<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
	xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">

    <channel>
	
	<title>مردمک: کلید واژه » %D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4%20%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86</title>
	<link>http://www.mardomak.org</link>
	<description>مردمک - دریچه‌ای به سوی شهروندمداری</description>
	<language>fa</language>
	<copyright>© 2012 Mardomak</copyright>
	<category>news</category>
	<generator>Mardomak.org</generator>
	
	<pubDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</pubDate>
	<lastBuildDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</lastBuildDate>
	

	<image>
		<url>http://www.mardomak.orglibrary/images/feeds-logo.jpg</url>
		<title>مردمک: کلید واژه » %D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4%20%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86</title>
		<link>http://www.mardomak.org</link>
		<width>144</width>
		<height>144</height>
	</image>

        	        
        
        <item>
        
            <title>مقاومت اجتماعی&#45;سیاسی در خفقان</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/65965</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/65965#65965</guid>
                        
            <pubDate>د, 24 اکتبر 2011 08:38:34 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Women-Movement-2-W.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - مجید رفیع‌زاده 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>مجید رفیع‌زاده، تحلیل‌گر ایرانی-سوری و محقق مرکز مطالعات بین‌المللی وودرو ویلسون، در یادداشتی برای مردمک به کمپین یک میلیون امضا به عنوان نمونه‌ای از مقاومت در جامعه ایران پرداخته است.</h4>

						<p>
	در طول تاریخ، مردم معمولی از خروج از صحنه اجتماعی و سیاسی که توسط حکومت‌های سرکوب کننده کنترل می‌شد، سرباز می‌زده‌اند و فضاهای جدیدی را تولید و کشف می‌کردند که بتوانند در آن‌ها صدای مخالفت خود را به گوش برسانند و تلاش کنند تا زندگی خود را بهبود ببخشند.</p>
<p>
	حکومت‌های استبدادی در خاورمیانه، از ایران گرفته تا سوریه، به سرکوب مطالبه دمکراسی و اجرای قانون ادامه می‌دهند.</p>
<p>
	شکی نیست که اصلاح این حکومت‌های استبدادی با چالش‌های بزرگ و مشکلاتی مواجه خواهد بود که نمی‌توان آن‌ها را دست کم گرفت. به خصوص، جنبش زنان برای تساوی حقوق زنان و مردان تحت حکومت‌های مستبد پدرسالار، باید وجهه دیگری غیر از آنانی که تحت جوامع باز سیاسی عمل می‌کنند، به خود بگیرد. تاسیس سازمان‌ها و انتشارات مستقل، بسیج زنان معمولی، به دست آوردن منابع و پشتیبانی مالی، لابی کردن، برگزاری اعتراضات عمومی و ایجاد ارتباط با جوامع بین المللی برای زنان تحت حکومت ایران، به فعالیت‌هایی ممنوعه تبدیل شدند.</p>
<p>
	میلیون‌ها نفر که در یک تلاش به هم پیوسته مادام العمر می‌کوشند که زندگی خود را بهبود بخشند، بسیج عمومی‌ای ایجاد می‌کنند که عناصر مشخصه‌اش، سازماندهی ساختار یافته، ایدئولوژی و رهبری محوری نیست. آنانی که مقاومت می‌کنند شامل زنانی هستند که تلاش می‌کنند ورزش کنند، به دانشگاه بروند، «کار مردانه» انجام دهند، در جامعه کار کنند یا همسران خود را خودشان انتخاب کنند و نیز افراد جوانی که تلاش می‌کنند که آنچه دوست دارند بپوشند و به موسیقی که علاقمندند گوش فرا دهند.</p>
<p>
	مثلا کمپین یک میلیون امضا، برای مبارزه با قوانین مردسالار در ایران، ابتدا با استفاده از روش‌های مقاومت اجتماعی غربی آغاز شد؛ روش‌هایی همچون برگزاری نشست‌ها، ترویج گفت‌وگو، تشخیص حامیان، جمع‌آوری امضا، و سازمان‌دهی نمایش‌های خیابانی با هدف معرفی این کمپین.</p>
<p>
	آن‌ها بروشورهایی تهیه و توزیع کردند، در خیابان با مردم چهره‌به‌چهره صحبت کردند و از آنان خواستند که به قوانین تبعیض‌آمیز به هر روش مسالمت‌آمیزی که می‌توانند، اعتراض کنند. این کمپین، یک ساختار، رهبر و رهبری سلسله‌مراتبی داشت.</p>
<p>
	با این حال به خاطر ساختار اجتماعی-سیاسی حکومت، برخورد‌ها و آزارهای مورد حمایت حکومت و محدودیت‌ها علیه این جنبش، زیر فشار حکومت اسلامی کمپین شکلی منحصر به فرد به خود گرفت.</p>
<p>
	وقتی دیگر تظاهرات خیابانی و تجمع‌های عمومی امن نبود و عده زیادی بازداشت و زندانی شدند، کمپین‌کننده‌ها فضاهای تازه‌ای برای جمع‌آوری امضا جستند. به خاطر بقای جنبش، این جنبش وادار شد ساختاری افقی به خود بگیرد.</p>
<p>
	کنش‌گران در جریان فعالیت‌های روزمره و بدون شبکه‌ای سازمان‌یافته یا رهبری رسمی، شروع کردند مطالباتشان را پیش ببرند و حکومت را به چالش بکشند.</p>
<p>
	تاکسی‌ها، فروشگاه‌ها، پارک‌ها، دانشگاه‌ها و آرایشگاه‌ها به فضاهای جدید برای جمع‌آوری امضا برای این کمپین تبدیل شد. زندان هم از جمله این فضا‌ها بود. در مقالاتی که یکی از زندانیان سابق نوشته است، زندان به عنوان فضای جدیدی توصیف شده که دسترسی به زنان را فراهم می‌کند که به حاشیه رانده شده‌اند.</p>
<p>
	ساختار سلسله‌مراتبی و رهبری کمپین یک میلیون امضا هم بی‌فایده شد. امضاجمع‌کنی بر کار داوطلبانه مبتنی شد. مردم از همه تیپ‌های سیاسی، اجتماعی، و پس‌زمینه‌های ایدئولوژیک می‌توانستند به این حرکت بپیوندند. این به پوایی و ساختاری منجر شد که در آن افراد می‌توانستند از پس‌زمینه‌ها و باورهای متفاوت به کمپین بپیوندند. این کمپین هیچ مکان رسمی برای فعالیت نداشت، و این به ساخته‌شدن فضاهای جدید به‌خصوص در فضاهای عمومی منجر شد.</p>
<p>
	به دلیل صورت‌بندی اجتماعی-مذهبی حکومت ایران، مقاومت در در جریان فعالیت‌های روزمره، بحث تساوی حقوق زن و مرد را دگرگون کرده است. از این رو، تلاش زنان علیه با مردسالاری و خود سازی زنان، باید از طریق حرکات جمعی غیرسازماندهی‌شده کنش‌گران با هدف دوباره‌سازی فردیت در سطح شخصی (میکرو) و سیاسی (ماکرو) باشد.</p>
<p>
	طبق گفته خانم خراسانی، یکی از فعالان حقوق زنان و از بنیانگذاران کمپین یک میلیون امضا، زنان و فمینیست‌هایی که برای تساوی حقوق زن و مرد تلاش می‌کنند، دیگر تاکیدشان بر روی ایدئولوژی نیست، بلکه بیشتر بر مقاومت در طول فعالیت‌های روزانه زنان در ایران تاکید دارند.</p>
<p>
	از نظر خانم خراسانی، کمپین یک میلیون امضا مثال برجسته‌ای از چنین ایده‌ای است.</p>
<p>
	آن‌ها انتخاب کرده‌اند که به دلیل شرایط اجتماعی-مذهبی و اجتماعی-سیاسی جایی که زندگی می‌کنند، از روش‌های متفاوتی استفاده کنند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>«هم‌گرايی سبز جنبش زنان ايران» و مبارزه برای دموکراسی</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/54966</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/54966#54966</guid>
                        
            <pubDate>ج, 06 آگوست 2010 10:38:49 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/74e0e4bf21fb6a6641665b0a886c41ef.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							خبر - مردمک 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>برخی از فعالان جنبش زنان به مناسبت سالگرد اعلام مشروطیت نشستی برگزار کردند و در آن بر مبارزه برای رسیدن به دموکراسی و برابری تاکید کردند.</h4>

						<p>
    سومين نشست &laquo;هم&zwnj;گرايی سبز جنبش زنان ايران&raquo; با حضور مادران قربانيان حوادث پس از انتحابات، همسران زندانيان سياسی و فعالان جنبش زنان به مناسبت يک&zwnj;صدمين سالگرد اعلام مشروطيت در تهران برگزار شد.</p>
<p>
    در این نشست که روز 14 مرداد برگزار شد، بیانیه همگرایی سبز جنبش زنان خوانده شد که در آن بر تاثیرگذاری زنان بر جنبش&zwnj;های بزرگ اجتماعی و موکراسی&zwnj;خواهی تاکید می&zwnj;شد.</p>
<p>
    خانم رهنورد، استاد دانشگاه و فعال جنبش زنان که در این نشست حضور داشت، با اشاره به دو جبهه فعال جنبش زنان در ایران از لزوم برقراری رابطه جنبش سبز با توده زنان و رابطه با زنان خارج از کشور سخن گفت.</p>
<p>
    همچنین خانم رهنورد، همسر میرحسین موسوی بر مبارزه با قوانین &laquo;قیم مآبانه&raquo; و مبارزه برای دموکراسی و قانون&zwnj;گرایی تاکید کرد.</p>
<p>
    پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی، یکی از جان&zwnj;باختگان حوادث خرداد 88 در سخنان خود گفت که دوست دارد شاهد روزی باشد که قاتل فرزندش به کشتن او اعتراف و طلب بخشش کند.</p>
<p>
    او گفت که در صورت آشکار شدن حقایق حاضر است قاتل پسرش را ببخشد، چرا که اعتقاد دارد با خشونت نمی&zwnj;توان به جایی رسید.</p>
<p>
    زهره تنکابنی، شهلا لاهیجی، نوشین احمدی خراسانی، ژیلا بنی یعقوب، فخرالسادات محتشمی&zwnj;پور، پرستو سرمدی، مینو مرتاضی و فاطمه گوارایی سایر گویندگان این نشست بودند.</p>
<p>
    ژیلا بنی&zwnj;یعقوب، همسر بهمن احمدی&zwnj;امویی که در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است، در سخنان خود به 25 زندانی سیاسی زن در زندان اشاره کرد که علاوه بر مشکلات مردان با مسائل مضاعف دیگری هم روبه&zwnj;رو هستند.</p>
<p>
    این روزنامه&zwnj;نگار گفت از آن&zwnj;جا که این زندانیان به طور پراکنده نگهداری می&zwnj;شوند امکان کمتری برای اعتراض جمعی دارند.</p>
<p>
    زنان حاضر در این نشست از زندانیان خواستند که اعتصاب غذای خود را بشکنند و به مسئولان زندان هشدار دادند که وقوع هر گونه حادثه ناگوار احتمالی برای زندانیان، برعهده آنان است.</p>
<p>
    فاطمه راکعی، شاعر معاصر نیز در این نشست شعری که برای مادران صلح سروده بود قرائت کرد.</p>
<p>
    نشست اول فعالان جنبش زنان در اسفند ماه گذشته و به مناسبت روز زن و دومین نشست آن&zwnj;ها نیز در فروردین ماه سال جاری برگزار شده بود.</p>
<p>
    <strong>حرکت زنان مخالف در ایران</strong></p>
<p>
    اولین انجمن زنان در دوران مشروطیت به طور مخفی شکل گرفت و عمدتا در قالب جنبش و مبارزات ملی&zwnj;گرایانه ایران بود.</p>
<p>
    پس از انقلاب مشروطیت انجمن&zwnj;های مستقل با هدف دستیابی به حقوق زنان تشکیل و نشریاتی نیز منتشر شد.</p>
<p>
    در دوره سلطنت رضاشاه نشریات و سازمان&zwnj;های مستقل زنان تعطیل و سازمان&zwnj;های عمدتا دولتی در این زمینه تاسیس شدند.</p>
<p>
    در سال&zwnj;های 1320 تا 1331 جنبش زنان مجددا احیا شد و امکان تشکیل برخی سازمان&zwnj;های مستقل&zwnj;تر فراهم گردید. این تجدید حیات محدود در سال&zwnj;های حکومت محمد&zwnj;رضا شاه از بین رفت و فعالیت زنان در کنترل دولت قرار گرفت.</p>
<p>
    زنانی که در این دوران علیه حکومت شاه مبارزه می&zwnj;کردند در قالب گروه&zwnj;های مختلف سیاسی به فعالیت خود ادامه دادند.</p>
<p>
    در دوران انقلاب اسلامی در سال 1357 زنان در کنار مردان به مبارزه با حکومت سلطنتی پرداختند و فعالانه مشارکت کردند اما خواسته و شعار آن&zwnj;ها محوریت زنانه نداشت. جنبش زنان بخشی از جنبش بزرگی بود که آحاد جامعه را در برگرفته بود.</p>
<p>
    پس از انقلاب ده&zwnj;ها انجمن و گروه زنان در نهادهای دولتی و خصوصی و در دانشگاه&zwnj;ها بوجود آمد که عمدتا به دلیل محدودیت&zwnj;های مختلف تعطیل شده یا به کار خود پایان دادند.</p>
<p>
    مبارزه زنان در سی&zwnj;ویک سال گذشته عمدتا آرام بوده و زنان بسیاری توانسته&zwnj;اند با وجود محدودیت&zwnj;های بسیار به جرگه پزشکان، نخبگان، اساتید دانشگاه، روزنامه&zwnj;نگاران و مدیران ارشد بپیوندند و حتی در دانشگاه&zwnj;ها بیش از نیمی از ظرفیت دانشجویی را به خود اختصاص دهند.</p>
<p>
    زنان در سال&zwnj;های گذشته بدون آن&zwnj;که سازمان یا نهادی به عنوان متولی رسمی در اختیار داشته باشند نه تنها در کنار مردان به تلاش برای مطالبات سیاسی و اجتماعی پرداخته&zwnj;اند، بلکه تلاش کرده&zwnj;اند با شناخت هویت جنسی خود خواسته&zwnj;های خاص خود را نیز مطرح کنند.</p>
<p>
    کمپین یک میلیون امضا، تشکیل سایت &laquo;تغییر برای برابری&raquo; از سوی برخی فعالان زن، تشکیل گروه &laquo;مادران عزادار&raquo; یا &laquo;مادران صلح&raquo; بخشی از تلاش&zwnj;های زنان در سال&zwnj;های اخیر بوده است.</p>
<p>
    در یک سال گذشته زنان حضوری فعال در تجمع&zwnj;ها و تظاهرات مخالف دولت داشتند و برخی از آنها&nbsp; بازداشت شدند. بسیاری از زنان هم موفق شدند از نهادها و سازمان&zwnj;های مختلف بین&zwnj;المللی به دریافت جوایز و نشان افتخار یا شجاعت نائل شوند.</p>
<p>
    در جدیدترین حرکت زنان می&zwnj;توان به اعتصاب غذای خانواده&zwnj;ها و به طور خاص مادرانی اشاره کرد که فرزندان آن&zwnj;ها در زندان اوین در اعتصاب غذا بسر می&zwnj;برند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>جنبش زنان؛ تحت فشار اما قدرتمند</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/53251</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/53251#53251</guid>
                        
            <pubDate>پ, 10 جون 2010 11:13:32 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/949462b82f7673542661f399a8b8f412.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - شیرین عبادی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>شیرین عبادی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر در مقاله‌ای در روزنامه گاردین چاپ لندن، وضعیت جنبش زنان را در ارتباط با جنبش سبز مردم ایران مورد بررسی قرار داده است.</h4>

						<p>
    یک سال از زمانی که مردم ایران در اعتراض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری به کوچه و خیابان آمدند، می&zwnj;گذرد. اعتراضات مردمی و مسالمت&zwnj;آمیزی که از سوی حکومت با خشونت افراطی مواجه شد.</p>
<p>
    از آن زمان تاکنون مردم ایران از پای ننشسته و همچنان به مبارزه مسالمت آمیز برای دستیابی به حداقل حقوق و آزادی&zwnj;های خود ادامه داده&zwnj;اند و در مقابل، حکومت نیز با خشونت روزافزون به سرکوب مردم اقدام کرده است.</p>
<p>
    همین چند هفته پیش حکومت ایران با اعدام مخفیانه پنج زندانی سیاسی مصداقی بارز از سرکوب مخالفان را به نمایش گذاشت.</p>
<p>
    شیرین علم هولی، 28 ساله به همراه فرزاد کمانگر و سه زندانی سیاسی دیگر یک ماه پیش به صورت مخفیانه و بدون اطلاع خانواده&zwnj;ها اعدام شدند. شیرین علم هولی در نامه&zwnj;ای که به صورت مخفیانه به خارج از زندان فرستاده بود نوشت که او بازجویان او را به زور و تحت شکنجه مجبور به اعتراف به شرکت در عملیات تروریستی کرده&zwnj;اند. اگرچه شیرین حاضر به اعتراف نشد اما اکنون حداقل 25 زن و مرد دیگر در همان شرایط در انتظار مرگ صف کشیده&zwnj;اند.</p>
<p>
    تجربیات تاریخی نشان می&zwnj;دهد که هرقدر میزان سرکوب مخالفان از سوی دولت&zwnj;ها شدیدتر بوده است، به همان نسبت جنبش&zwnj;های آزادی خواه قوی&zwnj;تر و رشدیافته&zwnj;تر ظاهر شده&zwnj;اند.</p>
<p>
    در ایران، داستان زندگی زنان بسیاری با زندگی شیرین علم هولی مشابهت دارد. بازخوانی زندگی همه آنها روایت&zwnj;گر مبارزه خستگی&zwnj;ناپذیر در خط مقدم جبهه&zwnj;ای با نام دفاع ازحقوق بشر است.</p>
<p>
    نکته اینجاست با تولد جنبش سبز مردم ایران و نقش پررنگ زنان در جریان این جنبش، بسیاری تصور می&zwnj;کنند که این جنبش مستحکم فمنیستی زائیده جنبش آزادی خواهی و سبز مردم است. در حالیکه جنبش زنان در ایران سابقه&zwnj;ای دیرینه داشته و از زمان انقلاب سال 57 و از همان روزهایی که حاکمیت تصویب و اعمال قوانین تبعیض آمیز علیه زنان را آغاز کرد، هر روز بیشتر و بیشتر استحکام و قدرت یافته است.</p>
<p>
    گرچه تنها نزدیک به 50 سال است که زنان در ایران حق رای به&zwnj;دست آورده&zwnj;اند، اما در ایران امروز با وجود تمام محدودیت&zwnj;ها و سرکوب&zwnj;هایی که حاکمیت در مورد زنان اعمال کرده است، بسیاری از آنان به صفوف پزشکان، نخبگان، اساتید دانشگاه و مدیران ارشد کشور پیوسته&zwnj;اند و 63 درصد ظرفیت دانشگاه&zwnj;های کشور را دانشجویان دختر از آن خود کرده&zwnj;اند.</p>
<p>
    جنبش زنان در سی و یک سال گذشته بی&zwnj; آنکه سازمان و یا نهادی را به عنوان متولی رسمی در اختیار داشته باشد، راه خود را به خانه تمام ایرانیانی که حتی دغدغه&zwnj;ای کوچک برای دفاع از حقوق بشر داشته&zwnj;اند، باز کرده است. به گونه&zwnj;ای که جنبش سبز مردم ایران در یک سال گذشته و از بدو تولد، از جنبش زنان الگو گرفته است. تا آنجا که مجموعه گروه&zwnj;ها و شبکه جنبش سبز به سکانداری فعالان حقوق زنان در مطالبات دموکراسی&zwnj;خواهانه خود و در دفاع از حقوق بشر بسیار استوار عمل کرده است.</p>
<p>
    شکل&zwnj;گیری گروه &laquo;مادران عزادار&raquo;، مصداقی از این مدعی است. از تیر ماه سال گذشته و پس از دستگیری و یا کشته شدن جوانان بسیاری چون ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی، گروه مادران عزادار سیاه پوش، با در دست داشتن عکس فرزندان خود هر شنبه راس ساعتی مشخص در پارک لاله تهران گرد آمدند تا اعتراض خود را نسبت به بازداشت، شکنجه و کشته شدن فرزندانشان ابراز کنند.</p>
<p>
    با آنکه گروه &laquo;مادران عزادار&raquo; هر هفته در پارک لاله مورد ضرب و شتم ماموران امنیتی قرار می&zwnj;گرفت و حتی عده&zwnj;ای از آنها نیز دستگیر شدند، اما این گروه زنان شجاعانه در دفاع از مطالبات بشردوستانه خود پافشاری کرد.</p>
<p>
    دی ماه سال گذشته، در پی تظاهرات مسالمت&zwnj;آمیز مردم در روز عاشورا موجی از دستگیری&zwnj;ها به راه افتاد و طی آن گروه&zwnj;های کثیری از فعالان حقوق زنان، روزنامه&zwnj;نگاران زن و فعالان حقوق بشر دستگیر و بازجویی شدند.</p>
<p>
    در این میان خواهر من، دکتر نوشین عبادی نیز توسط ماموران امنیتی به مدت سه هفته بازداشت شد. او سابقه هیچ&zwnj;گونه فعالیت سیاسی نداشت و در هیچ کدام از تظاهرات اعتراضی مردم شرکت نکرده بود و ماموران امنیتی وی را تنها برای آنکه مرا در خارج از کشور وادار کنند که دست از فعالیت&zwnj;های حقوق بشری بردارم، بازداشت کردند.</p>
<p>
    مبارزه زنان ایرانی نشان داده است که آنان بر راه خود استوارند و مسیر مبارزه برای آنان مسیری برگشت ناپذیر است. تشکیل کمپین یک میلیون امضاء خود نشانگر استواری زنان در راه مبارزه است. این کمپین که از پیش از انتخابات سال گذشته به جمع&zwnj;آوری امضا از زنان و مردان مدافع حقوق زنان و رفع قوانین تبعیض آمیز از زنان پرداخته است، در آخرین روزهای سال 88 برنده جایزه سازمان گزارشگران بدون مرز شد.</p>
<p>
    یک روز بعد سایت &laquo;تغییر برای برابری&raquo;، متعلق به کمپین یک میلیون امضا توسط ارتش سایبری ایران هک شد. این بیست و سومین بار بود که این سایت از زمان راه&zwnj;اندازی خود یعنی از سال 2006 مورد حمله قرار می&zwnj;گرفت اما باز هم ساعاتی پس از این اتفاق بار دیگر به فعالیت خود ادامه داد.</p>
<p>
    با وجود تمام این سرکوب&zwnj;ها و فشارها از سوی حاکمیت، مبارزه برای دفاع از حقوق و بشر و برابری جنسیتی همچنان در سالگرد انتخابات نیز ادامه می&zwnj;یابد. در مراسم نخستین سالگرد انتخابات در سراسر جهان، فعالان حقوق بشر، دانشجویان و مردم نگران برای آینده ایران تلاش خواهند کرد تا عمق فاجعه نقض حقوق بشر در ایران را به جهانیان بنمایانند.</p>
<p>
    اما باز هم در تظاهرات و اعتراضات مسالمت&zwnj;&zwnj;آمیز امسال نیز زنان در خط مقدم مبارزه قرار خواهند داشت، همچنان که از گذشته تا امروز در این مسیر باقی مانده&zwnj;اند.</p>
<p>
    پس، این سخن مرا به خاطر داشته باشید که &laquo;زنان همان کسانی هستند که دموکراسی را برای ایران به ارمغان خواهند آورد.&raquo;</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>جایزه یک بنیاد فمینیستی برای فعالان زن زندانی در ایران</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/52320</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/52320#52320</guid>
                        
            <pubDate>چ, 05 می 2010 06:59:37 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/0f2055786f9c939f8f710a15c9ed4f82.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							خبر - مردمک 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>«بنیاد فمنیست مجوریتی» جایزه سال 2010 خود را با تقدیر از تمام فعالان حقوق زن در ایران به آن دسته از فعالان زن ایرانی اهدا کرد که در زندان‌ به سر می‌برند.</h4>

						<p>&laquo;بنیاد فمنیست مجوریتی&raquo; جایزه سال 2010 خود را، با تقدیر از تمام فعالان حقوق زن در ایران، به آن دسته از فعالان زن ایرانی اهدا کرد که در زندان&zwnj; به سر می&zwnj;برند. <br />
<br />
در مراسم اهدای این جایزه که، 14 اردیبهشت، در شهر لس&zwnj;آنجلس برگزار شد، عشا مومنی، از فعالان جنبش زنان که خود سابقه زندانی شدن در جمهوری اسلامی را دارد، این جایزه را از طرف فعالان مدنی زنی که زندانی هستند، دریافت کرد.<br />
<br />
&laquo;بنیاد فمینیست مجوریتی&raquo; یک سازمان فمینیستی غیردولتی در آمریکاست که در سال 1987 برای برقراری تساوی&zwnj; جنسیتی، تامین سلامت تولیدمثل و از بین بردن خشونت تاسیس شد. این بنیاد از سال 1972 ناشر &laquo;میس مگزین&raquo;، یکی از اصلی&zwnj;ترین مجلات فمینیستی آمریکا، است. <br />
<br />
عشا مومنی پس از دریافت این جایزه،&zwnj; در سخنانی با اشاره به بیش از صد سال فعالیت زنان در ایران برای دستیابی به حقوق برابر، گفت که در سال 88 دوبار معنای آزادی را چشیده&zwnj;است. یک&zwnj;بار پس از آزادی از سلول انفرادی در زندان اوین و بار دیگر وقتی مردم در تظاهرات&zwnj;&zwnj;های اعتراضی به نتایج انتخابات &laquo;خیابان&zwnj;های ایران را از آن خود کردند.&raquo;<br />
<br />
وی افزود اکنون زنان ایران با حقوق خود آشنا شده&zwnj;اند و دیگر نمی&zwnj;توان &laquo;صدای آن&zwnj;ها را خاموش کرد.&raquo; وی با اشاره به فعالان زن زندانی در ایران گفت که این زنان علاوه بر هزینه زندانی شدن، متحمل هزینه&zwnj;های نادیدنی بسیاری چون از دست دادن کار، اخراج از دانشگاه، تهدید خانواده و اتهامات بی&zwnj;اساسی می&zwnj;شوند&zwnj; که گاه به از هم پاشیدن خانواده می&zwnj;انجامد. به گفته وی این هزینه&zwnj;ها برای فعالان زن در گروه&zwnj;های اقلیت قومی یا مذهبی بسیار بیشتر است. <br />
<br />
خانم مومنی در انتها با اظهار تاسف از عضویت ایران در کمیسیون مقام زن سازمان ملل و سکوت جامعه بین&zwnj;المللی در برابر آن، اضافه کرد که موضوع حقوق بشر در ایران نباید در سایه مسئله هسته&zwnj;ای کمرنگ شود.&nbsp; <br />
<br />
در مراسم امسال که با حضور مقامات شهر لس&zwnj;آنجلس و فعالان حقوق زنان و گروه&zwnj;های اقلیت در هتل بورلی&zwnj;هیلز شهر لس&zwnj;آنجلس برگزار شد، از زنان ایرانی به عنوان پیشگامان اعتراض در تظاهرات&zwnj;های بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و کسانی که بیشتر از همه خواهان تغییر شرایط موجود در ایرانند، یاد شد. <br />
<br />
&laquo;هلن چو&raquo;، که یکی از اعضای هئیت مدیره فمنیست مجوریتی است، در هنگام تقدیم این جایزه با توضیح وضعیت نابرابر زنان در قانون ایران، از آنان به عنوان &laquo;زنان شجاعی&raquo; نام برد، که برای تغییر وضعیت موجود تلاش می&zwnj;کنند و زندان و شکنجه آنان را ناامید نمی&zwnj;کند&zwnj;.<br />
<b><br />
&zwnj;دریافت&zwnj;کنندگان جایزه</b> <br />
<br />
بنیاد فمنیست مجوریتی علاوه بر فعالان زن زندانی در ایران، از خالد حسینی،&zwnj; نویسنده آمریکایی افغانی&zwnj;تبار، گلوریا استاینم، فمینیست&zwnj; مشهور امریکایی و موسس &laquo;میس مگزین&raquo; و دولارس هورتا، فعال کارگری مکزیکی تبار، تقدیر کرد. <br />
<br />
خالد حسینی، نویسنده کتاب&zwnj;های &laquo;بادبادک باز&raquo; و &laquo;هزاران خورشید درخشان&raquo;، از کتاب &laquo;هزاران خورشید درخشان&raquo; به عنوان اثری که به زنان و کودکان افغانی تقدیم شده یاد کرد و گفت که این افتخار بزرگی برای اوست که از کتابش به عنوان یک منبع برای شناخت وضعیت زنان افغان نام برده می&zwnj;شود. وی موفقیت خود را مرهون زنان بزرگ زندگی&zwnj;اش، از جمله مادرش دانست که مدیر مدرسه دخترانه&zwnj;ای در کابل بود،. <br />
<br />
گلوریا استاینم، که یکی از مشهورترین فعالان فمینیستی در آمریکاست و از او به عنوان یکی از افراد تاثیر گذار در شکل&zwnj;گیری قرن بیستم نام می&zwnj;برند، در سخنانی با اشاره به مشکلات بین&zwnj;الملی موجود برای زنان گفت که هنوز راه درازی پیش روی زنان است. به گفته وی هنوز حق سقط جنین برای زنان به رسمیت شناخته نمی&zwnj;شود و زنان برای چیزهایی که حق&zwnj;شان است مجازات می&zwnj;شوند. <br />
<br />
دولارس هورتا که از فعالان کارگری و زنان و یکی از موسسان اتحادیه کشاورزان در آمریکاست و در سن هشتاد سالگی هنوز به فعالیت&zwnj;&zwnj;های مدنی و اجتماعی مشغول است، در سال&zwnj;های اخیر به مساله کشتار بی&zwnj;رحمانه زنان در مکزیک پرداخته و سعی&zwnj; دارد توجه رسانه&zwnj;ها و دولت را به آن جلب کند.<br />
<br />
عشا مومنی، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در شهر نورتریج در رشته علوم ارتباطات است. وی در سال 87 در حالی که مشغول تکمیل پروژه پایان&zwnj;نامه خود در مورد زنان فعال در کمپین یک میلیون امضا در ایران بود، توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد. وی 28 روز در سلول انفرادی به سر برد و پس از آن به مدت 9 ماه اجازه خروج از کشور را نداشت. وی اکنون در شهر لس&zwnj;آنجس مشغول تحصیل است. <br />
<br />
سال گذشته بنیاد فمنیست مجوریتی جایزه افتخاری خود را به &laquo;کمپین یک میلیون امضا&raquo; به خاطر فعالیت&zwnj; &laquo;فوق&zwnj;العاده&raquo; این گروه برای پایان دادن به قوانین نابرابر جنسیتی در ایران اهدا کرده بود. در سال 2006 نیز شیرین عبادی، حقوق&zwnj;دان و فعال حقوق بشر، یکی از برندگان این جایزه بود.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>ویدئو - دومین نشست همگرایی سبز جنبش زنان</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/videos/full/51703</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/videos/full/51703#51703</guid>
                        
            <pubDate>چ, 21 آپریل 2010 04:21:30 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
							<img src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=http://www.mardomak.org/uploads/videos/2010/04/The_Green_Coalition_of_Womens_Movement/The_Green_Coalition_of_Womens_Movement.jpg&w=320&h=240&zc=1&q=70" alt="دومین نشست همگرایی سبز جنبش زنان" />
							<br>
							<p>فعالان جنبش زنان در فروردین 89 دومین نشست همگرایی سبز جنبش زنان را با حضور زهرا رهنورد و زنان فعال طیف&zwnj;های مختلف فکری برگزار کردند.</p><br />
<p>در ویدئویی که نوشین احمدی خراسانی منتشر کرده است. پیش از این اولین گردهمایی زنان همزمان با هشتم مارس روز جهانی زن برگزار شده بود.</p>
							
						
						
						
						

						
						
											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>جمهوری اسلامی؛ جمهوری حجاب</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/50595</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/50595#50595</guid>
                        
            <pubDate>چ, 10 مارچ 2010 13:45:40 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/3b4f9075fd2320c98145b98e3e7ee1e5.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - مجتبی هروی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>نویسنده این یادداشت به تفاوت‌های حجاب سنتی با تلقی امروزی حاکمیت جمهوری اسلامی از حجاب می‌پردازد.</h4>

						<p>اگر حجم پرونده حجاب اهمیتی داشت باید به ریشه&zwnj;های دینی، اجتماعی و تاریخی حجاب در ایران اشاره می&zwnj;کردیم و این که چطور ایرانیان حجاب را به اعراب آموختند و چطور حمله&zwnj;ی مغول بر تمرین حجاب در ایران اثر گذاشت و هدف رضا شاه از کشف حجاب چه بود. بله؛ حجاب در ایران پرونده قطوری دارد.</p>
<p>ریشه&zwnj;های دینی، اجتماعی و تاریخی زیادی را می&zwnj;توان برای حجاب و نوع تمرین آن در دوره&zwnj;های مختلف تاریخی پیدا کرد. پرونده و ریشه&zwnj;هایی که در جهان عرب وجود ندارد. جهان عرب و سایر کشورهای مسلمان&zwnj;نشین، حجاب را امری &laquo;اسلامی&raquo; و &laquo;دستوری دینی&raquo; می&zwnj;دانند که باید رعایت شود و به استثنای چند حادثه&zwnj;ی سال&zwnj;های اخیر در اروپا، عامل بیرونی مهمی ـ در سطح حمله&zwnj;ی مغول، دستور کشف حجاب و مهم&zwnj;تر از همه، انقلاب اسلامی در ایران ـ بر نوع تمرین حجاب در این کشورها اثر نگذاشته است.</p>
<p>درست است که حجاب در ایران پرونده&zwnj;ی قطوری دارد، اما این پرونده امروز به بایگانی سپرده شده و کم&zwnj;تر کسی هست که به سراغ رگ و ریشه&zwnj;های حجاب برود. حتی تلویزیون ایران ـ به عنوان دستگاهی که &laquo;ترویج فرهنگ حجاب و عفاف&raquo; را در برنامه&zwnj;ی مصوب خود گنجانده است ـ هم وقتی می&zwnj;خواهد درباره&zwnj;ی حجاب صحبت کند، به &zwnj;جای روایت سماجت زنان ایرانی برای حفظ حجاب خود در برابر مهاجمان عرب دلال کنیز، یا حتی نقل حجاب در ایران باستان به روایت فردوسی، ترجیح می&zwnj;دهد یکی از کارمندان اداری خود را به عنوان &laquo;کارشناس&raquo; به یک میزگرد تلویزیونی دعوت کند یا با زحمت در خیابان&zwnj;های شهر، آدمی بی&zwnj;خبر از همه&zwnj;جا را پیدا کند و انشای خودش را به او بدهد که بخواند.</p>
<p><b>همبستگی حجاب و جمهوری اسلامی متأخر</b></p>
<p>این که پرونده&zwnj;ی تاریخی و حتی سیاسی حجاب به بایگانی سپرده شده و هنوز خودِ حجاب موضوعیت دارد، از آن تناقض&zwnj;هایی است که فقط در جمهوری اسلامی متأخر می&zwnj;تواند اتفاق بیافتد. چرا حجاب برای جمهوری اسلامی این&zwnj;قدر مهم است؟ حجاب چه نقش و جایگاهی در این سیستم دارد؟</p>
<p>اهمیت این نقش وقتی آشکار می&zwnj;شود که به یاد داشته باشیم جمهوری اسلامی متأخر برای اولین بار در کنار دستگاه&zwnj;های ایدئولوژیک خود، همچون نظام آموزشی و رسانه&zwnj;ها، دستگاه&zwnj;های نظامی، امنیتی و قضایی را هم مأمور حفظ حجاب کرد تا جایی که در سال 1387 در قالب &laquo;طرح امنیت اجتماعی&raquo; که در ابتدا برای سرکوب &laquo;اراذل و اوباش&raquo; و &laquo;فروشندگان مواد مخدر&raquo; راه&zwnj;اندازی شده بود، پلیس به برخورد مستقیم و خشن با زنان و دختران &laquo;بدحجاب&raquo; پرداخت. (از موفقیت&zwnj;های پنهان جنبش سبز، یکی هم خاموش کردن این توپخانه است؛ یک سال خاموشی یک توپخانه&zwnj;ی جنگی مساوی است با یک سال جریان بهتر زندگی).</p>
<p>مروری کوتاه بر گفتار امروز حاکمان، این گمان را تقویت می&zwnj;کند که جمهوری اسلامی با حجاب هم&zwnj;ذات&zwnj;پنداری می&zwnj;کند. ذات جمهوری اسلامی (و به تبع آن، جمهوری اسلامی متأخر) وابسته به حجاب است. زنان در کانون این مسئله هستند و در عین حال حجاب محدود به زنان و یا حتی مردان نمی&zwnj;شود؛ حجاب امری فراگیر است.</p>
<p>همه چیز باید در حجاب باشد. به&zwnj;ویژه، در جمهوری اسلامی متأخر، &laquo;دشمنان&raquo; و &laquo;نامحرمان&raquo; همه جا در کمین&zwnj;اند. در این ایدئولوژی، کل ایران تحت نظارت بیگانگان قرار دارد. تصویرها را دوباره چک کنید و اگر لازم شد بدهید با فتوشاپ روتوش شود. خبرگزاری&zwnj;ها و روزنامه&zwnj;ها هم باید به دقت چک شوند، مبادا که تار مویی از اتفاقات واقعی بیرون بیافتد. موفق&zwnj;ترین سازمان&zwnj;ها و دستگاه&zwnj;ها، آنهایی هستند که کار خود را در خفا و با حجاب انجام می&zwnj;دهند. کسی از یک نانوا که همه می&zwnj;دانند روزی چند ساعت و در چه شرایطی کار می&zwnj;کند تقدیر نمی&zwnj;کند، اما نظامیان، و در میان آنان مرموزترینشان، در خور تقدیر و تشکراند. در چنین سیستمی، مهم&zwnj;ترین صنعت، صنعتی است که بیشترین حجاب و پوشیدگی را حفظ می&zwnj;کند: انرژی هسته&zwnj;ای.</p>
<p><b>حجاب و سیاست</b></p>
<p>در صحنه&zwnj;ی سیاسی، اگر تا حالا دو جناح بود (با در نظر گرفتن عزم جدی حاکمان برای ریشه&zwnj;کنی اصلاح&zwnj;طلبان، از فعل گذشته استفاده می&zwnj;کنیم)، مسئله بین این دو، تقدم و تأخر توسعه&zwnj;ی فرهنگی و اقتصادی نبود؛ مسئله اصلی حفظ حجاب بود که حداقل در یک جبهه، مساوی با حفظ نظام تعریف شده بود. اصلاح&zwnj;طلبان آشکارا می&zwnj;خواستند پیوند و گره&zwnj;خوردگی میان حجاب و جمهوری اسلامی را بگشایند و محافظه&zwnj;کاران بر محکم شدن این گره اصرار داشتند.</p>
<p>آنها خیلی رک و صریح، هر شکلی از توسعه فرهنگی را مترادف با &laquo;بی&zwnj;بندوباری&raquo; و &laquo;حذف ارزش&zwnj;ها&raquo; و &laquo;رفع حجاب&raquo; می&zwnj;دانستند و گرنه برخی محافل پراگماتیک در میان آنها، با یک توسعه&zwnj;ی فرهنگی کنترل و مهندسی شده به عنوان تاکتیکی برای بقا، الان هم مشکلی ندارند.</p>
<p>ترس محافظه&zwnj;کاران از توسعه فرهنگی، رفع حجاب و غبار از مناسبات اجتماعی و مهم&zwnj;تر از همه شفاف شدن مناسبات تولید در جامعه و در نتیجه، تغییر در موازنه&zwnj;ی تولید در جامعه است به نحوی که تولید واقعی از تولید فسیلی پیشی بگیرد. چشم&zwnj;انداز دیوارهای شهرهای ایران در این روزها، که سخنان نوشته شده با رنگ سبز با خشونتی سیاه پوشیده می&zwnj;شود، تصویر نمادینی است که بر فراگیری حجاب در عرصه&zwnj;ی تولید فرهنگی و سیاسی دلالت دارد.</p>
<p><b>حجاب و تولید</b></p>
<p>اگر بخواهیم علت حساسیت جمهوری اسلامی به حجاب را جویا شویم، ناگزیر از توجه به رابطه میان حجاب و تولید می&zwnj;شویم. حجاب به مفهوم مورد نیاز جمهوری اسلامی متأخر، بر سر زن باشد یا بر سر مرد، یا بر سر هر واحد اجتماعی دیگر، کارکردی ضدتولیدی دارد. حجاب ترمز آن خط از تولید است که برای جمهوری اسلامی ضرر دارد: تولید واقعی. (تأکید میرحسین موسوی بر تولید در سخنرانی&zwnj;های انتخاباتی را به یاد دارید؟ تولید یک کلیدواژه برای فهم همه&zwnj;ی ایده&zwnj;ها بود).</p>
<p>اگر به نقش حجاب آن گونه که در رسانه&zwnj;های رسمی جمهوری اسلامی متأخر تبلیغ می&zwnj;شود دقت کنیم، متوجه می&zwnj;شویم که این حجاب بیشتر بر سر فاعل و جریان تولید کشیده می&zwnj;شود. محال است که برای شما جریان تولید یک کالای اقتصادی یا فرهنگی گزارش شود، یا یک عامل واقعی تولید معرفی شود. در مظهر تولید، یعنی جایی که محصول تولید شده ظاهر می&zwnj;شود، گاهی چراغی روشن می&zwnj;شود و دوربینی قرار می&zwnj;گیرد، مشروط به آن که فاعلان واقعی و جریان تولید پوشیده بماند.</p>
<p>در نگاه اول، به نظر می&zwnj;رسد که دشمنی سیستم با شکل گرفتن فردیت علت اصلی این میل به پوشاندن باشد؛ همان&zwnj;طور که پژوهشگران اجتماعی، خودِ حجاب را یکی از راه&zwnj;های موفق برای مهار فردیت&zwnj;های مستقل معرفی کرده&zwnj;اند. اما با بررسی دقیق&zwnj;تر آشکار می&zwnj;شود که مسئله بنیادین دیگری هم وجود دارد و آن حفظ تناسب تولید در جامعه است: جمهوری اسلامی متأخر از پیشی گرفتن تولید واقعی در جامعه در برابر تولید فسیلی (اعم از نفتی و ایدئولوژیک) هراس دارد. (بیشترین برخورد با میرحسین موسوی و با کل جنبش سبز بر سر تأکید آنها بر تولید بود).</p>
<p>در کنار بحث&zwnj;های داغ روشنفکران پیرامون نقش نفت، سیستم جمهوری اسلامی متأخر این فرمول ساده و در عین حال عملیاتی را پذیرفته است که هر یک از دو صورت&zwnj;بندی تولیدی که غالب باشد، محصولات دیگری را در جهت اهداف خود به کار می&zwnj;گیرد: نفت در کشوری مثل نروژ عامل توسعه دموکراسی است و در کشوری مثل ایران عامل توسعه&zwnj;ی استبداد فقط به این خاطر که در اولی ابزارها و نیروهای کافی برای مهار انرژی نفت وجود دارد و در دومی از انرژی حاصل از نفت برای مهار و هدایت انرژی&zwnj;های ملی استفاده می&zwnj;شود.</p>
<p>در خوانشی انتزاعی، مسئله اصلی در جریان کشف حجاب ـ که مسیری طولانی را به موازات رود مشروطه در حرکت بود ـ بازگرداندن بخشی از بدنه&zwnj;ی مولد به جامعه و به جریان تولید بود تا جایی که در یک صورت&zwnj;بندی ابتدایی، هر تاکتیکی برای این منظور قابل بررسی بود و در انتها کشف حجاب به عنوان یک ابزار برای نیل به این هدف معرفی شد.</p>
<p>سیر جایگزینی ابزار و هدف و بعد، پیدا شدن اهداف دیگری همچون تجددهای فانتزی، و بعد، مهندسی فرهنگی و اجتماعی برای ساخت یک طبقه جدید و دیگرسازی&zwnj;های خطرناک و تحریک عصبیت&zwnj;های محلی، کل پروژه را واژگون کرد و شد آن&zwnj;چه نباید می&zwnj;شد. در این میان نباید به بوی شدید نفت بی&zwnj;اعتنا بود. دولت یاد می&zwnj;گرفت که به جای استفاده از پایگاه&zwnj;های مردمی، انرژی خود را از سکوهای نفتی بگیرد، و بعد چوبی در دست بگیرد و مردمش را به راهی دلبخواه هدایت کند.</p>
<p>جمهوری اسلامی متأخر دغدغه&zwnj;های تازه&zwnj;ای برای تولید دارد: مواظب باشید کسی تولید نکند. مواظب باشید هویت مولد تشکیل نشود. تولید پیش از ما انجام شده است. گوشت دایناسورهای پیش از تاریخ را از چاه&zwnj;های نفت استخراج می&zwnj;کنیم و به جهانیان می&zwnj;فروشیم. جهان گرسنه&zwnj;ی این گوشت خام است. جهان تشنه&zwnj;ی استخراجات فرهنگی ماست. رسالت ما در دنیا همین است و دنیا باید خوراک و پوشاک و بهداشت و ماشین ما را تأمین کند.</p>
<p>مواظب باشید کسی تولید نکند. همه&zwnj;ی واحدهای تولیدی به زیرزمین بروند. همه&zwnj;ی فاعلان تولیدی پنهان شوند. زنان، این فاعل&zwnj;ترین فاعلان را بپوشانید. حتی چهره&zwnj;ی آنها را. تشویقشان کنید مدرسه و دانشگاه و کارخانه را ترک کنند و به خانه بروند. همه باید تظاهر به تولید کنند، اما مواظب باشید کسی تولید نکند. چادر حجاب برتر است. برای حراست کارخانه&zwnj;ها و واحدهای تولیدی دوره&zwnj;های کنترل تولید بگذارید. برای زنان خانه&zwnj;دار دوره بگذارید. تولیدی به جز استخراج نفت نباید در صحنه دیده شود. هر تولید دیگری، پول نفت ما را هدر می&zwnj;دهد. هیچ تولیدی نباید توجیه اقتصادی پیدا کند.</p>
<p><b>حجاب بر دین و آیین</b></p>
<p>در چنین سیستمی دین هم امری محجوب می&zwnj;شود و حجاب ضخیم و سیاهی بر کل عقل دینی کشیده می&zwnj;شود. کل تاریخ تفکر و تفسیر دینی به یک&zwnj;باره محو می&zwnj;شود و جای خود را به مفاهیمی خرافی از جنس جادو و رمالی و فال&zwnj;بینی می&zwnj;دهد. تو گویی دین جدیدی وضع شده است. اعتقاد به غیب که در تلقی سنتی از دین به معنای قصور عقل در شناخت امور بود و نیاز به مشورت و صبر و پرهیز از اقدامات کور را برمی&zwnj;انگیخت، جای خود را به رد رادیکال عقل و منطق و تکیه بر خرافات عجیب و غریبی می&zwnj;دهد که معلوم نیست در چه کارگاهی ساخته شده است.</p>
<p>آدم&zwnj;های معمولی بدون سواد حوزه&zwnj;ای به عنوان عالمان دینی ظهور می&zwnj;کنند و ادعا می&zwnj;کنند که در پستو به آنها وحی شده است و وزنه&zwnj;های به ظاهر بزرگ علمی و حوزه&zwnj;ای را هم به دنبال خود می&zwnj;کشند و عالمان بزرگ دینی با سال&zwnj;های سال تجربه&zwnj;ی بحث و مطالعه و مناظره و تدریس،&zwnj; خیلی ساده به پستو رانده می&zwnj;شوند.</p>
<p><b>نتیجه</b></p>
<p>حجاب سنتی به عنوان یکی از عناصر فرهنگی جامعه&zwnj;ی ایرانی، تفاوت&zwnj;های بنیادین و مرزهای مشخصی با حجاب در فرهنگ عرب، با حجاب در فرهنگ مسلمانان مهاجر در غرب، و با حجاب در تلقی حاکمان امروزی ایران دارد. بارزترین تفاوت حجاب سنتی با تلقی امروزی حاکمیت از حجاب را می&zwnj;توان در اثر آن در مناسبات تولیدی مشاهده کرد.</p>
<p>حجاب سنتی ایرانی مانعی در جریان تولید نبود. می&zwnj;توان دوباره از زنان روستایی مثال آورد که در کنار همسر و فرزندان در امور تولیدی خانواده و جامعه مشارکت داشتند. اما در روش حاکمان امروز بر ایران، از حجاب به&zwnj;عنوان مهار تولید استفاده می&zwnj;شود. حجاب در جمهوری اسلامی، و به ویژه در جمهوری اسلامی متأخر با ذات سیستم حاکم پیوند یافته و به بازی گرفته شده است. شاید بتوان این وضعیت را به وضع زنی زخم&zwnj;خورده اما فعال و در اسارت مردی سرکوبگر تشبیه کرد. مرد خیلی راحت از او می&zwnj;خواهد زخم&zwnj;های خود را بپوشاند و گوشه&zwnj;ای بنشیند. این وضعیت پیچیده&zwnj;ای که نیاز به بررسی&zwnj;های همه&zwnj;جانبه و بحث و جدل جدی و فوری دارد.</p>
<p><b>راه حل</b></p>
<p>این گفتار حجاب را امری فراگیر معرفی می&zwnj;کند و به همین خاطر، ارائه یک راه حل عملیاتی را دشوار می&zwnj;داند. اگر حجاب را مختص زنان تلقی کنیم، چنان که در برخی ادبیات سیاسی رخ می&zwnj;دهد، می&zwnj;توان دعوت به برداشتن یک&zwnj;باره&zwnj;ی حجاب را در دستور داشت. به ویژه آن که جمهوری اسلامی متأخر وابستگی عجیبی به حفظ حجاب دارد. در عین حال با توجه به نوع خشونتی که جمهوری اسلامی متأخر در این خصوص اعمال می&zwnj;کند، این گفتار چنین پیشنهادی ندارد.</p>
<p>اگر جمهوری اسلامی متأخر تلاش می&zwnj;کند با استفاده از حجاب، سوژه&zwnj;های مستقل را سرکوب کرده و در جریان تولید وقفه ایجاد کند، یک راه می&zwnj;تواند خنثی کردن این تلاش باشد. با حجاب یا بی&zwnj;حجاب باید به فکر رشد و تقویت هویت&zwnj;های مستقل برای مشارکت در جریان تولید واقعی بود.</p>
<p>یک سوژه مستقل که لباسش را خودش طراحی یا انتخاب می&zwnj;کند، می&zwnj;تواند تفکر مستقلی هم داشته و آزاد بیاندیشد. پرده براندازی از هر چیزی که جمهوری اسلامی متأخر بر آن پرده می&zwnj;اندازد، گاه دشوار و گاه آسان است. و هر کس به فراخور شناخت و توانی که دارد و کاری که می&zwnj;تواند انجام دهد، باید به کشف این حجاب فراگیر کمک کند.</p>
<p>آگاهی اولین مسئله امروز ایران، حاکمیت دایناسورهای ایدئولوژیک است. آنها دایناسورهای بیرون آمده از چاه&zwnj;های نفت را به استخدام گرفته و می&zwnj;خواهند در پرده، همه&zwnj;ی انرژی&zwnj;های موجود در جامعه و منطقه را یا دایناسوری کنند یا اگر نتوانستند، آنها را نابود و ریشه&zwnj;کن کنند.</p>
<p>این برنامه می&zwnj;تواند خطرناک باشد. فرستادن همه&zwnj;ی فعالان جامعه به زندان و دیگر صورت&zwnj;های حقیقی و مجازی از پرده و حجاب، بخشی از این برنامه است. راه حل بنیادینی که برای این برنامه پیشنهاد می&zwnj;شود، چیزی جز پاره کردن پرده از راه آگاهی&zwnj;بخشی و خبررسانی نیست.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>جنبش سبز و جنبش زنان؛ کدام بايد از دیگری ياد بگيرد؟</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/50562</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/50562#50562</guid>
                        
            <pubDate>س, 09 مارچ 2010 18:13:46 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/5f0763785e8314daf35f172a94cc4ede.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - همایون خیری 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>نویسنده وبلاگ آزادنویس در بررسی جنبش سبز و جنبش زنان به تفاوت دو دیدگاهی می‌پردازد که یکی می‌گوید جنبش زنان باید از جنبش سبز بیاموزد و دیگری معتقد است حالا وقت آن است که جنبش سبز از جنبش زنان بیاموزد.</h4>

						<p>به مناسبت روز جهانی زن، گزارشی در بی&zwnj;بی&zwnj;سی پخش شد که به نظرم مهم&zwnj;ترين و کليدی&zwnj;ترين موضوع در اعتراضات بعد از انتخابات است. اين که نوشتم مهم&zwnj;ترين و کليدی&zwnj;ترين به جهت اين است که در چهار سال گذشته درست مثل يک پروژه تحقيقاتی به موضوع نگاه کرده&zwnj;ام و جا به جا هم در موردش در همين وبلاگ نوشته&zwnj;ام.</p>
<p>البته قبل از اين که اصل موضوع را بنويسم طبق معمول بايد اين را هم بنويسم که صلاحيت عملی و نظری در برنامه ريزی&zwnj;های مرتبط با جنبش&zwnj;های اعتراضی زنان را خود فعالان حقوق زنان دارند و چيزی که من می&zwnj;نويسم فقط از زاويه نگاه يک ناظر است.</p>
<p>در گزارش بی&zwnj;بی&zwnj;سی با شادی صدر و پروين اردلان مصاحبه کرده بودند و جالب اين بود که نظر اين دو فعال حقوق زنان کاملن مخالف همديگر بود. طبيعی&zwnj;ست که نظر مخالف داشتن به معنای نفی طرف مقابل نیست، منتهای مراتب موضوعی که در مورد آن نظر مخالف داشتند می&zwnj;شود گفت در اين مورد خاص به نفی طرف مقابل ختم می&zwnj;شود.</p>
<p>اصل موضوع اين بود که آيا جنبش سبز باید از جنبش زنان ياد بگيرد يا اين جنبش زنان است که حالا بايد از جنبش زنان ياد بگيرد؟ شادی صدر معتقد بود که جنبش زنان بايد از سبزها ياد بگيرد و پروين اردلان به پیشرو بودن جنبش زنان اعتقاد داشت.</p>
<p>به عنوان يک ناظر بيرونی به نظرم جنبش زنان هنوز با فاصله&zwnj; بسيار زيادی جلوتر از تقريبا تمام جنبش&zwnj;های اجتماعی و سياسی ایران، و از جمله سبزها، دارد حرکت می&zwnj;کند. يعنی چنان جنبش زنان قدرتمندانه دارد جامعه را متحول می&zwnj;کند که با کمی دقت متوجه می&zwnj;شويد که همين الان جنبش زنان را می&zwnj;توان در حد يک لايه&zwnj; اجتماعی مشخص نشان داد.</p>
<p>خوب که در تاريخ ايران دقيق بشويد متوجه می&zwnj;شويد که حرکت&zwnj;های اجتماعی تا وقتی به عنوان يک لايه دربيايند زمان طولانی بايد ازشان بگذرد. البته فقط هم زمان نيست بلکه پيام و عناصر ارسال و دريافت پيام هم هستند که هر جنبشی را به لايه تبديل می&zwnj;کنند. مثلن معمم&zwnj;ها (که من زورکی بهشان می&zwnj;گويم روحانيون) با وجود اين که 30 سال است قدرت سياسی را در ايران در کنترل دارند و با وجود اين که از جنبه&zwnj; اقتصادی هم همه جور امکانی در دسترس&zwnj;شان هست اما هنوز نتوانسته&zwnj;اند لايه&zwnj;ی روحانيون سياسی را شکل بدهند تا با اين لايه بتوانند بر افکار عمومی تأثير بگذارند.</p>
<p>فی&zwnj;الواقع هنوز که هنوز است اين لايه&zwnj;ی روحانيون غيرسياسی&zwnj;ست که دارد جامعه را اداره می&zwnj;کند و معمم&zwnj;های حکومتی هم هر جایی که توسط حکومت کنار گذاشته شدند يا خودشان از سياست دست کشيدند به همان لايه&zwnj; غيرسياسی&zwnj;ها برگشتند. سيستانی از جمله آدم&zwnj;های همان لايه&zwnj;ست و منتظری نمونه&zwnj;ی سياسی&zwnj;اش است که به لايه&zwnj; غيرسياسی مراجعت کرد.</p>
<p>جالب هم اينجاست که عناصر تندروی همين معمم&zwnj;های سياسی که با حمايت&zwnj;های مالی بازار در دوران شاه امثال نواب صفوی را توليد می&zwnj;کردند همين حالا که هم تندروهای بيشتری دارند و هم منابع مالی&zwnj;شان قوی&zwnj;تر است نتوانسته&zwnj;اند همان نواب صفوی را هم بازتوليد کنند. دليلش هم، به نظر من، اين است که حالا برای بازتوليد نواب صفوی بايد حمايت&zwnj; لايه&zwnj;ی غيرسياسی را داشته باشند که ندارند. به همين دليل هم هست که هر چه که توليد می&zwnj;کنند خنده&zwnj;دار از آب درمی&zwnj;آيد. از باب نمونه يکی&zwnj;شان همين روح&zwnj;الله حسينيان است.</p>
<p>تبديل شدن جنبش&zwnj;های اجتماعی به لايه&zwnj;های اجتماعی فقط ناشی از برنامه&zwnj;ريزی&zwnj;شان نيست، بلکه بيشتر ناشی از پذيرش اجتماعی پيام&zwnj; و اين که اين پيام را چه کسانی در جامعه منتشر و چه کسی دريافت می&zwnj;کند هم هست. اين تفاوت بزرگی&zwnj;ست که بين جنبش سبز و جنبش زنان وجود دارد. مثلن در حوزه&zwnj;ی سياسی و با وجود اين که جمع بسيار زيادی به نتيجه انتخابات اعتراض دارند ولی هنوز نمی&zwnj;شود گفت واقعا کسی به احمدی&zwnj;نژاد رأی نداده. بلاخره يک گروهی هم به او رأی داده&zwnj;اند و تا آخر دنيا هم هميشه يک گروهی به آدم&zwnj;های راديکال و ماجراجو رأی خواهند داد منتها در بين خانم&zwnj;های حکومتی&zwnj; و طرفداران احمدی&zwnj;نژاد هم موضوع وزارت زنان يا کسب حقوق اجتماعی برای آن&zwnj;ها موضوعی&zwnj;ست که محالفتی با آن وجود ندارد و همين هم شد که احمدی&zwnj;نژاد از پتانسيل همراهی و موافقت زنان در انتخاب وزير زن در کابينه&zwnj;اش استفاده کرد.</p>
<p>جنبش سبز در همين يک مورد پيام، پيام&zwnj;رسان و پيامگير هنوز دارد لنگ می&zwnj;زند، دليلش هم اين است که تنوع خواسته&zwnj;ها زياد است و هر گروهی هم يک حرفی می&zwnj;زنند که از دين&zwnj;زدايی در جامعه گرفته تا جهش به سمت کشورگشایی و دوران هخامنشيان همه جور حرفی توی آن پيدا می&zwnj;کنيد.</p>
<p>درست است که جمهوری اسلامی همه را به ستوه آورده ولی هنوز نمی&zwnj;شود روی يک برگه کاغذ نوشت که مثلا اول چی دوم چی و تا پنجم را پشت سر هم رديف کرد که همه هم در مورد اين پنج تا خواسته متفق&zwnj;القول باشند. اما در مورد جنبش زنان می&zwnj;شود به راحتی خواسته&zwnj;های اصلی را پيدا کرد و در حالی که رهبری جنبش&zwnj;های حقوق زنان با آدم&zwnj;های خاصی نيست ولی خواسته&zwnj;ها به طور مشخص دارد توسط فعالان دنبال می&zwnj;شود.</p>
<p>يک نکته&zwnj; جالب&zwnj;تر هم اين است که فعالان حقوق زنان در تمام رده&zwnj;های اجتماعی هستند و هيچ بخشی از جامعه نيست که از پيام آن&zwnj;ها بيخبر مانده باشد. اين را که بگذاريد در حوزه&zwnj; جنبش سبز همين الان می&zwnj;توانيد ببينيد که بعضی&zwnj;ها به خاطر دوری از به خطر افتادن منافع اقتصادی&zwnj;شان هر طرفی که باد بوزد به همان طرف تمايل پیدا می&zwnj;کنند، که کم هم نيستند و در همه رده&zwnj;های اجتماعی&zwnj; هم پيدای&zwnj;شان می&zwnj;کنيد. همين اوضاع باعث شده که در پيام جنبش سبز هنوز اغتشاش تئوری و عملی زيادی بينيد.</p>
<p>نظر شادی صدر مبنی بر اين که جنبش&zwnj; زنان حالا بايد از سبزها ياد بگيرد در واقع ناديده گرفتن تمام آن پتانسيلی&zwnj;ست که بدون جنگ و مرافعه توانسته جنبش زنان را در حد يک لايه اجتماعی ارتقاء بدهد. واقعيتش هم اين است که در بين جنبش&zwnj;های اجتماعی ايران در دوران معاصر، هنوز صلح&zwnj;آميز&zwnj;تر از همين جنبش زنان چيز ديگری برای نمونه نداريم که بشود سبزها را به نمونه گرفتن از آن تشويق کرد.</p>
<p>خوب چرا اين دوگانگی ميان شادی صدر و پروين اردلان وجود دارد؟ به نظرم موضوع مربوط است به خواستگاه اجتماعی اين دو نفر. شادی صدر به عنوان وکيل دارد به موضوع نگاه می&zwnj;کند و طبيعی&zwnj;ست که با وجود جنسيت اما موضوع برايش محدوديت اجتماعی&zwnj;ست تا جنسيتی.</p>
<p>يعنی اين محدوديت اجتماعی را می&zwnj;تواند در دفاع از يک مرد هم لحاظ کند. در حالی که پروين اردلان به عنوان نويسنده به محدوديت&zwnj;های جنسيتی در جامعه توجه می&zwnj;کند. يعنی حتی اگر يک محدوديت واحد را برای مرد و زن يکسان بگيريم، در همان محدوديت باز هم زن&zwnj;ها قدرت کمتری برای عکس&zwnj;العمل نشان دادن دارند.</p>
<p>مثلا فکر کنيد يک مرد فقير می&zwnj;تواند شب روی صندلی پارک بگيرد بخوابد و پليس هم کاری به وضع و حال او نداشته باشد ولی يک زن فقير نمی&zwnj;تواند. نگاه شادی صدر اين است که فقر را بايد کاهش داد يا ريشه&zwnj;کن کرد در حالی که نگاه پروين اردلان اين است که اگر به مرد کاری نداريد به زن هم کاری نداشته باشيد چون حتی وقتی فقر را کاهش می&zwnj;دهيد باز هم آدمی که مجبور باشد گوشه خيابان بخوابد وجود دارد.</p>
<p>در عالم هنر هم تفاوت اين دو ديدگاه را می&zwnj;بينيد. يکی می&zwnj;شود مثلا تهمينه ميلانی که در "دو زن"، زن و مرد را در حال کلنجار رفتن با محدوديت&zwnj;های اجتماعی می&zwnj;بيند و يکی هم می&zwnj;شود رخشان بنی اعتماد که در "روسری آبی" به گرفتاری&zwnj;های زن در محدوديت&zwnj;های اجتماعی بيشتر بها می&zwnj;دهد.</p>
<p>به عنوان يک ناظر، فکر می&zwnj;کنم هنوز جنبش سبز بايد از جنبش زنان ياد بگيرد. يعنی اگر قرار باشد سبزها بدون شتاب و خيلی اساسی بنيادهای فکری جامعه&zwnj; ايرانی را تغيير بدهند و محصول مبارزه&zwnj;شان تبديل بشود به ظهور يک لايه اجتماعی که هميشه حافظ مردمسالاری باشد ناچارند همين راهی را بروند که جنبش زنان رفته. همين اطلاع&zwnj;رسانی بی&zwnj;وقفه و مبارزه بدون خشونت.&nbsp;</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>ویدئو - پیام شادی صدر برای تقدیم جایزه‌اش به شیوا نظرآهاری</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/videos/full/50551</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/videos/full/50551#50551</guid>
                        
            <pubDate>س, 09 مارچ 2010 14:48:59 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
							<img src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=http://www.mardomak.org/uploads/videos/2010/03/Shadi_Sadr_Speach_International_Women_of_Courage_Award_10_Mars_2010/Shadi_Sadr_Speach_International_Women_of_Courage_Award_10_Mars_2010.jpg&w=320&h=240&zc=1&q=70" alt="پیام شادی صدر برای تقدیم جایزه‌اش به شیوا نظرآهاری" />
							<br>
							<p>شادی صدر در پیامی اعلام کرد که جایزه &laquo;زنان شجاع&raquo; را به شیوا نظرآهاری، فعال جنبش زنان و مدافع حقوق بشر که هم&zwnj;اکنون در زندان است، تقدیم می&zwnj;کند و در مراسم اهدای جایزه شرکت نمی&zwnj;کند &laquo;تا جای خالی شیوا به چشم بیاید&raquo;.</p><br />
<p>خانم صدر روز سه&zwnj;شنبه 18 اسفندماه، در پیامی گفت که برای ابراز همبستگی با شیوا نظرآهاری برای شرکت در مراسم اهدای جایزه به واشنگتن نخواهد رفت &laquo;تا جای خالی شیوا، در آن مراسم و تمام جلسه&zwnj;ها و کنفرانس&zwnj;های رسمی پس از آن به چشم بیاید. تا همه جهانیان ببینند و بدانند آنچه بر شیوا و بر سایر مدافعان حقوق بشر، فعالان جنبش زنان و روزنامه نگاران دربند می رود&raquo;.</p><br />
<p>&laquo;شبکه زنان تحت قوانین مسلمانان&raquo; (WLUML) اعلام کرده که قرار بوده است پیام شادی صدر در این باره چهارشنبه 19 اسفندماه و در مراسم اهدای جایزه به او و 9 برنده دیگر این جایزه که با حضور هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا و میشل اوباما، بانوی اول آمریکا برگزار می&zwnj;شود پخش شود.</p><br />
<p>اما &laquo;شبکه زنان تحت قوانین مسلمانان&raquo; که شادی صدر عضو هیات مشاوران آن است، روز سه&zwnj;شنبه باخبر شد که وزارت خارجه آمریکا تصمیم گرفته است این پیام را پخش نکند.</p><br />
<p>این گروه فراملیتی فعال در حقوق زنان، در اطلاعیه مطبوعاتی&zwnj;اش این اقدام وزارت خارجه آمریکا را &laquo;خاموش&zwnj;کردن صدای اعتراض و همبستگی زنان&raquo; خواند.</p><br />
<p>یک هفته پیش شادی صدر، فعال حقوق زنان و وکیل دادگستری، به عنوان یکی از برندگان جایزه ویژه وزارت امور خارجه آمریکا با عنوان &laquo;جایزه جهانی زنان شجاع&raquo; اعلام شد.</p><br />
<p>وزارت امور خارجه آمریکا از سال 2007 جایزه بین&zwnj;المللی زنان شجاع را به زنانی اهدا کرده که &laquo;شجاعت و رهبری استثنایی را در حمایت از حقوق اجتماعی و پیشرفت زنان&raquo; نشان داده&zwnj;اند.</p><br />
<p>پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در ایران، این سومین بار است که خانم صدر برنده چند جایزه معتبر جهانی در زمینه حقوق بشر شده است.</p>
							
						
						
						
						

						
						
											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>جنبش زنان ایران به کجا می‌رود؟</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/50509</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/50509#50509</guid>
                        
            <pubDate>د, 08 مارچ 2010 18:50:53 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/d766013594e68b98d327762a0976c953.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - لیلا موری 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>این گزارش نگاهی به پدیده مهاجرت و تاثیر آن بر جنبش زنان ایران دارد.</h4>

						<p>
    حوادث پس از انتخابات خرداد 88 و کشته&zwnj;شدن تعدادی از تظاهرکنندگان، دستگیری شمار زیادی از فعالان سیاسی و اجتماعی و به دنبال آن احکام سنگین و اتهام محاربه و ارتداد به برخی از این افراد، نسل جدیدی از مهاجران ایرانی را به وجود آورد.</p>
<p>
    بسیاری از ترس محاکمه و زندان و اعدام بارشان را بستند و تاریخ 30 سال پیش را در حجم کمتری تکرار کردند. و این روزها داستان&zwnj;هاست که از وضعیت سخت و ناگوار بسیاری از ایرانیان در ترکیه، شمال عراق و اروپا به گوش می&zwnj;رسد.</p>
<p>
    فعالان جنبش زنان هم از این حوادث در امان نمانده&zwnj;اند و ظرف هشت ماه گذشته بسیاری از چهره&zwnj;های سرشناس این جنبش ایران را ترک کرده&zwnj;اند. شیرین عبادی، شادی صدر، آسیه امینی، محبوبه عباسقلی زاده، و پروین اردلان از جمله اشخاصی هستند که در چند ماهه اخیر احتمالا به امید بازگشت زود هنگام از کشور خارج شده&zwnj;اند.</p>
<p>
    پیشتر از آن فریبا داوودی مهاجر و رویا طلوعی به همین امید آمده بودند و ماندگار شدند. برخی البته همچنان مانده&zwnj;اند و در زیر فشار و سرکوب&zwnj;های حکومتی سعی می&zwnj;کنند به فعالیت&zwnj;هایشان ادامه دهند و ساکت ننشینند.</p>
<p>
    جنبش زنان ایران 30 سال تلاش مستمر و گاهی طاقت فرسا را به جان خرید تا به جایی برسد که بتوان آن را پویاترین جنبش اجتماعی ایران و یکی از فعال&zwnj;ترین جنبش&zwnj;های زنان خاورمیانه و به زعم برخی، جهان نامید.</p>
<p>
    زنان جوانی که بعد از انقلاب بزرگ شدند آرام آرام همدیگر را پیدا کردند، دست به دست هم دادند تا بنیان&zwnj;های یکی از ارزشمندترین جنبش&zwnj;های معاصر این سرزمین را بنیاد افکنند. جدایی از فعالان پیش از انقلاب که مجبور شده بودند همانند برخی گذشتگان خود در صد سال گذشته ایران بار سفر ببندند و در بامداد انقلاب کشور را ترک کنند، باعث شد نسل جوان مجبور شود بسیار از تجربه شده&zwnj;ها را خود بار دیگر بیازماید و سنگ بنای جنبش را گاهی از اول بچیند.</p>
<p>
    شکاف بین نسل قبل از انقلاب و بعد از آن به دلیل سرکوب&zwnj;های اوایل انقلاب بیشتر و بیشتر شد تا جایی که بسیاری از فعالان جوانی که بعد از انقلاب به دنیا آمده بودند نامی از بسیاری از پیشروان جنبش زنان ایران نشنیده بودند. بسیاری حتی نمی&zwnj;دانستند این جنبش تاریخچه&zwnj;ای صد ساله دارد.</p>
<p>
    در کشوری که تاریخ مدرنش شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی بسیار بوده است و مردمانش عدم ثبات و ناامنی را در تمام بخش&zwnj;های زندگی&zwnj;شان تجربه کرده&zwnj;اند، شکاف بین نسل&zwnj;ها چیز غریبی نیست. فعالان هر نسل از زمان مشروطه گرفته تا انقلاب ایران یا وادار به سکوت شدند و یا مجبور به ترک وطن و بدین صورت نسل جدید پس از آن در موارد نادری این امکان را داشت که از نسل قبل از خود بیاموزد و تجربه را تجربه نکند.</p>
<p>
    جنبش زنان ایران نیز از این امر مستثنی نیست.&nbsp;وقتی در 18 اسفند 1357(برابر با 8 مارس 1979) زنان ایرانی، برای اعتراض&nbsp;به حجاب اجباری به خیابان آمدند، از سوی هم&zwnj;رزمانشان به غرب&zwnj;زدگی و عامل&nbsp;استعمار و امپریالیسم جهانی متهم و وادار به سکوت شدند.</p>
<p>
    بسیاری که خواستند به مبارزه ادامه دهند به زندان رفتند یا اعدام شدند یا پس از گذراندن سال&zwnj;ها در زندان تصمیم گرفتند برای همیشه سکوت کنند. گروهی نیز از ایران خارج شدند و سعی کردند فعالیت&zwnj;هایشان را علیه حکومتی که به گفته آن&zwnj;ها بسیار واپس&zwnj;گرا و ارتجاعی بود از خارج از کشور ادامه دهند.</p>
<p>
    در این میان نسل جدیدی از زنان ایرانی که در دهه 70 و 80 شمسی در ایران پا به عرصه روزنامه&zwnj;ها و وبلاگ&zwnj;ها و سایت&zwnj;های اینترنتی گذاردند تاریخ جدیدی را در عرصه فعالیت&zwnj;های فمینیستی و مبارزاتی زنان ایران رقم زدند.</p>
<p>
    در کوتاه مدتی اینترنت به مهمترین رسانه و ابزار جنبش زنان ایران تبدیل شد. روزنامه&zwnj;نگاران زن جوان که در روزنامه&zwnj;های اصلاح طلب، که به مدد باز شدن فضای سیاسی دوران محمد خاتمی پا به عرصه گذاشته بود، فعال بودند، نقش اساسی را در این وبسایت&zwnj;ها و جنبش زنان ایران ایفا کردند.</p>
<p>
    از دل این نسل کارزارهای مختلفی در راه احیای حقوق زنان شکل گرفت: سایت زنان ایران شروع این کارزار بود و بعدها کمپین ضد سنگسار، کمپین یک میلیون امضا، کمپین حضور در استادیوم و چندین کمپین دیگر برای مبارزه با قوانین تبعیض آمیز علیه زنان از ابزار اینترنت برای ارائه دیدگاه&zwnj;های خود استفاده کردند.</p>
<p>
    با روی کار&zwnj;آمدن دولت محمود احمدی نژاد نسل جوان فعال جنبش زنان ایران که به خاطر فعالیت&zwnj;هایشان زندانی شدند و تحت بازجویی&zwnj;های مکرر قرار گرفتند هر یک به گوشه&zwnj;ای رفتند یا دانشجوی مقیم خارج شدند. بعد از انتخابات روند این مهاجرت رو به افزایش گذاشت و به چهره&zwnj;های شاخص&zwnj;تر کشیده شد.</p>
<p>
    یکی از اولین رویارویی&zwnj;های این نسل بیرون شده، روبرو شدن با نسل ایرانیانی بود که 30 سال بود دیگر ایران نرفته بودند. اختلاف&zwnj;نظرها و دیدگاه&zwnj;ها و نگاه&zwnj;ها به سختی باعث نزدیک شدن این دو نسل به هم می&zwnj;شد به طوریکه برخی از اعضای نسل جوان بهتر دیدند که هر چه بیشتر به کتاب و درس و مشقشان پناه ببرند.</p>
<p>
    برخی از چهره&zwnj;های جنبش زنان ایران که پس از رویدادهای خرداد 88 ایران را به قصد کشورهای عمدتا اروپایی ترک کردند زمانی بر این باور بودند که هیچ&zwnj;گاه تحت هیچ شرایطی کشور را ترک نخواهند کرد.</p>
<p>
    نگرانی برخی از این افراد، که بر اساس تجربه&zwnj;های نسل قبل شکل گرفته بود، این بود که در اصل با ترک کردن کشور حیات سیاسی و اجتماعی&zwnj;شان کم کم رو به افول خواهد گذاشت. بسیاری از نویسندگان و فعالان سیاسی که از ایران خارج شده بودند دیگر هیچ&zwnj;گاه نتوانستند پایگاه اجتماعی سابقشان را بازیابند و در اصل ریشه&zwnj; حیات سیاسی و اجتماعی شان پس از مدتی خشک شده بود. پس نگرانی برخی از فعالان جنبش زنان بی&zwnj;اساس نبود.</p>
<p>
    به دلیل جدایی طولانی مدت از ایران بسیار از فعالان خارج نشین درک درستی&zwnj;&nbsp;از فضای سیاسی و اجتماعی ایران نداشتند و بسیاری از تحلیل&zwnj;ها و&nbsp;راهکارهایشان یا بسیار آرمانی و رادیکال می&zwnj;نمود و یا انجام&zwnj;نشدنی و غیر&nbsp;واقعی به نظر می&zwnj;رسید. این مشکل را فعالان جنبش زنان درک می&zwnj;کردند و نگران&nbsp;بودند نکند به آن گرفتار آیند.</p>
<p>
    ولی شرایط سخت پس از انتخابات، و سرکوب شدید ظاهرا راه دیگری را پیش پای این فعالان اجتماعی باقی نگذارد جز اینکه ترک دیار کنند. بسیاری تهدید شدند که در صورت ماندن در ایران هیچ&zwnj;گاه اجازه فعالیت دوباره پیدا نخواهندکرد.</p>
<p>
    شاید این افراد به این نتیجه رسیدند که تلاش برای رسیدن به آرمانهایشان حال دیگر فقط خارج از ایران ممکن است. البته در حال حاضر بسیار زود است برای اینکه درست بودن یا نبودن چنین نگاهی را بتوان به چالش کشید، اگر چه تجربه نسل گذشته ایرانیان مهاجر بسیار چشم انداز خوش&zwnj;بینانه ای را نشان نمیداد.</p>
<p>
    شاید بشود گفت این نسل با نسل گذشته تفاوتهایی دارد و شاید همین تفاوتها از تکرار شدن تاریخ جلوگیری کند و مهم&zwnj;ترین این تفاوت این است بر خلاف نسل گذشته این نسل نگاه خاص ایدئولوژیک ندارد.</p>
<p>
    بسیاری از فعالان زنی که از نسل گذشته در خارج از ایران فعالیت کردند&nbsp;زمانی عضو گروه&zwnj;های سیاسی با ایدئولوژی&zwnj;های متفاوت بودند که پس از مدتی به&nbsp;فعالیت&zwnj;های فمینیستی رو کرده بودند. ولی نسل جدید فعالان جنبش زنان هیچ&nbsp;کدام از این وابستگی&zwnj;ها را ندارند. البته این نگرانی وجود دارد که این&nbsp;افراد به دلیل مشکلات اقامتی و زیستی در کشورهای جدید مجبور شوند در بعضی&nbsp;از موارد به خواسته&zwnj;های رادیکال نسل پیشین تن دهد و خواسته&zwnj;های صنفی خود&nbsp;را با خواسته&zwnj;های سیاسی اپوزیسیون آنها در هم بیامیزد.</p>
<p>
    امیدوارانه ترین نگاه این است که این دو گروه بتوانند به صورت مسالمت آمیز یک رابطه سازنده و متعامل را پایه ریزی کند و از همدیگر درس بگیرد و هیچکدام نخواهد هویت گروهیش را به دیگری تحمیل کند.</p>
<p>
    حال که بار دیگر نسل جدیدی از فعالان، در خارج از کشور در حال به دنیا&nbsp;آمدن است، شاید سوال مهم این باشد که این نسل تا چه اندازه می&zwnj;تواند&nbsp;ارتباطش را با نسل جوان درون ایران حفظ و تجربیاتش را منتقل کند؟ آیا ما&nbsp;شاهد یک گسست بین نسلی دیگری خواهیم بود؟ آیا بار دیگر آه خواهیم کشید که&nbsp;تاریخ دارد تکرار می&zwnj;شود؟ و آیا باز هم نسل جدیدی از فعالان زنان که در&nbsp;ایران پدید خواهد آمد مجبور خواهد شد همه راه آمده را بار دیگر بیاید؟</p>
<p>
    *لیلا موری دانشجوی دکترای مطالعات خاورمیانه در دانشگاه کلمبیا در نیویورک است.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        

    </channel>
</rss>
