پس از به سرقت رفتن 12 مجسمه مشاهیر ایرانی از سطح شهر تهران، فرمانده انتظامی تهران امروز خبر داد که چند مظنون در اینرابطه دستگیر شدهاند.
پس از به سرقت رفتن 12 مجسمه مشاهیر ایرانی از سطح شهر تهران که از تعطیلات نوروزی آغاز شده بود، حسین ساجدینیا، فرمانده انتظامی تهران امروز خبر داد که چند مظنون در اینرابطه دستگیر شدهاند.
به گزارش خبرگزاری مهر، فرمانده پلیس تهران گفته که از روز هفتم اردیبهشت به بعد سرقتی گزارش نشده است.
با وجودی که بیشتر نقاط شهر تهران زیر پوشش دوربینهای مدار بسته و کنترل معابر است و امکان شناسایی سارقان مجسمهها از این طریق میسر است، اما فرمانده نیروی انتظامی پس از سرقت 12 مجسمه فقط به این جمله بسنده کرده که «چند مظنون دستگیر شدهاند و بررسیها در این زمینه ادامه دارد».
مجسمه «شهریار» اثر علی قهاری در مقابل تئاتر شهر تهران، مجمسه «ستارخان» و «باقرخان» آثار شهریار ضرابی در خیابان ستارخان و شهرآرا، «صنیع خاتم» و «شریعتی» آثار حمید شانس در پارک ملت و پارک شریعتی، «زندگی» اثر فاطمه امدادیان و مجسمهای آبستره از محمد مددی در خانه هنرمندان به سرقت رفتهاند.
مجمسه «مادر و فرزند» اثر هژیر ابراهیمی در شهرک غرب، «محمد معین» اثر جعفر نجیبی در بلوار استاد معین و مجسمه «شهید دادمان» در بلوار فرحزادی، از دیگر آثاری هستند که در روزهای گذشته ناپدید شدهاند.
علاوه بر این مجسمههای «ابوسعید ابوالخیر» در میدان منیریه و «حضرت مریم» در پارک گفتگو نیز سر جایشان نیستند که رئیس اداره حجم سازمان زیباسازی شهرداری تهران گفته که این دو مجسمه برای مرمت جابهجا شدهاند.
سرقت مجسمههای چندصد کیلوگرمی از خیابانها و معابر عمومی شلوغ و پرترافیک شهر تهران در حالی به 12 مورد رسیده که نصب این مجسمهها توسط جرثقیل انجام شده و ساعتها برای این کار زمان صرف شده است و بنابراین درباره اهداف سارقان این مجسمهها نظرات مختلفی مطرح شده است.
«اهداف مالی یا مخالفت با مشاهیرایران»
پرویز تناولی، مجسمه ساز، سرقت مجسمههای تهران را کار یک تشکیلات سازمانیافته میداند و معتقد است که این کار نمیتواند فقط کار یک نفر یا چند نفر باشد، زیرا به گفته او برخی از این مجسمهها خیلی سنگین هستند و برای از جا کندن آنها به جرثقیل نیاز است.
به گفته آقای تناولی که مجسمههایش شهرت جهانی دارد، «در شهری که تمام شب بیدار است و دايم ترافیک در آن درجريان است و مردم در رفت و آمد هستند، هیچ منطقی قبول نمیکند مجسمههای چند صد کیلوگرمی به سرقت برود».
غلامعلی طاهری، نقاش و مشاور مرکز هنرهای تجسمی نیز فرضیهای را مطرح کرده مبنی بر اینکه «افرادی که آثار را به سرقت بردهاند، دزد، ولگرد و بیسامان بودهاند یا کسانی مجسمهها را به سرقت میبرند تا آثار ارزش پیدا کنند و بعدا با قیمتهای بیشتری فروخته شوند».
اما برخی مجسمهسازان همچون جعفر نجیبی و طه بهبهانی گفته بودند که «برنز این آثار به دلیل دست دوم بودن هنگام فروش ارزش مادی چندانی ندارد و احتمالا جریانی مخالف تزئین شهر با آثار تجسمی، دست به چنین اعمالی میزند».
ایرج اسکندری، نقاش و طراح نقش برجسته پیشین میدان انقلاب هم براین باور است که «اساسا تفکری شکل گرفته که با نصب پرتره شخصیتها و مجسمه در سطح شهر مخالف است، تا آنجا که خیلی راحت، مجسمهها را از جایگاه خود درآورده و به سرقت میبرند».
با این حال غلامعلی طاهری، مشاور مرکز هنرهای تجسمی درباره نظر آقای اسکندری میگوید: این حرف را زیاد قبول ندارم. شاید اگر در سالهای 1357 تا 1361 بودیم که بحث کراهت مجسمه و مقابله با آن وجود داشت، موضوع مقابله با مجسمهسازی تاحدودی درست بود.
بر اساس آمارهای اعلام شده بیش از60 درصد مجسمههای موجود در شهر تهران از جنس برنز است و در صورت بیتوجهی میتوانند از اهداف بعدی سارقان باشند.