<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
	xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">

    <channel>
	
	<title>مردمک: کلید واژه » %D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86</title>
	<link>http://www.mardomak.org</link>
	<description>مردمک - دریچه‌ای به سوی شهروندمداری</description>
	<language>fa</language>
	<copyright>© 2012 Mardomak</copyright>
	<category>news</category>
	<generator>Mardomak.org</generator>
	
	<pubDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</pubDate>
	<lastBuildDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</lastBuildDate>
	

	<image>
		<url>http://www.mardomak.orglibrary/images/feeds-logo.jpg</url>
		<title>مردمک: کلید واژه » %D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86</title>
		<link>http://www.mardomak.org</link>
		<width>144</width>
		<height>144</height>
	</image>

        	        
        
        <item>
        
            <title>سیاست‌هایی برای خانه نشین کردن زنان</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/69889</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/69889#69889</guid>
                        
            <pubDate>پ, 29 مارچ 2012 18:20:47 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Women-Insur-W_2.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - نسرین افضلی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>نسرین افضلی، فعال حقوق زنان و دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی، در این یادداشت به سیاست‌های دولت درباره استخدام زنان پرداخته و آثار آن را بر شمرده است.</h4>

						<p>
	پیشنهاد جدید دولت این است: دو برابر شدن استخدام زنان در سازمان‌های دولتی، در عوض نیمه وقت بودن این استخدام‌ها.</p>
<p>
	پیشنهاد بالا که تقریبا هیچ واکنشی را در میان فعالان مدنی برنیانگیخت با استقبال برخی از روزنامه نگاران اقتصادی روبرو شد. روزنامه دنیای اقتصاد در مقاله‌ای، با اشاره به آمار بالای بیکاری زنان در استان‌های مختلف، از ضرورت طرح‌های اینچنینی برای کاهش نرخ بیکاری زنان صحبت کرده و <a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=293517">می‌نویسد</a>: «در چنین وضعیتی، ارائه طرح‌هایی مانند «تسهیل شرایط دورکاری برای زنان» و یا طرح «استخدام نیمه‌وقت کارکنان زن در دستگاه‌های دولتی»... نشان‌گر درک مناسب مدیران ارشد کشور نسبت به شدت معضل بیکاری زنان است. نوشته دیگری ازآثار مثبت این طرح مانند افزایش کیفیت و کمیت تولید، کاهش ترافیک، در کنار افزایش اشتغال زنان گفته است.</p>
<p>
	پروین پایدار در کتاب خود با نام زنان در فرایند سیاسی قرن بیستم فصلی را به مبحث اشتغال زنان پس از انقلاب اسلامی اختصاص داده است و در آن به موارد گوناگون سیاست‌ها و رویه‌های جاری پس از انقلاب که منجر به افول شدید نرخ اشتغال زنان شد اشاره کرده است. آماری که هنوز پس از سی سال نسبت به آمار اشتغال زنان پیش از انقلاب افزایش چندانی پیدا نکرده است.</p>
<p>
	توصیه به خانه نشینی و بچه داری گرفته تا اخراج تعداد زیادی از زنان به دلیل مخالفت با حجاب اجباری، راندن یا کاهش شدید در استخدام زنان در مشاغلی مانند قضاوت، منع استخدام زنان در وزارت خانه‌هایی مانند وزارت دفاع و راه و ترابری بخشی از سیاست‌های جمهوری اسلامی در این زمینه بوده است.</p>
<p>
	در سال‌های بعد سیاست حذف زنان از عرصه اشتغال با سیاست سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه‌ها و منع تحصیل زنان در رشته‌های به اصطلاح «مردانه» تعقیب شد.</p>
<p>
	با نگاهی به عناوین خبری مرتبط با اشتغال زنان در سال گذشته (۱۳۹۰) متوجه رویکرد منفی سیاستمداران و سیاست گزاران نسبت به اشتغال زنان می‌شویم. عزت الله دهقان به نمایندگی از چهار نماینده​ دیگر درباره اشتغال زنان به استناد آیه «الرجال قوامون علی النساء» <a href="http://khabaronline.ir/detail/202294/society/family">اظهار داشت</a>: مرد می‌​تواند بگوید من تو زن را اختیار کرده​ام، مخلصت هم هستم، اما دوست ندارم منشی فلان شرکت خصوصی باشی! وی افزود: بعد از عروسی حضرت زهرا و امیر المومنین، کارهای داخل خانه مربوط به حضرت زهرا بود و کارهای بیرون مربوط به حضرت علی.</p>
<p>
	خبرگزاری زنان (وفا) در مطلبی که منتشر کرده آورده است «روی آوری زنان به مشاغل بیرون از محیط خانواده که با اختصاصات وجودی او ناسازگار باشد، می‌تواند عوارض زیادی بر جسم و روان او داشته باشد.»</p>
<p>
	در&nbsp; ادامه این نوشته از ناتوانی زنان در فعالیت‌های اجتماعی یا شکست‌هایی که باعث بیماری‌های روانی می‌شود به عنوان عوارض اشتغال اشاره شده است.</p>
<p>
	مسعود عادلی رئیس کمیته امداد امام خمینی جیرفت با تشریح طرح «پالایش زنان مطلقه» <a href="http://www.wafa.ir/ostanha/jonob/10233.html">گفت</a>: «با توجه به مقدس بودن ازدواج... از این پس زنان مطلقه به عنوان مددجو زیر پوشش کمیته امداد قرار نمی‌گیرند. ولی در صورت ازدواج مناسب وام خوداشتغالی به همسران آن‌ها تعلق می‌گیرد.</p>
<p>
	از بازخرید اجباری ۳۰ زن راننده اتوبوس‌های بی‌.آر.تی خبر داده است.</p>
<p>
	حجت الله حافظی رئیس سازمان تامین <a href="http://www.khabaronline.ir/detail/177920/%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%88%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%88%D8%B3-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-/%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87">گفته است</a>: اگر به زنان یک حقوق پایه داده شود، آنان ترجیح می‌دهند در خانه بنشینند و بچه‌شان را تربیت کنند.</p>
<p>
	هاشمی تختی استاندار هرمزگان <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1405997">گفته است</a> که «اعتقادی به اشتغال زنان ندارم... پیشنهاد می‌کنم تا زنان شاغل در محیط خانه و در نقش واقعی خود که همانا همسرداری و تحکیم بنیان خانواده است بپردازند و ماهیانه از دولت حقوقی معادل ۳۰۰ هزار تومان دریافت کنند و مشاغل ایجاد شده در اختیار جوانان بیکار که چرخ اقتصادی خانواده را می‌چرخانند قرار بگیرد.</p>
<p>
	محمود احمدی‌نژاد <a href="http://www.wafa.ir/siasi/dolat/11629.html">گفته است</a> «اگر اشتغال و معیشت به گونه‌ای باشد که اصل خانواده را دچار خلل کند و برای آن مشکل ایجاد کند، به چه درد می‌خورد. ثروت و درآمد باید در خدمت گرمی و استحکام خانواده باشد و اگر در جهت سستی خانواده عمل کند چه فایده‌ای دارد؟... (زن‌ها) علاوه بر کار بیرون، وظایف و کارهای خانه را نیز بر عهده دارند و خانم‌های کارمند خیلی زود‌تر فرسوده می‌شوند؛ چرا باید اینگونه باشد؟</p>
<p>
	از مجموع مطالب بالا و سیاست‌های حکومت ایران به ویژه پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد دو رویکرد کلی در ارتباط با اشتغال زنان دیده می‌شود، نخست تجلیل و تقدیس وظایف خانه داری و بچه داری زنان برای جلوگیری از افزایش تقاضای اشتغال در زنان (چنان که یکی از نمایندگان زن مجلس تقاضا کرده بود که زنان خانه دار هم به عنوان نمونه معرفی شوند تا احساس نکنند چیزی از زنان شاغل کم دارند. نقل به مضمون)؛ و رویکرد دوم تدوین سیاست‌هایی است که به تدریج زنان را از چرخه اشتغال حذف کرده یا دست کم آن‌ها را به حاشیه و مشاغل کم درامد سوق دهد، طرح‌هایی که به ظاهر به نفع زنان است ولی در بلندمدت منجر به کاهش تمایل نسبت به استخدام زنان می‌شود مانند افزایش مرخصی زایمان، دورکاری و بازنشستگی پیش از موعد.</p>
<p>
	طرح جدید نیز با ادعای افزایش اشتغال زنان مطرح می‌شود در حالی که با این ابهام روبروست که چه تضمینی وجود دارد که <a href="http://www.wafa.ir/siasi/dolat/11629.html">گفته </a>معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس‌جمهور، به حقیقت بپیوندند و واقعا به جای استخدام یک زن، در واقع دو زن به صورت نیمه‌وقت استخدام شوند&nbsp; ولی در واقع منجر به سنت شدن استخدام پاره وقت زنان نشود؟</p>
<p>
	این طرح و طرح‌های مشابه دیگر که در دولت محمود احمدی‌نژاد ارائه شده است بیشتر به منظور زمینه سازی و عادی سازی اشتغال نیمه وقت زنان و حذف تدریجی آن‌ها از بازار کار با دو هدف صورت می‌گیرد، نخست حفظ الگوی سنتی زن (وابسته به مرد و خانه نشین)، و دگیر افزایش اشتغال مردان (برای کاهش معضلات شدید ناشی از بیکاری مردان و نیز استحکام الگوی خانواده مردسالار).</p>
<p>
	سیاست‌ها و طرح‌های دولت ایران کاملا با ایدئولوژی آن (استحکام خانواده مردسالار) مطابقت دارد اما آنچه اهمیت دارد نحوه واکنش متخصصان و فعالان حقوق زنان است. از کار‌شناسان اقتصادی انتظار می‌رود که بی‌طرفانه و بدون دیدگاه جنسیتی تحلیل و نظر خود را درباره این گونه طرح‌های اقتصادی دولت ارائه دهند. اما چاشنی کردن دیدگا‌های مردسالارانه در تحلیل‌های اقتصادی این امید را ناامید می‌کند.</p>
<p>
	در مقاله‌ای که در دنیای اقتصاد منتشر شده است نویسنده معتقد است: «برای غلبه پایدار بر این معضل (بیکاری زنان)، لازم است سیاست‌های مناسبی در پیش گرفته شود تا تدریجا ساختار مشاغل به شکلی تغییر کند که ورود زنان به بازار کار را تسهیل نماید و به عبارت دیگر مشاغل مناسب برای زنان (با توجه به ساختار خاص فرهنگی واجتماعی جامعه ایرانی)، سهم بیشتری از کل مشاغل کشور را به خود اختصاص دهند.»</p>
<p>
	و دومی می‌نویسد: «پیش و بیش از هر چیز، این طرح نوعی ارزش‌گذاری و اعلام اهمیت وضعیت زنان و خانواده در جامعه است. زنان به عنوان نیمی از ثروت انسانی، و خانواده به عنوان نهادی که تأمین‌کننده‌ سلامت و ثبات روانی جامعه است، بدون شک جای ارزش‌گذاری و توجه بسی بیش از این طرح‌ها دارد. این قدم می‌تواند امیدبخش برای مراحل بعدی توجه به این مهم باشد.»</p>
<p>
	در هر دو مورد وظایف و جایگاه سنتی زن در خانواده در اولویت قرار داده شده و اهداف شخصی و میل به پیشرفت و کمال زنان نادیده گرفته شده است. زنان در خدمت خانواده و جامعه هستند و از آن‌ها انتظار می‌رود که در مقایسه با مردان علاقه کمتری برای پیشرفت کاری و ارتقای شغلی داشته باشند.</p>
<p>
	اشتغال زنان سالهاست که هدف سیاست‌های تحدید کننده است. زنان ایران با چنگ و دندان سعی در بقا دارند. و این روز‌ها جنبش زنان ایران هم در برابر این حمله‌های پیاپی رمقی ندارد؛ خود را مچاله کرده و هر از گاهی نگاهی می‌اندازد که ببیند ضربه بعدی قرار است به کجا برخورد کند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>بهار عربی؛ انقلاب‌هایی برای مردان، نه برای زنان</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/69447</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/69447#69447</guid>
                        
            <pubDate>س, 28 فوریه 2012 21:37:47 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/libya-women-W_1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - مجید رفیع‌زاده 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>مجید رفیع‌زاده، تحلیل‌گر ایرانی-سوری و پژوهشگر روابط بین‌الملل و سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه، در یادداشتی برای مردمک به نقش زنان در انقلاب‌های عربی و بی‌توجهی این انقلاب‌ها به وضعیت زنان پرداخته است.</h4>

						<p>
	حالا دیگر یک سال از زمانی که قیام‌ها در جهان عرب بالا گرفت می‌گذرد؛ مردم معمولی قیام کردند و به فساد فراگیر، خویشاوندسالاری، تحقیر و زورگویی پایان دادند و به کشورهایشان آزادی، حاکمیت قانون و عدالت اجتماعی آوردند.</p>
<p>
	آنها در یک درخواست مشترک برای عزت نفس همراه شدند و حتی جان خود رو فدا کردند تا حکومت‌های پاسخ‌گو و دموکراتیکی داشته باشند که به‌درستی نماینده خواسته‌ها و دادخواهی‌های آنان باشد.</p>
<p>
	قیام‌های عربی که بعدتر توسط رسانه‌های غربی «بهار عربی» خوانده شد، پوشش گسترده رسانه‌‌ای گرفت ولی این پوشش به اندازه کافی جامع نبود. به عبارت دیگر، توجه کافی به برخی از مسائل خاص نشد؛ از جمله نقش زنان در بهار عربی. مهم‌تر از آن رسانه‌ها نتوانستند به مشکلات و انتظارات زنان عرب در دوران پسا بهار عربی بپردازند.</p>
<p>
	نقش زنان در جهان عرب، محدود به بهار عربی نیست. قیامی عظیم که مردان و زنان دوشادوش یک‌دیگر بجنگند، پدیده تازه‌ای در جهان عرب نیست. برعکس، مثال‌های متعددی به خصوص در سده‌های ۱۹ و ۲۰ میلادی هستند که زنان عرب با شور همراه با هم‌وطنان مرد خود تلاش کرده‌اند تا به اهداف ملی خود برسند.</p>
<p>
	آنان نقشی کلیدی در قیام‌های ضد استعماری و جنبش‌های ملی در دهه ۱۹۵۰ میلادی بازی کرده‌اند. آنان بهایی گران برای تامین یک زندگی بهتر برای فرزندانشان پرداخته‌اند. هرچند همواره پس از دستیابی به خواسته‌هایشان، نقش اصلی‌شان از سوی ملت‌های آنان نادیده گرفته شده است.</p>
<p>
	زنان همواره در کشورهای عربی پسا انقلابی به حاشیه رانده شده‌اند و نقش و تلاش‌هایشان فراموش شده است. با این حال باید به کشورهای عربی یادآوری کرد که دموکراسی با زنان و مردان رفتاری مشابه دارد و زنان عرب که شجاعانه جنگیده‌اند تا دیکتاتورها را پایین بکشند، همچون مردان لایق چشیدن طعم آزادی اند. در جامعه‌ای که با مردان و زنان به‌برابری رفتار نمی‌شود، عدالت اجتماعی معنایش را از دست می‌دهد.</p>
<p>
	متاسفانه بهار عربی خیلی دور از بهبود وضع حقوق زنان حرکت کرده است. برعکس، وضعیت فعلی کشورهای عربی پسا بهار عربی از جمله مصر نشان می‌دهد که این قیام‌ها در مسیر پس‌رفت حرکت کرده‌اند. زنان عرب هیچ‌گاه هم‌وطنان مرد خود را در مقاطع مهم تاریخی همچون جنبش‌های ضد استعماری و انقلاب‌ها تنها نگذاشته‌اند. با این حال آنان از سوی دولت‌های پسا انقلابی نادیده گرفته شده‌اند.</p>
<p>
	نادرست نیست اگر خیانت به زنان را به عنوان مشخصه مشترک قیام‌های خاورمیانه ذکر کنیم. انقلاب سال ۵۷ ایران این جریان تاریخی را به‌خوبی مجسم می‌کند. بر خلاف نقش کلیدی زنان ایران در خلع‌ید شاه، آنان هیچ نقشی در تدوین پیش‌نویس قانون اساسی نداشتند. قوانین تبعیض‌آمیز تصویب شدند و علی‌رغم اعتراض‌های فعالان حقوق زنان، حجاب اجباری شد. تفکیک جنسیتی در اغلب اماکن عمومی، مدارس و اتوبوس‌ها اجرا شد. همه قضات زن برکنار شدند و قانون شریعت اسلامی اجرا شد که صریحا درباره ارث، طلاق و حضانت فرزندان جانب مردان را می‌گیرد و تعدد زوجات را برای مردان قانونی می‌کند.</p>
<p>
	در لیبی بعد از قذافی، فقط دو نفر از چهل نفر عضو شورای ملی انتقالی زن هستند. نگران‌کننده‌تر این‌که کمی پس از کشته‌شدن معمر قذافی، رئیس این شورا مصطفی عبدالجلیل اعلام کرد که قانون جدید طبق قانون شریعت وضع خواهد شد و تعدد زوجات برای مردان به‌زودی آزاد می‌شود. برای زنان در مصر پس از مبارک هم آینده روشن‌تری قابل‌تصور نیست. هیچ زنی در شورای هشت‌نفره تهیه پیش‌نویس قانون اساسی مصر حضور ندارد.</p>
<p>
	انتخابات اخیر مجلس در مصر، ضربه دیگری به فعالان حقوق زنان بود. سلفی‌هایی که سرسختانه از مردسالاری دفاع می‌کنند و در پی اجرای قانون شریعت هستند، حدود یک‌پنجم صندلی‌ها را بردند. زنان باید به عنوان نامزد منفرد در انتخابات شرکت می‌کردند. گزارش‌هایی از تقلب در انتخابات رسیده است. نوال السعداوی، یک فمینیست برجسته مصری، این انتخابات را تحریم کرد. قابل‌ذکر است که درباره مشارکت سیاسی زنان، جهان عرب بدترین وضعیت را در منطقه دارد و در جدول‌های رتبه‌بندی برابری جنسیتی، در یک‌سوم آخر است.</p>
<p>
	به‌حاشیه‌راندن زنان در کشورهای پس از بهار عربی، یک درک مخدوش از روند دموکراتیزاسیون در کشورهای عربی را نشان می‌دهد. مشخصا چنین دولت‌هایی نتوانسته‌اند درک کنند که برابری جنسیتی یکی از ستون‌های دموکراسی است. به عنوان نیمی از جمعیت یک کشور، نقش مهم زنان در رشد اقتصادی جای سوال ندارد. علاوه بر این، آنان به عنوان مادران این جامعه، معلم اول نسل آینده‌اند و نباید نادیده گرفته شوند. همه این‌ها یعنی مادامی که با زنان به عنوان شهروندان درجه دو رفتار می‌شود، تاسیس دولت‌های دموکراتیک نمی‌تواند محقق شود.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>وزارت رفاه: بیمه زنان خانه‌دار به بروز اختلاف در خانواده‌ها می‌انجامد</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/69122</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/69122#69122</guid>
                        
            <pubDate>ج, 24 فوریه 2012 08:57:30 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Women-Insur-W_1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							خبر - مردمک 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>یک مقام ارشد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران معتقد است که طرح بیمه زنان خانه‌دار مفید نیست و باعث بروز اختلاف در خانواده‌ها می‌شود و به همین دلیل دولت در برابر اجرای آن مقاومت می‌کند.</h4>

						<p>
	مدیرکل بیمه‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی البته در عین حال <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1533738">گفته است </a>که این طرح برای اجرا و تامین منابع به مشکل برخورد کرده است.</p>
<p>
	به گفته مظفر کریمی، برای اجرای این طرح ابتدا باید خانه‌داری شغل محسوب شود و پس از آن بیمه شکل گیرد و برای یافتن راه حل این مشکلات، جلساتی با معاونت حقوقی ریاست جمهوری برگزار شده است.</p>
<p>
	در سال ۸۲ طرحی برای بیمه زنان خانه‌دار به تصویب هیئت دولت رسید و برای مدت کوتاهی از سوی سازمان بهزیستی اجرا شد اما به دلیل عدم تامین بودجه این طرح، پس از مدتی <a href="http://mardomak.net/story/67166">متوقف شد.</a></p>
<p>
	بر اساس این طرح که مدتی نیز «بیمه کمک کدبانو» نام گرفت، زنان خانه‌دار با پرداخت حق بیمه ۱۴، ۱۸و ۲۷ درصدی می‌توانستند بیمه شوند و بعد از ۲۰‌ سال حقوق بازنشستگی بگیرند.</p>
<p>
	آقای مظفری می‌گوید، مشکل این طرح این است که حق بیمه کارفرما را چه کسی باید پرداخت کند و اگر شوهر از جیب خانواده پرداخت کند، پرداخت حق بیمه از جیب زن و مرد فرقی با یکدیگر ندارد و فقط در خانواده‌ها باعث اختلاف می‌شود.</p>
<p>
	این درحالی است که هفته گذشته، رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری از نهایی شدن لایحه بیمه زنان خانه‌دار و رفع تمامی موانع احتمالی برای تحقق این طرح <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1537917">خبر داده بود.</a></p>
<p>
	مریم مجتهد‌زاده با اعلام اینکه طرح بیمه تا پایان امسال و یا اوایل سال آینده اجرایی می‌شود، گفته بود «تلاش می‌کنیم طرح به گونه‌ای چکش‌کاری شود تا در دولت‌های بعد نیز امکان اجرایی‌شدن داشته باشد و متوقف نشود.»</p>
<p>
	از طرف دیگر، اواخر دی ماه فاطمه بداغی، معاون حقوقی رئیس‌جمهوری <a href="http://www.irna.ir/News/30769645/parseek/parseek">گفته بود</a> که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف به تامین بار مالی بیمه زنان خانه‌دار شده است.</p>
<p>
	اما به <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901002000251">گفته </a>عبدالله عمادی، معاون رفاه وزیر تعاون، «اجرای طرح بیمه می‌تواند برای قشر زنان خانه‌دار مهم باشد اما بدون در نظر گرفتن منابع آن نمی‌توان آن را اجرایی کرد.»<br />
	<br />
	بر اساس قانون هدفمندی یارانه‌ها و با استناد به اصل ۲۹ قانون اساسی که به بیمه همگانی می‌پردازد، دولت موظف است تا پایان برنامه پنجم توسعه تمام جمعیت کشور را زیر پوشش بیمه قرار دهد. یکی از این گروه‌های جمعیتی، زنان خانه‌دار هستند.</p>
<p>
	تهمینه دانیالی، مشاور رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری، آبان ‌ماه گذشته <a href="http://mardomak.net/story/67166">اعلام کرد </a>که بخشی از بودجه مورد نیاز برای بیمه زنان خانه‌دار، از محل هدفمندی یارانه‌ها پرداخت خواهد شد.</p>
<p>
	طرح بیمه زنان خانه‌دار ابهام‌هایی نیز دارد که شرط سنی یکی از آن‌ها است و بر اساس این شرط، تنها زنان بین ۲۰ تا ۴۵ سال می‌توانند برای بیمه‌شدن اقدام کنند.</p>
<p>
	مریم مجتهدزاده نیز درباره ابهام‌های این طرح تصریح کرده بود که بیمه زنان، همه زنان خانه‌دار را شامل نمی‌شود و شرایط آن پس از تامین منابع مالی و تصویب اعلام خواهد شد.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>آسمان بی‌ستاره زنان بی‌خانمان در گرمخانه‌ها</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/68959</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/68959#68959</guid>
                        
            <pubDate>ج, 17 فوریه 2012 14:11:54 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Homeless-Women.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - نعیمه دوستدار 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>بی‌خانمان‌ها در ایران وضع خوبی ندارند و وضع زنان بی‌خانمان بدتر است. آمارشان در حال افزایش است اما فکری برای آنها نشده است.</h4>

						<p>
	طبق گزارشی که در ایران منتشر شده، تناسب آماری بین مردان و زنان بی‌خانمان در حال تغییر است و بررسی آمار افراد بی‌سرپرست جمع‌آوری‌شده در شهر تهران، نشان می‌دهد امسال زنان بیشتری بی‌خانمان شده‌اند.</p>
<p>
	رضا جاگیری، معاون سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران <a href="http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=237776">گفته است</a>: «درباره این‌که تعداد دقیق بی‌خانمان‌های پایتخت چقدر است آمار دقیقی نمی‌توان داد، چون این اعداد و ارقام متغیر است و در فصول مختلف، در شهری همچون تهران شناور است.»</p>
<p>
	هم‌اکنون در هر شبانه‌روز، سازمان رفاه و خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران، به ۱۶۰۰ بی‌خانمان خدمات‌رسانی ‌می‌کند که به گفته معاون این سازمان، ۷۰ تا ۷۵ درصد آن‌ها را معتادان پرخطر تشکیل ‌می‌دهند.</p>
<p>
	امسال، تعداد واحدهای گشتی جمع‌آوری افراد بی‌خانمان را ۵۰درصد بیشتر کرده‌اند؛ به همین دلیل، تعداد دستگیری‌ها هم بیشتر شده و آمار زنان بی‌خانمان بیشتر به نظر رسیده است. اعتیاد و افزایش مهاجرت بی‌خانمان‌ها از شهرستان‌ها هم دلایل دیگر بالارفتن این آمار است. شرایط آب و هوا هم موجب تغییر تعداد بی‌خانمان‌ها می‌شود.</p>
<p>
	با شروع فصل پاییز و زمستان، ورود افراد به گرم‌خانه‌ها ۲۰ تا ۳۰‌درصد افزایش می‌یابد. بیش از ۹۰‌درصد آن‌ها افرادی هستند که داوطلبانه به گرم‌خانه‌ها مراجعه می‌کنند. اگر در بررسی‌های اولیه معلوم شود این افراد اعتیاد دارند، به مراکز ترک اعتیاد معرفی می‌شوند و شهرداری بخش قابل توجهی از هزینه‌شان را می‌پردازد. افرادی هم که نیاز به اقامت تمام وقت داشته باشند به سامان‌سرا‌ها منتقل می‌شوند.</p>
<p>
	زن‌ها را تا وقتی تکلیفشان مشخص شود، از مرکز اسلام‌شهر به مرکز لویزان منتقل می‌کنند. یک مامور نیروی انتظامی، مدیر کشیک و شاهدان صورت جلسه می‌کنند. وسایلشان را بررسی می‌کنند، چیزهایی را که خطرناک نباشند برمی‌گردانند و بقیه را نابود می‌کنند. بعد نوبت حمام است و گندزدایی و گرفتن ناخن‌ها. زیرپوش و لباس تمیز می‌پوشند و تحویلشان می‌دهند به مسوول آسایشگاه. پزشک عمومی ویزیت می‌کند، مشاور ویزیت می‌کند و بعد با خانواده‌اش تماس می‌گیرند. اولویت مرکز، تحویل زن بی‌خانمان به خانواده است و اگر نشانی، تلفن، هویت و اطلاعاتی نداشت، گزارش مشاوره، مدارک شناسایی و اطلاعات تکمیلی را برای قاضی می‌فرستند.</p>
<p>
	<strong>کدام زن‌ها بی‌خانمان می‌شوند؟</strong></p>
<p>
	مرکز نگهداری لویزان، از اوایل سال۱۳۹۰ به صورت ویژه برای نگهداری از زنان بی‌خانمان تهرانی معرفی شده است. گروه هدف این مجموعه، زنان متکدی، بی‌خانمان، در راه مانده و کارتن‌خواب هستند. این مرکز زیر نظر سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران، ۲۴‌ساعته فعال است.</p>
<p>
	در مرکز نگهداری لویزان، ۲۵‌نفر کار می‌کنند و از حدود ۱۰۰‌نفر نگهداری می‌شود. مددجو‌ها مدام تغییر می‌کنند. رییس مرکز نگهداری لویزان <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1475458">گفته </a>که ۹۰‌درصد زنان در این مرکز معتادند و میانگین سنی آن‌ها بین ۲۰ تا ۳۵‌سال است.</p>
<p>
	به نظر می‌رسد دلیل اصلی بی‌خانمان‌شدن زنان، اعتیاد است. ۵۰ تا ۵۵‌درصد از زنان بی‌خانمان اعتیاد دارند. زنان معتاد که اغلب درگیر مسائل دیگری هم هستند، در خانواده‌ها جایی ندارند. بیشتر آن‌ها طلاق گرفته‌اند یا همسران و پدران معتاد و زندانی دارند. بعضی هم از خانه فرار کرده‌اند. به دلیل استفاده از روش‌های تزریقی، در بین بی‌خانمانان بیماری‌های پرخطر شایع‌تر است‌.</p>
<p>
	در مراکز نگهداری تلاش می‌شود مشکلات مددکاری، بهداشتی-‌درمانی و روان‌شناسی افراد آسیب‌دیده بررسی شود، اما از آنجا که آسیب‌ اجتماعی یک فرآیند است، در مدت کوتاه نگهداری زنان در این مراکز، کار زیادی نمی‌توان برای آنان کرد. از سوی دیگر، مدت زمان استقرار زنان بی‌خانمان در این مراکز،‌گاه مشکلات دیگری هم برایشان می‌آفریند.</p>
<p>
	مدیران مرکز لویزان و مددجویانش می‌گویند برای بیش از ۵۰‌درصد افراد حتی حکم قضایی صادر شده و باید به سازمان بهزیستی تحویل داده شوند اما بهزیستی آن‌ها را تحویل نگرفته است. به گفته یکی از مسوولان، سازمان بهزیستی مددجویان را انتخاب می‌کند، در حالی که دادگاه رای بر تحویل مددجو به بهزیستی داده است. بعضی از افراد ساکن در این مرکز، ماه‌ها در نوبت بهزیستی مانده‌اند. در این مدت برخی که اعتیاد ندارند یا به بیماری خاصی مبتلا نیستند، از گروه‌های سنی مختلف در کنار هم قرار می‌گیرند و زمینه برای آسیب‌های بیشتر فراهم می‌شود.</p>
<p>
	<strong>پاسخگو؛ همه‌کس و هیچ‌کس</strong></p>
<p>
	در ایران، در موضوع آسیب‌های اجتماعی، بیش از ۱۰‌دستگاه مسوولیت دارند، با این حال یکی از چالش‌های حوزه اجتماعی در این کشور این است که متولی خاصی وجود ندارد و سازمان مشخصی مسوول و پاسخگو نیست.</p>
<p>
	سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های اجتماعی، سازمانی جدید‌ در شهرداری تهران است. این سازمان بر اساس مصوبه شورای شهر تهران تشکیل شد و از ادغام چند نهاد در شهرداری تهران شکل گرفت. رویکرد این سازمان جلب توجه و مشارکت مردم و تشکل‌های مردمی درباره موضوعات اجتماعی است.</p>
<p>
	شهرداری می‌گوید که بر اساس قانون، مسوولیت نگهداری افراد آسیب‌دیده را ندارد و باید دستگاه‌های مربوط در این زمینه اقدام کنند اما در عمل نقش اصلی را در رابطه با این موضوع برعهده گرفته است.</p>
<p>
	از نظر قانون ایران، کارتن‌خوابی جرم محسوب نمی‌شود؛ چون دولت باید بتواند امنیت، بهداشت و فرهنگ افراد جامعه را تامین کند. با این حال در نیروی انتظامی و قوه قضاییه، افراد کارتن‌خواب و متکدی در معرض تصمیم قاضی قرار می‌گیرند و بر اساس آن به مراکز مرتبط تحویل داده می‌شوند.</p>
<p>
	<strong>گرمخانه زنانه، برای شب‌های بی‌سرپناهی</strong></p>
<p>
	سازمان رفاه شهرداری تهران اعلام کرده که در هر شبانه‌روز به ۱۲۰‌زن بی‌سرپرست سرویس ‌می‌دهد و به طور متوسط روزانه ۵ تا ۱۰‌زن در شهر تهران جمع‌آوری ‌می‌شوند.</p>
<p>
	با وجود این آمار‌ها، گرم‌خانه ویژه زنان در شهر تهران وجود ندارد اما مقامات در شهرداری تهران <a href="http://www.seirnews.com/1390-08-04-14-13-22/359-1390-11-03-10-38-34.html">اعلام کرده‌اند</a> که می‌‌خواهند گرم‌خانه ویژه بانوان ایجاد کنند.</p>
<p>
	سرمای تهران امسال کم‌سابقه بوده است، اما شهرداری تهران می‌گوید که امسال هیچ بی‌خانمانی به دلیل سرما از بین نرفته است و اگر مرگی در زمستان امسال برای بی‌خانمان‌ها اتفاق افتاده، براثر مصرف بیش از حد مواد مخدر بوده است.</p>
<p>
	رضا جایگیری، معاون سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران اعلام کرده که ظرفیت اسکان بی‌خانمان‌ها در پایتخت کافی نیست و شهرداری می‌خواهد ۴‌گرم‌خانه دیگر در تهران بسازد و دست‌کم ۳‌مرکز شبانه‌روزی دیگر هم راه‌اندازی کند تا افراد براساس شرایط‌‌‌‌‌شان، از جمله سالمندی، ابتلا به بیمار‌ی‌های خاص و معلولیت ذهنی و حرکتی، از هم تفکیک شوند.</p>
<p>
	هرچند زنان هم جزو گروه‌هایی هستند که به گرم‌خانه ویژه نیاز دارند اما اختصاص یک مکان ویژه برای آن‌ها همیشه با مشکل روبه‌رو بوده است.</p>
<p>
	معاون سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری تهران در این‌باره می‌گوید: «هیچ‌گونه تبعیض جنسیتی در مورد گرم‌خانه نیست. تنها یافتن مکانی که هم از نظر امنیت و هم ازنظر جانمایی مناسب باشد، کار را سخت کرده است.»</p>
<p>
	با این حال، او خبر داده که گرم‌خانه بانوان به زودی در شهر تهران احداث می‌شود.</p>
<p>
	به گفته او، در حال حاضر ۳‌نقطه در شهر تهران برای احداث گرم‌خانه ویژه زنان در نظر گرفته شده اما در همه مناطق شهر برای احداث گرم‌خانه ویژه زنان مشکل وجود دارد. مردم مناطق مختلف معتقدند چنین مکانی باعث شلوغی و از بین رفتن امنیت و آرامش منطقه می‌شود و معضلات اجتماعی جدیدی ایجاد می‌کند.</p>
<p>
	خبرنگار اجتماعی یکی از روزنامه‌های تهران که تجربه رفتن به یکی از این محل‌های نگهداری را دارد، درباره این موضوع به مردمک می‌گوید: «مرکزی که من از آن گزارش تهیه کردم در جنوب تهران قرار داشت و به وسیله ان. ‌جی. ‌او‌ها راه افتاده بود. مردم چند بار به آن مرکز حمله کرده بودند و زنان ساکن را با سنگ زده بوند. آن‌ها می‌خواستند آن محل را خراب کنند چون می‌گفتند دوست ندارند خانه‌شان نزدیک محل زندگی چنین افرادی باشد.»</p>
<p>
	این خبرنگار اجتماعی که در مواجهه با زنان بی‌خانمان، خود با خشونت از سمت آن‌ها مواجه شده و زنان بی‌خانمان او را بین خود نپذیرفته‌اند، آن‌ها را معلول شرایط اجتماع می‌داند و می‌گوید: «آن‌ها بیمار، عصبی و خشمگین هستند و خشونت زندگی و اعتیاد، اغلب آن‌ها را دچار توهم و بدبینی شدید هم کرده است.»</p>
<p>
	او معتقد است یکی از اصلیترین مشکلات درباره زنان بی‌خانمان مسائل فرهنگی است و تا زمانی که جامعه آن‌ها را نپذیرد نمی‌توان توقع حل این مشکل را داشت: «معمولا برای بازسازی و بازگشت این افراد به جامعه اقدام موثری انجام نمی‌شود. آن‌ها اغلب پس از مدتی دوباره به خیابان‌ها برمی‌گردند. درون آن‌ها پر از عقده‌های حل نشده و کینه نسبت به اجتماع است. خیلی‌ها تنها مدت کوتاهی به این مکان‌ها پناه می‌‌آورند تا مثلا با کم کردن شدت اعتیادشان، مدت دیگری دوام بیاورند. اما این‌که راه‌حلی اساسی برایشان پیدا شود، به یک رویا شبیه است.»</p>
<p>
	نهادهای دولتی در ایران، چندان از فعالیت‌های خودجوش و اقدامات سازمان‌های مردم‌نهاد در این زمینه استقبال نمی‌کنند. در کنار کمبود برنامه‌های بازتوانی مددجویان بی‌خانمان، مشکل بزرگ دیگر، نبود برنامه‌های تبلیغی و آموزشی برای مردم عادی است تا از طریق آن‌ها، شیوه برخورد با بی‌خانمان‌ها یا اعضای در معرض خطر خانواده را بیاموزند.</p>
<p>
	در سرمای زمستان‌های تهران، شاید زنی از زنان بی‌خانمان از سرما یخ نزند اما همیشه این احتمال وجود دارد که سنگ بی‌مهری یکی از اهالی شهر، بر پیشانی‌اش بنشیند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>ولنتاین و باربی؛ عشق و بازی در محوطه ممنوع</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/68925</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/68925#68925</guid>
                        
            <pubDate>چ, 15 فوریه 2012 17:11:23 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Dolls-Iran.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - نعیمه دوستدار 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>نارضایتی حکومت از فروش عروسک باربی و همین‌طور جا افتادن ولنتاین به عوان یک مناسبت سالانه در تقویم جوانان ایرانی، مایه تشدید محدودیت‌هایی شده که دست‌کم به اندازه جمهوری اسلامی عمر دارد.</h4>

						<p>
	دولت ایران می‌کوشد هرچیزی را که رنگ و بوی غربی داشته باشد، محدود و ممنوع کند اما «دارا و سارا»، «سپندارمذگان» یا‌‌ همان روز عشق ایرانی و روز عشق اسلامی، هیچ‌کدام نتوانسته‌اند مردم ایران را وادار کنند «باربی» و «ولنتاین» را کنار بگذارند. به نظر می‌رسد هرچه خواست حاکمیت به سمت دور کردن مردم از سبک زندگی جهانی می‌رود، در مقابل مردم هم از اشتراکات مذهبی و حتی ملی خود دوری می‌کنند.</p>
<p>
	یک ماه قبل، پلیس نظارت بر اماکن عمومی به فروشندگان عروسک‌های باربی اعلام کرد: «فروشگاه‌هایی که اقدام به فروش این عروسک‌ها کنند از نظر پلیس متخلف هستند و با آن‌ها برخورد می‌شود.»</p>
<p>
	این اقدام پلیس ادامه اجرای طرحی است که بر اساس آن، با «مظاهر غربی و ترویج‌دهنده بی‌بند و باری» برخورد می‌شود. ممنوع شدن فروش عروسک‌های باربی یکی از بخش‌های این طرح است. برای اجرای این طرح، پلیس، اسباب‌بازی‌فروشی‌ها و عرضه‌کنندگان محصولات فکری را بازرسی می‌کند و اگر باربی داشته باشند جمع می‌کند. منبعی در پلیس امنیت <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1512751">گفته است </a>که تاکنون ده‌ها مغازه فروشنده عروسک باربی پلمپ شده و اجرای این طرح ادامه دارد.</p>
<p>
	در ایران، کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان مسوول تعیین مصداق عروسک‌ها و اسباب‌بازی‌های غیرقابل فروش است. محمدباقر آدوسی، معاون فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان، دلیل ممنوعیت فروش باربی را اثرات تخریبی و بدآموزی آن عنوان کرده؛ هرچند دلیل مشخصی برای برخورد با باربی‌ها نیاورده است. حالا معلوم شده علاوه بر باربی، «خانواده سیمپسون‌ها» و تمام عروسک‌هایی که اندام بزرگ‌سال دارند، فروششان ممنوع است. در کنار آن‌ها، عروسک‌های نوزادی که اندام جنسی مشخصی داشته باشند، اسباب‌بازی‌های دارای موزیک غربی و سرویس‌های آشپزخانه‌ای که گیلاس نوشیدنی داشته باشند، ممنوع هستند. به این ترتیب اسباب‌بازی‌های ممنوع، گروه بزرگی از اسباب‌بازی‌ها را در بر می‌گیرند.</p>
<p>
	<strong>باربی مروج برهنگی، اسپایدرمن یار مظلومان</strong></p>
<p>
	محمد‌حسین فرجو، دبیر شورای نظارت بر اسباب‌بازی در گفت‌وگو با «شرق» <a href="http://sharghnewspaper.ir/News/90/11/17/23987.html">اعلام کرده</a> که با توجه به تنوع اسباب‌بازی‌ها، «اقلامی که وارداتشان ممنوع است، برای واردکنندگان مشخص شده و در دفترچه راهنمای واردات اسباب‌بازی آمده است.» این مقام مسوول این اسباب‌بازی‌ها را ترویج‌کننده فرهنگ غربی و مغایر فرهنگ ایرانی می‌داند و «باربی» را به دلیل نوع پوشش و آرایشش، مروج فرهنگ برهنگی معرفی می‌کند. البته او درباره این‌که چرا داشتن اندام جنسی در عروسک‌های نوزاد مروج فرهنگ غرب است، توضیحی نمی‌دهد.</p>
<p>
	آقای فرجو درباره نحوه تشخیص مغایرت فرهنگی اسباب‌بازی‌ها، گفته است: «شاید برای خیلی‌ها سوال باشد که آیا عروسک‌هایی مثل اسپایدرمن و سوپرمن ممنوع است؟ ما برای تعیین این موضوع جوانب را بررسی می‌کنیم. این‌ها عروسک فیلم‌های آمریکایی هستند اما شخصیت‌هایی هستند که به مظلومان کمک می‌کنند و نمود مثبتی دارند. حتی این فیلم‌ها در ایران پخش شده است. بنابراین ممنوعیتی ندارد.»</p>
<p>
	این اظهار نظر در حالی است که چند سال قبل، قربانعلی دری نجف‌آبادی، دادستان وقت کشور، در نامه‌ای خطاب به پرویز داوودی، <a href="http://www.mardomak.org/story/2676">نوشته بود:</a> «ظاهر شخصیت‌های عروسکی مانند باربی، بتمن، اسپایدرمن و هری‌ پا‌تر زنگ خطر به مقامات در زمینه‌ فرهنگی است.» او با اعلام اینکه ایران سومین کشور واردکننده اسباب‌بازی است، واردات این نوع اسباب‌بازی‌ها را تهدیدی علیه «شخصیت و هویت» نسل آینده‌ کشور دانسته بود.</p>
<p>
	البته عروسک‌های باربی در دولت قبلی هم ممنوع بودند و ریاست‌جمهوری وقت، بخش‌نامه‌ای به گمرکات ابلاغ کرده بود که در آن، در کوله‌پشتی، لوازم‌التحریر و بشقاب و هر چیزی که برای بچه‌ها وارد می‌کردند، نباید از تصاویر باربی استفاده می‌شد. در ایران هم کار‌شناسان آموزش کودک و بسیاری از خانواد‌ه‌ها، باربی را دوست ندارند. فرشته زرگر، کار‌شناس ارشد روان‌شناسی کودکان که مادر یک دختر ۶‌ساله هم هست به مردمک می‌گوید: «دختر خود من علاقه شدیدی به باربی دارد. مجموعه کاملی از باربی و ملزوماتش فراهم کرده اما من خودم نگران الگوهای به شدت جنسی و زنانه‌اش هستم. باربی مدام بیشتر و بیشتر می‌خواهد و شبیه یک زن معمولی نیست. از طرفی، زندگی باربی اصلا شبیه زندگی یک زن ایرانی نیست. او آزاد و مستقل است اما دختر من معلوم نیست چنین شرایطی را تجربه کند و آن را در تناقض با محیط اطرافش می‌بیند.»</p>
<p>
	<strong>حذف زنانگی</strong></p>
<p>
	هر‌چند باربی در زادگاه خود آمریکا هم منتقدانی دارد، اما به نظر می‌رسد حساسیت‌هایی که در ایران درباره این اسباب‌بازی وجود دارد از جنس دیگری است. آیین‌نامه‌ای که معیارهای مجاز بودن ورود اسباب‌بازی‌ها را به ایران مطرح می‌کند، رعایت اصول اخلاقی و پرهیز از اشاعه موارد غیراخلاقی، پرهیز از بدآموزی و پرهیز از به کار بردن اسامی، عبارات و نمادهای هم‌جهت با اهداف فرهنگی بیگانگان را از موارد مهم در اجازه ورود اسباب‌بازی‌ها به ایران می‌داند. رویترز هم در گزارشی به غرب‌ستیزی ایران اشاره کرده و <a href="http://www.khabaronline.ir/detail/194566/">نوشته است</a>: «در حالی که غرب، تحریم‌ها را علیه ایران افزایش می‌دهد و بحران برنامه هسته‌ای تهران تشدید می‌شود، ممنوعیت فروش باربی در ایران، بخشی از برنامه‌ای است که حکومت این کشور، آن را مقابله با جنگ نرم توصیف می‌کند.»</p>
<p>
	اما به نظر می‌رسد سیاست‌گذاران حوزه‌اسباب‌بازی، در تعیین مصداق‌های بدآموزی و اخلاق، علاوه بر جنبه‌های غرب‌ستیزانه‌، به شکل ویژه‌ای، پوشش زنان و اندام آن‌ها را نشانه رفته‌اند.</p>
<p>
	از زمانی که هر تصویری از زن در مجله‌ها یا روی بسته‌بندی کالا‌ها و اسباب‌بازی‌ها با ماژیک سیاه پوشانده می‌شد، زمان زیادی نگذشته و هنوز هم اگر تصویر زنی روی یک کالا وجود داشته باشد تا حد ممکن سانسور می‌شود و آن را مغایر اصول اخلاقی و باعث به خطر افتادن سلامت جامعه می‌دانند. هر تجسمی از بدن زن، در نگاه مذهبی، عرفی و مردسالار جامعه ایران غیراخلاقی است تا جایی که ماموران پلیس حتی به مانکن‌های بی‌جان پلاستیکی هم رحم نمی‌کنند و نه تنها سینه و برآمدگی‌های آن را از بین می‌برند و دستور می‌دهند سر مانکن‌ها نیمه بریده شود، بلکه آن‌ها را مقید به حجاب هم می‌کنند. استفاده از تصویر زن در تبلیغات کالا‌ها یا روی جلد مجلات ممنوع است و این درست روی دیگر‌‌ همان سکه‌ای است که زن را تبدیل به یک ابژه جنسی می‌کند.</p>
<p>
	فرشته زرگر می‌گوید: «در کشورهای دیگر اسلامی هم سعی کرده‌اند عروسک‌های باحجاب تولید کنند. به نظر من، سانسور کردن تن زن به‌‌ همان اندازه سوژه کردن اوست که عریان کردنش. به علاوه، وقتی تاکید بر دیده نشدن اندام جنسی در عروسک‌ها وجود دارد به این معنی است که مفهوم جنسیت با بی‌اخلاقی یکی دانسته شده است. به خاطر همین است که من برای حذف کردن باربی از زندگی دخترم زیاد اصرار نکردم.»</p>
<p>
	<strong>ابراز عشق، غربی است</strong></p>
<p>
	یک سال پیش در چنین روزهایی، چاپ کالاهای تبلیغاتی به مناسبت روز ولنتاین ممنوع <a href="http://ilna.ir/newsText.aspx?id=171503">اعلام شد</a>. اتحادیه چاپخانه‌داران بخش‌نامه‌ای برای چاپخانه‌داران فرستاد و در آن اعلام کرد که چاپ هرگونه کالای تبلیغاتی به مناسبت این روز ممنوع است.</p>
<p>
	در بخش‌نامه‌ اتحادیه چاپخانه‌داران آمده بود: «با توجه به نزدیک شدن روز ولنتاین، چاپ و تهیه هر نوع کالای مرتبط با این روز اعم از انواع پوس‌تر، بروشور، جعبه و کارت‌های تبلیغاتی با نمادهای قلب، نیم‌قلب، گل رز قرمز و غیره و هرگونه فعالیت مبنی بر اطلاع‌رسانی در مورد این روز، ممنوع بوده و از سوی مراجع ذی‌صلاح با واحد‌های مختلف برخورد قانونی به‌عمل خواهد آمد.»</p>
<p>
	این خبر علاوه بر این‌که در ایران بازتاب گسترده‌ای داشت، در رسانه‌های خارجی هم مطرح شد. روزنامه لیبراسیون، روز ۲‌ژانویه ۲۰۱۱، در مطلبی به این خبر پرداخت و نوشت: «محبوبیت روز ۱۴ فوریه یعنی روز والنتین، در حالی بین جوانان ایران رشد داشته است که حکومت اسلامی ایران، از ابتدای دهه ۸۰ در حال مبارزه با چیزی است که آن را نشانه‌های نفوذ فرهنگ غربی می‌خواند.»</p>
<p>
	مخالفت با برگزاری مراسم ولنتاین علاوه بر ایران در کشورهای دیگر اسلامی هم سابقه دارد. عربستان، کویت و مالزی کشورهایی هستند که در آن‌ها با این مراسم مخالفت شده است اما به نظر می‌رسد مخالفت این کشور‌ها تنها جنبه مذهبی داشته اما در ایران، گفتمان مخالفت با غرب به عنوان یک گفتمان غالب، بر بسیاری پدیده‌ها اثر می‌گذارد و به آن‌ها جنبه سیاسی می‌دهد. بر همین اساس، مناسبت‌های جهانی مانند کریسمس هم با خشم و بی‌تفاوتی نهادهای رسمی حکومت ایران مواجه می‌شود.</p>
<p>
	در ایران عده‌ای از مخالفان برگزاری ولنتاین، گوشه چشمی به ابراز عشق‌های خارج از ازدواج دارند و آن را باعث رواج فساد و بی‌بند و باری می‌دانند. به باور حکومت ایران، ابراز عشق به یک مناسبت غربی که حالا از همه پیشینه‌های مذهبی و جغرافیایی هم خارج شده و شکلی جهانی پیدا کرده، نشان‌دهنده عمق نفوذ فرهنگی است که می‌تواند آینده این حکومت را تهدید کند.</p>
<p>
	با وجود همه محدودیت‌ها مردم ایران همچنان از این مناسبت‌ها استقبال می‌کنند. به نظر می‌رسد نسل جوان جامعه ایران، چندان به آموزه‌هایی که با تبلیغات رسمی حکومت به آن‌ها ارائه می‌شود، معتقد نیست و تلاش می‌کند با جریان‌های روز جهانی همراه شود. تلاش ایرانیان برای شبیه کردن سبک زندگیشان به زندگی مردم جهان، تلاشی است که حکومت و ساختارهای فرهنگی و مذهبی، همچنان در مقابل آن مقاومت می‌کنند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>وقتی خشونت جنسی شیک می‌شود</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/67235</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/67235#67235</guid>
                        
            <pubDate>ی, 11 دسامبر 2011 18:35:30 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Lorestani-W-C.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - گلاره خوشگذران 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>گلاره خوشگذران، فارغ‌التحصیل هنرهای زیبا از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در یادداشتی به دو ویدئو از محسن لرستانی پرداخته است که به‌تازگی با عنوان‌های «بچه ننه» و «بچه قرتی» منتشر شده‌اند.</h4>

						<p>
	بحران ترویج مستقیم یا غیر مستقیم خشونت علیه زنان در رسانه‌های جمعی، تبلیغات تجاری، رادیو و تلویزیون، سینما و سایر محصولات فرهنگ عامه، موضوعی نیست که به مرز و جغرافیای خاصی در دنیا محدود باشد. از طرفی تأثیر به سزا و قدرت این رسانه‌ها در تغییر، بنا نهادن و شکل دادن الگوهای فکری و رفتاری طی سالیان و نسل‌ها بر کسی پوشیده نیست.</p>
<p>
	رسانه‌های جمعی توانایی ارائه دادن تصاویر و مفاهیم را به شکلی دارند که ظاهراً از کنترل و قدرت ما به عنوان بیننده خارج به نظر می‌رسد اما آنچه می‌تواند در ما به عنوان دریافت کنندهٔ (فرضاً) صرف آن‌ها تأثیرگذار باشد، میزان آگاهی ما در نوع خوانش و برداشتمان از محتوایی است که پیش رویمان گذاشته می‌شود. آن بخشی که قابل کنترل و تغییر است، میزان پذیرایی فکری و عقیدتی ما به عنوان مخاطب است که پس از دریافت فیزیکی و عملی این محتوا از طریق حواس صورت می‌گیرد.</p>
<p>
	در جامعه‌ای که در آن هم‌جنس‌گرایان اصلاً به رسمیت شناخته نمی‌شوند، فعالین حقوق زنان در زندان یا تبعید به سر می‌برند، مجوز مجلهٔ «زنان» به دلیل انتشار آمار میزان کودک آزاری لغو می‌شود، نه تنها از طرف دولت هیچ تلاش سازمان یافته‌ای برای احقاق این حقوق و تغییر ارزش گذاری‌ها و قضاوت‌های پرتعصب و دیرینه در جامعه صورت نمی‌گیرد، بلکه هرگونه فعالیتی هم در جهت آن سرکوب می‌شود. در چنین شرایطی میزان آموزش و تأثیرگذاری رسانه‌های جمعی، نظام آموزشی و محصولات فرهنگی و سرگرمی، مثل تلویزیون و موسیقی و فیلم در رابطه با چنین بینش‌ها و عقایدی و بنیان گذاشتن الگوهای جدید یا تغییر و بازبینی الگوهای قدیمی دوچندان می‌شود.</p>
<p>
	در چنین شرایطی چشم امید داریم به بهبود وضعیت زنان در کشوری که تلویزیون دولتی آن به جای فرهنگسازی و نقد فرهنگ مردسالاری، سریال «پدرسالار» و «هوو‌ها» را می‌سازد، صحنه‌ها و داستان‌های متعددی در فیلم‌های سینما و تلویزیون، مستقیم یا غیر مستقیم خشونت را علیه زنان تشویق یا ترویج می‌کنند.</p>
<p>
	نشان دادن خشونت فیزیکی، لفظی یا انواع دیگر در رسانه‌های جمعی به عنوان بخشی از زندگی روزمره، تحت لوای واقعیتگرایی در مقابل «آنچه بخشی از حقیقت زندگی است و گریزی از آن نیست» مشروعیت می‌یابد. نیروی پلیسی طراحی می‌شود (پلیس ارشاد) که وظیفهٔ آن اعمال زور و قدرت در جهت تطبیق دادن ظاهر زنان با الگوهای متعالی و پسندیده‌تر حجاب اجباری است—که خود اساساً یک خشونت جنسی است—سیاستمدار آن از طریق خشونت و فحاشی به دختر او در خیابان است که از طرف مخالفین تحقیر می‌شود و «قیصر» اگر محبوب‌ترین نباشد یکی از محبوب‌ترین و سکسی‌ترین قهرمان‌های فرهنگ عامهٔ آن برای نسل‌ها است.</p>
<p>
	اهمیت شخصیت «قیصر» فرای قضاوت‌های سینمایی و هنری آن برای من، به عنوان یکی از تأثیرگذار‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران، در بدعت گذاری و محبوبیت این الگوی ضد زن فرهنگ لمپنیسم ایرانی است. قیصر در تاریخ تصویری لمپنیسم ایرانی حداقل یک حجت را بر ما تمام کرد: خشونت را به غایت سکسی و جذاب کرد. او اسوهٔ مردانگی بود که هیچ زنی نباشد که خواهان او نباشد و هیچ مردی نباشد که نخواهد خود او باشد: «کیه که به مردونگی قیصر خان شک داشته باشه؟»</p>
<p>
	بحث سر آن نیست که قیصر از زندگی روزمرهٔ قشر عظیمی از مردم ایران در آن دوران جدا بود یا داستان‌های امثال قیصر حقیقت نداشته‌اند، بلکه این توانایی سینما و رسانه در قهرمان سازی و الگوسازی است که نادیده گرفته می‌شود. موضوع به تصویر کشیدن یک داستان یا یک شخصیت یا زندگی نیست بلکه چگونه به تصویر کشیدن آن است، وگرنه کیست که بازی دلنشین و به یادماندنی بهروز وثوقی در این فیلم لذت نبرده باشد. اما آنچه قیصر و فرهنگ قیصری را رواج می‌دهد، ساخته و پرداختن الگویی است که در عین پیچیدگی‌های اخلاقی قهرمان آن، نوعی رفتارخشونت آمیز را نه تنها مشروعیت می‌بخشد بلکه ایده آل می‌سازد تا جایی که خشونت جنسی شیک می‌شود، جذاب می‌شود و سکسی می‌شود.</p>
<p>
	***</p>
<p>
	دو ویدئو از محسن لرستانی که ظاهراً به تازگی به جرگهٔ خوانندگان موسیقی پاپ در ایران پیوسته است، «<a href="http://www.youtube.com/watch?v=9azukfsdwXk">بچه ننه</a>» و «<a href="http://www.youtube.com/watch?v=Szh7Lku6YFM">بچه قرتی</a>» به تازگی انتشار یافته‌اند. بنابر مژده‌ای که در صفحهٔ فیسبوک آقای لرستانی به طرفداران داده شده، ویدئوی سومی هم در راه است که طبق نظرسنجی‌ها برای آن نام «بچه فینی» برگزیده شده است.</p>
<p>
	در این دو ویدئوی انتشاریافته، ماجرای مثلث عشقی بین یک مرد، یک زن و یک «بچه قرتی» در اپیزود دوم و و «بچه ننه» در اپیوزد اول اتفاق می‌افتد. در این مثلث قدرت، دختری که مدتی علی رغم «گیر دادن‌های برادر و مادرش» به عنوان دو عامل کنترل کننده، سر قرار می‌آمده تا دوست پسرش را ملاقات کند، در کافی شاپ در حال ملاقات با پسری دیگر یا‌‌ همان «بچه ننه» دیده می‌شود. این عمل او به منزلهٔ «خیانت»، سزاوار بادافره‌ای می‌شود که با تحقیر و خشونت فیزیکی - چک زدن قهرمان داستان یا‌‌ همان خوانندهٔ آهنگ، بر صورت او - در ویدئو به نمایش در می‌آید.</p>
<p>
	در ویدئوی دوم، خشونت لفظی هم در قالب «تحدید به مرگ» نمودار می‌شود. جوانمرد قهرمان که از فرط عصبانیت و خودخوری در جستجوی تیماری برای دردش است و «عرق سگی برایش شراب است» کلافه و با اذعان به اینکه دیگر «قاتی کرده» ریخته شدن خون دختر را به گردن خود او می‌داند...</p>
<p>
	در عین غافلگیری و شاید ناباوری، این دو ویدئوی محسن لرستانی به نوعی ماجرای زنی را به تصویر می‌کشند که در زندگی واقعی در گزند تمام آسیب‌هایی است که در این داستان روایت می‌شوند؛ نمونهٔ کوچکی از شرایط امنیت جنسی و جانی زن در کشوری که زنان آن، به قول نسرین افضلی، برهنه در مقابل قانون قرار دارند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>عالیه ماجده المهدی؛ موافقت‌ها و مخالفت‌ها</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/66883</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/66883#66883</guid>
                        
            <pubDate>ش, 26 نوامبر 2011 09:17:22 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Screen_shot_2011-11-26_at_2.48_.52_PM_.png&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							دیدگاه - یاسمن منوچهری 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>عالیه ماجده المهدی، زن وبلاگ‌نویس مصری، عکس‌های برهنه‌اش را در وبلاگ خود منتشر کرده است. این اقدام عالیه، واکنش‌های متنوعی در مصر برانگیخت. یاسمن منوچهری از برخی از این واکنش‌ها می‌نویسد.</h4>

						<p>
	«بدون مقاومت، هیچ رابطه قدرتی شکل نمی‌گیرد؛ هرچه متاخر‌تر باشند، واقعی‌تر و موثرترند چون درست چایی شکل گرفته‌اند که روابط قدرت اعمال می‌شود.»<em> - فوکو؛ تاریخ جنسیت</em></p>
<p>
	سیل نظرات درباره فمینیست جوان مصری، علیا ماجده المهدی از آن لحظه سرنوشت‌سازی که او تصمیم گرفت عکس برهنه‌ای از خود را در وبلاگش منتشر کند، مجراهای خبری را مورد هجوم قرار داده است. رسانه‌های مصری و غربی، هر دو مشغول انتشار نقطه نظرات گوناگون در پشتیبانی از حرکت شجاعانه او یا مخالفت با تعدی او از پاکدامنی هستند.</p>
<p>
	بدن زن و تمایلات جنسی، سوژه بحث‌های جنجالی بی‌پایانی در طول تاریخ بوده است. در افسانه‌های مذهبی بدن و قدرت زنانه، از همان زمان «سقوط آدم از طریق حوا»، موجب تحریک احساسات بوده‌اند. یازده سال پس از شروع قرن ۲۱، علیا ماجده المهدی، برهنه در چشمان مردانی که به او خیره می‌شوند، می‌نگرد. سوال اینجاست که آیا او قرار است حوای تازه‌ای باشد؟</p>
<p>
	لیبرال‌های مصری به سرعت دست به سرزنش او زده‌اند و ادعا کرده‌اند که اعمال او تلاش‌های دمکراتیک انجام‌شده در مصر پس از حسنی مبارک را خراب خواهد کرد. ۲۸ نوامبر اولین انتخابات پارلمانی پس از رفتن حسنی مبارک خواهد بود. لیبرال ‌ا نگرانند که در چشم محافظه‌کاران و توده مردم مذهبی، هر گونه همکاری یا حمایت از المهدی، تصویر آن‌ها را لکه‌دار کند و مصریان را به رای‌دادن به اسلام‌گراهای افراطی سلفی تشویق کند. سلفی‌ها تا جایگزین‌کردن عکس نامزدهای انتخاباتی زن با گل یا لوگوی حزب پیش رفته‌اند.</p>
<p>
	نهاد أبو القمصان، یک فعال حقوق زنان می‌گوید که محافظه‌کاران «به اضافه کردن لایه‌ها برای پوشاندن زن و انکار وجودشان ادامه می‌دهند».</p>
<p>
	او در عین حال گفته است دلیلی بر رد این کار عالیه، آن است که «انتشار برهنگی نوعی تجاوز به بدن است».</p>
<p>
	سیاد القمنی، یک نویسنده لیبرال مشهور، عالیه را «یک دختر که مشکلات ذهنی دارد» خوانده و به این شکل از او انتقاد کرده است.</p>
<p>
	المهدی در وبلاگش می‌نویسد که عکس‌های او «فریادهایی علیه خشونت، نژادپرستی، جنس گرایی، آزار جنسی و ریاهستند. علاوه بر این او به‌روشنی اظهار می‌کند که خداپرست نیست و با دوست پسر خود که یک معاند و فعال سیاسی است و در دولت مبارک به جرم توهین به اسلام و رییس جمهور مبارک زندانی شده، زندگی می‌کند. او در یک مصاحبه اختصاصی با CNN می‌گوید: من از زن بودن در جامعه‌ای که زنان جز ابزار جنسی که روزانه توسط مردانی که هیچ چیزی از روابط جنسی یا اهمیت یک زن نمی‌دانند، مورد آزار قرار می‌گیرند، شرمگین نیستم.</p>
<p>
	برخی بلاگر‌ها و نویسندگان، حمایت خود را از عالیه نشان داده‌اند. به طور مثال احمد عوادالله، فعال سیاسی، او را در یک توییت ستایش کرده و نوشته است: من از شجاعت او شگفت زده‌ام.</p>
<p>
	یک حمایت کننده مصری به نام عماد ناصر ذکری در وبلاگ المهدی نوشته است: ما باید یاد بگیریم که بین برهنگی و مسایل جنسی تفاوت قایل شویم.</p>
<p>
	او گفته است که پیش از تاثیر بنیادگرایان در مصر «مدل‌های برهنه در مراکز آموزشی برای طراحی وجود داشته‌اند.»</p>
<p>
	او همچنین از طرف برخی از میهن‌پرستان سابق عرب حمایت شد. در بین حمایت کنندگانش در خارج مصر، گروهی ۴۰ نفره از زنان اسرائیلی بودند که به احترام او برهنه شدند و پلاکاردی را به نمایش گذاشتند که می‌گفت: «دختر‌ها، بیایید دلیل خوبی در اختیار دنیا بگذاریم که زیبایی منحصر به فرد زنان اسرائیلی را ببینند. صرف نظر از اینکه آن‌ها یهود، عرب، متمایل به جنس مخالف یا متمایل به هم جنس هستند - زیرا اینجا، تا جایی که ما می‌دانیم، این مسئله اهمیتی ندارد. بگذارید به شکاکان نشان دهیم که گفتمان بین المللی ما، مستقل از دولت هاست.»</p>
<p>
	فراوانی توهین‌ها از جانب نویسندگان، تحلیلگران و افرادی که احساسات خود را از طریق رسانه‌های جمعی ابراز می‌کرده‌اند، بی‌امان بوده است. گروهی از فارغ التحصیلان حقوق اسلامی، پیشنهاد داده‌اند که به تلاش برای تعقیب و دستگیری المهدی و دوستش کریم عامر ملحق شوند.</p>
<p>
	آن‌ها تقاضا کرده‌اند که این دو به جرم اشاعه فحشا و فسق و نیز توهین به مذهب محکوم شوند. آن‌ها همچنین تقاضا کرده‌اند که عالیه بر طبق قانون اسلامی تنبیه شود. نفیسه عبدالفتاح، یک وکیل غیر مرتبط به این گروه از دانشجویان، جمعه گذشته دادخواست مشابهی را ارائه داده است. مرد مصری دیگری با نام عبدالفتاح بیان کرده است: المهدی و دوستش، علاوه بر داشتن رابطه عاشقانه غیر ازدواج که مغایر با مذهب و سنت‌های اجتماعی است، اقدام به انتشار تصویر برهنه کرده‌اند.</p>
<p>
	المهدی در مصاحبه خود با CNN در دفاع از خود می‌گوید: زنان تحت اسلام همواره اشیایی برای استفاده در خانه باقی خواهند ماند. آزار جنسی علیه زنان در مصر غیرقابل تصور است ولی من جایی نمی‌روم و تا آخر با آن خواهم جنگید. بسیار از زنان چادر را برای فرار از خشونت و قادر بودن به راه رفتن در خیابان‌ها سر می‌کنند. من از اینکه جامعه هم جنس گرایان را افرادی غیر طبیعی معرفی می‌کند، متنفرم. متفاوت، غیر طبیعی نیست.</p>
<p>
	بنابراین، چه مردم از او حمایت کنند و چه نکنند، یک چیز قطعی است: المهدی پرده از تشویش‌های یک زن درباره ادعای حق تسلط او بر بدنش برداشته است. ادعای حق تسلط، با مقاومت همراه است. ولی تنها زمان به ما خواهد گفت که آیا او صبر و تحمل و ایمان لیلیت را دارد یا حوا را؟</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>برهنگی عالیه مصری و تجربه ایران</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/66853</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/66853#66853</guid>
                        
            <pubDate>ش, 26 نوامبر 2011 01:59:49 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Aliaa-W.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - نعیمه دوستدار 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>اقدام عالیه ماجده المهدی در مصر برای انتشار عکس‌های برهنه‌اش در وبلاگ، برای جامعه ایران و زنان این جامعه چه معنایی دارد؟ شهاب‌الدین شیخی و ساقی قهرمان در این باره با مردمک حرف زده‌اند.</h4>

						<p>
	در حالی که ناظران اوضاع سیاسی مصر پیش‌بینی می‌کنند اسلام‌گرایان در این کشور بیشتر قدرت بگیرند، عالیه ماجده المهدی که خود را یک «مصری فمینیست سکولار» معرفی کرده، با انتشار عکس‌های برهنه خود در وبلاگش، جنجال‌ساز شده است.</p>
<p>
	او در فیسبوکش نوشته است که این کار را در اعتراض به «خشونت، نژادپرستی، جنسیت‌گرایی، آزار جنسی و مردسالاری» در جامعه مصر کرده است.</p>
<p>
	این اقدام عالیه، حمایت‌ها و اعتراض‌هایی را در کشور خودش مصر بر انگیخت. اما شماری از ایرانیان نیز در وب به این عکس‌های برهنه واکنش نشان دادند؛ برخی از او به خاطر استفاده از زیبایی تنانه‌اش انتقاد کردند و عده‌ای هم در حمایت از او، عکس‌های برهنه خود را منتشر کردند.</p>
<p>
	شهاب‌الدین شیخی، فعال حقوق زنان، درباره علت بالاگرفتن بحث‌ها درباره این کار عالیه ماجده المهدی در فضای فارسی معتقد است این به خاطر سابقه فعال‌بودن جنبش زنان در ایران است.</p>
<p>
	آقای شیخی به مردمک گفته است: جامعه ایران بین کشورهای منطقه وخاورمیانه، از نظر رسانه‌ای و از نظر مواجهه با حکومت، یکی از فعال‌‌ترین جنبش‌های&nbsp; زنان را دارد. در جنبش سبز، تعداد زنان مشارکت‌کننده بسیار زیاد بود و حتی یکی از اصلی‌ترین نماد شهدای این جنبش "ندا"ست که یک زن است. بعد از فرو نشستن اعتراض‌های خیابانی، مردم توجه زیادی به جنبش کشورهای عربی و حتی وال‌استریت داشتند. نه این‌که دقیقا این جنبش‌ها شباهتی به جنبش مردم ایران داشته باشند بلکه این فضای خیابانی باعث بازبینی رویاهاشان ‌می‌شود و در مورد زنان هم اتفاقاتی که رخ می‌دهد شاید به نوعی آیینه‌‌ای باشد از وضعیت زنان در این جوامع.</p>
<p>
	ساقی قهرمان، نویسنده و فعال حقوق هم‌جنس‌گرایان، این توجه را برخاسته از آگاهی و تحلیل نمی‌داند.</p>
<p>
	او به مردمک گفته است: برهنگی، در وهله اول، در جوامعی مثل جامعه ما، ‌‌ترس ایجاد ‌می‌کند؛ ‌‌ترس آشکارشدگی. کسی علاقه‌مند نیست خودش را جای شخص برهنه شده بگذارد یا برهنه بشود، چون با برهنه شدن تکیه‌گاه‌های اجتماعی و فرهنگی خودش را از دست ‌می‌دهد. اما وقتی دیگری برهنه می‌شود، برهنگی تبدیل به صحنه می‌شود و تماشایی می‌شود. این ‌همه هیجان‌زدگی کاربران ایرانی در مواجهه با این عکس‌ها، به خاطر شکستن بند نیست.</p>
<p>
	خانم قهرمان معتقد است: این توجه از کنجکاوی و از لذت تماشای بدن برهنه و دست‌یابی به پورن خانگی ریشه ‌می‌گیرد. توجه خیلی از فعالان زن و مرد هم شبیه به همین است. تعداد کمی ‌از بین کسانی که به عکس‌ها و به دلایل عالیه برای برهنه شدن توجه کرده‌اند، در واقع به بند و به شکستن بند به عنوان یک مساله ریشه‌ای اهمیت داده‌اند.</p>
<p>
	<strong>سکوت تن؛ سکوت جامعه</strong></p>
<p>
	گزارش‌ها درباره آزار جنسی یک خبرنگار زن در میدان تحریر قاهره و همین‌طور اقدام یکی از احزاب بنیادگرای سلفی در معرفی یک نامزد انتخاباتی زن و گذاشتن عکس گل به جای عکس خود او، انتقاد سکولارها و فعالان زن در مصر را برانگیخته است.</p>
<p>
	این عمل ماجده ‌می‌تواند واکنشی به این موارد باشد؛ یک زن که اراده خود بر بدنش را نمایش می‌دهد.</p>
<p>
	شهاب‌الدین شیخی درباره تبعات این اقدام ماجده می‌گوید: در مورد اتفاق‌های این‌چنینی موافق‌ها ‌می‌گویند تاثیر مثبت دارد؛ به جامعه شوک ‌می‌دهد؛ به خود زنان و به کل جامعه تلنگر ‌می‌زند که باید به مساله زن توجه شود. مخالفان ‌می‌گویند باعث ‌می‌شود رادیکال‌ها قدرت بگیرند و فضا بسته‌‌تر خواهد شد چون تندروها ‌می‌گویند اگر به زنان آزادی بدهی چنین کارهایی ‌می‌کنند.</p>
<p>
	این فعال حقوق زنان خود در این باره معتقد است که ین اتفاق «شوک لازم را ‌می‌دهد».</p>
<p>
	آقای شیخی می‌گوید: مثلا در ایران، وقتی بحث حجاب اجباری مطرح شد و زنان راهپیمایی کردند، روشنفکرترین احزاب، چپ‌ها بودند؛ مثل حزب توده. ولی این حزب گفت که نیم متر پارچه مساله ما نیست. همین نیم متر پارچه، تبدیل شد به تابلوی تمام‌نمای حکومت ‌در 30ساله اخیر. در حکومت‌های توتالیتر، زنان تابلوی حکومت‌ها هستند. یعنی مثلا رضاخان کشف حجاب می‌کند و جمهوری اسلا‌می‌‌ می‌خواهد زنان را بپوشاند.</p>
<p>
	ساقی قهرمان هم در این باره می‌گوید: آزادی تن می‌تواند زمینه‌ساز آزادی‌های مدنی دیگر شود و مفهوم آشکار کردن صورت انسانی تن، از لذت تا حق و مسوولیت را داشته باشد.</p>
<p>
	این فعال مدنی معتقد است: جامعه ایرانی دارد قرض‌هایی را که 30 سال است روی شانه‌اش سنگینی ‌می‌کند ‌می‌پردازد. 30 سال پیش وقتی زنان ایرانی علیه حجاب راهپیمایی کردند، تصور غالب "مردم/مردانـ"ـی که در جبهه مقابل حزب‌الله بودند این بود که بی‌حجابی ضرورتی ندارد. به‌زودی معلوم شد که ضرورت انتخاب پوشاک، و ضرورت بی‌حجابی خیلی ریشه‌ای‌تر از ضرورت نان و کار بوده، چون با آزادی تن، تن ‌می‌توانست برای به دست آوردن نان و کار مبارزه کند، اما وقتی تن محکوم به حجاب ‌می‌شود، نیازهایش هم محکوم به سکوت ‌می‌شوند.</p>
<p>
	<strong>توانایی برهنه‌شدن؛ تجربه ساقی قهرمان</strong></p>
<p>
	در واکنش به اقدام عالیه عده‌ای به تکرار آن فکر کردند و امکان آن را سنجیدند.</p>
<p>
	ساقی قهرمان اساسا چنین حرکت‌هایی را در جامعه ایرانی غیرممکن می‌شمرد. او می‌گوید در داخل ایران، زنان توانایی برهنه شدن ندارند.</p>
<p>
	خانم قهرمان می‌گوید: عالیه در موقعیتی از آزادی‌های شخصی و اجتماعی خودش استفاده ‌می‌کند که حکومت در مصر هنوز صاحب تمام قدرت نیست و در جامعه زنان، هنوز عالیه امکان بازی و مانور دارد. اما حکومت ایران صاحب قدرت است و از زنان داخل ایران نمی‌توان توقع برهنه شدن داشت.</p>
<p>
	به اعتقاد این شاعر زن، «اگر ما بخواهیم ظرفیت جامعه برای برهنه شدن زنان به عنوان نشانه‌ای از مبارزه اجتماعی را در نظر بگیریم منطقی‌‌تر این است که به برداشتن روسری فکر کنیم. آیا جامعه ایران ظرفیت برداشتن روسری از سر خود را دارد؟ آیا زنی در ایران هست که بتواند روسری‌اش را بردارد و زنانی و مردانی در حمایت از حرکت خود داشته باشد تا اگر حکومت به او حمله کرد از او دفاع کنند؟ نه. این امکان در ایران وجود ندارد. حرکت‌ها تک‌رو و بی‌پشتوانه است.»</p>
<p>
	ساقی قهرمان خود هشت سال پیش در سال ۲۰۰۳، عکسی از کمر به بالا برهنه که خودش در آینه از خود گرفته بود، برای انتشار به وب‌سایت‌های ایرانی فرستاد.</p>
<p>
	او می‌گوید: به جز سایت اخبار روز هیچ‌کدام قبول نکردند آن را منتشر کنند. آن وبسایت اخبار روز هم نه در صفحه اول، بلکه در یکی از صفحات میانی این عکس را همراه با داستانی از او منتشر کرد.</p>
<p>
	روز بعد، سردبیر این وبسایت در جواب معترضان نوشت که ادبیات چیزی برای پنهان کردن ندارد.</p>
<p>
	خانم قهرمان می‌گوید: بعد از آن من عکس‌هایی از خونریزی ماهانه خودم با زوم کردن دوربین روی خون و اندام جنسی در وبلاگ شخصی خودم منتشر کردم. و بعد، عکس‌هایی از تنم را که در گذر زمان چروکیده و مچاله شده بود منتشر کردم. عکس‌های بعدی، عکس کبودی‌های روی تن من بود.</p>
<p>
	ساقی قهرمان هدفش از منتشر کردن این عکس‌ها را «جدا شدن از کلیشه نوشتن» می‌شمرد. او می‌گوید هدف دیگرش «به هم‌ریختن قواعد زیبایی در تن و زن و چارچوب معشوق‌بودگی تن زن» بوده است.</p>
<p>
	خانم قهرمان می‌گوید: من در همه عکس‌هایم دقت ‌می‌کردم که چیزی که با این معیارها نمی‌خوانند توی عکس باشد. مثل عینک گنده ذره‌بینی، کفش‌های سرپایی لنگه به لنگه، صورت وق زده، پستان شل و دراز، شکم چروکیده، و چیزهایی که نشان ‌می‌دهد این زیبایی به زعم فرهنگ یا برهنگی اروتیک به زعم فرهنگ نیست که توی عکس نشان داده می‌شود، این یک آدم است.</p>
<p>
	<strong>از نکوهش تا استقبال</strong></p>
<p>
	اما آن عکس‌های ساقی قهرمان در آن نه فقط مورد توجه جامعه فعالان حقوق زن و دیگر فعالان اجتماعی قرار نگرفت، بلکه به آن انتقادهایی هم مطرح شد.</p>
<p>
	او که هم‌جنسگراست در این باره می‌گوید: من به ندرت برخوردی را با خودم دیده‌ام که معمولا با زن‌های دگرجنسگرا ‌می‌شود. تصور خود من این است که در جامعه ایرانی با من به عنوان یک غریبه رفتار شده. نه به دلیل این که من در خارج از ایران هستم، بلکه به دلیل این که خارج از محدوده فرهنگ رایج ایرانی هستم. مثلا، من خواهر و مادر هیچ مردی به حساب نمی‌آیم. دختر و همسر هیچ مردی هم به حساب نمی‌آیم. جزو محدوده آبروی هیچ کسی هم نیستم. برای همین پشت کسی از برهنه‌شدن من نمی‌لرزد، اما آن‌جایی که از آلترناتیوهای گرایش جنسی و هویت جنسیتی صحبت می‌کنم، به من حمله می‌شود. بیشترین فحش‌هایی که به من داده شده برای منتشر کردن عکس برهنه نبوده، به خاطر هویت جنسی من بوده و توضیح این که من می‌توانم از بدن زنانه و ابزار جنسی زنانه‌ام استفاده‌ای غیرزنانه بکنم.</p>
<p>
	شهاب‌الدین شیخی درباره تاثیر چنین حرکت‌هایی می‌گوید: اقدامات فردی، معمولا دارای شدت است و جلب توجه عمو‌می ‌‌می‌کند. ولی رفتارهای جمعی، قابل سرایت هم هستند. کنش‌های فردی امکان سرایت‌شان پایین‌‌تراست. مثلا یکی در تونس خودش را آتش زد اما همه نرفتند خود را آتش بزنند. اما این اقدام باعث رادیکال‌‌تر شدن فضا شد. ما انتظار نداریم این حرکت تکرار شود، هرچند تکرارش هم اتفاق افتاد و عده‌ای این کار را کردند. از این به بعد، هر اتفاقی بیفتد قدرت رفتاری را که عالیه الهمدی انجام داد، ندارد و فقط حرکتی نمادین و حمایتی است.</p>
<p>
	آقای شیخی معتقد است این حرکت ماجده، تاثیری که در مصر داشت را بر جامعه ایران ندارد. او می‌گوید: حرکت ماجده برای نسل جدید زنان مصر معنادار است. اما هرچند جامعه ایران این درصد از عریانی را تجربه نکرده‌ایم، ولی آگاهی عمو‌می ‌جنسیتی در جامعه ما بالاتر است. بنابراین نیازی به چنین شوکی برای آگاهی‌بخشی رادیکال وجود ندارد.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>خانواده درگیر -  درگیرها (۲۳۲)&#45; ورود خانم‌ها ممنوع!</title>
			                
            <link>http://www.mardomak.org/cartoons/full/66476</link>
			            
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/cartoons/full/66476#66476</guid>
			            
            <pubDate>پ, 10 نوامبر 2011 13:08:30 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مانا نیستانی</dc:creator>
						
			
            <description><![CDATA[

                                        
                        <a href="http://www.mardomak.org/cartoons/full/66476" target="_blank"><img src="/resizer/phpThumb.php?src=http://www.mardomak.org//library/uploads/cartoon/manadargir085.jpg&w=600&q=80" alt="درگیرها (۲۳۲)- ورود خانم‌ها ممنوع!" /></a>
                        <br />
						<br />
						مردمک - <b>مانا نیستانی</b>





										
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>خانواده درگیر -  درگیرها (۲۱۴)&#45; یک روز معمولی</title>
			                
            <link>http://www.mardomak.org/cartoons/full/65104</link>
			            
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/cartoons/full/65104#65104</guid>
			            
            <pubDate>ی, 18 سپتامبر 2011 10:16:51 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مانا نیستانی</dc:creator>
						
			
            <description><![CDATA[

                                        
                        <a href="http://www.mardomak.org/cartoons/full/65104" target="_blank"><img src="/resizer/phpThumb.php?src=http://www.mardomak.org//library/uploads/cartoon/manadargir067.jpg&w=600&q=80" alt="درگیرها (۲۱۴)- یک روز معمولی" /></a>
                        <br />
						<br />
						مردمک - <b>مانا نیستانی</b>





										
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        

    </channel>
</rss>
