<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
	xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">

    <channel>
	
	<title>مردمک: کلید واژه » %D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF</title>
	<link>http://www.mardomak.org</link>
	<description>مردمک - دریچه‌ای به سوی شهروندمداری</description>
	<language>fa</language>
	<copyright>© 2012 Mardomak</copyright>
	<category>news</category>
	<generator>Mardomak.org</generator>
	
	<pubDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</pubDate>
	<lastBuildDate>ج, 25 می 2012 07:54:13 GMT</lastBuildDate>
	

	<image>
		<url>http://www.mardomak.orglibrary/images/feeds-logo.jpg</url>
		<title>مردمک: کلید واژه » %D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF</title>
		<link>http://www.mardomak.org</link>
		<width>144</width>
		<height>144</height>
	</image>

        	        
        
        <item>
        
            <title>فروغ سینماگر؛ کارنامه سینمایی یک شاعر</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/68924</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/68924#68924</guid>
                        
            <pubDate>چ, 15 فوریه 2012 15:31:35 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Foroogh-1_1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - پرویز جاهد 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>به مناسبت چهل و پنجمین سال درگذشت فروغ فرخزاد، پرویز جاهد منتقد سینمایی به کارنامه سینمایی این شاعر ایرانی پرداخته است.</h4>

						<p>
	چهل و پنج سال از مرگ نابهنگام فروغ فرخزاد می‌گذرد، کسی که نه تنها در زمینه شعر و ادبیات، پیشرو و سنت شکن بود بلکه با ساختن فیلم مستند «خانه سیاه است»، تحول تازه‌ای را در سینمای مستند ایران به وجود آورد و نام خود را به عنوان نخستین زن سینماگر در تاریخ سینمای ایران ثبت کرد.</p>
<p>
	فیلمی که جایزه بهترین فیلم مستند فستیوال اوبرهاوزن آلمان را در سال ۱۹۶۴ به دست آورد، کریس مارکر، سینماگر برجسته فرانسوی آن را شاهکار خواند و با سرزمین بی‌نان لوئیس بونوئل مقایسه کرد و جاناتان روزنبام منتقد سر‌شناس و معتبر آمریکایی، به ستایش از آن پرداخت و آن را اثری تغزلی و عمیقا انسانی نامید.</p>
<p>
	اما نگاه دقیق‌تر به کارنامه سینمایی فروغ، نشان می‌دهد که فعالیت سینمایی او تنها منحصر به ساختن فیلم «خانه سیاه است» نبوده است. فروغ در طی ۷ سال همکاری خود با استودیو سینمایی گلستان که ابراهیم گلستان آن را در اواخر دهه سی راه اندازی کرده بود، به عنوان تدوین گر، در تولید فیلم‏های مستند مهم و قابل توجهی همچون مجموعه شش قسمتی «چشم انداز» برای شرکت نفت از جمله «یک آتش»، «آب و گرما» و «گردش چرخ» همکاری داشته است.</p>
<p>
	<strong>همکاری با استودیو گلستان</strong></p>
<p>
	فروغ در سال ۱۳۳۷ به عنوان منشی و ماشین نویس به استخدام استودیو گلستان درآمد. اما خیلی زود با سینما و کارهای مربوط به تدوین و صداگذاری فیلم‌ها آشنا شد. در این زمان، ابراهیم گلستان، سرگرم ساختن مجموعه مستند چشم انداز برای شرکت نفت بود. مجموعه‌ای شش قسمتی از درخشان‌ترین آثار مستند سینمای ایران که در فاصله بین سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۱، در استودیو گلستان تهیه شد و در تهیه آن افرادی چون شاهرخ گلستان (برادر ابراهیم گلستان)، محمود هنگوال، سلیمان میناسیان و فروغ فرخزاد نقش داشته‌اند. فروغ به عنوان دستیار و تدوین گر، با گلستان در ساختن فیلم‌های این مجموعه از جمله فیلم مستند درخشان «یک آتش» همکاری کرد که این فیلم در بخش مستند دوازدهمین جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد و برنده مجسمه مرکور طلایی و مدال شیر سن مارکو شد.<br />
	گلستان در گفتگو با نگارنده در کتاب «نوشتن با دوربین» درباره چگونگی ورود فروغ به استودیو گلستان می‌گوید: «فروغ هم آمد فقط برای ماشین‌نویسی. فروغ را سهراب دوستدار و رحمت الهی آورده بودند پهلوی من به عنوان ماشین‌نویس. هیچ هم باهاش آشنا نبودم. یک مرتبه از خیلی دور دیده بودمش. اول هم که اومد بهش گفتم خانم جان شما هرچی شعر گفتید، فلان و فلان، ‌ برای خودتون خوبه ولی اینجا کار اداره هست، کار اداره بکنید. کارتون هم این هست که ماشین‌نویسی، اگر نمی‌تونید بکنید، ‌ می‌تونید خرده خرده یاد بگیرید ولی این تلفن رو جواب بدید. همین کار را هم می‌کرد طفلکی.»</p>
<p>
	گلستان همچنین در مورد مهارت سینمایی فروغ می‌گوید: «فروغ هم خوب اصلاً در عمرش به فیلم دست نزده بود که بخواد مونتاژ بکنه و من با یک دستگاه مونتاژ معمولی بهش یاد دادم چیکار بکنه. و اینکه می‌گوئی برای تحصیل به انگلستان رفت، نرفت درس سینما بخونه، رفت درس Stock shot library بخونه. جائی که نماهای مختلفی از موضوع‌ها و فیلم‌های مختلف را طبقه‌بندی کرده و نگهداری می‌کنند و تو اگر به نمای خاصی احتیاج داشته باشی به لیست آن‌ها نگاه می‌کنی و انتخاب می‌کنی تا نسخه ‌برداری و در فیلم‌ات به کار ببری. مثل‌‌ همان تکه‌ای که در فیلم «خانه سیاه است»، استفاده شده. آن نمای پرنده‌ها که پرواز می‌کنند.»<br />
	اما سلیمان میناسیان، فیلمبردار برجسته فیلم‌های ابراهیم گلستان که فیلم «خانه سیاه است» را نیز فیلمبرداری کرده است، در فیلم مستند «مردی با دوربین فیلمبرداری» که من درباره او ساخته‌ام، در مورد فروغ فرخزاد اعتقاد دیگری دارد. میناسیان در مورد فروغ می‌گوید: «فروغ سینما را نزد کسی یاد نگرفت. فروغ اصلا خودش سینما بود. فروغ یک آرتیست بود.»</p>
<p>
	قطعا این گفته میناسیان، نمی‌تواند انکار این واقعیت باشد که فروغ تکنیک‌های سینمایی و تدوین را در استودیو گلستان و نزد ابراهیم گلستان یاد گرفت. میناسیان که در استودیو گلستان کار می‌کرده، خود بهتر از هر کس دیگری می‌داند که نه تنها فروغ، بلکه خود او و برادرش هراند میناسیان، امیر کراری، محمود هنگوال و بسیاری دیگر که در آنجا در بخش‌های مختلف کار می‌کردند، قبل از شروع کار در این استودیو و همکاری با گلستان، هیچ تجربه سینمایی دیگری نداشته‌اند. به گمان من، میناسیان با گفتن این حرف تنها خواسته است، بر استعداد و خلاقیت سینمایی فروغ تاکید کرده باشد.</p>
<p>
	فروغ حتی برای برخی از قسمت‌های این مجموعه مثل «چشم انداز چهارم» یا «طرح گچساران»، همراه با گروه فیلمبرداری به جنوب رفت و بعد به کمک گلستان به تدوین راش‌های فیلمبرداری شده پرداخت. نام او به عنوان تدوین گر در قسمت «گردش چرخ» از مجموعه «چشم انداز» هم آمده است. وی در تدوین فیلم‌های مجموعه «چشم انداز»، از خود خلاقیت و هوشمندی زیادی نشان داد. خلاقیتی که اوج آن را چند سال بعد در مستند «خانه سیاه است» می‌بینیم.</p>
<p>
	<strong>خانه سیاه است</strong></p>
<p>
	در سال ۱۳۴۱، انجمن کمک به جذامیان، ساختن فیلمی درباره جذام خانه بابا باغی تبریز را به استودیو گلستان، پیشنهاد کرد. گلستان نیز کارگردانی آن را به عهده فروغ فرخزاد گذاشت. این نخستین فیلم فروغ در مقام کارگردان بود که پیش از این فیلمی نساخته بود اما به واسطه مونتاژ بعضی از قسمت‌های مجموعه مستند «چشم انداز»، با سینما و قابلیت‌های بیانی آن آشنا شده بود و آن را به ذهنیت شعری‌اش نزدیک حس کرده بود. فروغ در فیلم «خانه سیاه است»، تمام خلاقیت هنری و استعداد سینمایی‌اش را به کار می‌گیرد و با ترکیب بینش شعری تراژیک، نگاه ملانکولیک و گرایش‌اش به مفهوم زوال و نیستی، فیلمی ساخت که بدون تردید یکی از درخشان‌ترین و برجسته‌ترین مستندهای تاریخ سینمای ایران و حتی جهان است. با اینکه ابراهیم گلستان، در زمان فیلمبرداری «خانه سیاه است» حضور فیزیکی نداشت اما یقینا فروغ از مشاوره و ایده‌های موثر او در ساختن فیلم، به ویژه در مرحله تدوین و صداگذاری برخوردار بود، کما اینکه نگارش بخشی از گفتار فیلم را که در معرفی بیماری جذام است، خود گلستان به عهده می‌گیرد و صدای او بر روی فیلم شنیده می‌شود:<br />
	«دنیا زشتی کم ندارد. زشتی دنیا بیشتر بود اگرآدمی بر آن‌ها دیده بسته بود. اما آدمی چاره ساز است. براین پرده اکنون نقشی از یک زشتی، دیدی از یک درد می‌آید که دیده بر آن بستن دور است از مروت آدمی. این زشتی را چاره ساختن، به درمان این درد یاری گرفتن و به گرفتاران آن یاری دادن، مایه ساختن این فیلم و امید سازندگان آن بوده است … جذام بیماری بی‌درمانی نیست.»</p>
<p>
	فروغ نیز به گفته گلستان در «نوشتن با دوربین»، برای نگارش متن شاعرانه فیلم، از کتاب عهد عتیق (مزامیر داوود، جامعه بنی سلیمان و کتاب ایوب) استفاده کرده و با صدای محزون خود آن را خوانده است.</p>
<p>
	درونمایه فیلم که ترکیبی از حس‌های متضاد یاس و امید، ملال و شادی، رنج و خوشبختی، بقا و نیستی و مرگ و زندگی است، نتیجه تاثیرپذیری فروغ از مضامین کتاب عهد تحقیق و شرایط اجتماعی نابسامان و یاس آور زمان اوست. فروغ چنانکه خودش در مصاحبه‌ها گفته است، در سال ۱۳۴۰ با انگیزه تقویت دیدگاه‌ها و زبان شعری خود، به مطالعه‌ای عمیق در کتاب مقدس (عهد عتیق) می‌پردازد، آنچه که از آن به دوره تورات خوانی تعبیر می‌کند، اشعاری نظیر «آیه‌های زمینی» و «تولدی دیگر» محصول همین دوره است.</p>
<p>
	گفتگوی‏ فرج الله صبا با فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان که در شماره اسفند ۱۳۴۲ مجله روشنفکر، منتشر شد، دربردارنده دیدگاه‏های فروغ درباره فیلم «خانه سیاه است»، بیماری جذام، بیهودگی، ناامیدی، مرگ و زندگی است. این گفتگو می‌‏تواند روشنگر بسیاری از ابهاماتی باشد که بر فیلم فروغ سایه افکنده‏ است. فروغ در این گفتگو به بیان دیدگاه‏ جبرگرایانه خود درباره زندگی که درونمایه اصلی فیلم را تشکیل می‌‏دهد، می‌‏پردازد. او در این‏باره می‌‏گوید: «زندگی یک چیز جبری است. زندگی است که این‏ انسان جذامی را اداره می‌‏کند، نه او زندگی را.... او مثل‏ یک ذره است از زندگی.»</p>
<p>
	اما برخی از منتقدان سینمایی آن دوره، بر اساس تصورات نادرست خود ادعا کرده‌اند که فروغ سازنده فیلم «خانه سیاه است» نیست بلکه ابراهیم گلستان آن را ساخته است، در حالی که هم گلستان و هم سلیمان میناسیان فیلمبردار فیلم «خانه سیاه است»، در گفتگوی خود با من، این ادعا را رد کرده و فروغ را به عنوان کارگردان فیلم معرفی کرده‌اند.</p>
<p>
	امیر کرّاری از کارکنان استودیو گلستان و دستیار سلیمان میناسیان، فیلمبردار فروغ نیز، در بخشی ‏ از خاطرات خود از فروغ در کتاب «فروغ فرخزاد و سینما» (غلام حیدری)، با قاطعیت ادعای کسانی را که‏ منکر نقش سازنده فروغ در این فیلم شده‏اند و ساخت‏ آن را به ابراهیم گلستان نسبت می‌‏دهند، رد کرده و شهات می‌‏دهد که فروغ، خود کارگردان و تدوین‏گر فیلم‏ بوده و ابراهیم گلستان نقش چندانی در آن نداشته است.</p>
<p>
	منتقدی به نام منوچهر کیارش (که احتمالا نام مستعار است)، در مقاله‏ای با عنوان «خانه سیاه است‏ و اندیشه‏های کور» که در اسفند ماه ۱۳۴۱ منتشر شد، موفقیت‏های فیلم را «سر و صدا» خوانده و ارزش‏های آن را «کاذب» قلمداد کرد. او همانند دیگر مخالفان فروغ، این فیلم را ساخته ابراهیم‏ گلستان دانسته و معتقد است: «این کار بیشتر از هر چیز به کارهای گلستان شباهت دارد تا به این‏که بگوئیم‏ خانم فروغ فرخزاد کار تازه‏ای ارائه داده است. خانه سیاه‏ است. فیلمی است که نه در کار سینما چیز تازه‏ای به‏ حساب می‌‏آید و نه می‌‏توان روی آن حسابی کرد.»</p>
<p>
	این نویسنده آنگاه با لحنی عصبی و کینه‏ توزانه می‌‏نویسد: «شاعره نام‏دار شهر ما که مدتی است چنته‏ مبارک‏شان از اشعار ته کشیده است و به بچه‏بازی و علی‏ حوضش افتاده است، به سوی سینما روی آورده و نمی‌‏دانیم به چه حسابی مؤسسه مسئوول‏ بی‏آن‏که کاری‏ از کارگردان دیده باشد، کار را به او واگذار کرده است. خوب خود این هم از آن چیزهایی است که آدم شاخ در می‌‏آورد... خوب در مملکتی که صاحب جوجه کبابی، کارگردان باشد از این جور اتفاق‏‌ها هم زیاد می‌‏افتد...» در واقع آقای کیارش در این نوشته، به جای نقد فیلم «خانه سیاه است»، فقط به فروغ فحاشی و توهین کرده است.</p>
<p>
	اما مهم‌ترین، مشهور‌ترین و شدید اللحن‏‌ترین نقد علیه فیلم فروغ را شمیم بهار، سر‌شناسترین منتقد سینمایی آن روزگار نوشته است که در شماره مهرماه‏ ۱۳۴۲ مجله اندیشه و هنر به چاپ رسیده است.</p>
<p>
	شمیم بهار در مقاله سراسر عتاب آلود خود، «خانه سیاه‏ است» و سازندگان آن را به باد انتقاد شدید و بی‏رحمانه‏ گرفته است. او نه تنها منکر ارزش‏های «سینمایی»، «جامعه‏‌شناختی» یا «استنادی» فیلم شده، بلکه حتی آن را به‏ عنوان فیلمی از فروغ فرخزاد اثری دروغین خوانده است. وی حتی مستند بودن فیلم را نیز انکار می‌‏کند، چرا که‏ باور دارد فیلم هیچ اطلاعاتی در مورد موقعیت‏ جغرافیائی و مکانی جذام‏خانه به بیننده ارائه نمی‌‏دهد. این‏که: «جذام‏خانه در چند کیلومتری کجا است، چند اتاق دارد، چند مریض، چند دکتر، در چه سالی ساخته‏ شده چه‏طور جایی است. بزرگ است یا کوچک؟ نو است یا کهنه؟ چطور ساخته شده؟... آدم‏‌هایش چه‏ می‌‏کنند؟ کجا می‌‏خوابند؟ باهم چه می‌‏گویند؟ چه فکر می‌‏کنند؟ شادند؟ غمناکند؟ از این‏جا خارج می‌‏شوند؟...» در واقع انتظار شمیم بهار از فیلم فروغ، انتظار بجایی نیست. چرا که هر اثر سینمایی انتظارات خاص خود را نزد مخاطب می‌‏آفریند. طبیعی است که فیلم مستند فروغ با ساختار ویژه خود نتواند پاسخگوی انتظارات آقای بهار باشد. این توقع را از یک فیلم مستند صرفا گزارشی‏ می‌‏توان داشت که به ارائه اطلاعاتی از این دست‏ بپردازد. حال آن‏که وجه گزارشی، کم رنگ‏‌ترین وجه‏ فیلم فروغ است و «خانه سیاه است» اساسا بر آن نیست‏ که گزارشی صرفا تصویری وآماری از جذام‏خانهء «بابا باغی» تبریز به بیننده ارائه کند.<br />
	شمیم بهار گفتار متن فیلم را که همخوانی و پیوندی دقیق و ارگانیک با نماهای فیلم دارد، «ادبیات‏ رقیقه» می‌‏خواند که بیشتر به کار نوحه‏سرایی می‌‏آید. در حالی که فروغ فرخزاد در خانه سیاه است برای توصیف‏ یک بیماری کهن- جذام- از متنی عتیق و کهن- تورات- بهره گرفته است. بهار می‌‏نویسد: «ما را اما نیاز به کمی صمیمت بوده، و فیلم دروغین است: هیچ‏ صحنه فیلم باورکردنی نیست... محیطی که فیلم بنا می‌‏کند، محیطی است دروغین، تقلبی و پر از بیهوده‏ گویی.»</p>
<p>
	باید گفت آقا بهار، ما را اما نیاز به اندکی صداقت است تا فضا‌ها و آدم‏‌ها و دنیای فیلم را باور کنیم و فراموش‏ نکنیم «خانه سیاه است»، مستندی تکان دهنده است‏ که سازنده آن با رویکردی شاعرانه و فتالیستی به واقعیت‌های تلخ و دردآور زندگی در جذام خانه نگاه کرده است.</p>
<p>
	شمیم بهار اولین اشکال تدوین فیلم را در «تکرار» می‌‏داند، حال آن‏که تکرار یکی از مؤلفه‏های اصلی و شکل‏گرایانه ساختمان فیلم است.</p>
<p>
	وی دومین اشکال تدوین فیلم «خانه سیاه است» را بیگانه بودن‏ کارگردان با اصول تداوم سینمایی می‌داند، در حالی که روشن نمی‌کند که منظورش کدام نوع‏ تداوم است: تداوم داستانی یا تدوام فیزیکی؟ اگر منظور تدوام داستانی است که اصلا داستانی در کار نیست و اگر منظور تداوم فیزیکی یا تصویری است که برای ایجاد نرمش بصری در فیلمی انجام می‌‏گیرد، چنین تدوینی با ساختار «خانه سیاه است» و هدف سازنده آن همخوانی‏ ندارد. فیلم فروغ مجموعه‏ای از تصاویر و ایده‏های‏ پراکنده است که براساس میل درونی و ترکیبی به‏ صورت خطی به دنبال هم قرار گرفته‏اند و در پی اثبات و القای تم موردنظر کارگردان عمل می‌‏کنند. مطالعه‏ چنین نقد غرض آلود و شتابزده از منتقدی که خیلی‌ها سنگ او را به سینه می‌زنند، برای‏ نگارنده تجربه‏ای یاس‏آور بود.</p>
<p>
	«خانه سیاه است» برای نخستین بار در بهمن ۱۳۴۱ در کانون فیلم ایران با حضور ابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد به نمایش در می‌آید و پس از پایان نمایش فیلم گلستان و فروغ در جلسه پرسش و پاسخ با تماشاگران و منتقدان شرکت می‌کنند. متاسفانه بسیاری از منتقدان سینمائی آن دوره، ارزش‌های سینمایی و هنری این فیلم را درک نکرده و به دلیل غرض ورزی‌های شخصی و یا فقدان قوه درک و شعور سینمایی، به شدت به آن حمله کرده و ارزش‌های سینمایی آن را انکار کردند. در همین جلسه، ابراهیم گلستان بر آشفته از انتقادهای مغرضانه برخی منتقدان آن زمان، خطاب به آنان گفت: «بهتر است آقایانی که برمی دارند مطالبی از قبیل «شاعر، فروغ فرخزاد یک روز صبح زود چشم از خواب ناز گشود و مژگان بلند خویش را مالید و قیچی به دست گرفت و به بریدن و مونتاژ فیلم پرداخت» می‌نویسند، اگر جرئت دارند برخیزند و حرف‌هایشان را همین جا بزنند.»</p>
<p>
	سلیمان میناسیان فیلمبردار «خانه سیاه است» در مورد نحوه کارگردانی فروغ در این فیلم، می‌گوید: «فروغ خیلی راحت بود و اصلا سر صحنه نگرانی نداشت». به گفته میناسیان، فروغ، زمان فیلمبرداری، هیچ فیلمنامه دکوپاژ شده‌ای در اختیار نداشت و در مورد زاویه دوربین و یا اندازه نما‌ها، سر صحنه و‌گاه با مشورت او تصمیم می‌گرفت. به گفته او، شیوه کار فروغ با جذامی‌ها در این فیلم، بیشتر فی البداهه بود و تنها در مورد چند صحنه، از جمله صحنه‌ای که در آن یک زن جذامی، در آینه بر چشمان خود سرمه می‌کشد، از قبل با جذامی‌ها، تمرین می‌شد.</p>
<p>
	به اعتقاد میناسیان اهمیت فیلم فروغ در این است که «ملودرام نمی‌شود و حسن‌اش این است که از آن ژانر درآمده است».</p>
<p>
	«خانه سیاه است»، پس از نمایش در کانون فیلم، به جشنواره فیلم کن فرستاده شد اما گلستان بنا به دلایلی که شرحش در کتاب «نوشتن با دوربین» آمده، با نمایش آن در جشنواره کن مخالفت کرد. پس از آن، فیلم، در دهمین جشنواره فیلم‌های کوتاه اوبرهاوزن آلمان (۱۹۶۴) شرکت کرد و جایزه نخست این جشنواره را به عنوان بهترین فیلم مستند به دست آورد. همچنین به دومین جشنواره فیلم مولف پزارو ایتالیا (۱۹۵۷) نیز فرستاده شد و مورد تقدیر هیئت داوران این جشنواره قرار گرفت.</p>
<p>
	<strong>دوبله فیلم‌های خارجی</strong></p>
<p>
	یکی دیگر از فعالیت‌های فروغ فرخزاد در استودیو گلستان، دوبله فیلم‌های خارجی بود. به گفته پرویز بهرام، بازیگر، گوینده و دوبلور سینما، فروغ در اولین سفرش به ایتالیا در سال ۱۳۳۵، با دوبلورهای گروه الکس آقابابیان در دوبله چند فیلم همکاری کرده بود.<br />
	پرویز بهرام، در خاطرات خود از فروغ در کتاب «فروغ فرخزاد و سینما» (غلام حیدری)، درباره فعالیت‌های فروغ در این زمینه می‌گوید: «خدا رحمتش کند، به اصطلاح ما «سین» و «شین» را «می‌زد» و «نَک زبانی» بود... خیلی شیرین حرف می‌زد و همین بیان او را زیبا‌تر می‌کرد... او استعداد این کار را داشت و اگر زنده می‌ماند و در این رشته فعالیت می‌کرد، می‌توانست یکی از دوبلورهای خوب سینمای ما باشد. صدایش استثنایی بود و در حرفه ما دوبلورهایی که صدای استثنایی داشته باشند زیاد نیستند. البته روزهای اول خیلی می‌ترسید که در مقابل دوبلورهای حرفه‌ای کم بیاورد.»</p>
<p>
	در‌‌ همان سال‌ها، یکی از فعالیت‌های استودیو گلستان، دوبله فیلم‌های مستند و داستانی سینمای جهان بود. به گفته گلستان در فاصله سه چهار سال، بین چهارصد تا پانصد فیلم مستند خارجی، عموما در زمینه‌های علمی و صنعتی در این استودیو، زیر نظر مهدی اخوان ثالث که مسئولیت دوبلاژ را در استودیو گلستان به عهده داشت، ترجمه و دوبله شد.<br />
	ابراهیم گلستان، حق نمایش فیلم «مهر هفتم»، شاهکار اینگمار برگمن را برای ایران خریداری کرده بود و خود متن آن را ترجمه کرد و دوبله آن در استودیو گلستان انجام گرفت. فروغ فرخزاد نیز در این فیلم به جای همسر دلقک حرف زد. پرویز بهرام، در این باره می‌گوید: «گلستان می‌خواست با دوبله مهر هفتم، کار جدید و بدیعی انجام ارایه دهد... گلستان علاقه ویژه‌ای به این فیلم و برگمن داشت و کوشش کرد بعضی از معیارهای دوبله فیلم در ایران را به هم بریزد. من تمام بزرگان دوبله را آوردم. ژاله کاظمی، جعفر والی، منوچهر اسماعیلی و... گلستان پیشنهاد کرد که من دیالوگ‌های نقش اصلی یعنی شوالیه را بگویم. جعفر والی نقش دلقک را می‌گفت و از فروغ هم خواستیم که نقش همسر او را بگوید... وقتی دیالوگ‌های این فیلم را بازنویسی می‌کردم، فروغ خیلی به من کمک کرد.»</p>
<p>
	<strong>دیدگاه‌های سینمابی فروغ</strong></p>
<p>
	فروغ فرخزاد در مقاله‌ای با عنوان «تنگنای احساس و افکار» که برای اولین‏بار در مجله زن‏ روز در بهمن ماه ۱۳۴۴ منتشر شد، نظرات خود را به روشنی درباره سینما بیان کرد و در پایان آن به بررسی فیلم «خشت و آینه» به کارگردانی ابراهیم‏ گلستان پرداخت.</p>
<p>
	فروغ در تعریف سینما می‌نویسد: «سینما در یک تعریف ساده و کلی یعنی فکر کردن و حرف زدن به وسیله تصاویر. برای آنکه بتوانیم حرفی را به تصویر بیان کنیم، در مرحله اول باید آن حرف را داشته باشیم و آن حرف از ارزش نسبی برخوردار باشد.»</p>
<p>
	فروغ در این نوشته کوتاه به اهمیت سینمای مستقل و رهایی آن از قید و بند سرمایه و مناسبات بازار (که در آن زمان در انحصار فیلم فارسی بود)، اشاره کرده و در این مورد می‌نویسد: «موجودیت سینما عملا بر پایه سه عامل اصلی فکر، فن و سرمایه استوار است... سینما وقتی به صورت یک کالای تجارتی در می‌آید که نیروی سرمایه، که بیش از هر چیز به حفظ و بقای خود می‌اندیشد، آن قدر قدرت پیدا می‌کند که دو نیروی دیگر (فکر و فن) را تحت تاثیر قرار می‌دهد و به بیگاری می‌کشاند... این سینما در اصل، سینمایی است توخالی، اما پرزرق و برق، با اخلاقی ریاکارانه و تمایلاتی منحرف.»</p>
<p>
	فروغ در ادامه این مقاله، فیلم «خشت و آینه» را به عنوان یک اثر هنری مورد بررسی قرار می‌دهد، اثری که توانسته خود را از «اسارت سرمایه» برهاند. به اعتقاد فروغ، ابراهیم گلستان، در «خشت و آینه»؛ «به جای آنکه با ایجاد محیط‌های مصنوعی، لذت یک خواب مصنوعی را به توده تماشاچی هدیه کند، سیمای این توده را با تمام خشونت، زشتی و بطالت‌اش در برابر او ترسیم می‌کند و وادارش می‌کند که به این سینما خیره شود. حاصل این خیرگی، چیزی به جز احساس شرم از داشتن یک چنین سینمایی نیست. توده تماشاچی، به طرز ناخودآگاه و برای تجربه خود، این حس را به سنگین بودن فیلم تعبیر می‌کند نه به زشتی آن سیما»<br />
	از دید فروغ، فیلم «خشت و آینه گلستان، در سطح ساختمان سینمای‌اش و فرم حسی این ساختمان، اثری است بی‌نقص و درخشان».</p>
<p>
	<strong>گفتگو با برناردو برتولوچی</strong></p>
<p>
	گفتگوی کوتاه‏ برناردو برتولوچی، سینماگر برجسته ایتالیایی با فروغ فرخزاد، علیرغم جاروجنجالی که پیرامون آن ایجاد شد، دربردارنده نکات تازه‌ای درباره دیدگاه‌های فروغ درباره سینما نیست.<br />
	برتولوچی در سال ۱۹۶۶ بعد از شکست تجاری فیلم پیش از انقلاب، فیلم مستند سه ساعته‌ای درباره استخراج و توزیع نفت برای تلویزیون ایتالیا ساخت. درجریان ساختن این فیلم بود که برتولوچی به ایران سفر کرد و با فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان (چند ماه قبل از مرگ فروغ در ۱۳۴۵) در استودیو گلستان دیدار و گفتگو کرد.</p>
<p>
	برتولوچی در این مصاحبه‏ می‌‏ پرسد: «چه رابطه‏ای میان روشنفکران ایرانی با مکتب‏های ادبی و همچنین با مردم‏شان وجود دارد؟»</p>
<p>
	به‏ نظر می‌‏رسد پرسش برتولوچی بسیار بی‌ربط است. چگونه می‌‏توان رابطه روشنفکران با مکتب‏های ادبی و درعین‏حال با مردم را یک‏جا مطرح کرد؟ نتیجه این‏ می‌‏شود که فروغ، بخش اول پرسش (یعنی مکتب‏های‏ ادبی) را نشنیده می‌‏گیرد و به بخش دوم نیز جوابی نه‏ چندان عمیق و تا اندازه‏ای عامیانه می‌‏دهد. با این حال داوری فروغ درباره روشنفکران ایرانی عصرش، قابل تامل است وقتی می‌گوید: «یک روشنفکر ایرانی، تماشاچی جامعه‌اش است، یک جامعه‌ای که تقریبا بهش پشت کرده.»</p>
<p>
	در مورد دیدار برتولوچی با فروغ و ساختن فیلمی دربارهء زندگی او توسط برتولوچی نیز افسانه‏‌ها ساخته و پرداخته شده است. این گفتگوی کوتاه که حاصل آن دیدار است، هیچ‏ نشانی از آن افسانه‏‌ها ندارد و بسیار ساده‏‌تر، پیش پا افتاده‏‌تر و معمولی‏‌تر از آن حرف‏هاست.</p>
<p>
	<strong>فروغ بازیگر</strong></p>
<p>
	فعالیت‌های بازیگری فروغ در سینما محدود به فیلم‌های «خشت و آینه»، فیلم مستند کوتاه «خواستگاری» و فیلم ناتمام «دریا»، هر سه به کارگردانی ابراهیم گلستان است.</p>
<p>
	ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۰، فیلم کوتاه «خواستگاری» را به سفارش موسسه ملی فیلم کانادا (National Film Board of Canada) ساخت که در آن فروغ فرخزاد، در کنار پرویز داریوش و طوسی حائری (همسراول احمد شاملو) بازی کرد. ابتدا قرار بود جلال آل احمد در این فیلم در مقابل فروغ بازی کند اما آل احمد به دلایلی از کار کناره گرفت و پرویز داریوش به جای او انتخاب گردید.</p>
<p>
	در همین سال گلستان، امتیاز داستان کوتاه «چرا دریا توفانی شده بود» نوشته صادق چوبک را از او خرید و تصمیم به ساختن فیلم بلندی براساس آن گرفت. گلستان، فروغ فرخزاد را برای ایفای نقش اصلی فیلم انتخاب کرد و پرویز بهرام، ذکریا هاشمی، تاجی احمدی، اکبر مشکین و رامین فرزاد بازیگران دیگر آن بودند، اما پس از فیلمبرداری چند سکانس، گلستان از ادامه کار صرف نظر کرده و فیلم را متوقف کرد. گلستان، در گفتگو با من در کتاب «نوشتن با دوربین»، دلیل توقف فیلم را اعتیاد شدید یکی از بازیگران فیلم (اکبر مشکین) و کوشش او برای معتاد کردن دیگران از جمله فروغ عنوان کرد.</p>
<p>
	پرویز بهرام، یکی از بازیگران این فیلم ناتمام، در کتاب «فروغ فرخزاد و سینما»، درباره این فیلم چنین نوشته است: «یادم می‌آید که در صحنه‌ای من و فروغ در باغ قیطریه، مشاجره‌مان می‌شد و من برای آنکه بازی‌ها به دلخواه گلستان درآید، شانزده بار به فروغ سیلی زدم، با هر بار تکرار این صحنه چشم‌های فروغ، درشت و درشت‌تر می‌شد. این اصطلاح عامیانه معروف که می‌گویند توی گوش فلانی خواباند و برق از چشمش پرید واقعاً آنجا مصداق داشت. نمی‌دانم که چرا گلستان هربار می‌گفت: «تکرار، درنیامد.» فقط یک بار یادم هست که هواپیمایی از بالای سرمان گذشت و صدا را خراب کرد. بالاخره، گلستان، شانزدهمین برداشت را قبول کرد و فروغ با فیلمبرداری این صحنه از محوطه دور شد و من واقعا ناراحت شدم.»</p>
<p>
	اما ابراهیم گلستان در «نوشتن با دوربین» می‌گوید که پرویز بهرام آن سیلی‌ها را به تاجی احمدی زده بود نه فروغ.</p>
<p>
	گلستان در مورد ساخته شدن فیلم «دریا» می‌گوید: «من داشتم فیلم «دریا» را درست می‌کردم. به یک زن احتیاج داشتم. فروغ رفت یک خانمی را پیدا کرد که اسمش را فراموش کردم. جزو رفیق‌های فروغ بود که توی مهمونی همدیگر را می‌دیدند. اونو پیدا کرد. خانم وقتی فهمید که باید رل دوم را بازی بکنه توی این فیلم و رل اول را فروغ باید بازی کنه، گذاشت طاقچه بالا گفت نه نمی‌آم. بعد به جای اون تاجی اومد اونجا و خیلی خوب شد که اومد. حتی فیلمبرداری هم شد اما ناتموم موند. برای اینکه داستانهای احمقانه عجیب و غریب پیش اومد. یکی از بازیکنان، ‌ اکبر مشکین که بازیکن خیلی خوبی بود، هروئینی بود و این همه را می‌خواست هروئینی بکنه و یکی را هم کرد. «لبخندی» که توی رادیو قصه‌های شب را بازی می‌کرد یا می‌خواند اون هم توی فیلم بود. بعد دیدم خیلی بدجوری هست. نزدیک بود فروغ را هم هروئینی بکنه که من قطع کردم و برای خاطر اینکه‌‌ همان موقع مسئله «خانه سیاه است» پیش آمده بود، گفتم فروغ اینو بیا درست کنیم، تو درست کن. علتش هم اینه. پاشو دوربین را وردار با میناس و فلان برو هر کاری می‌خواهی بکنی بکن.»</p>
<p>
	به گفته گلستان، با اینکه چند سکانس اصلی این فیلم، فیلمبرداری شده بود اما او از ساختن آن صرف نظر کرد.</p>
<p>
	گلستان، سکانس رقص فروغ را در فیلم ناتمام «دریا»، این گونه توصیف می‌کند: «... و از آن مهم‌تر صحنه‌ای است که زن شروع می‌کند به رقصیدن و قصه گفتن که این صحنه را فروغ بازی می‌کند و محشر است. همه را با صدا گرفتم. از لحاظ پلاستی سیته و فلان، صحنه غروب در باغ که درخت‌ها در تاریکی غروب فرو می‌روند و این‌ها دارن می‌رن توی باغ که گنجشکی بگیرن. این صحنه را هم گرفتم. ولی اون صحنه‌ای که فروغ ادای درویش‌ها را درمی‌آورد و قصه می‌گوید و مست بازی در می‌آورد، فوق‌العاده است آن صحنه.»</p>
<p>
	فروغ در سال ۱۳۴۳ در فیلم «خشت و آینه» تنها در دو صحنه کوتاهی در ابتدا و انتهای فیلم، در نقش زنی چادری که طفل خردسالش را در عقب تاکسی هاشم (زکریا هاشمی)، شخصیت اصلی فیلم جا می‌گذارد، ظاهر شد. گلستان در پاسخ به این سوال من که چرا از فروغ در نقش اصلی فیلم «خشت و آینه» استفاده نکرده است، گفت: «خوب فروغ کارهای دیگه داشت. قبلاً رل اصلی را در فیلم «دریا» برای من بازی کرده بود. این نقش هم بهش نمی‌خورد.»</p>
<p>
	فروغ فرخزاد در ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، در یک تصادف اتومبیل در تهران درگذشت. او زمان مرگ تنها ۳۲ سال داشت. متاسفانه او آن قدر عمر نکرد که تجربه سینمایی منحصر به فردش در «خانه سیاه است» را تکرار کند اما با این شعر بلند سینمایی‌اش، مسیر تازه‌ای در برابر سینمای مستند روبه رشد ایران گشود و تاثیر آن تا امروز همچنان باقی است.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>ویدئو - فرزند الیور استون در تلویزیون دولتی ایران: می‌خواهم دری باز کنم</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/videos/full/67130</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/videos/full/67130#67130</guid>
                        
            <pubDate>س, 06 دسامبر 2011 23:00:30 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
							<img src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=http://www.mardomak.org/uploads/videos/2011/12/Sean_Stone_Raaz_6AZAR/Sean_Stone_Raaz_6AZAR.jpg&w=320&h=240&zc=1&q=70" alt="فرزند الیور استون در تلویزیون دولتی ایران: می‌خواهم دری باز کنم" />
							<br>
							<p>
 &#1606;&#1575;&#1583;&#1585; &#1591;&#1575;&#1604;&#1576;&zwnj;&#1586;&#1575;&#1583;&#1607;&#1548; &#1705;&#1575;&#1585;&#1588;&#1606;&#1575;&#1587; &#1576;&#1585;&#1606;&#1575;&#1605;&#1607; &#1578;&#1604;&#1608;&#1740;&#1586;&#1740;&#1608;&#1606;&#1740; &laquo;&#1585;&#1575;&#1586;&raquo; &#1705;&#1607; &#1575;&#1586; &#1588;&#1576;&#1705;&#1607; &#1670;&#1607;&#1575;&#1585;&#1605; &#1587;&#1740;&#1605;&#1575; &#1662;&#1582;&#1588; &#1605;&#1740;&zwnj;&#1588;&#1608;&#1583;&#1644; &#1576;&#1575; &#1588;&#1575;&#1606; &#1575;&#1587;&#1578;&#1608;&#1606; &#1601;&#1585;&#1586;&#1606;&#1583; &#1575;&#1604;&#1740;&#1608;&#1585; &#1575;&#1587;&#1578;&#1608;&#1606; &#1705;&#1575;&#1585;&#1711;&#1585;&#1583;&#1575;&#1606; &#1570;&#1605;&#1585;&#1740;&#1705;&#1575;&#1740;&#1740; &#1608; &#1587;&#1575;&#1586;&#1606;&#1583;&#1607; &#1601;&#1740;&#1604;&#1605;&zwnj;&#1607;&#1575;&#1740; &laquo;&#1580;&#1740; &#1575;&#1601; &#1705;&#1740;&raquo;&#1644; &laquo;&#1580;&#1608;&#1582;&#1607;&raquo;&#1644; &laquo;&#1606;&#1740;&#1705;&#1587;&#1606;&raquo; &#1608; &laquo;&#1575;&#1587;&#1705;&#1606;&#1583;&#1585;&raquo; &#1576;&#1607; &#1711;&#1601;&#1578;&zwnj;&#1608;&zwnj;&#1711;&#1608; &#1606;&#1588;&#1587;&#1578;&#1607; &#1575;&#1587;&#1578;.</p>
<p>
 &#1588;&#1575;&#1606; &#1575;&#1587;&#1578;&#1608;&#1606; &#1705;&#1607; &#1582;&#1608;&#1583; &#1606;&#1740;&#1586; &#1601;&#1740;&#1604;&#1605;&#1587;&#1575;&#1586; &#1575;&#1587;&#1578; &#1588;&#1607;&#1585;&#1740;&#1608;&#1585; &#1605;&#1575;&#1607; &#1575;&#1605;&#1587;&#1575;&#1604; &#1576;&#1585;&#1575;&#1740; &#1576;&#1585;&#1585;&#1587;&#1740; &#1588;&#1585;&#1575;&#1740;&#1591; &#1587;&#1575;&#1582;&#1578; &#1740;&#1705; &#1601;&#1740;&#1604;&#1605; &#1576;&#1607; &#1575;&#1740;&#1585;&#1575;&#1606; &#1587;&#1601;&#1585; &#1705;&#1585;&#1583;&#1607; &#1576;&#1608;&#1583;. &#1570;&#1602;&#1575;&#1740; &#1575;&#1587;&#1578;&#1608;&#1606; &#1583;&#1585; &#1575;&#1740;&#1606; &#1576;&#1585;&#1606;&#1575;&#1605;&#1607; &#1590;&#1576;&#1591; &#1588;&#1583;&#1607; &#1578;&#1604;&#1608;&#1740;&#1586;&#1740;&#1608;&#1606;&#1740; &#1705;&#1607; &#1588;&#1588;&#1605; &#1570;&#1584;&#1585; &#1605;&#1575;&#1607; &#1662;&#1582;&#1588; &#1588;&#1583; &#1583;&#1585;&#1576;&#1575;&#1585;&#1607; &#1588;&#1575;&#1740;&#1593;&#1607; &#1587;&#1601;&#1585; &#1662;&#1583;&#1585;&#1588; &#1576;&#1607; &#1575;&#1740;&#1585;&#1575;&#1606; &#1711;&#1601;&#1578; &laquo;&#1605;&#1740;&zwnj;&#1583;&#1575;&#1606;&#1605; &#1575;&#1608; &#1670;&#1606;&#1583; &#1576;&#1575;&#1585;&#1740; &#1576;&#1607; &#1575;&#1740;&#1585;&#1575;&#1606; &#1583;&#1593;&#1608;&#1578; &#1588;&#1583; &#1608; &#1601;&#1705;&#1585; &#1606;&#1605;&#1740;&zwnj;&#1705;&#1606;&#1605; &#1605;&#1588;&#1705;&#1604;&#1740; &#1576;&#1575; &#1570;&#1605;&#1583;&#1606; &#1583;&#1575;&#1588;&#1578;&#1607; &#1576;&#1575;&#1588;&#1583;&raquo;.</p>
<p>
 &#1575;&#1608; &#1711;&#1601;&#1578; &#1662;&#1583;&#1585;&#1588; &#1575;&#1604;&#1740;&#1608;&#1585; &#1575;&#1587;&#1578;&#1608;&#1606; &#1578;&#1589;&#1605;&#1740;&#1605; &#1583;&#1575;&#1588;&#1578; &#1605;&#1587;&#1578;&#1606;&#1583;&#1740; &#1583;&#1585;&#1576;&#1575;&#1585;&#1607; &#1605;&#1581;&#1605;&#1608;&#1583; &#1575;&#1581;&#1605;&#1583;&zwnj;&#1740;&zwnj;&#1606;&#1688;&#1575;&#1583; &#1740;&#1575; &laquo;&#1575;&#1606;&#1602;&#1604;&#1575;&#1576; &#1576;&#1607; &#1589;&#1608;&#1585;&#1578; &#1705;&#1604;&#1740;&raquo; &#1576;&#1587;&#1575;&#1586;&#1583; &#1608; &laquo;&#1587;&#1575;&#1582;&#1578; &#1605;&#1587;&#1578;&#1606;&#1583;&#1607;&#1575;&#1740;&#1740; &#1583;&#1585;&#1576;&#1575;&#1585;&#1607; &#1740;&#1575;&#1587;&#1585; &#1593;&#1585;&#1601;&#1575;&#1578;&#1644; &#1601;&#1740;&#1583;&#1604; &#1705;&#1575;&#1587;&#1578;&#1585;&#1608; &#1608; &#1607;&#1608;&#1711;&#1608; &#1670;&#1575;&#1608;&#1586; &#1606;&#1588;&#1575;&#1606; &#1605;&#1740;&zwnj;&#1583;&#1607;&#1583; &#1705;&#1607; &#1662;&#1578;&#1575;&#1606;&#1587;&#1740;&#1604; &#1570;&#1605;&#1583;&#1606; &#1576;&#1607; &#1575;&#1740;&#1585;&#1575;&#1606; &#1608; &#1587;&#1575;&#1582;&#1578; &#1601;&#1740;&#1604;&#1605; &#1583;&#1585;&#1576;&#1575;&#1585;&#1607; &#1705;&#1588;&#1608;&#1585;&#1740; &#1705;&#1607; &#1576;&#1607; &#1602;&#1608;&#1604; &#1570;&#1605;&#1585;&#1740;&#1705;&#1575; &#1740;&#1705;&#1740; &#1575;&#1586; &#1705;&#1588;&#1608;&#1585;&#1607;&#1575;&#1740; &#1582;&#1591;&#1575;&zwnj;&#1705;&#1575;&#1585; &#1575;&#1587;&#1578; &#1583;&#1585; &#1575;&#1608; &#1608;&#1580;&#1608;&#1583; &#1583;&#1575;&#1585;&#1583;&raquo;.</p>
<p>
 &#1588;&#1575;&#1606; &#1575;&#1587;&#1578;&#1608;&#1606; &#1705;&#1575;&#1585;&#1711;&#1585;&#1583;&#1575;&#1606; &#1608; &#1578;&#1607;&#1740;&#1607;&zwnj;&#1705;&#1606;&#1606;&#1583;&#1607; &#1570;&#1605;&#1585;&#1740;&#1705;&#1575;&#1740;&#1740; &#1711;&#1601;&#1578; &laquo;&#1576;&#1575; &#1587;&#1601;&#1585; &#1576;&#1607; &#1575;&#1740;&#1585;&#1575;&#1606; &#1587;&#1593;&#1740; &#1605;&#1740;&zwnj;&#1705;&#1606;&#1605; &#1583;&#1585;&#1740; &#1585;&#1575; &#1576;&#1575;&#1586; &#1705;&#1606;&#1605; &#1608; &#1583;&#1604;&#1605; &#1605;&#1740;&zwnj;&#1582;&#1608;&#1575;&#1607;&#1583; &#1583;&#1585; &#1575;&#1740;&#1585;&#1575;&#1606; &#1601;&#1740;&#1604;&#1605; &#1576;&#1587;&#1575;&#1586;&#1605;&raquo;. &#1608;&#1740; &#1578;&#1575;&#1705;&#1740;&#1583; &#1705;&#1585;&#1583; &#1705;&#1607; &#1605;&#1593;&#1578;&#1602;&#1583; &#1575;&#1587;&#1578; &laquo;&#1578;&#1576;&#1575;&#1583;&#1604;&raquo; &#1608; &laquo;&#1578;&#1580;&#1575;&#1585;&#1578;&raquo; &#1576;&#1575;&#1593;&#1579; &#1589;&#1604;&#1581; &#1605;&#1740;&zwnj;&#1588;&#1608;&#1583;.</p>
<p>
 &#1608;&#1740; &#1583;&#1585; &#1575;&#1740;&#1606; &#1576;&#1585;&#1606;&#1575;&#1605;&#1607; &#1705;&#1607; &#1605;&#1585;&#1583;&#1605;&#1705; &#1583;&#1602;&#1575;&#1740;&#1602;&#1740; &#1575;&#1586; &#1570;&#1606; &#1585;&#1575; &#1575;&#1606;&#1578;&#1582;&#1575;&#1576; &#1705;&#1585;&#1583;&#1607; &#1575;&#1587;&#1578; &#1583;&#1585;&#1576;&#1575;&#1585;&#1607; &#1662;&#1585;&#1608;&#1688;&#1607;&zwnj;&#1607;&#1575;&#1740; &#1587;&#1740;&#1606;&#1605;&#1575;&#1740;&#1740; &#1582;&#1608;&#1583; &#1608; &#1662;&#1583;&#1585;&#1588; &#1589;&#1581;&#1576;&#1578; &#1605;&#1740;&zwnj;&#1705;&#1606;&#1583; &#1608; &#1575;&#1586; &#1583;&#1740;&#1583;&#1711;&#1575;&#1607;&zwnj;&#1607;&#1575;&#1740; &#1582;&#1608;&#1583; &#1583;&#1585;&#1576;&#1575;&#1585;&#1607; &#1570;&#1605;&#1585;&#1740;&#1705;&#1575; &#1608; &#1576;&#1585;&#1582;&#1740; &#1587;&#1740;&#1575;&#1587;&#1578;&zwnj;&#1607;&#1575;&#1740; &#1570;&#1606; &#1605;&#1740;&zwnj;&#1711;&#1608;&#1740;&#1583;. &#1575;&#1608; &#1605;&#1740;&zwnj;&#1711;&#1608;&#1740;&#1583; &laquo;&#1575;&#1740;&#1585;&#1575;&#1606; &#1576;&#1585; &#1582;&#1604;&#1575;&#1601; &#1578;&#1589;&#1608;&#1585; &#1605;&#1585;&#1583;&#1605; &#1570;&#1605;&#1585;&#1740;&#1705;&#1575; &#1575;&#1586; &#1575;&#1605;&#1606;&zwnj;&#1578;&#1585;&#1740;&#1606; &#1705;&#1588;&#1608;&#1585;&#1607;&#1575;&#1740; &#1582;&#1575;&#1608;&#1585;&#1605;&#1740;&#1575;&#1606;&#1607; &#1575;&#1587;&#1578;&raquo;.</p>
							
						
						
						
						

						
						
											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>دومین جشنواره فیلم‌های ایرانی در لندن آغاز شد</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/66746</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/66746#66746</guid>
                        
            <pubDate>د, 21 نوامبر 2011 19:11:33 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/London-Iranian-Film-Fest.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - نادر رودگری 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>جشنواره فیلم‌های ایرانی که برای دومین سال پیاپی و با هدف معرفی سینمای ایران در لندن برگزار می‌شود روز جمعه ۱۸ نوامبر با نمایش فیلم «سعادت‌آباد» ساخته مازیار میری برای هشت روز در سینما آپولو لندن گشایش یافت.</h4>

						<p>
	این جشنواره که در حال حاضر تنها جشنواره سینمایی ایرانی در بریتانیاست اکنون می‌رود که جایگاه خود را در میان رویدادهای سینمایی سالانه بریتانیا تثبیت کرده و مخاطبان بیشتری در میان ایرانی‌ها و غیر ایرانی‌های ساکن بریتانیا به دست آورد.</p>
<p>
	پژمان دانایی مدیر این جشنواره در گفتگو با مردمک، <a href="http://www.ukiff.org.uk/2011-films">جشنواره فیلم‌های ایرانی لندن</a> را جشنواره‌ای مستقل خواند که به هیچ گروه و دسته سیاسی تعلق ندارد و تنها هدفش ایجاد فضایی مناسب برای معرفی و تجلیل از سینمای ایران در بریتانیاست.</p>
<p>
	به گفته آقای دانایی، این جشنواره از نظر مالی نیز به جایی وابستگی ندارد و هزینه‌های این جشنواره از طریق تبلیغات و کمک‌های مالی برخی اسپانسر‌ها مثل UULIS (جامعه متحد دانشگاهیان لندن)، فستیوال هنر و سازمان توسعه جامعه ایرانیان بریتانیا (BICDO) تامین می‌شود.</p>
<p>
	امسال ۳۸ فیلم کوتاه و بلند از میان ۲۸۰ فیلم رسیده به جشنواره، در بخش‌های مختلف جشنواره انتخاب شده است.</p>
<p>
	سیلویا جومباردو از اعضای هیئت برنامه ریزی این جشنواره، درباره فیلم‌های حاضر در جشنواره امسال و شیوه انتخاب این فیلم‌ها می‌گوید: «از میان فیلم‌های ارسال شده به این جشنواره، دویست و هشتاد فیلم را از لحاظ کیفیت تصویری و استاندارهای فنی مناسب تشخیص دادیم. این فیلم‌ها را در اختیار هیئت انتخاب قرار دادیم تا با توجه به نظر آن‌ها، در ‌‌نهایت چهل فیلم برای نمایش در چهار گونهٔ بلند و کوتاه داستانی، مستند و انیمیشن، انتخاب شوند.»</p>
<p>
	پژمان دانایی (مدیر و موسس جشنواره)، فردین خلعتبری (آهنگساز فیلم)، برایان ادواردز (نویسنده و محقق سینمای شرق)، محمد رضا مقدسیان (مستند ساز) و وویکا ملگارد (سینماگر و نویسنده انگلیسی) وظیفه انتخاب فیلم‌های جشنواره را به عهده داشتند.</p>
<p>
	پژمان دانایی در مورد مشکلات دریافت فیلم از توزیع کنندگان خارجی به مردمک گفت: «یکی از مشکلات ما توزیع کنندگان خارجی فیلم‌های ایرانی‌اند که متاسفانه بسیار حریص‌اند و مبالغ کلانی برای نمایش فیلم‌های خود در جشنواره درخواست می‌کنند و ما قادر به پرداخت آن نیستیم. به همین دلیل تعدادی از فیلم‌های جشنواره در دقیقه نود از برنامه حذف شدند.»</p>
<p>
	وی در مورد دشواری‌های دریافت فیلم از داخل کشور گفت: «ما معمولا مشکلی با تهیه کنندگان خصوصی فیلم‌ها در ایران نداریم اما امسال تعدادی از تهیه کنندگان و موسسات سینمایی دولتی، برخلاف سال قبل، فیلم‌هایشان را که ما مایل بودیم در این جشنواره به نمایش بگذاریم، به دلیل شرایط سیاسی موجود و مشکلاتی که برای برخی سینماگران ایرانی پیش آمده، از جشنواره پس گرفتند و مخالفتشان را با نمایش این فیلم‌ها اعلام کردند که باعث تاسف است.»</p>
<p>
	مدیر جشنواره فیلم‌های ایرانی در لندن در مورد دعوت از فیلمسازان شرکت کننده در جشنواره گفت که این جشنواره برای همه فیلمسازانی که خواسته‌اند در لندن هنگام نمایش فیلم‌هایشان حضور داشته باشند، دعوت نامه صادر کرده اما برخی از آن‌ها نتوانستند در موعد مقرر موفق به دریافت ویزا از سفارت بریتانیا در تهران شوند و این یکی دیگر از مشکلات اجرایی این جشنواره است. وی همچنین گفت جشنواره به دلیل محدودیت مالی، نمی‌تواند هزینه سفر و اقامت فیلمسازان را بپردازد.</p>
<p>
	<strong>مسابقه فیلم‌های بلند داستانی</strong></p>
<p>
	امسال علاوه بر فیلم «سعادت آباد»، هشت فیلم سینمایی از محصولات امروز سینمای ایران در بخش مسابقه این جشنواره به نمایش درمی آید که از میان آن‌ها فیلم‌های «سه زن» ساخته منیژه حکمت، «سوگ» ساخته مرتضی فرشباف، «چیزهایی هست که تو نمی‌دانی» ساخته فردین صاحب زمانی و «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی، قبلا در لندن به نمایش درآمدند.</p>
<p>
	اما فیلم‌های این بخش، فیلم «برخورد خیلی نزدیک» ساخته اسماعیل میهن دوست، «طلا و مس» ساخته همایون اسعدیان، «دیگری» ساخته مهدی رحمانی و «لطفاً مزاحم نشوید» ساخته محسن عبدالوهاب، فیلم‌هایی است که برای نخستین بار در لندن به نمایش در می‌آیند.</p>
<p>
	فیلم «لطفا مزاحم نشوید»، کمدی سیاهی است که در سه اپیزود، با دیدی انتقادی و رویکردی مستندگونه به مسائل زندگی شهری در جامعه امروز ایران پرداخته است.</p>
<p>
	محسن عبدالوهاب که بیشتر به عنوان فیلمساز مستند شناخته می‌شود، همکاری سینمایی خود را به‌عنوان کارگردان مشترک در دو فیلم «گیلانه» و «خون بازی» با رخشان بنی‌اعتماد، آغاز کرد و «لطفا مزاحم نشوید» نخستین تجربه کارگردانی بلند مستقل اوست. این فیلم سال گذشته در هفتمین جشنواره فیلم دوبی، جایزه بهترین فیلمنامه را به دست آورد.</p>
<p>
	«طلا و مس» ساخته همایون اسعدیان، داستان طلبه‌ای شهرستانی است که برای ادامه تحصیل با خانواده‌اش به تهران می‌رود اما متوجه بیماری اسکلروز چندگانه همسرش می‌شود. موضوعی که او را در موقعیت دراماتیکی قرار می‌دهد.</p>
<p>
	اسماعیل میهن دوست نیز منتقد فیلم و مستندساز است و «برخورد خیلی نزدیک» نخستین تجربه سینمایی بلند او محسوب می‌شود. وی قبلا در سال ۱۳۷۶، سریال تلویزیونی «ماجراهای خانه شماره سیزده» را تولید کرده بود.</p>
<p>
	«برخورد خیلی نزدیک» ملودرامی خانوادگی با ساختاری پلیسی در مورد خیانت در زندگی زناشویی است که لادن مستوفی، آناهیتا نعمتی و سروش صحت در آن بازی می‌کنند. این فیلم اکران محدودی در ایران داشته اما توزیع آن در شبکه ویدیویی با استقبال مردم مواجه شد.</p>
<p>
	از میان سازندگان فیلم‌های بلند داستانی، اسماعیل میهن دوست، تنها فیلمسازی است که شخصا در این جشنواره حضور دارد و در جلسه نمایش فیلم خود با تماشاگران به بحث و گفتگو خواهد نشست.</p>
<p>
	<strong>فیلم‌های مستند جشنواره</strong></p>
<p>
	فیلم‌های کوتاه و مستند جای مهمی در میان برنامه‌های جشنواره فیلم‌های ایرانی لندن دارند. در بخش فیلم‌های مستند این جشنواره، سیزده فیلم مستند از فیلمسازان ایرانی داخل و خارج از کشور به نمایش در می‌آید.</p>
<p>
	«این یک فیلم نیست» ساخته جعفر پناهی و مجتبی میرطهماسب، «ساز مخالف» و «صدای دوم» ساخته میرطهماسب، «سبز، سفید، سرخ» ساخته محمدرضا هاشمیان، «روز به خیر آقای غفاری» ساخته پرویز جاهد، «می‌نور/ ماژور» ساخته علیرضا رسولی‌نژاد، «تاکسی تهران» ساخته بهمن کیارستمی و «نسخه اصل رونوشت برابر اصل»، ساخته حمیده رضوی، از جمله مستندهایی است که در جدول برنامه‌های این جشنواره قرار دارند.</p>
<p>
	بهمن کیارستمی در فیلم «تاکسی تهران» به رانندگان تاکسی‌های کرایه در تهران و بحث‌های آن‌ها با مسافران در مورد مسائل مختلف جامعه امروز ایران می‌پردازد.</p>
<p>
	جعفر پناهی و مجتبی میرطهماسب نیز در فیلم اتوبیوگرافیکال «این یک فیلم نیست» به یک روز از زندگی جعفر پناهی در آپارتمانش در تهران می‌پردازند. سینماگری که از ساختن فیلم محروم شده و با سناریوهایی که در ذهنش برای ساختن دارد درگیر است و لحظات عذاب آوری را می‌گذراند.</p>
<p>
	پرویز جاهد نیز در فیلم مستند «روز به خیر آقای غفاری»، زندگی و آثار فرخ غفاری، سینماگر، مورخ و منتقد فیلم و پایه گذار کانون ملی فیلم و فیلمخانه ملی ایران و از پیشگامان سینمای مدرن و روشنفکرانه ایران را از زبان غفاری و ابراهیم گلستان به تصویر کشیده است.</p>
<p>
	محمدرضا هاشمیان نیز در فیلم مستند ۶۰ دقیقه‌ای «سبز، سفید، سرخ»، تاریخ شکل گیری پرچم سه رنگ ایران و مفاهیم آن را مرور کرده است.</p>
<p>
	فیلم «مینور/ماژور» ساخته علیرضا رسولی‌نژاد نیز مستندی تجربی است که با استفاده از نماهای آرشیوی و تصاویر ویدئویی فیلمساز از تهران و پاریس ساخته شده و به بحث هویت و گمگشتگی فرهنگی از زاویه‌ای پست مدرن نگاه می‌کند.</p>
<p>
	فیلم مستند «نسخه اصل رونوشت برابر اصل»، ساخته حمیده رضوی نیز به پشت صحنه فیلم «رونوشت برابر اصل» عباس کیارستمی و شیوه کارگردانی و هدایت بازیگران او می‌پردازد.</p>
<p>
	مستند کوتاهی هم در جدول برنامه‌های جشنواره قرار دارد به نام «تو، من، قدرت هسته‌ای، تحریم اقتصادی و چیزهای دیگر» به کارگردانی بهار شوقی که در آن فیلمساز، ناپدید شدن مجسمه‌های قدیمی از سطح شهر تهران را موضوع فیلم خود کرده است.</p>
<p>
	جشنواره فیلم‌های ایرانی در لندن از مجتبی میرطهماسب، مستندساز سر‌شناس ایرانی که عضو هیئت داوران این جشنواره است اما هم اکنون به اتهام «همکاری با بخش فارسی بی‌بی سی» در زندان به سر می‌برد و امکان حضور در این جشنواره را ندارد، در بخش جداگانه‌ای تقدیر می‌کند.</p>
<p>
	در این برنامه، علاوه بر نمایش فیلم «این یک فیلم نیست» ساخته مشترک میرطهماسب و جعفر پناهی، فیلم‌های «ساز مخالف» و «صدای دوم» از ساخته‌های قبلی میرطهماسب درباره موسیقی زیرزمینی ایران و ممنوعیت صدای زنان در موسیقی ایران، نمایش داده خواهد شد.</p>
<p>
	همچنین در کنار نمایش فیلم‌های بلند داستانی و مستند، ده فیلم کوتاه و هشت فیلم انیمیشن نیز، روزانه به همراه یک فیلم بلند، به نمایش درمی آید.</p>
<p>
	<strong>بزرگداشت ابراهیم گلستان</strong></p>
<p>
	جشنواره فیلم‌های ایرانی در لندن همچنین امسال از ابراهیم گلستان، سینماگر و نویسنده صاحب نام ایران و از پایه گذاران سینمای مستند و مدرن ایران تجلیل می‌کند. در برنامه ویژه‌ای که به مناسبت بزرگداشت مقام گلستان و کارهای او در روز یکشنبه ۲۰ نوامبر در سینما آپولو لندن برگزار شد، دو فیلم از مجموعه مستند‌های ارزشمند ابراهیم گلستان به نام‌های «گنجینه‌های گوهر» و «تپه‌های مارلیک» به نمایش درآمد. در این برنامه همچنین فیلم مستند «خلوت خروس» ساخته مسعود بهنود درباره ابراهیم گلستان نیز نمایش داده شد و بعد از نمایش فیلم‌ها، جلسه پرسش و پاسخ با مسعود بهنود برگزار گردید. ابراهیم گلستان با اینکه در اطراف لندن سکونت دارد، نتوانست در این برنامه شرکت کند اما با ارسال یک پیام تصویری برای جشنواره، درباره فیلم‌های مستند خود توضیح داد.</p>
<p>
	داوری بخش‌های مختلف این جشنواره نیز به عهده رخشان بنی اعتماد، وویوکا ملگارد (فیلمساز و نویسنده انگلیسی)، جیمز ایوانز (منتقد و مدرس سینمای انگلیسی)، مجتبی میرطهماسب و مهدی نوروزیان (سینماگر ایرانی مقیم بریتانیا)، خواهد بود.</p>
<p>
	دومین جشنواره فیلم‌های ایرانی در لندن روز ۲۶ نوامبر با اعطای ۵ جایزه در بخش‌های مختلف و نمایش فیلم «مزاحم نشوید» ساخته محسن عبدالوهاب به کار خود پایان می‌دهد.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>دو مستندساز آزاد شدند؛ میرطهماسب همچنان در بازداشت است</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/66455</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/66455#66455</guid>
                        
            <pubDate>چ, 09 نوامبر 2011 16:18:27 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Shahabi-Mirtahmaseb.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							خبر - مردمک 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>کتایون شهابی و مهران زینت‌بخش، از مستندسازان بازداشت‌شده در ایران، آزاد شده‌اند. این دو از جمله شش نفری بودند که به اتهام همکاری با رسانه‌های خارجی بازداشت شده بودند.</h4>

						<p>
	شامگاه چهارشنبه، ۱۸ آبان ماه، منابع نزدیک به این دو مستندساز خبر دادند که آنان به قید وثیقه آزاد شده‌اند.</p>
<p>
	با آزاد شدن این دو مستندساز، از شش مستندساز بازداشت‌شده، تنها مجتبی میرطهماسب، رئیس سابق انجمن مستندسازان ایران، در بازداشت مانده است.</p>
<p>
	یک روز پیش از آزادی خانم شهابی و آقای زینت‌بخش، انجمن مستندسازان ایران در نامه‌ای به دبیر جشنواره سینما حقیقت، خواستار آزادی این دو و مجتبی میرطهماسب شده بود.</p>
<p>
	خانم شهابی و آقای زینت‌بخش همراه با چهار مستندساز دیگر حدود ۵۰ روز پیش به اتهام همکاری با تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی بازداشت شده بودند.</p>
<p>
	کتایون شهابی از جمله توزیع‌کنندگان فیلم در ایران است و دست‌اندرکار توزیع بین‌المللی فیلم‌های مستند ایرانی بوده و سال گذشته در ایران به عنوان صادرکننده نمونه محصولات فرهنگی انتخاب شده بود.</p>
<p>
	مهران زینت‌بخش مستندسازی است که در سال‌های اخیر به‌ویژه دو فیلم از او به نام‌های «برف» و «قریه من» در باره فرهاد و فریدون فروغی، دو خواننده شناخته‌شده ایرانی، مورد توجه قرار گرفت. این دو فیلم از تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی پخش شده‌اند.</p>
<p>
	این شش مستندساز به «دریافت وجوه کلان از مجاری پنهان، پولشویی، همکاری با سرویس‌های جاسوسی و انجام ماموریت‌های ضد ملی محوله از طرف بی‌بی‌سی» متهم شده‌اند.</p>
<p>
	با این حال بخش فارسی بی‌بی‌سی ارتباط با این سینماگران را تکذیب کرده و گفته است که تولیدات آنان را در بازار جهانی و از توزیع‌: نندگان خریده است؛ نه خود این کارگردانان.</p>
<p>
	بازداشت‌ مستندسازان اما با اعتراض اهالی سینما روبه‌رو شد و خانه سینما نیز با صدور بیانیه‌ای، آن را محکوم کرد.</p>
<p>
	در این مدت همچنین عفو بین‌الملل و کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران خواستار آزادی این مستندسازان شده و بازداشت آن‌ها را محکوم کردند.</p>
<p>
	تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی به‌خصوص پس از انتخابات خرداد ۸۸ از سوی عالیترین مقامات جمهوری اسلامی به ایفای نقش در اعتراض‌ها متهم شده اما مدیران این شبکه همواره گفته‌اند که هیچ خبرنگار یا همکاری در ایران ندارند و صرفا به فعالیت روزنامه‌نگاری مشغول‌اند؛ نه فعالیت سیاسی علیه حکومت ایران.</p>
<p>
	بازداشت این مستندسازان، اعتراض‌های داخلی و بین‌المللی برانگیخت و به تحریم جشنواره فیلم‌های مستند سینما حقیقت منجر شد که از دو روز پیش در تهران برقرار است.</p>
<p>
	گروهی از فیلمسازان، در اعتراض به دستگیری مستندسازان در ایران و اعمال فشار بر سینماگران ایرانی، این جشنواره را <a href="http://www.mardomak.org/story/66393">تحریم کرده</a> و رسما از برگزارکنندگان جشنواره خواستند فیلم‌های آن‌ها را از جشنواره بیرون بکشند.</p>
<p>
	جشنواره فیلم مستند ایدفا هلند نیز که از معتبر‌ترین جشنواره‌های سینمایی مستند در اروپاست، خواستار تحریم این «جشنواره دولتی» شد و از همه فیلمسازانی که فیلم‌هایشان در این جشنواره پذیرفته شده، خواست که آن‌ها را از این جشنواره خارج کنند.</p>
<p>
	به دنبال این درخواست، جشنواره سینمائی کراکوف لهستان نیز با ارسال نامه‌ای به این جشنواره، «به عنوان همبستگی با فیلم سازان زندانی و اعلام مخالفت با شیوه برخورد دولت ایران در زمینه حقوق بشر»، خواهان خروج هفت فیلم شرکت کننده از آن شد.</p>
<p>
	اما مدیران جشنواره سینما حقیقت، تصمیم خروج فیلم‌ها را تحت تاثیر «لابی‌های اسرائیلی» در اروپا و آمریکا دانستند و صراحتا از زندانی شدن مستندسازان دربند حمایت کرده و گفتند که «بازداشت چند نفر فیلمساز، دلیل موجهی برای پس گرفتن فیلم از جشنواره به حساب نمی‌آید».</p>
<p>
	پیش از این نیز شماری از اتحادیه‌ها و موسسه‌های فیلمسازی هالیوود در بیانیه‌ای مشترک بازداشت شش مستندساز ایرانی را محکوم کرده‌ و گفته بودند که «این افراد، هنرمند هستند و نه دشمنان سیاسی» جمهوری اسلامی و «مانند همه مردم آزاد دیگر، حق آزادی‌بیان دارند».</p>
<p>
	نویسندگان این نامه سرگشاده ابراز امیدواری کرده بودند که این مستندسازان هم‌زمان با «عید قربان» و خبر آغاز برگزاری «جشن بزرگ مستندسازان سینمای ایران»، آزاد شوند.</p>
<p>
	پنجمین جشنواره سینما حقیقت، جشنواره‌ای بین‌المللی است که از ۱۶ تا ۲۱ آبان برای فیلم‌های مستند توسط «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شود.</p>
<p>
	اواسط مهرماه ناصر صفاریان، محسن شهرنازدار و هادی آفریده نیز با سپردن وثیقه <a href="http://www.mardomak.org/story/65634">آزاد شده بودند</a>.</p>
<p>
	پس از اعتراض‌ها به انتخابات ریاست‌جمهوری خرداد ۸۸، شماری از سینماگران ایرانی به دلیل همراهی با معترضان و اتهام «فیلم‌برداری و اخلال در نظم عمومی» بازداشت شده‌اند که از جمله آن‌ها جعفر پناهی، محمد رسول‌اف، محمد نوری‌زاد، پگاه آهنگرانی، مرضیه وفامهر و رامین پرچمی هستند. علاوه بر این شماری از کارگردانان و بازیگران ایرانی نیز در این مدت با حکم ممنوع‌الخروجی مواجه شده‌اند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>ویدئو - سینما حقیقت؛ جشنواره‌ای که تحریم شد در تلویزیون ایران</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/videos/full/66420</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/videos/full/66420#66420</guid>
                        
            <pubDate>س, 08 نوامبر 2011 10:53:21 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
							<img src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=http://www.mardomak.org/uploads/videos/2011/11/Cinema_Haghighat_2NimSaat_15Aban/Cinema_Haghighat_2NimSaat_15Aban.jpg&w=320&h=240&zc=1&q=70" alt="سینما حقیقت؛ جشنواره‌ای که تحریم شد در تلویزیون ایران" />
							<br>
							<p>
	&#1576;&#1585;&#1606;&#1575;&#1605;&#1607; &#1586;&#1606;&#1583;&#1607; &#1578;&#1604;&#1608;&#1740;&#1586;&#1740;&#1608;&#1606;&#1740; &laquo;&#1583;&#1608; &#1606;&#1740;&#1605; &#1587;&#1575;&#1593;&#1578;&raquo; &#1662;&#1575;&#1606;&#1586;&#1583;&#1607;&#1605; &#1570;&#1576;&#1575;&#1606; &#1605;&#1575;&#1607; &#1576;&#1575; &#1581;&#1590;&#1608;&#1585; &#1588;&#1601;&#1740;&#1593; &#1570;&#1602;&#1575;&#1605;&#1581;&#1605;&#1583;&#1740;&#1575;&#1606; &#1605;&#1583;&#1740;&#1585; &#1593;&#1575;&#1605;&#1604; &#1605;&#1585;&#1705;&#1586; &#1711;&#1587;&#1578;&#1585;&#1588; &#1587;&#1740;&#1606;&#1605;&#1575;&#1740; &#1605;&#1587;&#1578;&#1606;&#1583; &#1608; &#1578;&#1580;&#1585;&#1576;&#1740; &#1608; &#1605;&#1589;&#1591;&#1601;&#1740; &#1570;&#1604;&zwnj;&#1575;&#1581;&#1605;&#1583; &#1705;&#1575;&#1585;&#1711;&#1585;&#1583;&#1575;&#1606; &#1608; &#1601;&#1740;&#1604;&#1605;&#1606;&#1575;&#1605;&#1607;&zwnj;&#1606;&#1608;&#1740;&#1587; &#1576;&#1607; &#1605;&#1587;&#1575;&#1574;&#1604; &#1587;&#1740;&#1606;&#1605;&#1575;&#1740; &#1605;&#1587;&#1578;&#1606;&#1583; &#1605;&#1740;&zwnj;&#1662;&#1585;&#1583;&#1575;&#1582;&#1578;.</p>
<p>
	&#1570;&#1602;&#1575;&#1740; &#1570;&#1602;&#1575;&#1605;&#1581;&#1605;&#1583;&#1740;&#1575;&#1606; &#1705;&#1607; &#1605;&#1583;&#1740;&#1585;&#1740;&#1578; &#1580;&#1588;&#1606;&#1608;&#1575;&#1585;&#1607; &#1587;&#1740;&#1606;&#1605;&#1575; &#1581;&#1602;&#1740;&#1602;&#1578; &#1585;&#1575; &#1606;&#1740;&#1586; &#1576;&#1585;&#1593;&#1607;&#1583;&#1607; &#1583;&#1575;&#1585;&#1583;&#1644; &#1583;&#1585;&#1576;&#1575;&#1585;&#1607; &#1662;&#1582;&#1588; &#1570;&#1579;&#1575;&#1585; &#1601;&#1740;&#1604;&#1605;&#1587;&#1575;&#1586;&#1575;&#1606; &#1705;&#1588;&#1608;&#1585;&#1607;&#1575;&#1740; &#1575;&#1585;&#1608;&#1662;&#1575;&#1740;&#1740; &#1608; &#1570;&#1605;&#1585;&#1740;&#1705;&#1575;&#1740;&#1740; &#1583;&#1585; &#1662;&#1606;&#1580;&#1605;&#1740;&#1606; &#1580;&#1588;&#1606;&#1608;&#1575;&#1585;&#1607;&zwnj; &#1587;&#1740;&#1606;&#1605;&#1575; &#1581;&#1602;&#1740;&#1602;&#1578; &#1705;&#1607; &#1777;&#1782; &#1570;&#1576;&#1575;&#1606; &#1605;&#1575;&#1607; &#1583;&#1585; &#1587;&#1740;&#1606;&#1605;&#1575; &#1601;&#1604;&#1587;&#1591;&#1740;&#1606; &#1711;&#1588;&#1575;&#1740;&#1588; &#1740;&#1575;&#1601;&#1578; &#1578;&#1608;&#1590;&#1740;&#1581;&#1575;&#1578;&#1740; &#1583;&#1575;&#1583;.</p>
<p>
	&#1605;&#1585;&#1705;&#1586; &#1711;&#1587;&#1578;&#1585;&#1588; &#1587;&#1740;&#1606;&#1605;&#1575;&#1740; &#1605;&#1587;&#1578;&#1606;&#1583; &#1608; &#1578;&#1580;&#1585;&#1576;&#1740; &#1705;&#1607; &#1576;&#1585;&#1711;&#1586;&#1575;&#1585; &#1705;&#1606;&#1606;&#1583;&#1607; &#1580;&#1588;&#1606;&#1608;&#1575;&#1585;&#1607; &#1587;&#1740;&#1606;&#1605;&#1575; &#1581;&#1602;&#1740;&#1602;&#1578; &#1575;&#1587;&#1578;&#1548; &#1583;&#1585; &#1608;&#1575;&#1705;&#1606;&#1588; &#1576;&#1607; &#1583;&#1585;&#1582;&#1608;&#1575;&#1587;&#1578; &#1578;&#1581;&#1585;&#1740;&#1605; &#1575;&#1740;&#1606; &#1580;&#1588;&#1606;&#1608;&#1575;&#1585;&#1607; &#1575;&#1586; &#1587;&#1608;&#1740; &#1601;&#1740;&#1604;&#1605;&#1587;&#1575;&#1586;&#1575;&#1606; &#1583;&#1593;&#1608;&#1578; &#1588;&#1583;&#1607; &#1608; &#1575;&#1593;&#1604;&#1575;&#1605; &#1575;&#1606;&#1589;&#1585;&#1575;&#1601; &#1570;&#1606;&zwnj;&#1607;&#1575; &#1575;&#1586; &#1581;&#1590;&#1608;&#1585; &#1583;&#1585; &#1575;&#1740;&#1606; &#1580;&#1588;&#1606;&#1608;&#1575;&#1585;&#1607;&#1548; &#1576;&#1575; &#1575;&#1585;&#1587;&#1575;&#1604; &#1606;&#1575;&#1605;&#1607;&zwnj;&#1575;&#1740; &#1575;&#1593;&#1604;&#1575;&#1605; &#1705;&#1585;&#1583;&#1607; &#1575;&#1587;&#1578; &#1705;&#1607; &#1601;&#1740;&#1604;&#1605;&zwnj;&#1607;&#1575;&#1740;&#1588;&#1575;&#1606; &#1585;&#1575; &#1583;&#1585; &#1576;&#1582;&#1588; &#1594;&#1740;&#1585; &#1585;&#1602;&#1575;&#1576;&#1578;&#1740; &#1580;&#1588;&#1606;&#1608;&#1575;&#1585;&#1607; &#1576;&#1607; &#1606;&#1605;&#1575;&#1740;&#1588; &#1583;&#1585;&#1582;&#1608;&#1575;&#1607;&#1583; &#1570;&#1608;&#1585;&#1583;.</p>
<p>
	&#1608;&#1740; &#1607;&#1605;&#1670;&#1606;&#1740;&#1606; &#1583;&#1585;&#1576;&#1575;&#1585;&#1607; &#1662;&#1582;&#1588; &#1570;&#1579;&#1575;&#1585; &#1605;&#1587;&#1578;&#1606;&#1583; &#1583;&#1585; &#1587;&#1740;&#1606;&#1605;&#1575; &#1587;&#1662;&#1740;&#1583;&#1607; &#1608; &#1576;&#1585;&#1606;&#1575;&#1605;&#1607; &#1605;&#1585;&#1705;&#1586; &#1711;&#1587;&#1578;&#1585;&#1588; &#1587;&#1740;&#1606;&#1605;&#1575;&#1740; &#1605;&#1587;&#1578;&#1606;&#1583; &#1608; &#1578;&#1580;&#1585;&#1576;&#1740; &#1576;&#1585;&#1575;&#1740; &#1575;&#1583;&#1575;&#1605;&#1607; &#1575;&#1740;&#1606; &#1591;&#1585;&#1581; &#1589;&#1581;&#1576;&#1578; &#1705;&#1585;&#1583;.</p>
							
						
						
						
						

						
						
											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>جشنواره سینما حقیقت با وجود تحریم مستندسازان برگزار می‌شود</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/66393</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/66393#66393</guid>
                        
            <pubDate>د, 07 نوامبر 2011 13:43:07 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Cinema-Haghighat.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - نادر رودگری 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>جشنواره سینما حقیقت در حالی آغاز شد که شماری از مستندساز غیر ایرانی در اعتراض به محدودیت‌ها برای سینماگران ایرانی آن را تحریم کردند اما این جشنواره اعلام کرده که آثار این مستندسازان را نمایش می‌دهد.</h4>

						<p>
	پنجمین جشنواره سینما حقیقت امروز دوشنبه ۱۶ آبان در شرایطی در سینما فلسطین تهران گشایش یافت که ۲۹ مستندساز غیر ایرانی که قرار بود فیلم‌هایشان در این جشنواره شرکت داشته باشد، از حضور در آن انصراف دادند.</p>
<p>
	این گروه از فیلمسازان، در اعتراض به دستگیری فیلمسازان مستند در ایران و اعمال فشار بر سینماگران ایرانی، جشنواره بین المللی سینما حقیقت را تحریم کرده و رسما از برگزارکنندگان جشنواره خواستند فیلم‌های آن‌ها را از جشنواره بیرون بکشند.</p>
<p>
	از سوی دیگر، «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» که برگزار کننده جشنواره سینما حقیقت است، در واکنش به درخواست تحریم این جشنواره از سوی فیلمسازان دعوت شده و اعلام انصراف آن‌ها از حضور در این جشنواره، با ارسال <a href="http://www.defc.ir/en/festival/index.php?fid=50&amp;yearId=16">نامه‌ای به این مستندسازان</a> (این نامه در وب سایت جشنواره سینما حقیقت منتشر شده) اعلام کرده است که با وجود انصراف این فیلمسازان، فیلم‌هایشان را در بخش غیر رقابتی جشنواره به نمایش درخواهد آورد.</p>
<p>
	پنجمین دوره جشنواره سینما حقیقت، تا روز ۲۱ آبان در تهران ادامه خواهد داشت.</p>
<p>
	مدیران جشنواره سینما حقیقت در نامه خود به این فیلمسازان، تصمیم آن‌ها را برای خروج از جشنواره، تحت تاثیر «لابی‌های صهیونیستی» در اروپا و آمریکا، و برای انحراف افکار عمومی از بحران اقتصادی در اروپا و جنبش «اشغال وال استریت» در آمریکا دانستند.</p>
<p>
	مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، در بخشی از این نامه، صراحتا از زندانی شدن و مجازات مستندسازان دربند حمایت کرده و نوشته است که «بازداشت چند نفر فیلمساز، دلیل موجهی برای پس گرفتن فیلم از جشنواره به حساب نمی‌آید».</p>
<p>
	برگزارکنندگان جشنواره سینما حقیقت، در این مورد نوشته‌اند: «باید بدانید که پس از انقلاب اسلامی بیش از صد هزار هنرجو در رشته سینما فارغ التحصیل شده‌اند. ما بیش از هزار مستند ساز در کشور داریم که از میان آن‌ها تنها عده محدودی موقعیت فیلم سازی را پیدا کرده‌اند. طبیعی است که در میان این عده برخی از مستند سازان با تخطی از قوانین و مقررات تحت پیگرد قانونی قرار گیرند و مجازات شوند».</p>
<p>
	مسئولان برگزاری جشنواره سینما حقیقت، همچنین در نامه خود از فیلمسازان تحریم کننده خواسته‌اند: «اگر نظام قضایی در کشور شما برای فیلمسازان مصونیت قانونی قائل است، ما مایلیم از چنین قوانینی باخبر شویم تا ترتیب اجرای ضمانت‌های مشابه را برای فیلمسازان در کشور خود بدهیم».</p>
<p>
	<strong>درخواست تحریم جشنواره‌های مستند بین المللی</strong></p>
<p>
	به دنبال انتشار اسامی فیلم‌های خارجی شرکت کننده در جشنواره سینما حقیقت، در وب سایت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، <a href="http://www.idfa.nl/industry/Festival/latest-news/idfa-opposed-to-iran-s-cinema-verit-festival.aspx">جشنواره فیلم مستند ایدفا</a> در آمستردام هلند، که از معتبر‌ترین جشنواره‌های سینمایی مستند در اروپاست، از همه فیلمسازانی که فیلم‌هایشان در جشنواره سینما حقیقت پذیرفته شده، درخواست کرد که فیلم‌هایشان را از این جشنواره خارج کنند.</p>
<p>
	مسئولان جشنواره ایدفا، روز چهارشنبه دوم نوامبر با انتشار بیانیه‌ای بر روی وب سایت این جشنواره، با اشاره به زندانی بودن مجتبی میرطهماسب (فیلمساز مستند)، کتایون شهابی (پخش کننده فیلم) و مهران زینت بخش (مستندساز) و «تحت فشار بودن این افراد برای اعتراف»، خواستار تحریم این «جشنواره دولتی» در ایران شدند.</p>
<p>
	در قسمتی از بیانیه ایدفا آمده است: «حضور در این جشنواره به منزله تایید اقدامات حکومت ایران است و نباید این فرصت را به حکومت گران ایران داد تا از آن برای تایید خود استفاده کنند.»</p>
<p>
	جشنواره فیلم‌های مستند ایدفا، مهم‌ترین جشنواره فیلم مستند در اروپاست که اعتبار بسیاری در بین کارگردان‌ها و تهیه کنندگان فیلم‌های مستند در جهان دارد. مسئولان سینمایی ایران ارتباط دوستانه و نزدیکی با ایدفا داشته و هر ساله گروهی از برنامه سازان مستند صدا و سیمای جمهوری اسلامی، این جشنواره و برنامه‌های آن را وسیعا پوشش می‌داده‌اند.</p>
<p>
	به دنبال درخواست تحریم ایدفا، جشنواره سینمائی کراکوف لهستان نیز با ارسال نامه‌ای به مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، خواستار خروج هفت فیلم شرکت کننده ارسالی از سوی این جشنواره شد.</p>
<p>
	جشنواره کراکوف در نامه خود نوشته است: «پس از شنیدن اخبار بهت برانگیز از ادامه بازداشت ناعادلانه مجتبی میر طهامسب و مهران زینت بخش، کارگردان و کتایون شهابی، توزیع کننده فیلم، ما تصمیم به موضع گیری در برابر این شرایط سخت گرفتیم.»</p>
<p>
	به گفته مسئولان جشنواره کراکوف، خبر دستگیری فیلمسازان مستند در ابران، مستندسازان لهستانی را شوکه کرده و آنان «به عنوان همبستگی با فیلم سازان زندانی و اعلام مخالفت با شیوه برخورد دولت ایران در زمینه حقوق بشر»، خواهان خروج فیلم‌هایشان از جشنواره سینما حقیقت شدند.</p>
<p>
	از سوی دیگر، <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/11/111105_l44_sanction_cinema_verite_festival.shtml">باربارا اورلیچ</a>، معاون بخش توسعه و ترویج فیلم لهستان نیز در گفت‌و‌گو با بخش فارسی بی‌بی سی اعلام کرد که هفت فیلمساز لهستانی که فیلم‌هایشان در بخش بین الملل جشنواره سینما حقیقت انتخاب شده، «در اعتراض به سرکوب سینماگران ایرانی»، اعلام کرده‌اند که فیلم‌هایشان را از جشنواره سینما حقیقت خارج می‌کنند و اجازه نمایش این فیلم‌ها را به برگزار کنندگان این جشنواره نمی‌دهند.</p>
<p>
	<strong>انصراف فیلمسازان مستند خارجی از شرکت در جشنواره</strong></p>
<p>
	مستندسازانی چون ادوین داندرس از هلند با فیلم «همه چیز به خیر گذشت»، ویکتوریا زیمانسکا از لهستان با فیلم «تمرسون و تمرسون»، جینوس ریچارد از ایتالیا با فیلم «گوناپای جنوبی» و ساموئل سباستین از اسپانیا با فیلم «قاب مرده»، از تحریم جشنواره سینما حقیقت حمایت کرده‌اند.</p>
<p>
	در همین حال مارک وی مولر، مستند ساز فرانسوی، که فیلم «زندگی، راهی بس دراز» او در جشنواره سینما حقیقت پذیرفته شده است، با انتشار نامه‌ای خطاب به برگزار کنندگان جشنواره سینما حقیقت اعلام کرد که اجازه نمایش فیلم خود در این جشنواره و در کشوری که «فیلمسازان‌اش تهدید و زندانی می‌شوند» را نمی‌دهد.</p>
<p>
	به علاوه سایمن بیولیو، کارگردان کانادایی فیلم «گودین» که فیلمش در میان فیلم‌های انتخاب شده جشنواره سینما حقیقت قرار دارد نیز از شرکت در این جشنواره انصراف داده است. وی با انتشار نامه خود به مسئولان جشنواره سینما حقیقت در صفحه فیس بوک <a href="http://www.facebook.com/pages/Free-Katayoun-Shahabi/237091333008041?ref=ts">«کتایون شهابی را آزاد کنید»</a>، نوشته است: «نمایش فیلم ما فرصت خوبی برای برقراری دیالوگ بین فرهنگ مردم کبک و مردم ایران بود اما تا زمانی که فیلمسازان ایرانی آزاد نشده‌اند، ما نمی‌توانیم فیلم خود را در جشنواره شما نشان دهیم».</p>
<p>
	همچنین هارولد آرسنو، یکی دیگر از فیلمسازان کانادایی که یکی از فیلم‌های او با عنوان «در سرزمین گوزن» در لیست فیلم‌های خارجی جشنواره سینما حقیقت قرار دارد، با ارسال نامه‌ای به مسئولان این جشنواره، از تصمیم آن‌ها برای نمایش فیلمش در ایران ابراز تعجب کرده و گفته است نه او و نه تهیه کننده‌اش، این فیلم را برای جشنواره سینما حقیقت نفرستاده‌اند و نمی‌دانند این فیلم از چه طریقی به دست آن‌ها رسیده است.</p>
<p>
	او در ادامه خواستار توضیح شده که کدام نسخه از فیلمش توسط چه کسی برای مسئولان این جشنواره ارسال شده است.</p>
<p>
	<strong>سابقه تحریم جشنواره سینما حقیقت</strong></p>
<p>
	جشنواره «سینما حقیقت» که ویژه سینمای مستند است و به وسیله مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی راه‌اندازی شده، در آغاز شکل گیری‌اش، توانست با دعوت از مستندسازان بین‌المللی و نمایش فیلم‌های آن‌ها در کنار آثار مستندسازان ایرانی، فضای پویا و موثری را در عرصه سینمای مستند ایران به وجود آورده و خلا موجود در زمینه نمایش فیلم‌های مستند روز دنیا در ایران را تا حد زیادی پر کند اما در یکی دو سال گذشته با تغییر مدیریت سینمایی کشور، سیاست‌های این جشنواره نیز تغییر کرده و شکلی کاملا دولتی و ایدئولوژیک به خود گرفته و در جهت ایجاد محدودیت برای مستندسازان مستقل حرکت کرده است.<br />
	<br />
	این نخستین بار نیست که جشنواره سینما حقیقت با تحریم فیلمسازان مواجه می‌شود. در سال ۱۳۸۸ نیز بعد از درگیری‌های خیابانی مربوط به انتخابات ریاست جمهوری در ایران، ۱۴۲ نفر از سینماگران مستند، با انتشار بیانیه‌ای، شرکت در جشنواره سینما حقیقت را تحریم کرده و اعلام کردند که در اعتراض به ایجاد محدودیت‌های دولتی بر سر راه فیلمسازان مستند برای ثبت تصویری رویدادهای سیاسی بعد از انتخابات ایران، فیلم‌هایشان را به آن جشنواره نخواهند داد.</p>
<p>
	در طی ماه‌های گذشته نیز دستگاه‌های امنیتی ایران، ۶ فیلمساز مستند و پخش کننده فیلم را به اتهام «همکاری با بخش فارسی بی‌بی سی» دستگیر و زندانی کردند. از میان آن‌ها تا کنون ناصر صفاریان، هادی آفریده و محسن شهنازدار با قید ضمانت آزاد شده اما مجتبی میرطهماسب، کتایون شهابی و مهران زینت بخش هنوز در زندان‌اند. مسئولان بی‌بی سی فارسی، هر گونه همکاری با این فیلمسازان را تکذیب کرده و اعلام کردند که تنها فیلم‌های برخی از این افراد از این شبکه پخش شده است.</p>
<p>
	<strong>واکنش سینماگران ایرانی به تحریم</strong></p>
<p>
	به گزارش روابط عمومی جشنواره سینما حقیقت، امسال ۲۰۰ فیلم مستند ایرانی و خارجی در بخش‌های بین الملل، مستند آزاد،&nbsp; اجتماعی، پرتره، تاریخی، جنگ، دینی و آئینی، زیست محیطی، سیاسی و قوم‌شناسی به نمایش درمی آیند.</p>
<p>
	سینماگران مستندساز ایرانی که فیلم‌هایشان در بخش‌های مختلف جشنواره سینماحقیقت پذیرفته شده هنوز واکنشی به تحریم همکاران خارجی شان&nbsp;و اعلام انصرافشان از شرکت در این جشنواره نشان نداده‌اند.</p>
<p>
	امسال فیلم‌های برخی از <a href="http://defc.ir/ViewNews.php?id=418">مستندسازان شاخص سینمای ایران</a> از جمله فرهاد ورهرام، اردعطارپور، مهرداد اسکویی و منوچهر طیاب&nbsp;در پنجمین دوره جشنواره سینماحقیقت به نمایش درمی آید.</p>
<p>
	مهرداد اسکویی با فیلم «آخرین روزهای زمستان»، رامتین لوافی‌پور با فیلم «شاید فردا»، محسن استادعلی با فیلم «عادت می‌کنیم»، آزاده بیزار گیتی با فیلم «فرشته‌ای روی شانه راست من»، فرهاد ورهرام با فیلم «سرزمین خانه خورشید»، صابره محمدکاشی با فیلم «مقرنس»، الهام اسدی با فیلم «نان و نور»، ارد عطارپور با فیلم «خلیج فارس»، مانی می‌رصادقی با فیلم ببرهیرکان، حبیب‌ احمدزاده با فیلم «موج زنده»، محسن امیر یوسفی با فیلم «خانه من»، مصطفی آل‌احمد با فیلم «نویسنده بودن»، و پناه‌برخدا رضایی با فیلم «بانوی مبارز» در بخش‌های مختلف پنجمین جشنواره سینماحقیقت حضور دارند.<br />
	<br />
	در بخش «مستندهای پرتره» این جشنواره نیز مستندهایی درباره استاد جلال الدین همایی، عارف قزوینی، جلال آل احمد، پروفسور شارل هنری دوفوشه کور، جُرج جُرداغ، طاهره صفارزاده و رودکی به نمایش درخواهد آمد.</p>
<p>
	جشنواره سینما حقیقت همچنین اعلام کرده است که در این دوره از «جورج شکور»، نویسنده لبنانی، «پرویز بهرام»، گوینده برجسته فیلم‌های مستند و محمدعلی فارسی و محمدحسین جعفریان، دو مستندساز تقدیر خواهد کرد.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>حمایت هالیوود از پناهی و مستندسازان دربند ایرانی</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/65954</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/65954#65954</guid>
                        
            <pubDate>پ, 20 اکتبر 2011 13:53:13 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Filmmakers-W.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							خبر - مردمک 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>شماری از اتحادیه‌ها و موسسه‌های فیلمسازی هالیوود در بیانیه‌ای مشترک ضمن حمایت از جعفر پناهی، سینماگر ایرانی، بازداشت ۶ مستندساز ایرانی را نیز محکوم کرده‌اند.</h4>

						<p>
	در این بیانیه که دیروز ۱۹ اکتبر (۲۷ مهر) در <a href="http://www.oscars.org/press/pressreleases/2011/20111019.html">وب‌سایت </a>آکادمی علوم و هنرهای سینمای آمریکا (اسکار) منتشر شده، آمده است که «این افراد، هنرمند هستند و نه دشمنان سیاسی» جمهوری اسلامی و «مانند همه مردم آزاد دیگر، حق آزادی‌بیان دارند».</p>
<p>
	استودیوها و موسسه‌ها و اتحادیه‌های امضاکننده این بیانیه همچنین با تاکید بر اینکه «هیچ‌چیز خطرناک‌تر از ساکت‌کردن هنر در جامعه نیست»، از جمهوری اسلامی خواسته‌اند این هنرمندان را آزاد کند و اجازه دهد که مانند سایر همکاران هنرمند خود در دنیا، آزادانه به زندگی و فعالیت هنری بپردازند.</p>
<p>
	این بیانیه به امضای آکادمی علوم و هنرهای سینمای آمریکا، انجمن فیلمبرداران آمریکا، انجمن بین‌المللی مستندسازان و تدوینگران سینمایی آمریکا و تعدادی از کارگردانان، نویسندگان، هنرپیشگان و تهیه‌کنندگان سینمایی رسیده است.</p>
<p>
	مجتبی میرطهماسب، هادی آفریده، ناصر صفاریان، شهنام بازدار، محسن شهرنازدار و کتایون شهابی ، اواخر شهریورماه به اتهام «جاسوسی و فروش فیلم به شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی» بازداشت شدند. بی‌بی‌سی فارسی تأکید کرده است که این شبکه هیچ همکاری در داخل ایران ندارد.</p>
<p>
	اواسط مهرماه ناصر صفاریان، محسن شهرنازدار و هادی آفریده با سپردن وثیقه <a href="http://www.mardomak.org/story/65634">آزاد شد</a>ند.</p>
<p>
	در همین حال مرضیه وفامهر نیز که از اوایل تیرماه در بازداشت به سر می‌برد، به تازگی به «یک‌سال حبس تعزیری و ۹۰ ضربه شلاق» محکوم شده است.</p>
<p>
	دادگاه تجدید نظر نیز به‌تازگی حکم شش سال حبس تعزیری و ۲۰ سال ممنوعیت کاری جعفر پناهی را&nbsp;<a href="http://www.mardomak.org/story/65809">تائید کرده است</a>.</p>
<p>
	پیش از این نیز، گروهی از بازیگران و کارگردانان و تهیه‌کنندگان هالیوودی با تجمع در مقابل سازمان ملل، <a href="http://www.mardomak.org/story/62712">خواستار </a>لغو محکومیت جعفر پناهی و محمد رسول‌اف شده بودند.</p>
<p>
	بازداشت و محکومیت بسیاری هنرمندان ایرانی تاکنون اعتراض گسترده اهالی سینمای ایران و جهان، مجامع و نهادهای بین‌المللی حقوق بشر را در پی داشته است.</p>
<p>
	در همین راستا، روز گذشته گروهی از هنرمندان و فعالان سینمایی خارج از ایران در بیانیه‌ای با اشاره به احضار، تهدید، بازداشت و محکومیت هنرمندان ایرانی خواستار تحریم مقام‌های سینمایی جمهوری اسلامی شدند.</p>
<p>
	در این بیانیه آمده است که «سینماگران زندانی در شرایط بسیار سخت و دشواری قرار گرفته‌اند تا مکتوب و در مقابل دوربین فیلمبرداری به ارتباط با کشورهای غربی از جمله فرانسه و انگلیس اعتراف کنند.»</p>
<p>
	هفته گذشته اتحادیه اروپا نام محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، درمیان تعداد دیگری از مقام‌های دولت ایران به دلیل «نقض حقوق بشر» در فهرست جدید تحریم‌های خود <a href="http://www.mardomak.org/story/65645">قرار داد.</a></p>
<p>
	بهروز وثوقی، شیرین نشاط، شهره آغداشلو، محسن مخملباف، بهمن قبادی، مازیار بهاری، نازنین بنیادی و هوشنگ توزیع از جمله امضاکنندگان این بیانیه هستند.</p>
<p>
	پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز سال ۸۸، بسیاری از کارگردانان و بازیگران ایران به دلیل حمایت از مخالفان دولت و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، محکوم شده‌اند که از جمله آن‌ها پگاه آهنگرانی، رامین پرچمی، مهناز محمدی و مرضیه وفامهر هستند.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>«شش سال حبس و ۲۰ سال ممنوعیت کاری برای جعفر پناهی»</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/65809</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/65809#65809</guid>
                        
            <pubDate>ش, 15 اکتبر 2011 11:01:08 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/phpThumb_generatednailjpg.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							خبر - مردمک 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>روزنامه دولتی ایران خبر داده که حکم شش سال حبس جعفر پناهی، سینماگر ایرانی در دادگاه تجدیدنظر تائید شده و حکم شش سال حبس محمد رسول‌اف، دیگر فیلم‌ساز ایرانی به یک‌ سال کاهش یافته است.</h4>

						<p>
	روزنامه دولتی ایران شنبه، ۲۳ مهرماه&nbsp;<a href="http://www.iran-newspaper.com/1390/7/23/Iran/4913/Page/26/?NewsID=162740">گزارش داده‌</a> که شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، حکم شش سال حبس و ۲۰ سال ممنوعیت کاری جعفر پناهی را تائید کرده است.&nbsp;</p>
<p>
	این خبر را منابع دیگری تایید نکرده‌اند و فریده غیرت، وکیل آقای پناهی نیز به خبرگزاری فرانسه <a href="http://www.google.com/hostednews/afp/article/ALeqM5gXOWrE6DKnEItoqICAvpFTNaB14A?docId=CNG.df12618f0e6aa1f07c616c66485fdd46.451">گفته است</a> که چنین حکمی هنوز به او ابلاغ نشده است.</p>
<p>
	در عین حال خانواده این فیلمساز گفته‌اند که این حکم دو هفته پیش صادر شده اما آقای پناهی هنوز آزاد و منتظر ابلاغ حکم است.</p>
<p>
	آقای پناهی در دادگاه اولیه به ریاست قاضی پیرعباسی به شش سال حبس و ۲۰ سال محرومیت از ساخت فیلم، نوشتن فیلم‌نامه و هر نوع مصاحبه با رسانه‌های نوشتاری، شنیداری، دیداری داخلی و خارجی و خروج از کشور جز برای سفر حج و یا درمان ضروری با تودیع وثیقه <a href="http://www.mardomak.org/story/58955">محکوم شده بود</a>.</p>
<p>
	محمد رسول‌اف، دیگر كارگردان سینما و سازنده فیلم‌های «کشتزارهای سفید» و «جزیره آهنی» نیز که به همراه جعفر پناهی و در منزل او دستگیر شده بود، به شش سال حبس تعزیری محكوم شد.</p>
<p>
	جعفر پناهی و محمد رسول‌اف اسفند سال ۸۸ به همراه ۱۷ نفر از اعضای خانواده، دوستان و بستگان به اتهام ساختن فیلمی «غیرقانونی» درباره «اعتراضات پس از انتخابات ایران»، در منزل آقای پناهی در تهران <a href="http://www.mardomak.org/story/50265">بازداشت </a>شدند.</p>
<p>
	آقای پناهی سرانجام پس از سه ماه بازداشت و یک هفته اعتصاب غذا با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی<a href="http://www.mardomak.org/story/Jafar-Panahi-released/"> آزاد شد</a>.</p>
<p>
	در کیفرخواست این دو نفر آمده است که آن‌ها قصد داشتند با ساخت فیلمی به نام «فردا» و با «سیاه‌نمایی و منفی‌بافی» درباره اوضاع اجتماعی، فرهنگی ایران، با «فتنه‌گران اغتشاشات بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری» همراهی کنند و به نظام اسلامی ضربه بزنند.</p>
<p>
	او تاکنون با آثار سینمایی مختلفی برنده دوربین طلایی کن، خرس نقره‌ای برلین، شیر طلایی ونیز و پلنگ طلایی لوکارنو برنده شده است و به عنوان دارو در جشنواره‌های بین‌المللی حضور داشته است.</p>
<p>
	به دنبال انتشار حکم دادگاه اولیه جعفر پناهی، کارگردان و بازیران سر‌شناس سینمای ایران و جهان، مجامع و نهادهای سینمایی به آن<a href="http://www.mardomak.org/story/62712"> اعتراض کردند </a>و خواستار آزادی او شدند.</p>
<p>
	جعفر پناهی در فروردین ماه امسال از جمله یکی از ۱۰ هنرمند سرشناس جهان <a href="http://www.mardomak.org/story/61345">معرفی شد </a>که مورد آزار و اذیت حکومت‌ها قرار گرفته‌اند.</p>
<p>
	همچنین محمد رسول‌اف، سینماگر دیگر ایرانی که جوایز مهمی از جشنواره‌های معتبر جهانی مثل برلین، پرتغال و کن کسب کرده، به خاطر همکاری با جعفر پناهی در ساختن فیلم «ضد حکومتی»، در دادگاه اولیه به شش سال زندان محکوم شد.</p>
<p>
	آخرین ساخته محمد رسول‌اف با عنوان «به امید دیدار» نیز امسال در بخش «نوعی نگاه» جشنواره کن شرکت داشت و موفق شد جایزه بهترین کارگردانی این بخش را<a href="http://www.mardomak.org/story/62320"> دریافت کند</a>.</p>
<p>
	پس از انتخابات جنجال‌برانگیز سال ۸۸، بسیاری از کارگردانان و بازیگران ایرانی به دلیل حمایت از مخالفان دولت و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت یا محکوم شده‌اند که از جمله آن‌ها بازداشت <a href="http://www.mardomak.org/story/65121">شش مستند‌ساز</a>، <a href="http://www.mardomak.org/story/63614">پگاه آهنگرانی</a>، <a href="http://www.mardomak.org/story/61541">رامین پرچمی</a>، <a href="http://www.mardomak.org/story/Mohammadi_Aahangarani_prison_release">مهناز محمدی</a> و <a href="http://www.mardomak.org/story/65617">مرضیه وفامهر</a> است.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>روایت‌های سینمایی از جهان اسلام در «بادهای تغییر»</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/65363</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/65363#65363</guid>
                        
            <pubDate>ج, 30 سپتامبر 2011 15:03:14 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Cinema-Islam-W.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گزارش - پرویز جاهد 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>در نشست «بادهای تغییر: سینمای جوامع اسلامی» که از ۲۱ سپتامبر آغاز شده و تا ۱۳ اکتبر ادامه دارد، سینمای این کشور‌ها در سایه اعتراض‌ها و تحولات اخیر، معرفی و نقد و تحلیل می‌شود. از سینماگران ایرانی نیز دو فیلم در این مجموعه نمایش داده شده است.</h4>

						<p>
	تغییرات سیاسی در کشورهای اسلامی شمال آفریقا و خاورمیانه تحت عنوان بهار عربی، باعث شکل گیری و رشد گرایش‌ها و حرکت‌های سینمایی در این کشور‌ها شده و متقابلا بر روند این تحولات تاثیر گذاشته است.</p>
<p>
	شورش‌ها و اعتراض‌های کشورهای عربی، پرسش‌ها و بحث‌های فراوانی را در زمینه آزادی‌های مذهبی و مدنی، حقوق بشر، جنسیت و برابری اجتماعی و چالش‌های سنت و مدرنیته مطرح کرده که بخشی از آن‌ها تم‌ها و محورهای اصلی فیلم‌های سینماگران کشورهای عرب و خاورمیانه بوده است.<br />
	<br />
	«بادهای تغییر: سینمای جوامع اسلامی» (Winds of Change: Cinema from Muslim Societies) عنوان برنامه‌ای است که از ۲۱ سپتامبر در مرکز آی سی‌ای لندن برای معرفی و نقد و تحلیل سینمای این کشور‌ها در سایه این تحولات آغاز شده و تا ۱۳ اکتبر ادامه دارد.</p>
<p>
	شاید قرار گرفتن فیلم‌هایی چون انیمیشن مستند گونه «موج سبز» ساخته علی اوحدی صمدی درباره جنبش سبز و رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، «سکوت قصر‌ها» ساخته مفیده التلاتلی از تونس، «میکروفون» ساخته احمد عبدالله از مصر، «شب طولانی» ساخته حاتم علی از سوریه، «سدو» ساخته عثمان ثمبن از سنگال، «نمک دریا» ساخته انه ماری جسیر از فلسطین، «تقوا» ساخته اوذر کیزیلتان فیلمساز اهل ترکیه، با در نظر گرفتن سبک‌ها و درونمایه‌های متفاوت آن‌ها در کنار هم، در ظاهر قدری بی‌ربط باشد اما وجه مشترک این فیلم‌ها این است که همه آن‌ها متعلق به فیلمسازانی از جهان اسلام‌اند. اما آیا چنین جهانی وجود خارجی دارد؟</p>
<p>
	این پرسشی بود که برخی از نویسندگان و اندیشمندان جهان اسلام از جمله حمید دباشی استاد مطالعات ایرانی و ادبیات تطبیقی در دانشگاه کلمبیا نیویورک و مریل واین دیویس، نویسنده، آنتروپولوژیست و روزنامه نگار مسلمان بریتانیایی و رئیس انیستیتوی اسلامی لندن، سعی کردند در کنفرانسی که در مورد جهان اسلام و سینمای اسلامی در این موسسه برگزار شد، به آن پاسخ دهند. گزارش آن نشست را پیش‌تر<a href="http://www.mardomak.org/news/65320"> در مردمک خوانده‌اید</a>.</p>
<p>
	<strong>روایتی فمینیستی از تونس</strong></p>
<p>
	یکی از فیلم‌های مهمی که در برنامه «آی سی‌ای» به نمایش درآمد فیلم «سکوت قصر‌ها» ساخته مفیده التلاتلی سینماگر تونسی بود که داستان زن خواننده‌ای به نام عالیا را روایت می‌کند که بعد از سال‌ها، به قصری که در آن به دنیا آمده و بزرگ شده قدم می‌گذارد و در آنجا خاطرات تلخ و دردناک دوران کودکی و نوجوانی او به عنوان دختر یک خدمتکار ارباب قصر زنده می‌شود.</p>
<p>
	داستان فیلم در دوران جنبش استقلال طلبی مردم تونس علیه استعمار فرانسوی می‌گذرد و علاوه بر تم ضد استعماری، دارای درونمایه‌های فمینیستی بسیار قوی است و به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران سینمای عرب از جمله حمید دباشی، در واقع یکی از بهترین نمونه‌های سینمای فمینیستی در جهان عرب است.</p>
<p>
	به گفته آقای دباشی، مفیده التلاتلی، علیرغم موفقیت جهانی این فیلم (برنده دوربین طلایی کن)، جز این فیلم، یک فیلم دیگر (فصل مردان) بیشتر نساخت و درگیر فعالیت‌های سیاسی شد. مفیده بعد از تحولات اخیر تونس و سقوط حکومت زین العابدین بن علی، به عنوان وزیر فرهنگ کشور تونس انتخاب شده است.</p>
<p>
	یکی از زیبا‌ترین صحنه‌های فیلم، صحنه‌ای است که عالیا از سوی ارباب قصر به مهمانی عروسی دخترش دعوت می‌شود تا برای مهمانان آواز بخواند. عالیا ترانه‌ای انقلابی از‌ام کلثوم خواننده مردمی مصر را می‌خواند که درونمایه‌ای ضد استعماری و آزادیخواهانه دارد اما مهمانان قصر که همه متعلق به بورژوازی تونس و از وابستگان به حکومت استعماری‌اند، یکی یکی مجلس عروسی را ترک می‌کنند.</p>
<p>
	عالیا در شکم خود فرزندی را می‌پروراند که نماد آینده کشور مستقل تونس بعد از استعمار است.</p>
<p>
	<strong>ادیسه فلسطینی</strong></p>
<p>
	فیلم «نمک این دریا» ساخته انه ماری جسیر از فلسطین، فیلمی بود که حیم برشیث نویسنده، استاد رشته سینما در دانشگاه ایست لاندن و روشنفکر یهودی مخالف دولت اسرائیل و صهیونیسم آن را معرفی کرد.</p>
<p>
	آنه ماری جسیر سینماگر فلسطینی، زنی فلسطینی را نشان می‌دهد که بعد از سال‌ها دوری از وطن برای گرفتن ارثی که پدربزرگش از سال ۱۹۴۸ برایش باقی گذاشته به فلسطین سفر می‌کند اما این سفر به تجربه دردناک دیدار با سرزمینی تبدیل می‌شود که دیگر از دست رفته است.</p>
<p>
	<strong>روایتی از سوریه امروز</strong></p>
<p>
	یکی از تازه‌ترین فیلم‌های سرزمین‌های عرب، فیلمی بود با عنوان «شب طولانی» ساخته حاتم علی سینماگر سوری که شرایط سیاسی حاد و پرالتهاب سوریه قبل از قیام‌های اخیر را تصویر کرده بود.</p>
<p>
	این فیلم داستان ۴ زندانی سیاسی بود که بعد از سال‌ها کشیدن حبس، از زندان آزاد می‌شوند به خانه‌هایشان برمی گردند اما همه چیز آن قدر تغییر کرده که آن‌ها نمی‌توانند آن‌ها را تشخیص دهند و خود را با جامعه پیرامون خود بیگانه احساس می‌کنند.</p>
<p>
	این فیلم با اینکه در جشنواره‌های زیادی شرکت داشته و در جشنواره‌های دهلی نو و قاهره جوایزی هم برده است اما هنوز در سوریه نمایش داده نشده است.</p>
<p>
	<strong>روایتی از مصر پیش از مبارک</strong></p>
<p>
	فیلم مصری «میکروفون» ساخته احمد عبدالله، تصویری از جامعه مصر است که اندکی پیش از قیام مردم این کشور و سقوط دولت مبارک ساخته شد.</p>
<p>
	احمد عبدالله، سینماگر جوان مصری در دومین ساخته سینمایی خود، به سبک بهمن قبادی در «کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد»، به دنیای زیر زمینی موسیقی و هنر در اسکندریه مصر پرداخته و صداهای سرکوب شده و آرزو‌ها و خشم فروخورده جوانانی را ثبت کرد که چند ماه بعد به خیابان‌ها ریختند و بساط حکومت مبارک را برچیدند.</p>
<p>
	فیلم «میکروفون»، در بسیاری از جشنواره‌های سینمایی به نمایش درآمد و جایزه لاله طلایی سی امین دوره جشنواره بین المللی فیلم استانبول ترکیه را به دست آورد.<br />
	چالش سنت و مدرنیته در ترکیه</p>
<p>
	فیلم «تقوا: ترس یک مرد از خداوند» ساخته اوذر کیزیلتان فیلمساز اهل ترکیه (محصول ۲۰۰۶)، داستان مرد مسلمان باتقوا و متعصبی است که در تنهایی زندگی می‌کند و خود را از ارتباط با زنان و دنیای بیرون محروم کرده است اما شغل جدیدی که از سوی رهبر یک گروه مذهبی در استانبول به او پیشنهاد می‌شود، زندگی و افکار او را متحول می‌کند.<br />
	فیلم تصویری رئالیستی از جامعه و دنیای امروز ترکیه است که در چالش بین سنت و مدرنیته به سر می‌برد.</p>
<p>
	<strong>روایت‌هایی از ایران</strong></p>
<p>
	از سینماگران ایرانی خارج از کشور، فیلم «موج سبز» ساخته علی صمدی اوحدی برای نمایش در این برنامه درنظر گرفته شده بود که غلام خیابانی استاد مطالعات رسانه‌ای در دانشگاه متروپولیتن لندن، درباره آن صحبت کرد.</p>
<p>
	علی صمدی احدی، فیلمسازی است که از ۱۳ سالگی ایران را ترک کرده و اکنون در آلمان زندگی می‌کند. او که تحصیل کرده سینماست، با فیلم مستند «بچه‌های گمشده» که درباره کودک سربازان اوگاندایی که برای شورشیان این کشور می‌جنگند، جایزه یونیسف ۲۰۰۶ رادریافت کرد.<br />
	<br />
	«موج سبز» که انیمشینی مستندگونه است درباره رویدادهای خونین پس از انتخابات ریاست جمهوری دو سال قبل در ایران و «‌جنبش سبز» ساخته شده و یکی از فیلم‌های موفق بخش مستند جشنواره فیلم‌های مستقل ساندنس در آمریکای شمالی بود.</p>
<p>
	علی صمدی در این فیلم ۸۰ دقیقه‌ای، با استفاده از تصاویر انیمیشن، مصاحبه‌های زنده با شخصیت‌های سیاسی، فعالان حقوق بشری و وب‌لاگ نویس‌ها، نماهای آرشیوی زنده از صحنه‌های تظاهرات مردم در خیابان‌ها و درگیری‌های آن‌ها با پلیس و نیروهای امنیتی و خاطرات و یادداشت‌های وبلاگ‌نویسان ایرانی، روایت خود را از این رویداد سیاسی ارائه کرده است.<br />
	<br />
	بخش‌هایی از این فیلم که مربوط به دستگیری و شکنجه زندانیان در بازداشتگاه کهریزک است، همین طور بخش‌هایی از یادداشت‌های وبلاگ‌نویسان و مشاهدات آن‌ها، به صورت انیمیشن بازسازی شده است. روایت فیلم «کرونولوژیکال» است و بر مبنای زمان‌بندی خطی رویدادهای سیاسی از سه هفته قبل از انتخابات تا سه ماه بعد از آن را دربر می‌گیرد.<br />
	<br />
	در این فیلم، محسن کدیور، شیرین عبادی، فرشاد امیرابراهیمی و پیام اخوان تفسیر خود را از این رویداد‌ها ارائه کرده و شادی صدر، میترا خلعتبری و مهدی محسنی از جمله کسانی‌اند که تجربه‌های شخصی خود از شرکت در انتخابات و حوادث بعد از آن را روایت می‌کنند.<br />
	<br />
	بخش مهمی از روایت فیلم به عهده تصاویر انیمشین است که به دلیل عدم امکان دسترسی فیلمساز به فیلم‌های آرشیوی، به شکل انیمیشن روایت شده است. اما این صحنه‌ها، با اینکه خوب بازسازی شده اما در ‌‌‌نهایت روایت ذهنی فیلمساز از حوادث بعد از انتخابات است و نمی‌تواند جنبه مستند (به مفهوم معتارف کلمه) داشته باشد هرچند بعد از ساخته شدن فیلم‌هایی از نوع والس با بشیر، اکنون قالبی به نام «انیمشین مستند» را نمی‌توان نادیده گرفت.</p>
<p>
	نمایش فیلم مستند مونا رفعت‌زاده با عنوان «جاده‌های رویا‌ها» نیز یکی دیگر از قسمت‌های این برنامه بود که رویاهای مردم عادی امروز ایران را تصویر کرده بود.</p>
<p>
	مونا، متولد تهران است اما در دانمارک زندگی می‌کند. وی درباره فیلم خود می‌گوید: «من نمی‌دانم رویاهای این مردم چیست؟ آن‌ها جرات ندارند درباره آن حرف بزنند. داشتن همسر، ثروت، اتومبیل، و شغل خوب رویاهای معمولی آنهاست اما خیلی از آن‌ها هم آرزوی خروج از ایران و رفتن به کالیفرنیا یا سفر به مکه و یا یک جای راحت را در سر می‌پرورانند».</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        
        <item>
        
            <title>هوشنگ مرادی کرمانی: کودک درون من</title>
                            
            <link>http://www.mardomak.org/story/62095</link>
                        
            <guid isPermaLink="false">http://www.mardomak.org/story/62095#62095</guid>
                        
            <pubDate>ی, 15 می 2011 09:28:35 GMT</pubDate>
            
			
							<dc:creator>مردمک</dc:creator>
            			
			
            <description><![CDATA[

                    						
						 
							<img  src="http://www.mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/Houshang_Moradi_Kermani1.jpg&w=450&q=70" >
												
						<h5>
							<i>
							گفت‌وگو - روشنک شهابی 
							</i>
						</h5>
						
						<h4>ده سال پس از ساخته شدن فیلم مستند «قصه‌ها» در مورد زندگی «هوشنگ مرادی کرمانی»، این فیلم نهایتا از پایان فروردین ماه به سینما راه یافت.</h4>

						<p>
 فیلم مستند «قصه‌ها» ساخته مهدی جعفری است و عادل محمدی، محسن همت‌آبادی، هومن مرادی‌ کرمانی و سکینه شاهرخی عوامل فیلم را تشکیل می‌دهند. این فیلم به سفارش مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساخته شده است.</p>
<p>
 هوشنگ مرادی کرمانی در گفت‌وگو با مردمک می‌گوید: «فیلم مستند بیشتر مخاطب خاص دارد و جنبه‌های اطلاع‌رسانی وعلمی آن بر جنبه‌های تفریحی و جادویی قصه می‌چربد، اما متاسفانه در ایران به دلیل بافت سنتی حاکم برجامعه بیشتر مستندسازان امکان شکافتن موضوع را ندارند و بیشتر فیلم‌های مستند ایرانی به تعریف و تمجید ختم می‌شوند.»</p>
<p>
 مستند «قصه‌ها» ۱۰ سال پیش فیلم‌برداری و ساخته شد، اما همان موقع اکران عمومی نشد.</p>
<p>
 این تاخیر موجب شده که در حال حاضر فیلم آن گونه که باید مورد استقبال مخاطب قرارنگیرد. بسیاری از مواردی که در این فیلم مطرح شده‌اند به شکل‌های دیگر در سایر فیلم‌هایی که درباره هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شده‌اند، نشان داده شده‌اند.</p>
<p>
 در این فیلم، مهدی جعفری بخش‌هایی از زندگی مرادی کرمانی را بر اساس قصه‌های این نویسنده، فیلم‌هایی که بر اساس داستان‌هایش ساخته شده، گفت‌و‌گو با شخصیت‌های فرهنگی، هنری، اجتماعی و اعضای خانواده و دوستان‌اش به تصویر کشیده است.</p>
<p>
 به گفته این داستان‌نویس، تنها بخش حذف شده این فیلم مستند، صحبت‌های شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح است.</p>
<p>
 هوشنگ مرادی کرمانی در پاسخ به مردمک دربارۀ منبع الهام داستان‌هایش می‌گوید: «نوع زندگی من در روستای سیرچ و از دست دادن پدرومادرم، به ویژه مادرم، موجب شد که من همواره کمبودهایی را درزندگی‌ام تجربه کنم. به مرور همه این عوامل دست به دست هم دادند که دست به قلم ببرم و داستان زندگی‌ام را به بیانی ساده و شیرین و با رگه‌هایی از طنز بیان کنم.»</p>
<p>
 فیلم «قصه‌ها» با گشت‌گذار هوشنگ مرادی کرمانی درروستای سیرچ آغاز می شود و به مرور وارد فضاهای دیگر زندگی این داستان‌نویس می‌شویم.</p>
<p>
 به گفته خالق قصه‌های مجید، مهم‌ترین دغدغه و درد او در زندگی از دست دادن مادرش است؛ «مادری که هرچه سن‌ام بالاترمی‌رود، هم‌چنان میل به جستن و یافتن‌اش تشدید می‌شود. همین جست‌وجو موجب شده که درطول زندگی هنری‌ام بیش از هر موضوعی درباره مادر بنویسم تا شاید از خلال نوشتن راهی برای یافتن‌اش پیدا کنم.»</p>
<p>
 داستان‌های مرادی کرمانی نخستین بار درمجله خوشه منتشر شد.</p>
<p>
 او درباره روند داستان نویس شدن‌اش می‌گوید: «زمانی که در روستا زندگی می‌کردم، تنها ارتباط‌م با دنیای خارج، نوشتن نامه به عموی‌ام بود که درشهرزندگی می‌کرد. من دراین نامه‌ها درباره دغدغه‌هایم و نیازهایی که داشتم می‌نوشتم. یکی ازچیزهایی که همیشه احتیاج داشتم کفش بود و برای این که عموی‌ام برای‌ام کفش بخرد، آن قدر درباره کفش‌های اهالی روستا و اتفاقاتی که برای کفش‌هایشان افتاده بود می‌نوشتم که در‌‌نهایت همراه نامه برای‌ام کفش می‌فرستاد.»</p>
<p>
 مرادی کرمانی این روز‌ها هم‌چنان شوق نوشتن برای نوجوانان را حفظ کرده است.</p>
<p>
 مرادی کرمانی درباره دغدغه نوشتن‌ برای نوجوانان می‌گوید: «برای خیلی‌ها عجیب است که من هنوز در این سن و سال می‌توانم برای نوجوانان قصه بنویسم. من واقعا برای این که برای بچه‌ها بنویسم تلاش نمی‌کنم. آن قدرحس کودکی درمن قوی است که نمی‌توانم غیر از این‌که بچه‌ها بخوانند برای کسان دیگری بنویسم.»</p>
<p>
 او درباره انتخاب سوژه و روند نوشتن یک قصه می‌گوید: «آبشخور بیشتر قصه‌هایی که می‌نویسم در دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خودم است، اما هرگز این سوژه‌ها را به راحتی خرج نمی‌کنم. هر بار که تصمیم می‌گیرم قصه چیزی را بنویسم، مدت‌ها درباره‌اش تحقیق می‌کنم و بعد دست به قلم می‌برم. شاید یکی از رمزهای موفقیت من همین موضوع باشد. مثلا برای نوشتن بچه‌های قالیباف‌خانه شش ماه از زندگی‌ام را&nbsp;در یک قالیبافی گذراندم که بیشتر بافندگان‌اش بچه‌های کوچک بودند.»</p>
<p>
 خالق داستان «نازبالش» درباره استقبال سینماگران از داستان‌هایش به مردمک می‌گوید: «برای من بسیار عجیب است که هر بار کتابی می‌نویسم هنوز چند روز از پخش کتاب نگذشته، چندین کارگردان با من تماس می‌گیرند و می‌خواهند داستان‌ را فیلم کنند.»</p>
<p>
 درحال حاضر، چند فیلم براساس داستان‌های «سنگ اول» از «مجموعه تنور»، «نازبالش» و «پلوخورشت» در حال ساخت است.</p>
<p>
 او درباره علاقه‌اش به سینما می‌گوید: «من از کودکی علاقه زیادی به سینما داشتم، اما هزینه فیلم دیدن بالا بود، برای همین همیشه در پی کشف راهی بودم که فیلم ببینم، تا این که به خاطرعلاقه به سینما خوشنویسی یاد گرفتم. دردوران کودکی من تبلیغ فیلم‌ها به این شکل نبود. هم‌زمان با اکران هر فیلمی، خبر اکران‌اش را خوشنویسی با خط خوش می‌نوشت و این خطاطی‌ها بر در و دیوار شهر نصب می‌شد تا مردم از نمایش فیلم باخبرشوند. این طوری بود که وارد دنیای عجیب و دوست داشتنی سینما شدم.»</p>
<p>
 مرادی کرمانی درباره شهرت آثارش می‌گوید: «با این که کتاب‌های بسیاری نوشته‌ام و فیلم‌های متعددی نیز بر اساس داستان‌هایم ساخته شده، اما همه من را با قصه‌های مجید می‌شناسند. قصه‌های مجید این ویژگی را داشت که جامعه را با بخشی از مشکلات یک نوجوان که پدر و مادرش را از دست داده بود و درمضیقه مالی زندگی می‌کرد، آشنا کند.»</p>
<p>
 آخرین کتاب منتشرشده هوشنگ مرادی کرمانی «نازبالش» است که چاپ سوم آن در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شد. او هنوزنگارش داستان جدیدی را شروع نکرده است.</p>



											
					<br />
					<br />
					
					


			]]></description>
            
        </item>
        

			        
        

    </channel>
</rss>
