینی کنار هم باشند و ناقوس کلیسا و زنگ معبد و اذان، هم‌زمان به گوش برسد.</p>
<p>
	مالزی یک کشور اسلامی ‌است اما همه مظاهر دنیای مدرن را پذیرفته. از رادیو، صدای موسیقی روز دنیا شنیده می‌شود. تمام برندهای مشهور دنیا در مراکز خرید شعبه دارند. بار‌ها و کلوپ‌ها تا نیمه‌شب بازند و نبض زندگی در «بوکیت بینتانگ» که خیابان توریستی شهر است، شبانه‌روز می‌زند.</p>
<p>
	صد‌ها هتل، گردش‌گران سراسر دنیا را در خود جا داده‌اند و همه رنگ پوست و همه زبانی در شهر وجود دارد. مردم، گوشه و کنار نشسته‌اند و غذا می‌خورند و به جز ترافیک عصرگاهی مرکز کوالالامپور، راننده تاکسی‌ها از چیز دیگری گله ندارند. در مالزی همیشه تابستان است.</p>
<p>
	<strong>این ایرانی‌های تازه رسیده</strong></p>
<p>
	برای ایرانی‌هایی که به عنوان توریست یا مقیم به این کشور می‌آیند، جذابیت‌های زیادی وجود دارد. از آزادی‌های مدنی گرفته تا انتخاب‌های گسترده برای لذت بردن و تفریح.</p>
<p>
	مریم که سه ‌سال است در مالزی زندگی می‌کند درباره روزی که در این‌جا از هواپیما پیاده شده است صحبت می‌کند: یک‌جوری معذب بودم. فکر می‌کردم همه مردم کار و زندگیشان را ول کرده‌اند و من را نگاه می‌کنند. خب فکرش را بکنید! ۲۰ و چند سال مجبور بوده‌ای روسری و مانتو داشته باشی و حالا بدون آن‌ها داشتی در فضای عمومی می‌چرخیدی. جالب این است که این‌جا هر جوری باشی کسی کاری با تو ندارد. در تهران هر چقدر هم که پوشیده بودی، ‌ سنگینی و حس بعضی نگاه‌ها را احساس می‌کردی، اما این‌جا تقریبا خبری از آن‌طور نگاه‌ها نیست.</p>
<p>
	مریم سوی دیگر این ماجرا را در وضعیت مادرش می‌بیند: مادرم به حجاب اعتقاد دارد. او این‌جا هم مثل ایران محجبه است اما فکر می‌کند این‌جا حتی برای حفظ حجابش هم راحت‌تر است.</p>
<p>
	برای ایرانی‌هایی که می‌خواهند از فشارهای رایج مذهبی و سیاسی در ایران راحت باشند و آزادی نسبی را در زندگی شخصی و اجتماعیشان تجربه کنند، مالزی مکان خوبی است.</p>
<p>
	مالزیایی‌ها به کسی خرده نمی‌گیرند بابت پوشش و اعتقاد و رفتار غیراسلامی؛ به همین خاطر خیلی چیزهایی که در ایران ممنوع است این‌جا آزاد است. به دلیل حضور پرشمار ایرانی‌ها در مالزی، کنسرت‌های ایرانی هم طرفداران خودش را دارد و حتی داریوش و فرامرز اصلانی در کوالالامپور برنامه اجرا کرده‌اند. البته این را باید گذاشت کنار بعضی واقعیت‌های دیگر.</p>
<p>
	گاهی فشارهای اعتقادی دست به دست جریان‌های پشت پرده می‌دهند و مثلا کنسرت محسن نامجو به دلایل مذهبی <a href="http://www.mardomak.org/news/60336">لغو می‌شود</a>. مالزی برای شیعه‌ها هم فرصت تبلیغ و فعالیت به وجود نمی‌آورد. حتی ممکن است پلیس برنامه‌هایی را که به این قصد برگزار می‌شود تعطیل کند. این جور فعالیت‌ها را سفارت جمهوری اسلامی در ساختمان خودش سازمان‌دهی می‌کند.</p>
<p>
	<strong>این ایرانی‌های درس‌خوان</strong></p>
<p>
	ساعت ۵‌بعداز ظهر ۲۰مهر، دانشگاه اپیت، مالزی. ماشین‌های مدل به مدل و اتوبوس‌های شبیه به هم جلوی در تالار پارک شده‌اند. توی سالن، دختر‌ها با دامن ارغوانی و پسر‌ها با کراوات ارغوانی، برنامه اجرا می‌کنند. جمعیت زیاد است و نفس در نفس، زل زده‌اند به صحنه‌ای که در آن همه چیز پیدا می‌شود: شعرخوانی ایرانی، موسیقی سنتی ایرانی و رقص ایرانی. جلوی سن، سفره‌ای ارغوانی پهن است. روی آن شاهنامه و جام شراب و نمادهای دیگر جشن مهرگان را گذاشته‌اند. مهمان‌ها کف می‌زنند و سوت می‌کشند. آخر برنامه، چند‌تا از دختر‌ها و پسرهای ارغوانی‌پوش، روی صحنه شروع می‌کنند به رقصیدن و در عرض چند دقیقه، پارتی ایرانی شروع می‌شود.</p>
<p>
	یکی از دانشجوهای برگزارکننده می‌گوید: دانشگاه ما همیشه پیش‌تاز است. برنامه‌هایی را برگزار می‌کنیم که هیچ‌وقت توی ایران نمی‌شد حرفشان را زد. این‌جا حرف خودمان را می‌زنیم.</p>
<p>
	آمار دقیقی از تعداد دانشجوهای ایرانی در مالزی در دست نیست. می‌گویند دست کم ۱۷هزار دانشجوی ایرانی در مالزی زندگی می‌کنند که بیشترشان در کوالالامپور و اطراف آن هستند. از چند سال قبل تا حالا، مالزی به قطب تحصیل دانشجوهای ایرانی تبدیل شده که از مقطع کار‌شناسی تا دکتری، در دانشگاه‌های دولتی و کالج‌های خصوصی درس می‌خوانند.</p>
<p>
	تحصیل در مالزی ارزان است و دردسرهای ایران را ندارد. سد کنکور وجود ندارد و رتبه علمی ‌دانشگاه‌ها بد نیست. دست‌کم ۳ تا ۴ دانشگاه در مالزی رتبه علمی ‌زیر ۵۰۰ دارند در حالی که در بین دانشگاه‌های ایران، تنها دانشگاه تهران است که رتبه علمی ‌آن در بهترین حالت بین ۴۰۱ تا ۵۰۰ متغیر بوده است. امکانات کتابخانه‌ای و آزمایشگاهی در کنار تنوع رشته‌های دانشگاهی، باعث می‌شود دانشگاه‌های مالزی برای دانشجوهای ایرانی جذابیت داشته باشند.</p>
<p>
	علاوه بر این‌ها دانشجو‌ها در مالزی امکانات و آزادی عمل بیشتری برای زندگی دانشجویی دارند. این فرصت برایشان فراهم است تا چند سال به عنوان دانشجو در کشوری زندگی کنند که محدودیت‌های ایران را ندارد و این امکان را برایشان فراهم می‌کند تا برای تحصیل در مقاطع بالا‌تر، دانشگاه‌های دیگری را در دنیا انتخاب کنند.</p>
<p>
	سوده، دانشجوی کار‌شناسی ارشد مدیریت کامپیو‌تر در دانشگاه UTM، یکی از بهترین دانشگاه‌های مالزی است. در ایران دانشجوی دانشگاه امیرکبیر بوده و حالا روی پایان‌نامه‌اش کار می‌کند. می‌خواهد برای دکترا از دانشگاه‌های اروپا پذیرش بگیرد: «این‌جا چیزی کم نیست. امکانات دانشگاه عالی است. ایرانی‌های این‌جا درس‌خوانند. از دانشگاه‌های خوب ایران آمده‌اند. خود من در ایران امیدی به ادامه تحصیل نداشتم، اما الان مطمئنم که می‌توانم برای دکترا بورس بگیرم.»</p>
<p>
	این استدلال‌ها البته به مذاق مسوولان آموزش عالی ایران خوش نمی‌آید. هر چند وقت یک بار، اعتبار علمی ‌دانشگاه‌های مالزی را زیر سوال می‌برند و مدارک تعدادی از این دانشگاه‌ها را بی‌اعتبار اعلام می‌کنند.</p>
<p>
	حتی مهرماه گذشته، محمد حسین مجلس آرا، مدیر کل امور دانش آموختگان وزارت علوم، ضمن اینکه <a href="http://www.khabaronline.ir/news-171976.aspx">اعلام کرد </a>مدرک ۱۰دانشگاه دیگر مالزی بی‌اعتبار است، گفت که از نظر رتبه‌بندی جهانی، دانشگاه‌های غیر انتفاعی و غیر دولتی کشورمان نیز از دانشگاه‌های مالزی بالا‌تر هستند.</p>
<p>
	هرچند در مقابل این انتقاد‌ها، غلامعلی حداد عادل، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس ایران، با سفری که مهرماه به مالزی داشت، در دفاع از حیثیت دانشجوهای ایرانی در مالزی <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900631000637">صحبت کرد</a>. او در این صحبت‌ها، به ناکافی بودن امکانات تحصیلات تکمیلی در داخل کشور اشاره کرد و از دانشجویان بابت گفته‌های مقامات دیگر کم و بیش دلجویی کرد.</p>
<p>
	با این حال، خیلی‌ها هم از درس خواندن در مالزی، به عنوان روشی برای خلاص شدن از شرایط زندگی در ایران استفاده می‌کنند تا به بهانه تحصیل، زندگی آزادتری را تجربه کنند. برای این دسته، کیفیت دانشگاه چندان مهم نیست. به مدرکی دل‌خوشند و راضی.</p>
<p>
	همین، بازار دلال‌های دانشگاهی را گرم کرده است. آن‌ها می‌توانند از کالج‌های بی‌نام و نشان پذیرش بگیرند و از پولی که دانشگاه به‌شان می‌دهد، ثروتی جمع کنند.</p>
<p>
	آریو، ۲۱ساله، یکی از همین دانشجوهاست. وضع مالی خانواده‌اش خوب است اما کارنامه تحصیلی‌اش آن‌قدر درخشان نبوده که برای تحصیل خیلی بلندپروازی داشته باشد: چند تا از دوست‌هایم این‌جا بودند. من هم گفتم می‌ارزد به ایران نبودن. الان با ۳تا پسر دیگر توی یک آپارتمان مدرن زندگی می‌کنیم. درس هم می‌خوانیم و تفریحمان هم سر جایش است. اگر هم مدرکم را قبول نداشته باشند برایم مهم نیست. من اصلا نمی‌خواهم ایران کار کنم. کار هم بکنم، مدرک لازم ندارم.</p>
<p>
	<strong>این ایرانی‌های مرفه</strong></p>
<p>
	ایرانی‌ها در سراسر کوالالامپور و اطرافش، در مجموعه‌های بزرگی که به آن «کندو» ‌ (CONDO) ‌می‌گویند زندگی می‌کنند. از شیک‌ترین آپارتمان‌ها تا اتاق‌های دانشجویی و ارزان قیمت. کرایه خانه هنوز نسبت به تهران قابل قبول است.</p>
<p>
	بیشتر ایرانی‌ها در مجموعه‌های مدرن با امکانات جانبی مثل استخر و سالن بدن‌سازی و زمین تنیس زندگی می‌کنند. تعدادشان این روز‌ها آن‌قدر زیاد شده که بعضی کندوهای معروف مالزی را حالا به نام آن‌ها می‌شناسند.</p>
<p>
	در می‌انشان همه جور آدمی‌ پیدا می‌شود؛ زن و شوهرهای مسن و جا افتاده و تاجرهای جوان. می‌گویند ۶۰هزار ایرانی در مالزی هست که با انواع و اقسام ویزا در این کشور اقامت دارند. بعضی‌ها اقامت خانه دوم گرفته‌اند؛ یعنی سرمایه‌ای به این کشور منتقل کرده‌اند و‌‌ همان قدر را یک سال بعد وام گرفته‌اند و با درآمدی که از ایران و سرمایه‌شان دارند زندگی می‌کنند. بعضی‌ها هم شرکت تجاری ثبت کرده‌اند و کار می‌کنند.</p>
<p>
	زندگی در مالزی البته آن‌قدر که از دور به نظر می‌رسد ارزان نیست. ناهید، مادر یک خانواده ایرانی که حالا همگی با عروس و داماد و نوه‌ها با اقامت خانه دوم به مالزی آمده‌اند می‌گوید: همه به ما می‌گفتند این‌جا ارزان است، اما ما توی همین چند ماهه چند برابر تهران خرج کرده‌ایم. با اجاره خانه، ۶میلیون خرجمان شده؛ تازه زیاد هم ولخرجی نکرده‌ایم. البته سطح زندگی ما این‌جا بالا‌تر از تهران است. خانه‌مان جای بهتری است و اصلا شکل و شمایل خرید کردن و لباس پوشیدنمان عوض شده است.</p>
<p>
	تصویر ایرانی‌های مالزی، تصویر مردمی ‌مرفه به نظر می‌رسد. ماشین‌های مدل بالا سوار می‌شوند و خوب خرج می‌کنند؛ هرچند پایین آمدن ارزش ریال در مقابل رینگیت، مدام نگرانشان می‌کند.</p>
<p>
	<strong>این ایرانی‌های زرنگ</strong></p>
<p>
	ایرانی‌ها همه‌جا هستند. در تمام مراکز خرید و کلوپ‌ها و رستوران‌ها، تا سر بچرخانی چند تا ایرانی می‌بینی که فارسی حرف می‌زنند و غم غربت را از یادت می‌برند.</p>
<p>
	آن‌ها حالا دیگر پاتوق‌های خاص خودشان را دارند؛ مرکز خریدهای مخصوص، کلوپ و بار مخصوص و مناطق مسکونی مخصوص. اما این جامعه گسترده دل خوشی از هم ندارند. بیشترشان از هم فراری‌اند و از این‌که کندویشان پر از ایرانی شده، شاکی‌اند. یکی از آن‌ها می‌گوید: از دست ایرانی‌ها فرار کردیم اما این‌جا هم پر از ایرانی است! همه جا تابلو هستیم. هرجا می‌رویم یکی هست که ایرانی بازی در می‌آورد. سعی می‌کنیم زیاد با ایرانی‌ها قاطی نشویم.</p>
<p>
	می‌گویند در مالزی برای ایرانی‌ها کار نیست، اما ایرانی‌ها تقریبا در همه شغل‌ها نماینده‌ای دارند؛ از تاجران بزرگ گرفته تا مشاغل پیش پا افتاده و معمولی. آن‌ها در ۲هزار موسسه اقتصادی سهام دارند. بین ایرانی‌های مقیم مالزی، پیک موتوری و آرایشگر و راننده و مغازه‌دار هم پیدا می‌شود.</p>
<p>
	بیشتر ایرانی‌ها اما جذب شغل‌هایی شده‌اند که برای جامعه ایرانی‌های مالزی جذابیت دارد. ایرانی‌ها انواع رستوران از ساندویچی گرفته تا کله‌پاچه‌ای و جگرگی راه انداخته‌اند. سوپرمارکت‌هایی که محصولات ایرانی می‌فروشند، همه‌جای شهر هست.</p>
<p>
	خیلی از کاسب‌های ایرانی در مالزی، دلال‌اند؛ دلال‌هایی که در قالب شرکت‌های اقامتی، برای بقیه ویزای کار و تحصیل می‌گیرند یا صرافی‌هایی که پول ایرانی را به رینگیت تبدیل می‌کنند. تعداد زیادی مجله فارسی‌زبان هم در مالزی منتشر می‌شود که بیشترشان آگهی‌نامه همین دلالی‌های ایرانی‌اند. چندتا مطلب کپی شده از مجله‌های داخلی، در کنار بی‌شمار آگهی اخذ اقامت و ویزای کار و رستوران.</p>
<p>
	<strong>این ایرانی‌های مشکوک</strong></p>
<p>
	ایرانی‌ها اما بدنامی‌هایی هم برای خودشان خریده‌اند. هرچند وقت یک بار، خبر دستگیری ایرانی‌هایی به گوش می‌رسد که به جرم قاچاق مواد مخدر در فرودگاه مالزی دستگیر شده‌اند.</p>
<p>
	همین چند روز پیش، خبرگزاری فرانسه گزارش داد که ۴ایرانی در دادگاهی در مالزی به همین جرم به اعدام محکوم شده‌اند. آن‌ها در مجموع ۹۰۰گرم آمفتامین را بلعیده بودند. این موضوع تازه نیست.</p>
<p>
	چند سالی هست که این ماجرا دست‌مایه خبرهای رسانه‌های مالزی و دنیا می‌شود و واکنش‌هایی را در داخل مالزی نسبت به ایرانی‌ها ایجاد می‌کند. تقلب و دروغ برای ثبت شرکت و گرفتن اقامت هم در کارنامه‌شان ثبت شده است.</p>
<p>
	از طرفی، رسانه‌های نزدیک به حکومت خبرهای دیگری از ایرانیان ساکن مالزی می‌دهند. به <a href="http://kayhannews.ir/900612/2.htm#other208">تعبیر این رسانه‌ها</a>، آن‌ها ضد انقلاب هستند و مالزی را به عنوان محل فعالیت‌هایشان انتخاب کرده‌اند. به گفته آن‌ها، مالزی «محل تردد و فعالیت فتنه‌گران و شبکه‌های ضد‌انقلاب» شده است.</p>
<p>
	اشاره‌شان به حضور شبکه رسا در داخل مالزی و حتی فعالیت شبکه تلویزیونی «جم» ‌ (GEM) است که در چند سال اخیر با جذب تعدادی از ایرانیان در قالب دوبلور، مجری و... برنامه تولید می‌کند. البته از نظر دولت مالزی این‌ فعالیت‌ها چندان مهم نیست و مانعی هم برایش ایجاد نمی‌کنند.</p>
<p>
	تصویر ایرانیان اما در ذهن مردم مالزی تصویری خاکستری است. مهمان‌پذیرند و حضور ایرانی‌ها در کشورشان برایشان منافعی دارد. در عین حال نگرانند.</p>
<p>
	مارگارت، مالایی چینی تباری که آپارتمانش را اجاره می‌دهد می‌گوید: همه مستاجرهای من تا حالا ایرانی بوده‌اند. ازشان بدی ندیده‌ام. حس می‌کنم جامعه ایرانی‌ها خیلی به هم نزدیک و صمیمی است.</p>
<p>
	اما این خبر‌ها هم نیست. ایرانی‌هایی که در آسانسور با هم برخورد می‌کنند رویشان را از هم برمی‌گردانند. آن‌ها آن‌قدر‌ها هم به یکدیگر اعتماد ندارند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>رضا مریدی: شناخت جدیدی در مورد ایرانیان پیدا شده است</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/65468</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/65468#65468</guid>
                        
            <pubDate>س, 04 اکتبر 2011 16:32:06 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Moridi-W_1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گفت‌وگو - لیلی فرازمند 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>رضا مریدی، تنها نماینده ایرانی‌کانادایی پارلمان استانی اونتاریو کاناداست که در انتخابات پنج‌شنبه ۶ اکتبر این پارلمان نامزد شده تا اگر رای آورد، همچنان روی این صندلی باقی بماند. این سیاستمدار ایرانی‌کانادایی در گفت‌وگو با مردمک، درباره فعالیت سیاسی خود و همچنین جایگاه جامعه ایرانی در کانادا سخن گفته است.</h4>

						<p>
	از دبیرستان البرز تا ساختمان ریچموندهیل پارلمان استانی اونتاریو در آمریکای شمالی، شاید فقط یک «انگیزه» فاصله باشد؛ انگیزه‌ رضا مریدی برای آن‌که «صدای ایرانیان کانادا» باشد.</p>
<p>
	پس از ۱۷ سال زندگی و کار در کشور کانادا، آن‌چه «سکوت» جامعه ایرانی مقیم این کشور می‌خواند، انگیزه‌ای شد تا این مهاجر ایرانی در کنار کار علمی و دانشگاهی سیاست را نیز در پیش گیرد و به گفته خودش صدای ایرانیان در کانادا باشد.</p>
<p>
	آقای مریدی از دبیرستان البرز تهران فارغ‌التحصیل شده و لیسانس و فوق لیسانس فیزیک را از دانشگاه تهران گرفته است. سکوی بعدی او دانشگاه برونل لندن و دکترای تکنولوژی بوده است.</p>
<p>
	تدریس در دانشگاه فرح پهلوی (الزهرای فعلی)، اولین رئیس کتابخانه مرکزی و دانشکده علوم و اولین رئیس گروه فیزیک دانشگاه الزهرا، تدریس در دانشگاه ملی ایران (دانشگاه شهید بهشتی فعلی)، تدریس در مدارس عالی کاشان، اراک، پارس و هواپیمایی کشوری ایران، استاد دانشگاه فیجی در کشور فیجی، ۱۷ سال سابقه کار و برخورداری از سمت دانشمند ارشد در موسسه حفاظت در برابر اشعه اتمی کانادا، ۴ سال نمایندگی حزب لیبرال در پارلمان کانادا از منطقه ریچموند هیل اونتاریو، معاونت پارلمانی وزارت دانشگاه و وزارت پژوهش‌های علمی، عضویت در شورای عالی مدیرت کالج سلطنتی دندانپزشکان اونتاریو و عضویت در شورای مشورتی دانشگاه رایرسون از فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این ایرانی زاده ارومیه است.</p>
<p>
	او از حامیان جدی «مشارکت اجتماعی» است و از سال‌ها پیش با ورود به کانادا در جمع ایرانیان حضور فعالانه‌ای داشته است. برخی از ایرانیان ساکن تورنتو او را با مراسم بزرگداشت ایرانیان سر‌شناس ساکن کانادا به یاد می‌آورند، برخی او را از زمان برگزیده‌شدن‌اش به نمایندگی در پارلمان اونتاریو از منطقه ریچموند هیل در سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶ شمسی) را شناخته‌اند، و اگر باز هم تا این‌جا کسی او را نشناخته بود، فعالیت‌های دیگرش همچون رسمی‌کردن مراسم نوروز و همین‌طور روز جهانی زبان مادری در کانادا و ثبت خیابانی به نام یک ایرانی در تورنتو، او را به اغلب ایرانیان مقیم کانادا معرفی کرده است.</p>
<p>
	آقای مریدی پنج‌شنبه ۶ اکتبر (۱۳ مهر) برای بار دوم شانس خود را برای نمایندگی در پارلمان اونتاریو می‌آزماید تا باز هم تنها ایرانی‌کانادایی این مجلس استانی باشد. او به عنوان نماینده حزب لیبرال استان اونتاریو در این انتخابات نامزد شده است.</p>
<p>
	کشور کانادا سه پارلمان در سطح فدرال، استانی و منطقه‌ای دارد که هر یک متولی تصمیم‌گیری در امور مربوط به خود هستند.</p>
<p>
	نگاهی به وضعیت جامعه ایرانیان در کانادا، بهانه مردمک بود که با رضا مریدی به گفت‌وگو بنشیند.<br />
	<strong>***<br />
	مردمک: ایرانی‌های ساکن کانادا چه‌قدر این کشور را به عنوان کشور دوم خود قبول کرده‌اند؟</strong></p>
<p>
	<strong>رضا مریدی: </strong>ایرانی‌ها بعد از انقلاب سال ۵۷، شروع به مهاجرت دسته‌جمعی به کشورهایی مثل کانادا کردند و به تدریج جمعیت آن‌ها زیاد شد. شاید الان نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر ایرانی در کانادا زندگی می‌کنند که از این تعداد جمعیتی نزدیک به ۱۴۰ هزار نفر از آن‌ها در استان اونتاریو و ۱۲۰ هزار نفر از آن‌ها در کلان‌شهر تورنتو زندگی می‌کنند.</p>
<p>
	اوایل که ایرانیان به کانادا وارد شدند تلاش داشتند زندگی خود را روبه‌راه کنند و تلاش چندانی برای مشارکت‌های سیاسی و اجتماعی در کانادا انجام ندادند. ولی به‌تدریج و طی سی سال گذشته که افراد بیشتری به کانادا مهاجرت کردند، جامعه ایرانی تلاش داشت بیشتر در مسایل سیاسی و اجتماعی این کشور مشارکت داشته باشد که این افراد گروه بزرگی را شامل نمی‌شد. به این معنا که بیشتر ایرانی‌ها احساس نمی‌کردند که کانادایی هستند و باید وظایف سیاسی و اجتماعی خود را به عنوان یک کانادایی ادا کنند.</p>
<p>
	<strong>یعنی چه‌طور وظایفی؟</strong></p>
<p>
	وظیفه کانادایی‌بودن این است که در مسائل سیاسی و اجتماعی شهر، کشور و استان خود به نحوی سهیم بوده و نقش ایفا کنند و حتی کوچک‌ترین نقش یا وظیفه این است که در انتخابات شرکت کنند.</p>
<p>
	<strong>نقش خودتان را در بالا رفتن حس اعتماد به نفس جامعه ایرانی در کانادا چه‌طور برآورد می‌کنید؟</strong></p>
<p>
	حضور من در پارلمان اونتاریو موجب تشویق جامعه ایرانی و بالا بردن حس اعتماد به نفس آن‌ها و تشویق برای شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی در کانادا شد و بیش از پیش احساس کانادایی‌بودن نسبت به گذشته را در ایرانی‌ها تقویت کرد.</p>
<p>
	فکر می‌کنم من هم سهمی کوچک در این حرکت داشته‌ام ولی کل این حرکت در جامعه ایرانی به وجود آمده است. نه تنها در جامعه ایرانی بلکه در میان قشر سیاسی جامعه کانادایی مثل نخست وزیر، نمایندگان پارلمان، وزرای دولت فدرال و دولت استان اونتاریو که شناخت کافی از جامعه ایرانی نداشتند، اکنون شناخت جدیدی نسبت به ایرانیان پیدا شده است.</p>
<p>
	پیش‌تر این افراد تنها می‌دانستند ایرانی‌ها هم به عنوان بخشی از جامعه مهاجر در این کشور هستند ولی با ورود من به پارلمان و حضور ایرانی‌ها در انتخابات ما توانستیم جامعه ایرانی را به عنوان یک جامعه فعال، متحرک و قوی به رجال سیاسی کانادا نشان دهیم، جامعه‌ای با فرهنگی بسیار غنی و قدیمی. ما در واقع با یک تیر دو نشان زدیم هم در جامعه خودمان حرکتی به وجود آوردیم و هم در میان قشر روشنفکر و تحصیلکرده و سیاست‌مداران کانادا جامعه ایرانی را آن‌طور که شایسته است شناساندیم.</p>
<p>
	<strong>ولی همچنان گروه‌های مختلف ایرانی از بی‌توجهی دولت فدرال کانادا به جامعه ایرانی گلایه دارند و برخی معتقدند دولت کانادا به جامعه ایرانی همچون دیگر مردمی که در این کشور ساکن هستند بها نمی‌دهد.</strong></p>
<p>
	در ارتباط با دولت فدرال کانادا این نکته شاید تا حدی درست باشد، ولی در ارتباط با دولت اونتاریو به دو مثال زیر اشاره می‌کنم؛ در تابستان اخیر در جشنی متعلق به ایرانی‌ها به نام تیرگان دولت اونتاریو کمک مالی چشمگیری به برگزارکنندگان این جشن کرد یا به بنیاد‌های مختلف ایرانی کمک‌های مالی بسیاری از سوی دولت تعلق می‌گیرد. مثلا به بنیادی با نام پریا در تورنتو طی یک سال گذشته نزدیک به ۸۴۰ هزار دلار کمک مالی شده است. به تازگی دولت کانادا ۴۴۰ هزار دلار بودجه به این بنیاد ایرانی برای راه اندازی و تعمیر ساختمانی که این بنیاد به عنوان مجمع ایرانیان خریداری کرده بود اختصاص داد. این‌ها نشانه‌های بارزی است که در یان چند سال اخیر توجه دولت اونتاریو نسبت به جامعه ایرانی به میزان زیادی بیشتر شده است.</p>
<p>
	<strong>پس نارضایتی بخشی از جامعه ایرانی از دولت کانادا و ادعای این‌که تبعیض بین ایرانی‌ها و سایر مهاجران صورت می‌گیرد از کجا می‌آید؟</strong></p>
<p>
	بخشی از مشکلات از خود مردم ناشی می‌شود. موسسات ایرانی خودشان بعد از تاسیس با مشکلات اداری بسیار زیادی مواجه هستند دچار ناهماهنگی و بی‌برنامگی در درون می‌شوند. دلیل دیگر نوپا بودن این موسسات و جامعه ایرانی است که زمان می‌برد تا دولت کانادا شناخت کافی از آن‌ها پیدا کند. البته حضور نداشتن حداقل یک ایرانی در پارلمان فدرال کانادا یکی دیگر از کمبود‌های جامعه ایرانی است که به این عدم شناخت کمک می‌کند.</p>
<p>
	<strong>در حال حاضر چند انجمن و موسسه ایرانی در تورنتو مشغول فعالیت هستند؟</strong></p>
<p>
	حدود ۳۰ سازمان ایرانی در حال حاضر تاسیس شده‌اند. انجمن ایرانیان، انجمن معلمان، وکلا، مهندسان، دندانپزشکان و پزشکان، ساختمان‌سازان، انجمن کمک به جوانان و سازمان زنان ایرانی اونتاریو که از قدیمی‌ترین و معتبر‌ترین سازمان‌های ایرانی در تورنتو است. افسران پلیس ایرانی که حدود ۵۰ نفر در اونتاریو هستند نیز در اینجا انجمن خودشان را دارند.</p>
<p>
	<strong>ایرانی‌های مقیم کانادا بیشتر با چه مشکلاتی مواجه‌اند؟ یا چه مشکلاتی را با شما مطرح می‌کنند؟</strong></p>
<p>
	جامعه ایرانی در کانادا راه خود را پیدا کرده و یکی از جوامع موفق در این کشور جامعه ایرانی است. ولی در کل مشکلاتی هم وجود دارد مثل کاریابی.</p>
<p>
	البته عمده مشکل ایرانی‌ها دریافت ویزا برای خانواده‌های آنان است که طی جلساتی با وزیر مهاجرت کانادا این مشکل تا حدودی رفع شده است.‌‌ همان طور که می‌دانید ویزا حق اتباع خارجی نیست و لطفی است که دولت‌ها به اتباع خارجی می‌کنند و به آن‌ها ویزا می‌دهند. بنا بر این دولت کانادا بر اساس قوانین بین‌المللی می‌تواند به اتباع خارجی ویزا ندهد ضمن این‌که رابطه‌اش با دولت ایران اصلا رابطه خوبی نیست و از نظر دیپلماتیک در پائین‌ترین سطح است.</p>
<p>
	ولی من بار‌ها از دولت فدرال خواسته‌ام که برای کمک به ایرانی‌کانادایی‌ها باید ضوابط سرد دیپلماتیک بین ایران و کانادا را در این مورد کنار بگذارد.</p>
<p>
	به غیر از این مشکلات جامعه ایرانی از نوع مشکلات عادی مردم دیگر جوامع است. ایرانی‌ها به طور کلی مردمی هستند که خیلی سریع خودشان را با محیط وفق می‌دهند.</p>
<p>
	<strong>نگاه مردم دیگر جوامع در کانادا نسبت به جامعه ایرانی چگونه است؟ آیا ایرانی‌های موفق توانسته‌اند مردم ایران را به خوبی به جامعه کانادایی بشناسانند؟</strong></p>
<p>
	پس از انقلاب سال ۵۷ و اوائل مهاجرت دسته‌جمعی ایرانیان به کشورهای دیگر با توجه به عملکرد نامطلوب رژیم جمهوری اسلامی، وجهه ایران و ایرانی در جهان خیلی پائین آمد ولی خوشبختانه ایرانیان مقیم خارج از ایران توانستند با کوشش‌های خود چهره واقعی ایران، فرهنگ و تمدن غنی ایران و ایرانی را دوباره در ذهن جهانیان زنده کنند.</p>
<p>
	امروزه مردم دنیا به خوبی بین عملکرد رژیم جمهوری اسلامی ایران و فرهنگ و انسانیت مردم ایران تمایز قائل می‌شوند و اعمال غیر انسانی و نادرست رژیم جمهوری اسلامی را به حساب ایرانیان نمی‌گذارند. به عقیده من طی سال‌های گذشته جامعه ایرانی ساکن کشورهای غربی با موفقیت‌ها و تلاش‌های خود تصویر درستی از جامعه ایرانی ارائه داده است. جامعه ایرانی مقیم کانادا شامل همین قاعده شده است.</p>
<p>
	<strong>آیا پائین بودن سطح روابط دیپلماتیک دولت کانادا با دولت ایران در نگاه دولت کانادا به ایرانیان مقیم این کشور یا حتی در روابط با شما به عنوان یک ایرانی تاثیر منفی داشته است؟</strong></p>
<p>
	این اتفاقات هیچ تاثیری بر روند کاری من و زندگی سایر ایرانیان مقیم کانادا نداشته است. گرچه در یک سال گذشته به علت مشکلات سیاسی که دولت ایران در سطح جهانی ایجاد کرده است برخی از کسبه و تجار ایرانی با مشکلات جدی در امور بانکی مواحهه بوده‌اند ولی تاثیر دیگری نداشته است.</p>
<p>
	البته اگر یک رژیم دموکراتیک در ایران در رأس کار قرار داشت طبیعتا جامعه ایرانی مقیم کانادا و شخص من خیلی زیاد می‌توانستیم به زادگاه‌مان خدمت کنیم همانطور که مردم کشورهای دیگر در کانادا به زادگاه‌شان خدمت می‌کنند. ولی به دلیل سرکار بودن رژیم غیرمردمی در ایران ما نمی‌توانیم هیچ کاری برای کشورمان انجام دهیم. در عین حال دولت کانادا همیشه در مورد مسائل حقوق بشری با مردم ایران همدرد بوده و اعلام همدردی کرده است.</p>
<p>
	<strong>وضعیت پناهنده‌های ایرانی در کانادا به چه صورت است؟</strong></p>
<p>
	پناهنده‌ها به محض ورود به خاک کانادا و اعلام پناهندگی از همه حقوق زندگی در این کشور برخوردارند و من طی سال‌های فعالیتم در اینجا با مورد خاصی برخورد نکرده‌ام و پناهنده‌ای برای ابراز مشکل خود به من مراجعه نکرده است.</p>
<p>
	<strong>تعداد پناهنده‌های ایرانی افزایش پیدا کرده یا تغییر خاصی نداشته است؟ آیا آماری در اختیار دارید که نشان دهنده تعداد آن‌ها باشد؟</strong></p>
<p>
	بعد از انتخابات تقلبی سال ۱۳۸۸ در ایران میزان پناهنده ایرانی بسیار بیشتر از سابق شد ولی متاسفانه من آماری از تعداد آن‌ها ندارم که در اختیار شما قرار دهم.</p>
<p>
	<strong>اولین بار چه زمانی احساس کردید کانادایی شده‌اید؟</strong></p>
<p>
	۱۸ سال پیش زمانی که در یکی از سخنرانی‌ها به صورت ناخودآگاه گفتم «من به عنوان یک کانادایی معتقدم...» فهمیدم کاملا احساس می‌کنم که کانادایی هستم.</p>
<p>
	همیشه به ایرانی‌ها می‌گویم شما کمتر از اروپایی‌هایی که با زندگی در کانادا خودشان را یک کانادایی می‌دانند نیستید و شما هم به‌‌ همان اندازه کانادایی هستید. ولی متاسفانه برخی از ایرانی‌ها هنوز در گذشته‌ها گیر کرده‌اند. همه ما ایرانی هستیم.</p>
<p>
	ایرانی‌بودن را از ما نمی‌گیرند ولی کانادایی‌بودن را ما باید کسب کنیم. باید کوشش کنیم که کانادایی بشویم. ما ایرانی زاده می‌شویم ولی کانادایی‌بودن اکتسابی است و فقط با داشتن پاسپورت کانادایی نمی‌توان کانادایی شد. با فعال بودن در کارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی می‌توان کانادایی شد.</p>
<p>
	<strong>ایرانی‌ها چه‌قدر در «کانادایی‌شدن» موفق بوده‌اند؟</strong></p>
<p>
	عده‌ای از مهاجران از ملیت‌های گوناگون علی رغم زندگی در اینجا زبان انگلیسی یاد نمی‌گیرند و فعالیت اجتماعی ندارند این افراد تنها با جامعه هم زبان خودشان فعالیت اجتماعی دارند و در میان دوستان یا اقوامی که اینجا دارند رفت و آمد می‌کنند بنا بر این این افراد به‌‌ همان شکلی که آمده‌اند باقی می‌مانند و با جامعه بزرگ‌تر کانادایی ارتباط برقرار نمی‌کنند.</p>
<p>
	در مقابل عده‌ای هم هستند که ضمن حفظ هویت خودشان، هویت کانادایی هم به خودشان می‌گیرند. ایرانیان به طور کل در جامعه کانادایی به خوبی جذب می‌شوند ضمن اینکه اصالت خود را هم حفظ می‌کنند البته تعداد کمی از آن‌ها هم هستند که به جهاتی نتوانسته‌اند در جامعه بزرگ‌تر کانادایی جذب شوند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        

    </channel>
</rss>
